فرارو– مقامات سیاسی و نظامی تلآویو در هفتههای اخیر بارها تأکید کردهاند که ارتش اسرائیل از مناطق تحت کنترل خود در جنوب لبنان عقبنشینی نخواهد کرد. این همان حرفی است که پیشتر درباره نوار غزه هم زده بودند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند این پافشاری، ریشه در یک قانون همیشگی در سیستم امنیتی اسرائیل دارد: ایجاد مناطق حائل (فاصلهانداز) برای دور کردن خطر از مرزها و افزایش نفوذ نظامی.
به گزارش فرارو، بررسی دادهها نشان میدهد که اسرائیل از آغاز جنگ در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا امروز، حدود هزار کیلومتر مربع از خاک غزه، لبنان و سوریه را اشغال کرده است. ارتش اسرائیل این مناطق را به اشکال مختلف به یک منطقه امنیتی و عملیاتی تبدیل کرده تا میان مرزهای خود و میدان جنگ، فاصله بیندازد.
گزارشها نشان میدهد که ارتش اسرائیل در جنوب لبنان تا عمق حدود ۱۰ کیلومتری جلو رفته و منطقهای نزدیک به ۶۰۰ کیلومتر مربع را در اشغال خود دارد. خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان، یکی از شرطهای اصلی در طرحهای صلح و پایان جنگ بوده است؛ موضوعی که مقامهای اسرائیلی بهشدت با آن مخالفت میکنند.
![]()
تصویر رسمی که ارتش اسرائیل از منطقه امنیتی جنوب لبنان منتشر کرد
در همین راستا، هدف اصلی اسرائیل از هشدارهای تخلیه، بمبارانهای شدید و تخریب برنامهریزیشده روستاهای مرزی لبنان، خالی کردن این مناطق از مردم عادی و ساخت یک نوار امنیتی است.
در نوار غزه نیز، با وجود برخی عقبنشینیها پس از توافقهای آتشبس، اسرائیل همچنان کنترل بخش بزرگی از مرز را در دست دارد. این منطقه حائل در مرز غزه حدود ۵۱ کیلومتر طول دارد و عمق آن در نقاط مختلف، بین چندصد متر تا بیش از شش کیلومتر متغیر است. آمارها نشان میدهد که حداقل ۷۵ کیلومتر مربع از خاک غزه در این محدوده گرفتار شده است.
![]()
تحولات سوریه نیز فرصت تازهای برای گسترش این سیاست فراهم کرد. پس از سقوط حکومت بشار اسد، ارتش اسرائیل وارد بخشهایی از خاک سوریه شد. آنها اکنون کنترل مناطقی فراتر از خطوط آتشبس سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۳) را در دست گرفتهاند. با اینکه تلآویو ادعا میکند این حضور موقتی و فقط برای امنیت است، اما هماکنون حدود ۲۳۵ کیلومتر مربع از خاک سوریه تحت اشغال نظامی اسرائیل قرار دارد.
نگاهی به نقشه مناطق اشغالی نشان میدهد که تلآویو در حال ساخت یک «کمربند امنیتی» متصل در مرزهای شمالی خود است؛ حتی اگر بهطور رسمی این اسم را روی آن نگذارد.
مناطق تحت کنترل اسرائیل در جنوب لبنان، بلندیهای جولان و بخشهایی از خاک سوریه، عملاً مانند زنجیرهای از مناطق حائل در امتداد مرزهای شمالی عمل میکنند. این مناطق از نظر جغرافیایی به هم متصل نیستند، اما هدف همه آنها یک چیز است: دور نگه داشتن نیروهای مخالف از مرزهای اسرائیل.
![]()
شیوه کنترل ارتش در هر منطقه نیز متفاوت است. این روشها شامل ایجاد ایستگاههای بازرسی ثابت و سیار، گشتهای نظامی، ایجاد محدودیت برای رفتوآمد مردم عادی و جلوگیری از حضور نیروهای مسلح محلی میشود.
تحلیلگران نظامی و امنیتی اسرائیل باور دارند که وظیفه اصلی ارتش، دولت و سازمانهای اطلاعاتی، تامین امنیت همیشگی در خاورمیانه پرآشوب است. مساحت کم سرزمینهای تحت کنترل اسرائیل، همیشه بزرگترین دغدغه و نقطه ضعف آنها بوده است. آنها عمق استراتژیک (فضای کافی برای دفاع) ندارند و مجبورند دقیقاً روی خط مرزی بجنگند. به همین دلیل، در تمام جنگها تلاش میکنند با پیشروی نظامی، بین مرز و میدان نبرد فاصله ایجاد کنند.
بخش مهمی از این سیاست امنیتی، به دهه ۱۹۵۰ (دهه ۱۳۳۰) و دوران نخستوزیری «دیوید بنگوریون» برمیگردد. اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل در گزارشی در فوریه ۲۰۱۹ (بهمن ۱۳۹۷) مینویسد:
«رهبران اسرائیل معتقد بودند که با یک تهدید حیاتی روبهرو هستند و کشورهای عربی از نظر جمعیت، اقتصاد و قدرت نظامی برتری کامل دارند. از طرفی، اسرائیل هیچ متحدی نداشت که بتواند کاملاً به آن تکیه کند. همین دلایل باعث شد تا بنگوریون، امنیت اسرائیل را در درجه اول بر پایه قدرت ارتش و تشکیلات دفاعی بنا کند.»

دیوید بنگوریون، اولین نخستوزیر اسرائیل
بر اساس این تفکر، اسرائیل یک سیاست نظامی هجومی طراحی کرد تا در صورت لزوم، جنگ را به خاک دشمن بکشاند یا حمله پیشگیرانه انجام دهد. این گزارش تأکید میکند که «دکترین امنیتی اسرائیل با سه اصل مهم تقویت میشود: بازدارندگی برای جلوگیری از جنگ، پیشبینی و هشدار اطلاعاتی دقیق، و پیروزی سریع و قاطع برای پایان دادن به درگیری.»
امروزه با وجود تغییراتی در سیاستهای گذشته، پایههای این تفکر هنوز در اسرائیل حفظ شده است و آنها هر جنگی را یک تهدید بزرگ برای نابودی خود تفسیر میکنند.
«یاکوو عمیدرور»، ژنرال نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل، در سال ۲۰۲۱ (۱۴۰۰) در مقالهای برای موسسه استراتژی و امنیت اورشلیم نوشت:
«اسرائیل همیشه تلاش میکند تا جنگ را تا جای ممکن از مرزهای خود دور نگه دارد. در زمان صلح، این کار با ایجاد یک کمربند امنیتی فراتر از مرزها انجام میشود و در زمان جنگ، با کشاندن نبرد به داخل خاک دشمن.»
![]()
نتانیاهو و یسرائیل کاتز، در ارتفاعات جولان اشغالی، یک سال پس از سقوط اسد
این ژنرال اسرائیلی در بخش دیگری از مقالهاش اعتراف بسیار مهمی میکند:
«اسرائیل هرگز نمیتواند در خاورمیانه به یک پیروزی نهایی و قاطع (شبیه پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم) دست پیدا کند؛ پیروزیای که میل همسایگان برای نابودی اسرائیل را برای همیشه از بین ببرد. هیچ پیروزیای تضمین نمیکند که ما دوباره با خطر نابودی روبهرو نشویم. از سوی دیگر، اولین شکست اسرائیل میتواند آخرین شکست آن باشد؛ اتفاقی که برای کشورهای عربی صدق نمیکند.»
او در پایان نتیجه میگیرد:
«به همین دلیل، اسرائیل محکوم است که در پایان هر جنگ، فوراً برای جنگ بعدی برنامهریزی کند. برخلاف دشمنان، ارتش اسرائیل هیچ فضایی برای عقبنشینی ندارد و این ضعف بزرگ، تأثیر زیادی روی نحوه استفاده از قدرت نظامی آنها میگذارد.»