به گزارش ایسنا، بعضی دیدارها در همان لحظه تمام نمیشوند؛ زمان لازم است تا معنا و ارزش واقعیشان آشکار شود. آخرین دیدار رمضانی دانشجویان با رهبر انقلاب، در شبهای ماه رمضان سال ۱۴۰۳، از همان جنس دیدارهایی بود که شاید در لحظه، بیشتر شبیه یک جلسه پرسش و پاسخ، نقد و مطالبهگری به نظر میرسید، اما گذر زمان نشان داد آن نشست، آخرین گفتوگوی بیواسطه دانشجویان با رهبرشان بود؛ دیداری که امروز، پس از تشییع باشکوه ایشان، هر جمله و هر نگاهش رنگ دیگری یافته است.
شب ۲۲ اسفند ۱۴۰۳، فضای حسینیه امام خمینی با دیدارهای دانشجویی سالهای قبل تفاوتی نداشت؛ دانشجویان بیپرده سخن گفتند، نقد کردند، گلایه کردند، از اقتصاد، فرهنگ، دانشگاه، سیاست داخلی، سیاست خارجی، عملکرد برخی مسئولان، فضای مجازی، عدالت، مبارزه با فساد و آینده انقلاب حرف زدند. بعضی از آنان از کندی تصمیمها گلایه داشتند، برخی از وضعیت دانشگاهها، برخی از مهاجرت نخبگان، برخی از ضعف در روایتگری رسانهای و عدهای نیز از عملکرد دستگاههای فرهنگی انتقاد کردند.

اما نکته مهم این بود که رهبر شهید انقلاب، برخلاف آنچه شاید در ذهن برخی تصور میشد علاوه بر اینکه از این صراحت استقبال کردند، بلکه همان ابتدای سخنانشان از مسئولان وزارت علوم و وزارت بهداشت خواستند نوشتهها و مطالب دانشجویان را با دقت بخوانند و به آنها ترتیب اثر بدهند و تصریح کردند که بخشی از این گلایهها کاملاً درست است و آنجا که به ایشان مربوط باشد، حتماً پیگیری خواهد شد.
همین چند جمله، تصویری روشن از نسبت رهبر شهید انقلاب با جریان دانشجویی ترسیم میکرد؛ نسبتی که صرفا تایید یا تشویق نبود و بر پایه اعتماد، شنیدن و گفتوگو شکل گرفته بود. رهبر شهید انقلاب در همان آغاز سخنانشان جملهای گفتند که امروز بیش از هر زمان دیگری در ذهن دانشجویان مانده است: «سطح تفکر و تحلیل مجموعه دانشجویی رو به رشد است.» ایشان تأکید کردند: آنچه امسال از دانشجویان شنیدهاند، نسبت به سالهای گذشته عمیقتر، پختهتر و جامعتر بوده و این موضوع را نشانه امید برای آینده کشور دانستند.

در میان سخنان نمایندگان تشکلهای دانشجویی، یک دغدغه بیش از همه تکرار میشد؛ اینکه جریان دانشجویی احساس میکرد در برخی حوزهها فاصله میان آرمان و عمل ایجاد شده است. دانشجویان از ضرورت حفظ روحیه انقلابی، مبارزه با فساد، تقویت جبهه فرهنگی، جلوگیری از انفعال رسانهای، حمایت از جبهه مقاومت و توجه بیشتر به دانشگاهها سخن گفتند و از مسئولان خواستند با شجاعت بیشتری تصمیم بگیرند.
رهبر شهید انقلاب بدون آنکه این نگرانیها را نادیده بگیرند، تلاش کردند مرز میان نقد و قضاوت شتابزده را روشن کنند. ایشان خطاب به دانشجویانی که درباره برخی تصمیمهای امنیتی و نظامی سؤال داشتند، توضیح دادند که بسیاری از تصمیمها بر پایه محاسباتی گرفته میشود که همه ابعاد آن برای افکار عمومی قابل بیان نیست و تأکید کردند: «نباید صرفاً بر اساس ظاهر حوادث درباره عملکرد مسئولان قضاوت کرد».

اما شاید مهمترین بخش پاسخهای ایشان، جایی بود که یکی از دانشجویان از کاهش اعتماد به نسل جوان سخن گفته بود. رهبر شهید انقلاب با صراحت این برداشت را رد کردند و فرمودند: «امید ایشان فقط همین جوانان هستند»؛ با این حال شرط اساسی تحقق این امید را «استقامت» دانستند.
ایشان هشدار دادند که جوان انقلابی نباید با نخستین مانع، تردید یا سختی، از آرمان خود فاصله بگیرد و به فردی بیتفاوت تبدیل شود. امروز که آن جملات دوباره خوانده میشود، گویی بیش از آنکه پاسخی به یک سؤال باشد، وصیتی برای آینده است؛ توصیهای که اکنون بیش از هر زمان دیگری مخاطب آن نسل دانشجو است.

رهبر شهید انقلاب در ادامه، نگاه خود به جایگاه دانشگاه را فراتر از یک محیط آموزشی ترسیم کردند. از نگاه ایشان، دانشگاه صرفاً محل انتقال دانش نیست؛ دانشگاه کارخانه تولید فکر، تحلیل، هویت و آینده کشور است. به همین دلیل، بخش مهمی از سخنانشان را به تبیین «هویت دانشجویی» اختصاص دادند.
ایشان با مرور دو قرن مواجهه ایران با تمدن غرب، از دو تجربه متفاوت سخن فرمودند؛ تجربه نخست، شیفتگی و خودباختگی و تجربه دوم، شناخت، استقلال و انتخاب آگاهانه. رهبر انقلاب تاکید فرمودند: «در دورهای، بخشی از نخبگان کشور تصور کردند تنها راه پیشرفت، تقلید کامل از غرب است؛ همان تفکری که از «غربی شدن از فرق سر تا نوک پا» سخن میگفت. اما به اعتقاد ایشان، نتیجه آن نگاه چیزی جز وابستگی، عقبماندگی و تهی شدن کشور از هویت خود نبود. در مقابل، تجربه دوم با شناخت واقعی از رفتار قدرتهای غربی شکل گرفت؛ از اشغال ایران، قراردادهای استعماری، کودتای ۲۸ مرداد و دخالتهای خارجی تا شکلگیری نهضت ملی نفت و در نهایت انقلاب اسلامی».

رهبر شهید انقلاب معتقد بودند«همین تجربه تاریخی بود که نسل جوان را به سمت استقلالخواهی سوق داد و دانشگاه را به یکی از مهمترین پایگاههای مبارزه با سلطه» تبدیل کرد. در این میان، ایشان از ۱۶ آذر و شهادت سه دانشجوی دانشگاه تهران نیز به عنوان نقطه آغاز این مسیر یاد کردند؛ مسیری که به باور ایشان هنوز ادامه دارد و امروز نیز دانشجوی ایرانی همان روحیه ایستادگی را حفظ کرده است. این بخش از سخنان رهبر انقلاب، در واقع پاسخی به همان دغدغهای بود که دانشجویان در سخنان خود بارها مطرح کرده بودند؛ دغدغه حفظ هویت مستقل دانشگاه و جلوگیری از بازتولید وابستگی فکری.

رهبر شهید در بخش دیگری از سخنانشان، مسئولیتی تازه برای جریان دانشجویی تعریف کردند؛ مسئولیتی که از نگاه ایشان با پیشرفت فناوری و گسترش فضای مجازی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. ایشان تأکید کردند «امروز میدان اصلی، میدان روایت، تحلیل و تولید محتوا است و دانشجو باید در این عرصه نقشآفرین باشد». این توصیه نیز بیارتباط با سخنان دانشجویان نبود. در آن دیدار، بسیاری از نمایندگان تشکلها از ضعف جبهه رسانهای انقلاب، عقبماندگی در فضای مجازی و واگذاری میدان روایت به رسانههای معاند گلایه داشتند.
رهبر شهید انقلاب با تأیید اصل این دغدغه، راهحل را در «تولید محتوا» دانستند و فرمودند: «همین تحلیلهای عمیق، همین فکرهای نو و همین نگاههای دقیق، مهمترین سرمایه دانشگاه برای حضور در فضای رسانهای است». از نگاه ایشان، دانشجو باید نقش معلم، هشداردهنده و چراغ راهنما رابرای همفکران و همه جامعه دانشگاهی ایفا کند.

رهبر شهید انقلاب سپس توصیههایی مشخص به تشکلهای دانشجویی ارائه کردند؛ توصیههایی که امروز، پس از فقدان ایشان، بیش از گذشته رنگ مأموریت پیدا کرده است. ایشان از دانشجویان خواستند: «به متن دانشگاه بازگردند، گفتوگوهای فکری را گسترش دهند، از اندیشمندان مطمئن استفاده کنند، مسائل اصلی کشور را محور بحث قرار دهند، نقد را با انصاف همراه کنند، از تهمت، دوقطبیسازی، ناامیدسازی و بنبستنمایی پرهیز کنند و همواره احتمال وجود محاسبات دقیق در تصمیمهای کلان کشور را در نظر داشته باشند». این توصیهها در کنار همه مباحث سیاسی و تاریخی، شاید مهمترین بخش آن دیدار بود؛ زیرا مستقیما آینده جنبش دانشجویی را هدف قرار میداد.
اکنون که هزاران دانشجو در مراسم تشییع رهبر انقلاب حضور یافتهاند، مرور آن دیدار معنایی فراتر از یک خاطره پیدا میکند. همان دانشجویانی که آن شب با صراحت نقد کردند، سؤال پرسیدند، مطالبهگری کردند و پاسخ شنیدند، امروز در بدرقه رهبر خود، بار دیگر با همان آرمانها تجدید عهد کردهاند. شاید مهمترین میراث آن جلسه، همین اعتماد متقابل بود؛ اعتمادی که رهبر انقلاب به نسل جوان داشت و آن را بارها در سخنان خود تکرار کرد و در مقابل، دانشجویانی که امروز بیش از همیشه احساس میکنند مخاطب مستقیم آن سخنان بودهاند.

آخرین دیدار دانشجویان با رهبر شهید اکنون دیگر یک جلسه رمضانی در تقویم نیست؛ سندی از یک رابطه دوطرفه است؛ رابطهای که در آن دانشجو حق داشت نقد کند، سؤال بپرسد و مطالبه داشته باشد و رهبر نیز با حوصله بشنوند، پاسخ دهند، اصلاح را مطالبه کنند و در نهایت، مهمترین سرمایه آینده کشور را همین نسل جوان بدانند.

به گزارش ایسنا، اکنون با پایان یافتن آن فصل، رسالت دانشجویان نیز شکل تازهای یافته است. اگر در آن شب، رهبر انقلاب از دانشجویان خواستند استقامت کنند، هویت خود را حفظ کنند، روایتگر حقیقت باشند، امید را زنده نگه دارند، دانشگاه را به کانون فکر و تولید محتوا تبدیل کنند و در برابر جنگ روایتها میدان را خالی نکنند، امروز همان توصیهها به عهدی تبدیل شده که باید ادامه یابد. شاید معنای حضور گسترده دانشجویان در آیین بدرقه رهبر شهید انقلاب نیز همین باشد؛ اینکه آن رابطه، با پایان یک دیدار یا حتی با فقدان رهبر شهید پایان نمییابد. این بار، نوبت دانشجویان است که نشان دهند آخرین دیدار، پایان گفتوگو نبود؛ آغاز مسئولیتی بود که اکنون بر دوش نسلی قرار گرفته است که خود را وفادار به آن عهد میداند؛ عهدی میان عاشق و معشوق، میان استاد و شاگرد، میان رهبر و نسلی که قرار است پرچم این مسیر را در آینده بر دوش بکشد.
انتهای پیام











