گروه جامعه ایرنا- مفهوم «امت مبعوث» از بنیادیترین مفاهیم در نگاه وحیانی به تاریخ هدایت بشر است؛ امتی که حرکت آن نه بر پایه منافع مادی بلکه بر محور تکامل روحی و تسلیم در برابر اراده حق تعریف میشود اما این آرمان بلند، چگونه از یک ایده نظری به واقعیتی عینی و اجتماعی در طول تاریخ تبدیل شده است؟
پاسخ را باید در پیوند ناگسستنی این امت با «قائد» جست؛ کسی که میراث بعثت را به زبان هر عصر ترجمه میکند و مسیر را برای امت روشن میسازد؛ در این میان، رخداد شهادت و سپس تشییع پیکر رهبری، نه یک پایان بلکه نقطه اوج این پیوند و تجلی عینی آن در صحنه اجتماع محسوب میشود.
برای واکاوی این نسبت عمیق، گفتوگویی با «خدیجه احمدی بیغش» عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس تهران، انجام دادهایم؛ وی با رویکردی تحلیلی به مقوله بعثت، ولایت و شهادت نگریسته و تشییع پیکر شهید آیتالله خامنهای را فراتر از یک مراسم سوگواری، حرکتی جمعی در جهت تحقق «امت مبعوث» میداند.
احمدی بیغش در این مصاحبه، از پیوند تکوینی امت و قائد، نقش شهادت در تکامل این پیوند، و تولید قدرت از دل فقدان سخن میگوید.
ایرنا: بعثت چه جایگاهی در شکلگیری «امت مبعوث» دارد و نقش قائد در این میان چیست؟
احمدی بیغش: در گستره تاریخ هدایت، هر اتفاقی که در راستای تکامل بشر رخ میدهد، ریشه در یک هدف غایی دارد؛ اگر بخواهیم با نگاهی وحیانی به مقوله بعثت بنگریم، در مییابیم که بعثت، صرفاً یک رخداد تاریخی در قرن هفتم میلادی نبود بلکه یک پروژهی ابدی بود برای خلق جامعهای که در ادبیات الهی، «امت مبعوث» نامیده میشود.
امت مبعوث، آن جامعهای است که معیار حرکتش نه منافع مادی، بلکه تکامل روحی و تسلیم در برابر اراده حق است اما چگونه این آرمان بعثت، در پیچ و خمهای تاریخ، از یک «ایده» به یک «واقعیت اجتماعی» تبدیل میشود؟ پاسخ این پرسش در مفهوم «ولایت» و حضور «قائد» نهفته است.
قائد در هر عصر، در واقع کسی است که میراث بعثت را از حالت استاتیک خارج کرده و آن را به زبان عصر خود ترجمه میکند تا امت مبعوث، در هر لحظه و هر شرایطی، راه خود را گم نکند.
ایرنا: چه ویژگیهایی، پیوند میان امت و قائد را فراتر از قراردادهای سیاسی معمول قرار میدهد؟
احمدی بیغش: رابطه میان امت و قائد، رابطهای فراتر از قراردادهای سیاسی یا پیوندهای اجتماعی معمول است؛ این پیوند، ریشه در یک «عهد تکوینی» دارد. وقتی ما از پیوند ناگسستنی امت و قائد سخن میگوییم، در واقع از یک همسویی ارادی صحبت میکنیم. در این مسیر، قائد نه تنها راهنما، بلکه نقطه اتصال میان وحی و عمل است.
او کسی است که با تکیه بر تعالیم وحیانی، لایههای پنهان ایمان را در وجود امت بیدار میکند تا این امت، از حالت یک جمعیت به یک جبهه، و از یک جبهه به یک «امت مبعوث» تبدیل شود. این سیر تکاملی در اوج خود به نقطهای میرسد که در آن، تضاد میان عشق به دنیا و عشق به خدا به نفع حقیقت الهی حل میشود و انسان به مقامی میرسد که در آن، شهادت، نه یک پایان، بلکه بالاترین درجه زندگی است.
ایرنا: تشییع پیکر شهید آیتالله خامنهای را چگونه باید در این چارچوب تحلیل کرد؟
احمدی بیغش: در این نقطه است که ما با رخداد عظیم «شهادت» و سپس «تشییع پیکر» رهبری شهیدمان آیتالله سیدعلی خامنهای روبرو میشویم. در نگاه سطحی، تشییع یک مراسم برای خداحافظی با یک شخصیت برجسته است، اما در نگاه تحلیلی، تشییع پیکر شهید آیتالله خامنهای، یک «تجلی عینی» است.
تجلی چیست؟ تجلی یعنی آشکار شدن حقیقتی که تا پیش از این در لایههای پنهان تربیتی امت مبعوث توسط قائد خویش به این مسیر رسیده، اکنون تا سطح عینی «امت مبعوث» و با اراده واحد در پیوند با حقیقت بعثت ارتقاء یافتهاند. تشییع قائد شهیدمان، صرفا مراسم حزنآلود برای تدفین نیست، بلکه حرکت جمعی و تلاقی از ایمان و اراده و اشک امت است.
ایرنا: آیا مسیر از بعثت تا شهادت، یک مسیر خطی است یا مفهومی عمیقتر دارد؟
احمدی بیغش: اگر به دقت بنگریم، میبینیم که مسیر از «بعثت تا شهادت»، یک خط مستقیم از آغاز تا پایان نیست، بلکه یک «دایره تکامل» است. پیامبر اکرم (ص) با بعثت، بذر این امت را کاشتند و قائد با رهبری و هدایت، این بذر را پرورش داد تا در نهایت، با شهادت، میوهی این درخت به کمال برسد.
شهادت قائد، در واقع میثاق نهایی ایشان بر پیمان بعثت است؛ وقتی رهبری به مقام شهادت میرسد، در واقع به امت خود ثابت میکند که تمام آنچه گفته است، حقیقت داشته و مسیر بعثت، مسیری است که پایانش در شهادت و آغازش در توحید است. امت مبعوث در این تشییع، نه با یک پیکر بیجان، بلکه با یک «سیره زنده» برای حیات ابدی در مسیر حق همراه است.
ایرنا: تشییع شهید را تا چه حد میتوان یک «تولید قدرت» برای امت دانست؟
احمدی بیغش: در این نقطه، باید به این نکته اشاره کرد که تشییع پیکر رهبری، یک «تولید قدرت» است؛ غم و حزن، اگر به درستی مدیریت شود، به انرژی تحولی تبدیل میشود. امت مبعوث در تشییع قائد، از حالت «فقدان» به حالت «حضور» منتقل میشود.
این تحمع عظیم، پیامی به جهان دارد که این امت، امتی نیست که با نبودن یک فرد متزلزل شود، بلکه امتی است که با شهادت رهبرش، به حقیقت ناگسستگی میرسد. پیوند میان امت و قائد در لحظه تشییع، به اوج خود میرسد؛ زیرا در این لحظه، تفاوتهای فردی، طبقاتی و جغرافیایی کاملاً رنگ میبازد و تنها یک هویت باقی میماند: «هویت امت مبعوث».
این همگرایی، در واقع همان جامعهای است که پیامبر (ص) در آرزویش بود؛ جامعهای که در عین تنوع، در محوریت حق، متحد و یکپارچه است.
ایرنا: نسبت میان تشییع و امت مبعوث را چگونه باید فهمید؟
احمدی بیغش: رابطه میان تشییع پیکر شهید آیتالله خامنهای و امت مبعوث، رابطه «ظاهر و باطن» است. تشییع، ظاهر است و امت مبعوث، باطنی است که در این ظاهر تجلی کرده است. این مراسم در واقع یک سند زنده است بر اینکه تعالیم وحیانی، هنوز در قلبهای انسانها در مسیر همصدایی با حقیقت جاری است.
این تشییع بازگشت به اصل ایمانی است که امت بر آن مبعوث شدند. قائد با شهادتش، آخرین درس تسلیم در برابر خدا را به امت آموخت و با تشییع او، امت این درس را در عمل پیاده میدارند.
ایرنا: سرانجام این پیوند پس از شهادت چه سرنوشتی مییابد؟
احمدی بیغش: در نهایت، باید گفت که پیوند میان امت و قائد، با شهادت گسسته نمیشود، بلکه به مقام ولایت ابدی ارتقا مییابد. از این پس، هرگاه امت مبعوث بخواهد در مسیر حق گامی بردارد، به این لحظه تشییع و به این پیوند ناگسستنی نگاه خواهد کرد تا بداند که راه رسیدن به آرمانهای بعثت، از مسیر ایثار، بصیرت و شهادت میگذرد.
تشییع رهبری، در واقع یک بیدارباش برای جهان است تا بفهمد که امت مبعوث، امتی است که با هر شهادتی، قویتر میشود و با هر فقدانی، به حقیقت بقا در راه حق نزدیکتر میگردد.
این مسیر، مسیری است که از نور بعثت آغاز شد، با هدایت قائد شکل گرفت و با شهادتش به کمال رسید؛ اکنون در قالب امت مبعوث، تجلی یافته، جهان را به سوی توحید و عدالت رهبری میدارد.
این است حقیقت پیوند ناگسستنی؛ پیوندی که نه در دنیا، بلکه تا ابدیت، امت را با قائد و هر دو را با حقیقت گره میزند.













