رسانهای که بهجای شنیدن، تمسخر میکند؛ بهجای گزارش، تحقیر میکند؛ و بهجای گفتوگو، برچسب میزند، عملاً خیابان را فعال میکند، در این میان صداوسیما با اصرار بر تکصدایی، نقش شتابدهنده را بازی کرد.
عصر ایران ؛ موحد منتقم - آنچه در هفتههای اخیر در ایران رخ داد، صرفاً فوران ناگهانی خشم نبود؛ نتیجهی مسیری بود که سالها پیش، همزمان با فروپاشی مرجعیت رسانهای، آغاز شد.
وقتی متولیان رسانه راه صدا را میبندند، طبیعی است که خیابان به رسانه بدل شود؛ یا دقیقتر، به رسانهی جایگزین. مردمی که احساس میکنند دیده و شنیده نمیشوند، زمین اعتراض را از تایملاینهای فیلتر شده شبکه های اجتماعی، به خیابان منتقل میکنند.
اما اینبار، جابهجایی فقط تغییر مکان نبود؛ یک دگردیسی رخ داد: خیابان «تایملاین» شد. مرز میان آنلاین و آفلاین فرو ریخت و سیاست از صفحهی موبایل جدا شد و بدن پیدا کرد.
آنچه ماهها در شبکههای اجتماعی تمرین شده بود،زبان حذف، دوگانهسازی با ما یا بر علیه ما،اکنون به خیابان منتقل شد و شکل فیزیکی گرفت.
اعتراض، در نقطهی آغاز، حق بدیهی شهروندان بود؛ اما با کشیدهشدن خشونت به متن اعتراض، این حق به حاشیه رانده شد. زمانی که مطالبه باید دیده میشد، صحنه با تصاویر خشن پر شد و خودِ اعتراض، زیر آوار همان تصاویر دفن شد.
با شلوغشدن فضا، نیروهای فرصتطلب و گروههای سازمانیافتهای وارد میدان شدند که اساساً نسبتی با مطالبهی شهروندی نداشتند وبا کشتن انسانها، روزهای سیاهی را رقم زد که هم اعتراض را سوزاند و هم جامعه را.
وقتی مطالبات مردم در شبکههای اجتماعی نادیده گرفته میشود و معترضان با برچسب «ربات دشمن» از میدان گفتوگو حذف میشوند، تغییر زمین اعتراض اجتنابناپذیر است.
رسانهای که بهجای شنیدن، تمسخر میکند؛ بهجای گزارش، تحقیر میکند؛ و بهجای گفتوگو، برچسب میزند، عملاً خیابان را فعال میکند. در این میان، صداوسیما با اصرار بر تکصدایی، نقش شتابدهنده را بازی کرد؛ رسانهای که جولانگاه چهرههایی شد که از تنفر ارتزاق میکنند و معترضان اولیه،از بازاریان تا مردم معترض را «تفاله» میخوانند نتیجهاش همان چیزی شد که در خیابان دیده شد.
از دسترفتن مرجعیت خبری رسانهی رسمی، خلأ روایت ساخت؛ و خلأ روایت همیشه با روایتهای دیگر پر میشود. در این بستر فروپاشیده، تایملاین شبکه های اجتماعی و تلویزیون ایران اینترنشنال بهطور معناداری یکدست شد.
سلطنتطلبها نه در حاشیه، که بهمثابه نیرویی پرصدا و سازمانیافته، ماهها ادبیات حذف و نفرت را تمرین کردند. خیابان ناگهان به صحنهی اجرای همان سناریویی بدل شد که پیشتر در توییتها نوشته شده بود.
صورتهای پوشیده، تصادفی نبودند. آنها همان آواتارهای مخفی بودند؛ همان حسابهای بینام و بیچهره که در امنیت ناشناسی، تندترین مواضع را بدون هیچ هزینهای تمرین کرده بودند. پنهانبودن، نه یک تاکتیک لحظهای، بلکه یک عادت رسانهای بود که حالا به خیابان منتقل شده بود.
شعارها نیز ناآشنا نبودند. همان توئیت ها، همان دوگانهسازیهای مطلق، همان ادبیات صفر و یکی که یا «با ما» بودی یا «دشمن». خیابان محل گفتمان تازهای نشد؛ به بازپخش فریادهایی بدل شد که پیشتر در تایملاینها بارها لایک و ریتوییت شده بودند. الگوریتمها این زبان را بالا کشیده بودند و به آن مشروعیت داده بودند.
حتی خشونت هم از پیش تمرین شده بود.کامنتهای تهدیدآمیز، فحاشیهای عریان و به شدت رکیک، آرزوی مرگ و دعوت به حذف فیزیکی، سالها در شبکههای اجتماعی نرمالسازی شده بود.
اسلحه، قمه و چاقو چیزی جز امتداد همان زبان نبودند. اینها ابزارهای ناگهانی نبودند؛ بدنیافتن زبانی بودند که دیگر به کلمه قانع نبود.در این فضا، هیچکس ماشه را نمیکشد، اما همه در ساختن انگشت روی ماشه سهیماند.
اینکه چرا درگیریها تا این حد خشن شد و چرا تلفات بالا رفت، فقط با «احساسات لحظهای» یا «تحریک خیابانی» توضیحپذیر نیست. خشونت زمانی انفجاری میشود که سالها امکان بیان مسالمتآمیز نارضایتی مسدود شده باشد.
وقتی اعتراض راه قانونی، رسانهای و صنفی ندارد، خیابان به تنها زبان باقیمانده تبدیل میشود؛ زبانی که ذاتاً خشن است، چون دیر شنیده شده است. در چنین وضعیتی، خشم علاوه بر فرد، به «نماد» نیز حمله میکند: بانک، اماکن مذهبی، ساختمانهای دولتی یا هر نشانهی نظم حاکم بر کشور.
این تخریبها بیش از آنکه کنش اقتصادی یا دینی باشند، ژستهای سیاسیِ کورند؛ تلاشی برای دیدهشدن در جهانی که سالها نادیده گرفته شده است.
درست در همین لحظههای آشوب است که بازیگران خشن و سازمانیافته فعال میشوند؛ آنها از بینظمی تغذیه میکنند. شلوغی برایشان فرصت است، نه بحران. «کشتهسازی» در این منطق، به ابزار سیاسی بدل میشود: هر جسد یک تصویر است و هر تصویر، اهرم فشار.
این خشونت هدفمند معمولاً همزمان با تشدید جنگ روایتها جان میگیرد. سیگنالهای بیرونی و تهدیدهای علنی از جمله موضعگیریهایی که از مداخلهی نظامی سخن میگویند،برای این گروهها نه هشدار، که دعوتنامه تلقی میشود.
افزایش تلفات، با هدف بالا بردن هزینهی سیاسی، رادیکالکردن فضا و هلدادن بازیگران خارجی به لبهی تصمیم دنبال میشود. در این معادله، جان انسان «وسیله» است، نه «موضوع».
به همین دلیل است که همزمان با اوجگیری خشونت، الگوی تخریب هم تغییر میکند. هدف دیگر فقط خیابان نیست؛ نمادها هدف قرار میگیرند تا تصویر «کشورِ بیثبات» بازتولید شود.
اینجا اعتراض شهروندی به حاشیه رانده میشود و میدان به دست کسانی میافتد که از سوختن سود میبرند،چه در داخل، چه در بیرون. نتیجه، دوگانهای ویرانگر است: از یکسو مطالبات واقعی مردم زیر آوار خشونت دفن میشود و از سوی دیگر، همان خشونت بهانهای میشود برای حذف کامل اعتراض.
بهرسمیتشناختن حق اعتراض، دقیقاً در راستای امنیت ملی و حفظ کشور است. رسانههای رسمی اگر وظیفهای دارند، همین است: شنیدن، نه حذف. ولی مدام از صداوسیما میشنویم «اعتراض حق مردم است، اما…» جملهایست که با ورود «اما»، همهچیز پیش از خود را بیاثر میکند و انتخاب نوعی سبک روایی که سعی میکند اعتراض را از حق شهروندی به مسئلهی امنیتی تقلیل دهد.
با صداوسیمای فعلی نمیتوان رضایت عمومی ساخت. تکصدایی، چهرههای تکراری و اقلیتِ صاحبتریبون، انسجام را میشکنند. حتی در بحرانها نیز تریبون به صداهای متکثر سپرده نشد.
وعدههای پلاستیکیِ تکرارشونده از لایحههای چندبارهی تجمعات تا قول شنیدن همهی صداها تا چند روز میآیند و میروند و بعد از چند هفته همهچیز به روال قبل بازمیگرد.
راه خروج از بحران از خیابان نمیگذرد؛ از بازکردن گوشها شروع میشود.بهرسمیتشناختن اعتراض، بازگرداندن رسانه به مردم و قطع چرخهی تحقیر، خشونت را خلع سلاح میکند.
امنیت پایدار نه با سرکوب صدا، که با شنیدهشدن آن ساخته میشود.اگر صدا شنیده نشود، زبان خشن میشود؛ و اگر خشونت عادی شود، سیاست میمیرد.ک
شوری که اعتراض را نمیبیند، ناچار تماشاگر آتش میشود.مسئله این نیست که خیابان چرا شعلهور شد؛ مسئله این است که کسانی که فکر میکردند برای خاموش کردن آتش اعتراضها آب میریزند، غافل از اینکه سالهاست به جای آب، بنزین روی آن میپاشند.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
منبع خبر "
عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد.
(ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.