خبرگزاری تسنیم_گروه فرهنگی: مصلی تهران سالهاست که در حافظه جمعی مردم، تنها یک بنای بزرگ برای برگزاری نماز نیست؛ اینجا برای بسیاری، محل قرار عاشقانه با رهبرشان بوده است. هر سال، از نخستین ساعات صبح عید فطر، خیابانهای منتهی به مصلی مملو از جمعیتی میشد که با جانماز و مهر و تسبیح، خود را به اینجا میرساندند. چرا که برای خیلیها، عید زمانی کامل میشد که پس از اقامه نماز، رهبرشان را از نزدیک میدیدند؛ لبخندی، تکان دستی و نگاهی که خستگی ساعتها انتظار را از دلها میبرد.
نسلهای مختلف، خاطره مشترکی از مصلی دارند. پدرانی که سالها دست فرزندانشان را گرفتند و برای نخستین نماز عید به اینجا آوردند، مادرانی که از شب قبل برای حضور در این اجتماع باشکوه آماده میشدند و جوانانی که هر سال، دیدار رهبر را شیرینترین بخش عید میدانستند. مصلی برای آنان فقط محل اقامه نماز نبود؛ نماد پیوند مردم با رهبری بود که هر سال در این مکان تجدید میشد.
اما این شبها، مصلی تهران حال و هوایی دیگر دارد. همان صحنهایی که روزی با تکبیرهای عید و لبخندهای دیدار، جان میگرفت، امروز آمیخته با اشک، میزبان مردمی است که بار دیگر راه این مکان را در پیش گرفتهاند. این بار نه برای نماز عید و نه برای شنیدن خطبه؛ این بار برای وداع.
از نخستین ساعات روز، آحاد مختلف مردم خود را به مصلی میرسانند؛ پیر و جوان، زن و مرد، خانوادههایی که با کودکانشان آمدهاند، دانشجویان، کارگران، بازاریان، روحانیون، نیروهای نظامی و انتظامی، هنرمندان، ورزشکاران و مسئولان. هر کس با هر سلیقه و هر جایگاه اجتماعی، گویی احساس کرده است که باید سهم خود را از این وداع ادا کند. صفهای طولانی، چهرههای غمگین و اندوهناک اما مشتاق و نگاههایی که به یک نقطه دوخته شدهاند؛ همان پرده آبی و آقای عزیز ایران که همراه با خانواده اش جان خود را فدای وطن کرد.
بسیاری از کسانی که امروز به آخرین دیدار آمدهاند، همانهایی هستند که سالها در صفوف نماز عید فطر حضور داشتند. همان مردمی که هر سال چشم انتظار بودند تا پس از پایان نماز، رهبرشان را از نزدیک ببینند. حالا دوباره به همان مکان آمدهاند؛ اما تفاوت، سنگین و جانکاه است. این بار دیگر خبری از آن دیدارهای همیشگی نیست. روح او حاضر و ناظر است، جسمش دیگر در میان مردم نیست و تنها پیکر شهید است که مأمن اشکها و نجواهای دلتنگ مردمی شده که سالها با او خاطره ساختهاند.
هر کس چیزی زیر لب زمزمه میکند؛ یکی از روزهای سختی میگوید که با سخنان او امید گرفته بود، دیگری از خاطره نخستین دیدارش در نماز عید فطر. بعضی فقط سکوت کردهاند و اشک میریزند؛ گویی اشک، رساتر از هر واژهای است. اینجا دیگر کسی برای گرفتن عکس یادگاری یا ثبت لحظهای از یک دیدار نیامده است؛ همه آمدهاند تا آخرین سلام را بدهند و دلتنگیهای سالها همراهی را با پیکر شهیدی در میان بگذارند که روزگاری حضورش، مهمترین دلیل آمدنشان به مصلی بود.
مصلی تهران همچنان میعادگاه مردم است؛ همان میعادگاهی که سالها عطر عید فطر و تکبیرهای نماز را در خود حفظ کرده است. اما امروز، این مکان روایت دیگری را در حافظه تاریخ ثبت میکند؛ روایتی از وفاداری مردمی که هنوز همان مردماند، با همان عشق و همان عهد. مردمی که روزگاری برای تجدید بیعت با رهبرشان به اینجا میآمدند و امروز، از هر قشر و هر سنی، آمدهاند تا با اشک، دلتنگی و خاطراتشان، آخرین وداع را رقم بزنند.
انتهای پیام/