سرویس فرهنگ و هنر مشرق- برنامه «منشور» با شعار «گفتوگوی انسان با انسان» وارد عرصه شبکه نمایش خانگی شد تا فضایی برای گفتوگوهای صمیمی و بیواسطه، دور از قضاوتهای سطحی فراهم کند. اما پخش قسمت سیزدهم این برنامه و حضور آیدین آغداشلو به عنوان مهمان، این شعار را با پرسشهای جدی مواجه کرد.
سؤال اصلی این است که چرا پلتفرمی مانند فیلمنت و فیلیمو، که خود را متولی تولید محتوای فرهنگی میداند، تصمیمی برای پخش این قسمت گرفتند، از چهرهای که نام او با اتهامات جدی و متعدد گره خورده است؟
برای درک عمق ماجرا، لازم است به پشت صحنه بازار هنر ایران نگاهی دقیقتر انداخت؛ جایی که حراج تهران به عنوان مهمترین مرجع قیمتگذاری آثار هنری مدرن، معاصر و مستر، زیر سایه خانواده «ب» فعالیت میکند. اتهاماتی که فراتر از شایعات پراکنده، در یکی از معتبرترین رسانههای بینالمللی نیز بازتاب یافته است. روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی مفصل، از اتهامات سیزده زن علیه آغداشلو خبر داد که عمدتاً شاگردان سابق او بودهاند و یکی از آنان در زمان وقوع حادثه ادعایی، تنها ۱۳ سال سن داشته است.
پخش این قسمت از منشور، این پرسش را مطرح میکند که آیا «گفتوگوی انسان با انسان» به معنای آن است که هر فردی، صرفنظر از اتهامات سنگین اخلاقی شایسته اعتباربخشی رسانهای و حضور در چنین فضایی است؟
جامعه هنری ایران که سالهاست با پدیده آزار و سوءاستفاده جنسی دستوپنجه نرم میکند، از این اقدام پیام نگرانکنندهای دریافت کرد؛ اینکه اتهامات جدی اخلاقی، در صورتی که از سوی چهرهای شناختهشده مطرح شود، نه تنها مانع حضور در فضای رسانهای نمیشود، بلکه میتواند به سوژهای برای گفتوگو تبدیل گردد.
برنامه «منشور» قرار بود بستری امن برای گفتوگو باشد، اما به نظر میرسد این امنیت، بیشتر شامل حال مهمانان خاص میشود تا قربانیان احتمالی و خطوط قرمز اخلاقی جامعه.
این دعوت، یک اشتباه ساده یا خطای محاسباتی نیست، وقتی پلتفرمی مانند فیلمنت، فیلیمو و مجموعه ویستا مدیا (به عنوان خالق) با آن وسعت مخاطب، تصمیم میگیرند آیدین آغداشلو را روی صندلی گفتوگو بنشانند، احتمالا پای یک برنامهریزی حسابشده و هدفمند در میان است.
برنامهای که بیش از هر چیز، کارکرد یک شبکه پنهان قدرت در عرصه هنرهای تجسمی ایران را آشکار میسازد؛ شبکهای که سالهاست با عنوان «مافیای هنرهای تجسمی» از آن یاد میشود. شبکهای که ارزشهای فرهنگی را به قیمت حراجیها و معاملات اقتصادی گره زده و اکنون ابزار رسانهای را نیز به خدمت گرفته تا یکی از سرمایههای نمادین خود را از گرداب اتهامات جدی نجات دهد.
واقعیت آن است که نمایش اخیر آغداشلو در گالری «ب» و همکاری با مجموعه «الف» بیارتباط با حضور او در برنامه «منشور» نیست. اینها حلقههای بههمپیوسته یک زنجیره هستند. گالری «ب» و «ح. ت»، هر دو تحت تأثیر خانواده «ب»، سالهاست که بازار هنر ایران را در اختیار دارند.

اکنون نیز «آ» به مدیریت «ب. الف»، همراه با تکین آغداشلو، فرزند هنرمند، در تلاش است تا این چرخه را تکمیل کند. هدف از این هماهنگی همهجانبه، چیزی جز بیرنگ کردن حواشی جدی و سفیدسازی چهرهای نیست که اتهاماتی، همچنان سایه سنگینی بر آن افکنده است.
«فیلمنت»، «فیلیمو» و «ویستامدیا» با این اقدام، عملاً به بازوی رسانهای این شبکه تبدیل شد. برنامه «منشور» میتوانست انتخاب کند و خط قرمزها را رعایت نماید، اما ترجیح داد سکوت کند و زمینهساز چرخش دوباره این چرخه سفیدسازی شود.
این بیتوجهی به حواشی اخلاقی، نه تنها غفلت ساده، بلکه همراهی فعال با شبکهای است که منافع اقتصادی و قدرتی خود را بر سلامت اخلاقی جامعه هنری ترجیح میدهد. این دقیقاً همان خیانتی است به مخاطبان هنر که نشان میدهد چگونه منافع مادی و شبکههای قدرت، میتوانند وجدان جمعی جامعه را پایمال کنند و با ظاهری روشنفکرانه، باطن واقعی خود را پنهان سازند.
برای درک عمق ماجرا، لازم است به پشت صحنه بازار هنر ایران نگاهی دقیقتر انداخت؛ جایی که حراج تهران به عنوان مهمترین مرجع قیمتگذاری آثار هنری مدرن، معاصر و مستر، زیر سایه خانواده «ب» فعالیت میکند.
اقتصاد هنر در این میان نقش محوری دارد. گالری «ب» به عنوان ویترین فروش و «آ. م» به عنوان نهاد توسعهدهنده و تولیدکننده مجسمههای برنزی، این حلقه را کامل کردهاند. نمایشگاه اخیر آیدین آغداشلو در گالری «ب» با حضور مجسمههای برنزی ساختهشده توسط «آ. م»، نمادی از هماهنگی کامل این شبکه بود. هماهنگیای که هدف آن، حفظ نام آغداشلو نه به عنوان هنرمندی با اتهامات جدی، بلکه به عنوان برندی پرفروش و قابل معامله در بازار هنر است.
نقش «تکین آغداشلو» در این فرآیند کلیدی است. او به عنوان فرزند هنرمند و گرداننده نمایشگاه اخیر، حلقه وصل میان پدر، بازار هنر و رسانه عمل میکند. در برنامه «منشور» نیز تصویری از یک خانواده حامی و صمیمی از او ارائه شد، در حالی که این تصویر گرم، تلاشی برای پنهان کردن سردی اتهامات طولانیمدت است.
«تکین آغداشلو» در مراسم رونمایی از مونوگراف پدرش به افتخار همکاری با انتشارات اسکیرا و مقالات کیارستمی و بیضایی اشاره کرد، اما هیچ اشارهای به گزارش مفصل نیویورک تایمز و اتهامات مطرحشده علیه پدرش نداشت. این سکوت، خود روایتی از همسویی با شبکهای است که منافعش در کمرنگ کردن این اتهامات نهفته است.

«حراج تهران» نیز که تحت مدیریت خانواده «ب» فعالیت میکند، سالهاست با ثبت رکوردهای نجومی فروش برای آثار آغداشلو، نقش مهمی در این چرخه ایفا کرده است. قیمتهای افسانهای که گاه به میلیونها دلار میرسد، پوششی مناسب برای بیتوجهی به ابعاد اخلاقی ایجاد کرده و هنرمند را بیش از آنکه انسانی مسئول بداند، به مثابه یک سرمایه اقتصادی بازتعریف میکند. دقیقاً در همین نقطه است که شبکه قدرت، وجدان جمعی جامعه هنری را فدای منافع اقتصادی میسازد.
در قلب این ماجرا، گره خوردن مسئولیت رسانهای با منافع اقتصادی قرار دارد. فیلمنت به عنوان پلتفرم پخشکننده و ویستا مدیا به عنوان حامی مالی برنامه «منشور»، هر دو در این تصمیم سهمی تعیینکننده دارند.
حمایت از حضور آغداشلو، نه یک انتخاب ساده، بلکه ایستادن در پشت اتهامات جدی او تلقی میشود. این اقدام پیام شفافی به جامعه هنری ایران ارسال کرد: در این بازار، اتهامات اخلاقی اهمیتی ندارد، مادامی که نام هنرمند با ارقام بالا در حراجها گره خورده باشد.
«فیلمنت»، «فیلیمو» (پخش کنندگان) و ویستا مدیا(شبکه تولید زیرنظر کمپانی ایرانسل) که خود را رسانهای مدرن، روشنفکر و مسئول معرفی میکند، با این انتخاب استانداردهای اخلاقی خود را فدای هماهنگی با شبکه قدرت کرد.
تصور اینکه یک گفتگوی صمیمی بتواند چهرهای انسانی از آغداشلو بسازد و اتهامات را به حاشیه براند، محاسبهای کاملاً اشتباه بود. رسانه در دنیای امروز دیگر نمیتواند از مسائل حساس اخلاقی به سادگی عبور کند و ادعای بیطرفی داشته باشد. سکوت در برابر چنین اتهاماتی، خود نوعی موضعگیری است.
ویستا مدیا نیز به عنوان حامی مالی، با سرمایهگذاری که در اختیار این برنامه قرار داد، گردانندگان برنامه «منشور» را در این مسیر پرچالش همراهی کرد. آیا آنها از اتهامات مطرحشده علیه آیدین آغداشلو بیخبر بودند؟

بعید به نظر میرسد، انتشار گزارش یک رسانه معتبر جهانی درباره آزار جنسی مدتها از چشم یک نهاد اقتصادی-فرهنگی حرفهای پنهان بماند. بنابراین این همراهی، یا ناشی از بیتوجهی فاحش بوده یا همسویی عمدی با شبکهای که منافع مالی کلان در تداوم فعالیت آغداشلو دارد.
در هر دو صورت، این خطا غیرقابل چشمپوشی است. آنها با این اقدام، اعتبار خود را نزد مخاطبان آگاه و حساس به خطر انداختند. مخاطب امروز دیگر صرفاً مصرفکننده محتوا نیست؛ او مشاهده میکند، تحلیل میکند و در نهایت قضاوت مینماید. این قضاوت برای فیلمنت و ویستا مدیا، نه یک هشدار ساده، بلکه حکمی نهایی است که هزینه سنگینی خواهد داشت.
این ماجرا فراتر از یک دعوت بحثبرانگیز از یک هنرمند متهم است. این روایتی است از چگونگی کارکرد شبکههای قدرت در بستر فرهنگ و هنر ایران. شبکهای که با هماهنگی حراج تهران، گالری «بی»، «الف. م» و رسانههایی مانند فیلمن و فیلیمو، تلاش میکند تصویری سفید و پاک از چهرهای ارائه دهد که اتهامات بینالمللی، سایه سنگین بر تمام دستاوردهای هنریاش افکنده است. برنامه «منشور» با این انتخاب، نه یک برنامه گفتوگو، بلکه به ماشینی برای سفیدسازی تبدیل شد.
نکته تلخ ماجرا آن است که این تنها یک نمونه نیست. سالهاست در ایران، نام برخی هنرمندان چنان با ارقام حراجیها و مناسبات قدرت گره خورده که هرگونه نقد اخلاقی جدی، در برابر منافع اقتصادی کلان رنگ میبازد. حراج تهران با رکوردشکنیهای پیدرپی برای آغداشلو، گالری «ب» با نمایش پر سروصدا و «الف. م» با تولید مجسمههای برنزی گرانقیمت، همگی در تلاشند تا برند «آغداشلو» را زنده نگه دارند؛ فارغ از اینکه آیا او به شاگردانش تعرض کرده یا نه، فارغ از اینکه آیا زندگی یک دختر سیزدهساله را به کام تلخ خاطرهای ناگفتنی تبدیل کرده یا خیر.
فیلمنت، فیلیمو و ویستا مدیا نیز با این همراهی نشان دادند که برای آنها، اخلاق رسانهای کالایی لوکس است که در صورت لزوم میتوان آن را کنار گذاشت. آنها با این کار به مخاطب خود این پیام را منتقل میکنند که هر اتهامی، هر پروندهای و هر رنجی، در برابر یک گفتگوی دوستانه و چند عکس یادگاری با یک هنرمند بزرگ، بیارزش است. این خطایی نابخشودنی است؛ خطایی که اعتبار هر دو نهاد را برای همیشه نزد مخاطبان آگاه خدشهدار کرد.
پایان این ماجرا اما، تازه آغاز پرسشهای بزرگتری است: آیا جامعه هنری ایران سرانجام از خواب گران همسویی با قدرت بیدار خواهد شد؟ آیا رسانهها خواهند آموخت که سکوت در برابر اتهامات جدی، خود نوعی قضاوت است؟ و آیا مخاطبان با انتخاب آگاهانه خود، به شبکههای قدرت خواهند فهماند که در عصر اطلاعات، هیچ چیز برای همیشه پنهان نمیماند؟ پاسخ به این پرسشها، نه در گفتوگوهای صمیمی برنامه «منشور»، بلکه در وجدان جمعی مخاطبان امروز رقم خواهد خورد.








