به گزارش ایرنا، با نزدیک شدن به روزهای دهم ذیحجه، جغرافیای سیستان و بلوچستان در تکاپویی متفاوت فرو میرود. این شور و حال که از کوچهپسکوچههای شهرها تا روستاهای دورافتاده مرزی را در بر میگیرد، فراتر از یک آمادگی مذهبی ساده است؛ خرید لباسهای سنتی با سوزندوزیهای فاخر، آمادهسازی منازل برای میزبانی و خرید دام، تنها بخشی از مقدمات این عید بزرگ بهشمار میرود. در واقع، عید قربان در این استان بهانهای برای بازگشت به ریشهها و بازخوانی پیوندهای خانوادگی بوده؛ جایی که خانهها با عطر سنتهای دیرینه، پذیرای مهمانانی میشوند که برای تحکیم رشتههای خویشاوندی و تازه کردن دیدارها، فرسنگها راه را میپیمایند.
ویژگی بارز عید قربان در این منطقه، در همتنیدگی آیینهای بومی با مفاهیم دینی است؛ رسم "حنابندان" که پیش از عید انجام میشود، فراتر از یک آرایش ظاهری، نشانهای از شادی و استقبالی گرم از عید بوده که روحیه امید را در کالبد خانوادهها میدمد. همزمان، عیدگاهها به عنوان کانونهای اصلی اجتماع مردم، صحنهای از نمایش وحدت صفوف نمازگزاران را خلق میکنند. پس از اقامه نماز، آنچه فضای عمومی را به تسخیر درمیآورد، نه فقط دید و بازدیدهای رسمی، بلکه تلاش عملی برای حذف مرزهای خودساخته است؛ تلاش برای اینکه هیچ فردی در این روز بزرگ، غبار کدورت در دل نداشته باشد.
رسم «حنابندان» که پیش از عید انجام میشود، فراتر از یک آرایش ظاهری، نشانهای از شادی و استقبالی گرم از عید است
آیین هکپَهلی را باید یکی از والاترین نمودهای فرهنگی در سیستان و بلوچستان دانست؛ سنتی که در آن ریشسفیدان و معتمدان محلی، ۲ طرفِ منازعه را برای رفع کدورتهای قدیمی و رسیدن به آشتی، به آغوش یکدیگر میسپارند. عید قربان در این استان، بستر اصلی برای اجرای این آیینِ انساندوستانه است. در واقع، مردم این خطه باور دارند که قربانی کردن دام، بدون قربانی کردن نفس و کنار گذاشتن کینهها، معنای کاملی نخواهد داشت این رویکرد، باعث شده عید قربان به نمادی از "صلح اجتماعی" تبدیل که در آن، تقسیم گوشت قربانی میان همسایگان و نیازمندان، به ابزاری برای کاهش فاصلههای طبقاتی و نمایش ملموس همبستگی جمعی تبدیل شود.
این میراث شفاهی که سینه به سینه از پدران به فرزندان رسیده، توانسته در برابر هجمه مدرنیته، اصالت خود را حفظ کند. حضور پررنگ نسل جوان در کنار بزرگان در عیدگاهها و مشارکت فعالانه آنها در سنتهای دید و بازدید، تضمینکننده تداوم این فرهنگ است. در حقیقت، سیستان و بلوچستان با تکیه بر همین آداب، عید قربان را به پلی برای عبور از تنهاییهای مدرن تبدیل کرده در این روز، خانهای نیست که درهایش به روی مهمان بسته باشد و ریشسفیدی نیست که واسطه خیری برای حل مشکل همسایهای نباشد؛ همین رویکردِ "جامعهمحور" بوده که عید قربان را در این منطقه، به ماندگارترین و اثرگذارترین رویدادِ فرهنگی سال تبدیل کرده است.
سنتهایی که مرزهای کدورت را فرومیریزند
یکی از معتمدان و ریشسفیدان طایفه براهویی، در گفتوگو با خبرنگار ایرنا درباره عمق اجتماعی عید قربان اظهار کرد: در باور ما بلوچها، عید قربان فقط زمانی به معنای واقعی محقق میشود که کدورتها از سینهها پاک شده باشد. ما از روزها پیش از عید، نه فقط در فکر خرید دام یا لباس نو، که در تدارک "صلح" هستیم.
وی ادامه داد: گاهی ریشسفیدان محله در شبهای منتهی به عید، لیستی از خانوادههایی که به دلایلی، حتی مسائل پیش پا افتاده یا ارث و میراث، با هم دچار چالش شدهاند تهیه میکنند تا با وساطت و پا درمیانی، آنها را در خانه یکی از بزرگان گرد هم بیاورند. در واقع معتقدیم قربانی که در این روز ذبح میشود، نمادی از گذشت بوده؛ پس چطور ممکن است ما قربانی کنیم اما از حق خود یا از کینه خود نگذریم؟
براهویی با اشاره بر تأثیر این آیین بر نسلهای آینده عنوان کرد: وقتی جوانترها میبینند که بزرگان فامیل چگونه در روز عید، با آغوش باز به سمت رقیب یا طرفِ اختلاف خود میروند، این بزرگترین درس برای آنهاست. رسم "هکپَهلی" فقط یک سنتِ نمایشی نیست؛ یک مکانیزم قدرتمندِ بازدارنده برای جلوگیری از تداوم خصومتها در جامعه است. هر سال میبینیم که پس از این دیدارها، گویی باری از روی دوش آن خانوادهها برداشته شده و شادیِ عید وارد خانههایشان میشود.
وی با بیان اینکه اهل تسنن در سیستان و بلوچستان با هکپَهلی، ثباتِ اجتماعیِ منطقه خود را بیمه میکنند، تصریح کرد: بر این باوریم هیچ دادگاهی نمیتواند صلحِ پایداری را که در آغوش گرفتنِ قلبیِ ۲ فردِ دلخور ایجاد میکند، به ارمغان بیاورد این همان سرمایه اجتماعی ماست که عید قربان آن را هر ساله بازتولید میکند.
به نسل جدید آموزش میدهیم که عید قربان، عیدِ «من» نیست؛ عیدِ «ما»ست
مریم سارانی، از زنان فعال و پیشرو در حوزه صنایعدستی بلوچ، پیرامون نقش زنان و انتقال مفاهیم انسانی به نسل جوان در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: نگاهِ ما به عید قربان، یک نگاهِ چندلایه است. از یکسو، شور و حالِ خانهتکانی و تهیه لباسهای سوزندوزیِ فاخر که زیبایی و نظم را به فضای خانه میآورد و از سوی دیگر، مسئولیتی که ما زنان بر دوش داریم تا این ایام را به مدرسهای برای مهربانی تبدیل کنیم.
وی بیان کرد: برای مثال، رسم است که ما گوشت قربانی را پیش از آنکه حتی برای مصرفِ خودِ خانواده کنار بگذاریم، به بخشهای کوچک تقسیم میکنیم تا نهتنها به همسایهها، بلکه به دوردستترین خانوادههای نیازمند در حاشیه شهر یا روستاهای اطراف برسانیم. وقتی من و همسرم، فرزندمان را زمان تقسیم گوشت قربانی همراه خود به این خانهها میبریم، یاد میگیرد که خوشحالیِ واقعی، در همسفره شدن با دیگران است.
این بانوی بلوچ تصریح کرد: ما در دورهمیهای شب عید، در حالی که دستهای یکدیگر را حنا میبندیم، از قصه مادرانمان میگوییم؛ از اینکه در سالهای سخت، چگونه عید قربان تنها نقطه امید برای همدلی بود ما به نسل جدید آموزش میدهیم که عید قربان، عیدِ "من" نیست؛ عیدِ "ما" است.
وی تصریح کرد: اینکه دخترانمان یاد بگیرند چگونه بدون چشمداشت، به سهمِ دیگران از سفره عید فکر کنند، بزرگترین دستاورد فرهنگی است. ما در این روزها درسِ گذشت میآموزیم وقتی میبینیم که دختران جوانمان چگونه با ذوق و شوق، سهمِ همسایه را آماده میکنند، مطمئن میشویم که این فرهنگ، با تمامِ اصالتش به نسلهای بعد منتقل خواهد شد و این پیوندهای اجتماعی، با هیچ جریانی گسسته نمیشود.
هکپَهلی؛ تجلی میراث معنوی بلوچ در مسیر تحکیم وحدت ملی
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان با اشاره به ابعاد معنوی عید قربان در فرهنگ بلوچی، آیین کهن "هکپَهلی" را فراتر از یک سنت مذهبی، یک الگوی کارآمد برای "میانجیگری اجتماعی" و "وفاق ملی" دانست که میتواند از جغرافیای استان فراتر رفته و به تراز ملی دست یابد.
عبدالسلام بلوچزاده با اشاره به جایگاه رفیع گذشت در فرهنگ مردم بلوچ، اظهار کرد: آیین هکپَهلی (طلب حلالیت و بخشش) که در ۲ عید بزرگ فطر و قربان به اوج خود میرسد، یکی از درخشانترین الگوهای رفتاری در میانجیگری اجتماعی است. در این آیین، مردم پس از اقامه نماز عید، با در آغوش کشیدن یکدیگر، غبار کدورتها را از دل میزدایند و با طلب بخشش، پیوندهای خویشاوندی و همسایگی را از نو بنا میکنند.
ارتقای آیین «هکپَهلی» به سطح ملی نیازمند بسترسازیهای فرهنگی و بازتعریف آن متناسب با ساختارهای نوین اجتماعی است
وی افزود: این سنت اصیل، ظرفیت آن را دارد که به عنوان یک "مدل بومی صلح و سازش" در سطح ملی معرفی شود. هکپَهلی تنها یک تعارف کلامی نیست، بلکه نوعی بازسازی سرمایه اجتماعی است که میتواند هزینههای روانی و اجتماعی اختلافات را در جامعه کاهش دهد. البته ارتقای این آیین به سطح ملی نیازمند بسترسازیهای فرهنگی و بازتعریف آن متناسب با ساختارهای نوین اجتماعی بوده تا به یک زبان مشترک برای همدلی در سراسر کشور تبدیل شود.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان در پاسخ به چالش حفظ این سنتها در عصر دیجیتال و انتقال آن به نسل جوان، بر نقش هنر تاکید ویژه کرد و ادامه داد: اگرچه حافظان اصلی آیینها خودِ مردم هستند، اما وظیفه نهادهای حاکمیتی، بازتولید خلاقانه این مفاهیم در قالبهای نوین است نسل زد و آلفا باید شکوه این آیینها را در قابهای بصری و هنری تماشا کنند.
وی تصریح کرد: ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان با بهرهگیری از ظرفیت رویدادهای شاخصی همچون "جشنواره ملی عکس نگاران" و "جشنواره تئاتر استانی"، تلاش کرده تا مفاهیمی نظیر صله ارحام و بخششهای آیینی را به زبان تصویر و نمایش ترجمه کند. حمایت از ساخت فیلمهای کوتاه و آثار هنرهای تجسمی با محوریت فرهنگ عامه، راهبرد اصلی ما برای صیانت از این میراث شفاهی در برابر تندبادهای فضای مجازی است.
وحدت ملی؛ از کلام تا عمل در آیینه عید قربان
بلوچزاده، پیام اصلی عید قربان در سیستان و بلوچستان را "وحدت در کثرت" برشمرد و گفت: وحدت ملی زمانی از یک ترکیب انتزاعی روی کاغذ به یک حقیقت ملموس تبدیل میشود که نگاهی برابر و انسانی بر تمامی ارکان جامعه حکمفرما باشد، جامعه محلی بلوچستان در ایام عید با تکیه بر فرهنگ همدلی، نشان میدهد که تنوع تفکرات و سلیقهها نه تنها تهدید نیست، بلکه فرصتی برای غنای ملی است.
وی عنوان کرد: پیام "هکپَهلی" به کل ایران این است که میتوان با وجود تفاوتها، بر سفره مهر و بخشش نشست این فرهنگ غنی، تکثیرکننده پیامی بوده که در آن اتحاد ملی نه از مسیر یکسانسازی، بلکه از مسیر احترام متقابل و درک عمیق پیوندهای فرهنگی میگذرد.
به گزارش ایرنا، عید قربان، یکی از بزرگترین و مهمترین اعیاد اسلامی است که در سرتاسر جهان اسلام جشن گرفته میشود، اما در سیستان و بلوچستان، این عید با آداب و رسوم خاص و منحصر به فردی همراه بوده که نشاندهنده فرهنگ غنی و سنتهای دیرینه مردم این دیار است. آیینهای عید قربان در سیستان و بلوچستان، ریشه در باورهای دینی و هویت فرهنگی مردم منطقه دارد.
سیستان و بلوچستان با بیشاز سه میلیون و ۳۳۷ هزار نفر جمعیت، جوانترین استان کشور محسوب می شود؛ حدود ۷۰ درصد جمعیت این خطه را جوانان کمتر از ۳۰ سال تشکیل میدهند.














