جاده‌صاف‌کن‌های کرونا در سینما/فیلم را از روی واقعیت ساختید یا واقعیت را براساس فیلم رقم زدید؟

تابناک دوشنبه 10 آذر 1404 - 00:06
دو فیلم «شیوع» را تماشا کنید! چون بدون توضیح اضافی، دقیقا همان‌چیزی را در این‌ساخته‌های ۱۹۹۵ و ۲۰۱۱ می‌بینید که سال ۲۰۱۹ در عالم واقعیت دیدید و اگر مخاطب بی‌طرف و در جستجوی حقیقت باشید، ابتدا این‌سوال برای شما پیش می‌آید که این‌فیلم را براساس واقعیت ساخته‌اند یا واقعیت را از روی این‌فیلم‌ها پیاده کردند؟

جاده‌صاف‌کن‌های کرونا در سینما/فیلم را از روی واقعیت ساختید یا واقعیت را براساس فیلم رقم زدید؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، خیلی از فیلم‌بین‌ها و عشق‌ِ فیلم‌های ایرانی، فیلم‌های «شیوع» را دیده‌اند؛ یکی سال ۱۹۹۵ ساخته شد دیگری سال ۲۰۱۱. اولی با نام «outbreak» و دومی با نام «Contagion» که اولی را ولفگانگ پترسون کارگردان آلمانی‌تبار و دومی را استیون سودربرگ ساخت. هر دو کارگردان هم که شناخته‌شده‌اند و کارگردان‌های درجه دو و سه هالیوود نیستند. هر دو فیلم هم پر از ستاره‌های هالیوودی بودند و حضور یکی‌شان کافی بود تا تماشاگر پای فیلم بنشیند.

اما شاید فیلم‌بین‌های ما زمانی که از دیدن نسخه دوبله فارسی این‌فیلم‌ها [به ویژه اولی که با صدای خسرو خسروشاهی، منوچهر اسماعیلی، نگین کیانفر و ... همراه است] لذت می‌بردند، نمی‌دانستند چه اتفاقی در ناخودآگاه و در پس ذهن‌شان در حال شکل‌گیری است! خیلی از مردم دنیا نام ویروس کرونا را سال ۲۰۱۹ که همه‌گیر شد و خیلی‌ها را کشت شنیدند، اما این‌ویروس پیشینه‌ای دارد که قصد نداریم با بیان مطالب علمی و تاریخی پزشکی، باعث اطناب و زیاده‌گویی در مطلب شویم. خلاصه کلام این‌که طبق نظر بسیاری از پژوهشگران تاریخ یهودیت، این‌ویروس هم یکی از ابزارهای نسل‌کشی جهانی و بین‌المللی برای پاکسازی دنیا از دید یهود بین‌الملل بود. چون همان‌طور که می‌دانیم این‌طایفه یا گروهک، دنیا را به دو گروه تقسیم می‌کند؛ یهودی و گوییم [غیریهودی] که گوییم‌ها یا باید کشته شوند یا به‌عنوان برده یهودی‌ها زندگی کنند.

اما دو فیلمی که نامشان را بردیم و باعث لذت و هیجان مای مخاطب شدند، مثل خیلی از فیلم‌های دیگر هالیوود، جاده‌صاف‌کن‌های ماجرایی بودند که سال ۲۰۱۹ میلادی و اواخر سال ۱۳۹۸ پس از ترور سردار سلیمانی و چند اتفاق بزرگ دیگر بین‌المللی بر سر مردم ایران و جهان آوار شد؛ شیوع کووید ۱۹ یا همان کرونا. پیشنهاد می‌کنیم دو فیلم «شیوع» را تماشا کنید! چون بدون توضیح اضافی، دقیقا همان‌چیزی را در این‌ساخته‌های ۱۹۹۵ و ۲۰۱۱ می‌بینید که سال ۲۰۱۹ در عالم واقعیت دیدید و اگر مخاطب بی‌طرف و در جستجوی حقیقت باشید، ابتدا این‌سوال برای شما پیش می‌آید که این‌فیلم را براساس واقعیت ساخته‌اند یا واقعیت را از روی این‌فیلم‌ها پیاده کردند؟

در «شیوع»ی که داستین هافمن نقش اصلی‌اش را ایفا می‌کند، هم چینی‌ها حضور دارند، هم میمونی که میزبان ویروس است و هم مردمی که قربانی این‌ویروس می‌شوند. ارتش آمریکا هم قبلا ویروس را در آزمایشگاه تولید کرده اما حالا که گندش درآمده باید جمعش کنند. بعضی افسران مثل مافوق‌های داستین هافمن، راه حل پاک‌کردن کثافت‌کاری خود را در بمباران شهر آلوده می‌بینند و برخی دیگر مثل داستین هافمن، وجدان دارند و با وجود دست‌داشتن در گذشته کثیف، الان در پی نجات مردم با تولید پادزهر ویروس هستند. در نتیجه مخاطب احساس می‌کند یک‌نگاه واقع‌گرا و منصف را درباره حاکمیت آمریکا دیده که هم آدم‌های بدش را نشان می‌دهد هم خوب را. داستین هافمن هم قهرمان ماجراست و مخاطب حتما تحسینش می‌کند که در مقام یک‌عضو ارتش مقرراتی آمریکا، چندبار از دستورات بالا تمرد می‌کند و مردم را نجات می‌دهد.

داستان «شیوع» دومی که سال ۲۰۱۱ درست شد، ترسناک‌تر بود به کرونایی که دیدیم شبیه‌تر! ویروس این‌فیلم هم از خفاش و میمون چینی آمده و ستاره‌های زیباروی هالیوود را قربانی می‌کند. هم گویینت پالترو به‌عنوان یک‌زن معمولی می‌میرد هم کیت وینسلت به‌عنوان یک‌دکتر! مقام مسئول بالادستی هم خودش پادزهر را دارد و می‌خواهد اول خانواده خودش را نجات بدهد. 

نیازی هم به مرور نظرات پژوهشگران تاریخ یهودیت و صهیونیسم نیست که کرونا را یکی دیگر از پروژه‌های بزرگ این‌گروه برای پاکسازی قومی می‌دانستند. جالب است که بیشترین قربانیان این‌ویروس در آمریکا بودند. ۹ کشور بعدی هم که کرونا بیشترین مردم را از آن‌ها کشت، به این‌ترتیب‌اند: هند، فرانسه، آلمان، برزیل،‌ ژاپن، کره جنوبی، ایتالیا، انگلیس و روسیه. 

جاده‌صاف‌کن‌های کرونا در سینما/فیلم را از روی واقعیت ساختید یا واقعیت را براساس فیلم رقم زدید؟

حالا بگذارید کمی در مقررات و دستورات یهودیانی که امروز به اسم صهیونیست یا اسرائیلی می‌شناسیم، غور کنیم؛ همان‌گروه اقلیتی که هرجا پا می‌گذارند، پدیده‌ای به‌اسم استعمار خودش را نشان می‌دهد و همان‌گروه اقلیتی که از مدت‌ها پیش کنترل حکومت آمریکا را به دست گرفته و تلاش دارند سکان حکومت بر دنیا را هم به دست بگیرند. در فرازهایی که در ادامه می‌آیند، صحبت از آلوده‌کردن منابع آب فلسطینی‌ها می‌شود. نمونه معادل سینمایی این‌ماجرا را هم در فیلم‌هایی مثل «بتمن آغاز می‌کند» (۲۰۰۵) دیده‌ایم که بحث آلوده‌کردن منبع آب شهری گاتهام مطرح است و ...

به اعتراف یک پژوهشگر و نویسنده مشهور یهودی، «بسیاری از مُفسّران خاخامی معتقد بودند در زمان جنگ، همه بیگانگانی [غیر یهودیان] را که به یک جمعیّت دشمن تعلق دارند، می‌توان کشت.» برمبنای این جهان‌بینی، کشتار مردم جهان، نه یک رویداد تلخ و ضدانسانی، بلکه یک فرصت و موقعیت مطلوب و مغتنم برای حذف غیر یهودیان از صفحه زمین و یک دوره تاریخی «موعود» است. زمان زیادی از شیوع کرونا در ایران نگذشته بود که اسرائیلی‌ها از این‌اتفاق به‌عنوان یک فرصت تاریخی برای قوم خود یاد کردند. روزنامه «معاریو» نوشت: «شاهد شیوع گسترده بیماری کرونا در ایران هستیم…. ایران دیگر آن دولت قدرتمند نیست؛ زیرساخت‌ها و توانمندی‌های پزشکی در این کشور دچار مشکل شده و این، بر همگان آشکار شده است. این امر می‌تواند بسیار خوب باشد. فرق نمی‌کند که ایران از چه ناحیه‌ای ضربه بخورد، در حال حاضر این ضربه از ناحیه ویروس کرونا وارد می‌شود. خطر واقعی علیه ایران در حال شکل گیری است. خطری که دقیقاً باید گفت؛ ما هم انتظار آن را نداشتیم.»

مستندات تاریخی می‌گویند طی روند اشغال فلسطین به‌ويژه طی سال‌های ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ شمسی / ۱۹۴۷ و۱۹۴۸ میلادی، حدود یک میلیون فلسطینی شامل زنان، مردان، کودکان و جوانان، یا قتل عام شدند یا از خانه و سرزمین خود اخراج و آواره شدند. طبق اسناد آرشیوهای محرمانه دولت اسرائیل، رقم قابل توجهی از فلسطینیان در آن‌دوران، از طریق آلوده‌کردن منابع آب‌های این‌کشور به مواد سمی و ویروس بیماری‌های مرگبار قتل عام شدند که به دستور رهبران صهیونیست در آزمایشگاه‌های متعلق به سازمان‌ها و مؤسسات یهودی تولیدشده بود. بعضی از نویسندگان و تاریخ نگاران یهودی با استناد به مدارک به جامانده از آن دوران که امروز در آرشیوهای نظامی محرمانه دولت اسرائیل بایگانی شده، به این واقعیت‌ها اعتراف کرده‌اند.

این نویسندگان و پژوهشگران با استناد به گزارش‌های مکتوب به جامانده از گروهک‌های تروریسیتی هاگانا، ایرگون، پالماخ، اشترن و نیز فرماندهان بلندپایه نظامی دولت اسرائیل، اعلام کرده‌اند صهیونیست‌ها از طریق سلاح‌های بیولوژیک و سمی به کشتار فلسطینیان دست زده‌اند. جالب است که در فیلم‌های سینمایی (هالیوودی و غربی) مربوط به جنگ جهانی دوم، همیشه این‌کارهای غیراخلاقی و آزمایش‌های غیرانسانی روی انسان‌های دیگر توسط پزشکان آلمان نازی انجام می‌شوند! 

ایلان پاپه نویسنده اسرائیلی که این‌روزها دیگر برای ایرانیان، چهره‌ای شناخته‌شده محسوب می‌شود، می‌گوید دیوید بن‌گوریون اوّلین نخست وزیر دولت اسرائیل [اصلیتش لهستانی بود] شخصاً بر روند خرید سلاح‌های کشنده‌ای که علیه فلسطینیان مورد استفاده قرار می‌گرفت، نظارت داشت. این‌سلاح‌ها نوعی شعله افکن برای به آتش کشیدن منازل، مزارع و اماکن عمومی فلسطینیان بودند. ساشا گلدبرگ شیمی دان یهودی - انگلیسی، مسئولیت خرید و سپس تولید این نوع سلاح را برعهده داشت. تولید این سلاح ابتدا در آزمایشگاهی در «لندن» و در مرحله بعد شهر رهوفت در جنوب تل آویو در مکانی که بعدها در سال ۱۹۵۰، مؤسسه «وایزمن» [ایران این‌موسسه را با موشک‌های دوربرد خود کوبید] آنجا تأسیس شد- صورت می‌گرفت.

طرح شعله افکن بخشی از برنامه گسترده‌تری بود که تحت مدیریت افرایم کاتزیر شیمی - فیزیکدان یهودی و با هدف جنگ میکروبی دنبال می‌شد. افرایم کاتزیر بعدها رئیس جمهور اسرائیل شد. واحد میکروبی که او به همراه برادرش آهارون کاتزیر آن را هدایت می‌کرد از ماه فوریه ۱۹۴۸ فعالیت خود را آغاز کرد و هدف این واحد، رسیدن به سلاحی بود که قابلیت کور کردن فلسطینی‌ها را داشته باشد.

کاتزیر در گزارشی به دیوید بن گوریون نوشته است: در حال آزمایش این‌سلاح روی حیوانات هستیم. متخصصان ما به ماسک و لوازم کافی مجهز هستند. نتایج خوبی به دست آمده است.

نتایج مورد اشاره کاتز این‌ها بودند: «حیوانات نمردند، فقط کور شدند. در حال حاضر می‌توانیم روزانه ۶۰ کیلو از این مواد را تولیدکنیم.»

ژوئن ۱۹۴۸ که رسید، بن گوریون دستور داد از این‌سلاح میکروبی علیه انسان‌ها استفاده شود. ارنست دیوید برگمن همراه برادران کاتزیر، بخشی از یک کار گروهی بزرگ‌تر بودند که در خصوص قابلیت‌های جنگ میکروبی فعالیت می‌کردند. این‌گروه در دهه ۱۹۴۰ میلادی توسط بن‌گوریون تأسیس و «سپاه دانش هاگانا» نامیده شد. افرایم کاتزیر هم ماه مه ۱۹۴۸ زمانی که این نهاد به «هِمِد» تغییر نام داد، مدیر آن شد.

روند کشتار شهری در ماه مه ۱۹۴۸ میلادی با اشغال منطقه ساحلی «عکّا» و منطقه شرقی «بیسان» در ششم همین ماه [۸ روز قبل از تأسیس دولت اسرائیل] ادامه پیدا کرد. عکّا به دنبال موج گسترده مهاجرت‌ها، بعد از اشغال «حیفا» مملو از جمعیت شده بود. حملات توپخانه‌ای روزانه نیروهای یهودی، نتوانست این شهر را تسلیم کند. باوجود این، قرار گرفتن منبع آب این شهر در ۱۰ کیلومتر شمال آن و در قناتی به قدمت ۲۰۰ ساله، چشم‌اندازی متفاوت برای آینده رقم زد. در جریان درگیری‌ها، میکروب بیماری حصبه از سوی یهودی‌ها، به منبع آب این شهر تزریق شد. نمایندگان صلیب سرخ این مسأله را به مقر خود گزارش دادند و جای حدس چندانی درباره مظنون این اقدام باقی نماند: هاگانا؛ گروه تروریستی یهودی که پس از تأسیس دولت اسرائیل، پایه و اساس ارتش آن را تشکیل داد.

گزارش کمیته صلیب سرخ حاکی از شیوع گسترده و سریع بیماری حصبه بین فلسطینی‌ها بود و حتی به‌طور محرمانه به موضوع آلوده‌شدن آب مصرفی مردم به عنوان تنها عامل شیوع این بیماری مهلک نیز اشاره شد.

ایلان پاپه درباره این‌ماجرا گفته ششم ماه مه ۱۹۴۸ میلادی، در بیمارستان لبنانی عکّا که متعلق به صلیب سرخ بود، نشستی اضطراری برگزار شد و سرتیپ بِوریج رئیس مرکز خدمات پزشکی بریتانیا و سرهنگ بونت از ارتش بریتانیا، دکتر مک لین به نمایندگی از مرکز خدمات پزشکی و «دومرون» رئیس هیأت صلیب سرخ در فلسطین در آن شرکت کردند تا علت مرگ قربانیان حصبه را بررسی کنند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که دلیل اصلی عفونت، به طور قطع مربوط به آلوده شدن آب عکّا [از سوی یهودیان] بوده است. این بیماری ۵۵ سرباز بریتانیایی را نیز مبتلا کرده بود.

شهروندان فلسطینی در ادامه و پس از مدت‌ها مقاومت، که هم به دلیل شیوع بیماری حصبه و هم به دلیل حملات سنگین توپخانه‌ای یهودی‌ها، روحیه خود را از دست داده بودند، تسلیم تهدیدهایی شدند که از بلندگوهای یهودی‌ها می‌شنیدند: «یا محل زندگی خود را ترک و یا خودکشی کنید، تا آخرین نفر شما را نابود خواهیم کرد.»

دو هفته پس از اعلام تأسیس دولت اسرائیل، تلاش مشابهی اما نافرجام، در ۲۷ ماه مه ۱۹۴۸ میلادی، برای آلوده کردن ذخیره آب منطقه غزه انجام شد. مصری‌ها دو نفر یهودی به نام‌های دیوید هورین و دیوید میزراخی را در حالی که تلاش می‌کردند منابع آب غزه را به ویروس حصبه و اسهال خونی آلوده کند، دستگیر کردند. ییگال یادین از فرماندهان نظامی این موضوع را به دیوید بن گوریون نخست وزیر گزارش داد و این دو نفر هم بدون هیچ اعتراض رسمی از جانب مقامات اسرائیلی، توسط مصری‌ها اعدام شدند. 

جاده‌صاف‌کن‌های کرونا در سینما/فیلم را از روی واقعیت ساختید یا واقعیت را براساس فیلم رقم زدید؟

صحنه آلوده‌کردن آب گاتهام در فیلم «بتمن آغاز می‌کند»

حالا سرکی به آمریکا بکشیم. دهم دسامبر ۱۹۷۴ میلادی [آذر ۱۳۵۳] شورای امنیت ملی آمریکا تحت ریاست هنری کسینجر که یک یهودی است، نسخه‌ای از یک طرح و برنامه مخفی را تحت عنوان «گزارش ۲۰۰ پژوهش در خصوص امنیت ملی» درباره پی آمدهای رشد جمعیت جهان برای امنیت ایالات متحده ارائه کرد. در این طرح پژوهشی با این ادعا که رشد جمعیت در کشورهای به اصطلاح کم توسعه یافته، تهدید بزرگی برای امنیت ایالات متحده است، برنامه مخفیانه‌ای را برای کاهش رشد جمعیت در آن کشورها، از طریق کنترل موالید، جنگ، قحطی و شیوع بیماری‌های مهلک و واکسن‌های مرگبار استدلال و توصیه شد. 

سال ۱۹۸۰ میلادی [۱۳۵۹ شمسی] پدیده جهانی خصوصی‌سازی به طور چشمگیری گسترش پیدا کرد. خاندان یهودی روچیلد که امروز نامی شناخته‌شده در تاریخ این‌گروه هستند، از ابتدا در این‌طرح فعالیت داشته و تلاش کردند کنترل تمام دارایی دولتی در جهان را به دست بگیرند. همان‌زمان یادمان جورجیا گاید استونز (Georgia Guide stones) در بخش اِلبرت (Elbert) ایالت جورجیا، نصب شد که روی این‌یادمان سنگی، ۱۰ توصیه یا بهتر بگوییم دستورالعمل نوشته شده بود. اولین‌توصیه هم این بود: «جمعیت بشر را از لحاظ توازن دائمی با طبیعت، زیر ۵۰۰ میلیون نفر حفظ کنید.» جمعیت جهان در آن‌مقطع زمانی، ۶ میلیارد نفر بود و پیروی از این دستورالعمل به معنای کاهش نه‌دهم از جمعیت کل جهان بود. 

۲۴ ژوئیه آن‌سال، گزارش جهانی ۲۰۰۰، توسط «سایروس ونس» (Cyrus. R. vance) وزیر پیشین امور خارجه آمریکا به جیمی کارتر رئیس جمهور ایالات متحده ارائه شد. این گزارش نشان می‌داد با توجه به افزایش چشم‌گیر و مورد انتظار جمعیت جهان، منابع سیاره زمین برای تأمین این جمعیت ناکافی است. از این رو خواستار کاهش ۱۰۰ میلیون نفر از جمعیت ایالات متحده تا سال ۲۰۵۰ میلادی (جز مناطق دیگر جهان) شد. 

پژوهشگران مستقل می‌گویند در رأس توطئه جهانی کاهش جمعیت جهان در چند دهه اخیر، گروه «بیلدربرگ» قرار دارد. از نظر اعضای بیلدربرگ، جنگ، قحطی، واکسن‌های ضد بارداری، برخی داروهای مرگبار و حتی بعضی امراض قابل انتقال و مسری، مثل آنفولانزا، تیفوس، ایدز، سارس و…، آن‌گونه که باید برای کاهش جمعیت جهان مؤثر نبوده و تأثیر مورد انتظار را نداشته‌اند. نام بیلدربرگ برگرفته از محل برگزاری اولین‌نشست این‌گروه در ماه مه ۱۹۵۴ میلادی [اردیبهشت ۱۳۳۳]، هتل «بیلدربرگ» شهر استربرگ هلند است. این‌گروه هرسال، اواسط بهار، نشست سه‌روزه سالانه‌ای در یکی از مناطق گمنام یا نیمه مخفی جهان برگزار و درباره مهم‌ترین مسائل دنیا گفتگو، برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی می‌کنند. جلسه‌شان هم کاملاً سرّی و تحت تدابیر شدید کمیته‌های امنیتی و در حلقه حصارهای حفاظتی بسیار سخت گارد نظامی ویژه برقرار می‌شود.

***

حالا زاویه نگاه را تغییر می‌دهیم و به کشور عراق همسایه خودمان می‌رسیم. ویکتور استروفسکی افسر بریده و جدا شده موساد در کتاب خاطرات خود افشاگری‌های تاریخی جالبی دارد و موساد و اسرائیل را زمینه‌ساز اصلی لشکرکشی صدام بعثی به کویت و به دنبال آن تهاجم نظامی آمریکا به عراق اعلام کرده است. طبق افشاگری او، اسرائیل نگران بود ارتش عراق که توسط آمریکا و دیگر کشورها تقویت شده بود، پس از پایان جنگ صدام علیه ایران، به دست رهبری غیر از صدام بعثی بیفتد و تهدید و خطری بالقوه برای اسرائیل باشد. به این ترتیب موساد از طریق نفوذ لابی یهود در کاخ سفید، کنگره، سنا، CIA و پنتاگون در ایالات متحده و نیز اتحادیه اروپا از یک سو و نیز مراکز برنامه‌ریزی و سیاست گذاری پنهان و مخفی در نظام سلطه جهانی از جمله بیلدربرگ، همه را متقاعد کرد ارتش غول پیکری که خود آن‌ها در ایجاد و قدرت آن نقش کلیدی داشتند باید در هم شکسته و نابود شود. این از مقدمه!

اما، در خلال تهاجم نظامی آمریکا به عراق و اشغالش، صدها هزار کودک، مرد و زن عراقی قتل عام و یا آواره شدند. به اعتراف مقامات رسمی دولت آمریکا، از جمله مادلین آلبرایت یهودی وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده، بیش از ۵۰۰ هزار کودک عراقی در پی این‌فاجعه، کشته شدند. طبق اسناد منتشر شده، ۶ تا ۷ هزار و به‌قولی بیشتر، دانشمند عراقی از سوی جوخه‌های پنهان ترور موساد و سازمان اطلاعاتی صهیونیست‌ها، به طرز وحشیانه ای ترور شدند. آن‌ها پس از این همه کشتار و قتل عام، با استناد به بعضی متون و مندرجات عهد عتیق، از جمله، کتاب «مزامیر» یا «زبور داود»، ادعا کردند این قتل‌عام بر اساسِ اراده الهی صورت گرفته و «یَهُوَه»، پیش از این، فرمان آن را، این‌چنین صادر کرده است: «ای بابل تو ویران خواهی شد! متبارک باد آنکه همان‌بلایی را که تو بر سرِ ما آوردی، بر سرِ خودت بیاورد. سعادتمند باد کسی که کودکان تو را بگیرد و آن‌ها را بر صخره‌ها بکوبد.»

***

مطالب تاریخی بیان‌شده در این‌نوشتار احتمالا برای خواننده آشنا هستند و نمونه‌های مشابه‌شان را در فیلم‌های زیادی دیده است. اما قصه‌های جذاب و فیلمنامه‌های حساب‌شده هالیوودی و غربی، این‌واقعیات را در یک‌مهندسی هوشمندانه به خورد مخاطب می‌دهند. دو نسخه‌ای از «شیوع» که از آن‌ها نام بردیم، تنها نمونه‌های کوچکی از دنیای فیلم و سریال‌هایی هستند که مثل «تاپ‌گان ۲ (ماوریک)» چندسال پیش از حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران ساخته شد. 

این‌فرمول را فراموش نکنید؛ سینما و دیگر شاخه‌های فرهنگ و هنر، ابزارهای قدرتمند سوداگران قدرت در جهان هستند. اول با آن‌ها جاده را صاف می‌کنند و بعد در واقعیت به طرح و نقشه‌های از پیش‌طراحی‌شده جامه عمل می‌پوشانند.

صادق وفایی

منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.