اشتباهِ بزرگ و تکراری آمریکا، این‌بار در ایران | پیروزی از طریق بمباران هوایی یک افسانه بود | ایران چه نگاهی به حمله نظامی داشت؟

اقتصادنیوز پنج شنبه 04 تیر 1405 - 14:52
اقتصادنیوز: ه باور من، دونالد ترامپ و پیت هگست اهمیت احتیاط و ملاحظات راهبردی را دست‌کم گرفتند. تجربه هگست به عنوان وزیر جنگ آمریکا، بیشتر در سطح تاکتیکی و میدانی بوده و ظاهرا تصور می‌کرد که فناوری پیشرفته و قدرت نظامی به تنهایی برای پیروزی در جنگ کافی است. شاید یک افسر میدانی تصور کند که انداختن یک بمب دو هزار پوندی روی یک ساختمان راه‌حلی فوری برای مشکل امروز است، اما یک فرمانده ارشد می‌داند که همین اقدام ممکن است هفته بعد صدها دشمن جدید را ایجاد کند.

به گزارش اقتصادنیوز، در آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه فوریه که منجر به آغاز جنگ شد، طرح این دو متحد قدیمی ساده به نظر می‌رسید؛ اینکه آن‌قدر ایران را بمباران کنند تا یا مردم علیه حکومت قیام کنند، یا دولت ایران در برابر خواسته‌های آمریکا تسلیم شود. اما خیلی زود روشن شد که هیچ‌یک از این دو سناریو قرار نیست به واقعیت بپیوندند.

برین تانهیل در آتلانتیک نوشت: در این میان، ایران با اتخاذ موضعی تدافعی، تنگه هرمز را بست و بر این فرض تکیه کرد که آمریکا تمایلی به حمله زمینی یا هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی کشور ندارد.

به این ترتیب، به نظر می‌رسد برنامه‌ریزان آمریکایی مرتکب اشتباهی آشکار و تکراری شدند: آنها تصور کردند که می‌توان تنها با اتکا به قدرت هوایی در یک جنگ پیروز شد.

رؤیای پیروزی از آسمان سابقه تاریخی دارد

از سال‌های پس از جنگ جهانی اول، نظریه‌پردازان نظامی در آمریکا، ایتالیا و بریتانیا به این ایده گرایش پیدا کردند که قدرت هوایی می‌تواند نیاز به ارتش‌های زمینی و نیروی دریایی را کاهش داده، یا حتی از میان ببرد. محور اصلی این دیدگاه آن بود که جنگ‌ها را می‌توان تنها از طریق بمباران‌های گسترده و عملیات هوایی به پیروزی رساند.

ژنرال ایتالیایی جولیو دوهه در کتاب «فرمانروایی بر آسمان» که در سال ۱۹۲۱ منتشر شد، استدلال ‌کرد که کشوری که ابتدا برتری هوایی را به دست آورد، قادر خواهد بود شهرهای دشمن را ویران کند و او را به تسلیم مجبور کند.

هیو ترنچارد، بنیان‌گذار نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا نیز معتقد بود که قدرت هوایی می‌تواند اراده دشمن برای ادامه جنگ را در هم بشکند. در آمریکا نیز ژنرال کرتیس لی‌می، از مشهورترین حامیان بمباران راهبردی، باور داشت که استفاده از نیرویی عظیم و متمرکز، بهترین راه برای پایان دادن به جنگ است.

تجربه تاریخی از آلمان و ژاپن تا ویتنام

اما زمانی که این نظریه‌ها در جنگ جهانی دوم و پس از آن به آزمون گذاشته شدند، نتایج چندان موفقیت‌آمیز نبود.

حملات گسترده هوایی آلمان به لندن نتوانست مردم بریتانیا را به تسلیم وادارد. بمباران شهرهای آلمان نیز اراده حکومت نازی را در هم نشکست. فروپاشی نهایی آلمان بیش از آنکه نتیجه بمباران‌ها باشد، ناشی از پیشروی ارتش سرخ و ترس رهبران آلمانی از سقوط کامل بود.

در ژاپن نیز اگرچه محاصره دریایی و بمباران گسترده شهرها خسارات عظیمی به بار آورد، اما این کشور تنها پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی و همچنین ورود اتحاد شوروی به جنگ علیه ژاپن بود که به سمت تسلیم حرکت کرد.

نمونه دیگر، جنگ ویتنام است. آمریکا در آن جنگ حدود ۷.۶ میلیون تن بمب بر سر ویتنام فرو ریخت؛ رقمی بسیار بیشتر از مجموع بمب‌هایی که در جبهه‌های اروپا و اقیانوس آرام طی جنگ جهانی دوم استفاده شده بود. با این حال، بمباران‌های سنگین موسوم به بمباران‌های کریسمس در سال ۱۹۷۲ نتوانست ویتنام شمالی را به پذیرش شرایط مطلوب واشنگتن وادار کند. در نهایت این خستگی آمریکا از جنگ بود که به توافق صلح پاریس انجامید؛ توافقی که راه را برای پیروزی نهایی ویتنام شمالی هموار کرد.

ویتنام

افسانه بمباران دقیق و نقطه زنی

با ظهور فناوری‌های جدید و بمباران‌های دقیق در دهه ۱۹۹۰، برخی تحلیلگران بار دیگر به این نتیجه رسیدند که قواعد جنگ تغییر کرده و قدرت هوایی به تنهایی برای پیروزی کافی است. اما حتی نمونه‌هایی که معمولا به عنوان موفقیت قدرت هوایی مطرح می‌شوند هم چنین ادعایی را تأیید نمی‌کنند.

جنگ اول خلیج فارس تنها زمانی پایان یافت که نیروهای زمینی آمریکا وارد کویت شدند. در صربستان، اسلوبودان میلوشویچ نه صرفا به دلیل بمباران‌های ناتو، بلکه به دلیل نگرانی از بقای حکومت خود و احتمال حمله زمینی تسلیم شد. در افغانستان نیز موفقیت اولیه آمریکا به دلیل حضور نیروهای ائتلاف شمال در میدان نبرد بود که توانایی تصرف و نگهداری مناطق را داشتند.

به بیان دیگر، در همه این موارد یا نیروهای زمینی حضور داشتند، یا تهدیدی معتبر مبنی بر حضور آنها وجود داشت.

راهبرد آمریکا در ایران محکوم به شکست بود چون...

مطالعه‌ای که در سال ۱۹۹۶ توسط مؤسسه رَند درباره آثار روانی عملیات هوایی آمریکا انجام شد، هشدار داده بود که قدرت هوایی به تنهایی نمی‌تواند دشمن را به پذیرش شرایط مطلوب وادار کند؛ مگر آنکه عوامل دیگری نیز وجود داشته باشند.

از جمله این عوامل می‌توان به باور دشمن به شکست حتمی در میدان نبرد، بی‌فایده بودن ادامه جنگ، یا نبود امکان دفاع و ضدحمله مؤثر اشاره کرد.

اما هیچ‌یک از این شرایط در مورد ایران وجود نداشت. آمریکا تهدید معتبری برای حمله زمینی گسترده و سرنگونی حکومت ایران ارائه نکرده بود. بنابراین کل راهبرد واشنگتن بر این فرض استوار بود که یا مردم ایران علیه حکومت قیام خواهند کرد یا هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

نگاه ایران به جنگ چگونه بود؟

از سوی دیگر، برخلاف نمونه‌هایی مانند صربستان یا افغانستان، ایران توانایی پاسخگویی و تحمیل هزینه به آمریکا را داشت.

از نگاه تهران، سرنوشت جنگ به این بستگی داشت که کدام طرف می‌تواند تبعات بسته شدن تنگه هرمز را بیشتر تحمل کند. رهبران ایران از همان ابتدا نظریه مشخصی برای پیروزی در ذهن داشتند و در طول جنگ نیز بر اساس همان منطق عمل کردند.

همچنین فرماندهان ارشد ارتش آمریکا که دهه‌ها به مطالعه جنگ پرداخته‌اند، از احتمال خطر کشیده شدن درگیری به یک بحران طولانی منطقه‌ای آگاه بوندند. حتی گزارش‌هایی مبنی بر اینکه ژنرال دن کین نسبت به حمله به ایران به دولت ترامپ هشدار داده بود، منتشر شد.

هگست درکی از واقعیت جنگ ندارد!

نویسنده در ادامه نوشت: به باور من، دونالد ترامپ و پیت هگست اهمیت احتیاط و ملاحظات راهبردی را دست‌کم گرفتند. تجربه هگست به عنوان وزیر جنگ آمریکا، بیشتر در سطح تاکتیکی و میدانی بوده و ظاهرا تصور می‌کرد که فناوری پیشرفته و قدرت نظامی به تنهایی برای پیروزی در جنگ کافی است.

شاید یک افسر میدانی تصور کند که انداختن یک بمب دو هزار پوندی روی یک ساختمان راه‌حلی فوری برای مشکل امروز است، اما یک فرمانده ارشد می‌داند که همین اقدام ممکن است هفته بعد صدها دشمن جدید را ایجاد کند.

هگست ترامپ

برتری موقعیت راهبردی تهران نسبت به واشنگتن

پیامدهای این جنگ برای آمریکا بسیار سنگین بوده است. ذخایر تسلیحاتی آمریکا در این جنگ کاهش یافته و اعتبار نظامی این کشور نیز آسیب دیده است، همچنین روابط خارجی واشنگتن اکنون تحت فشار قرار دارد. در مقابل ایران، از نظر راهبردی در موقعیتی بهتر از گذشته خود قرار گرفته است.

این جنگ بار دیگر یک درس قدیمی را یادآوری کرد: اینکه قدرت هوایی به تنهایی نمی‌تواند جنگ‌ها را به پیروزی برساند.

خبر مرتبط
جنگ با ایران؛ از وعده‌های بزرگ تا نتایج اندک | آتش‌بس پذیرش یک واقعیت تلخ بود | تنها راه پیش روی ترامپ برای حفظ تعادل

اقتصادنیوز: این عدم تقارن باعث شده تا پذیرش بن‌بست برای واشنگتن بسیار دشوارتر از تهران باشد. آمریکا نمی‌تواند سلطه منطقه‌ای ایران را تحمل کند، اما همان‌گونه که تحولات ماه‌های اخیر نشان داده‌اند، جنگ ابزار مناسبی برای مهار این نفوذ نیست. این نگرانی‌ها نیازمند ابزارهایی متفاوت و هدفمندتر هستند.

منبع خبر "اقتصادنیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.