به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران، گزارش «سیانان» عدم انتشار مفاد تفاهمنامه پایان جنگ با ایران را به بحرانی تازه در واشنگتن تبدیلشده میداند؛ خلأیی خطرناک که اکنون با سردرگمی جمهوریخواهان، حملات دموکراتها و ابهام درباره تعهدات واقعی کاخ سفید پر شده است. بر اساس اطلاعات درزکرده، این تفاهمنامه فاقد تعهدات قاطع و توالی زمانی دقیق است و همین مسأله موقعیت دولت ترامپ را متزلزل کرده است. جنجال اصلی نیز بر سر صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری ایران است؛ صندوقی که گفته میشود توسط قدرتهای منطقهای تأمین و از سوی واشنگتن تضمین میشود، هرچند مقامات آمریکایی انتقال مستقیم پول را تکذیب کرده و تأکید دارند هرگونه مزایای اقتصادی، منوط به تسلیم تهران در برابر خواستههای هستهای خواهد بود.
دونالد ترامپ در اجلاس گروه هفت از توافق دفاع کرده و جیدی ونس، معاون او، تأخیر در انتشار متن را به پیچیدگیهای دیپلماتیک جهان اسلام نسبت داده است. با وجود ادعای پیروزی از سوی ترامپ، این توافق پس از امضای دیجیتال، روز جمعه در سوئیس نهایی و منتشر شد؛ تعللی که به روایت سیانان، هم نشانه حساسیت بالای مفاد توافق و هم بازتابدهنده چشمانداز خروج ایران از انزوای بینالمللی بود. با این حال، تیم ترامپ در انتقال پیام پایان جنگ دچار لغزشهای جدی شده و همین مسأله فضای سیاسی آمریکا را نسبت به محتوای واقعی تفاهمنامه حساستر کرده است.
ابهام عمدی در بخشهایی از تفاهمنامه، از نگاه این گزارش، به مقامهای ایرانی امکان میدهد توافق را در سیاست داخلی خود توجیه کنند؛ رویکردی که در دیپلماسی برای خرید زمان بیسابقه نیست، اما هنگامی که با تعهدات محرمانه همراه شود، میتواند به بحران اعتماد منجر شود. در واشنگتن نیز فشارها برای توضیح هزینههای سنگین جنگ افزایش یافته است؛ جنگی که به مرگ ۱۳ نیروی آمریکایی، تلفات نامشخص غیرنظامیان ایرانی و دهها میلیارد دلار هزینه عملیاتی انجامیده و اکنون پرسشهای جدی درباره نسبت این هزینهها با دستاوردهای واقعی آن مطرح شده است.
منتقدان میگویند تنها دستاورد ملموس جنگ، حل بحران بسته شدن تنگه هرمز بوده و هیچ تعهد راستیآزماییشدهای برای توقف برنامه هستهای ایران به دست نیامده است. مارک کارنی این تفاهمنامه را بیشتر تمدید آتشبس میداند تا یک توافق نهایی. چاک شومر خواستار شفافیت کامل شده و وندی شرمن نیز امتناع از انتشار متن را نشانه نگرانی عمیق دولت از واکنش افکار عمومی میداند. همزمان، استدلال دولت مبنی بر نابودی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران در حملات سال گذشته، اگرچه بهعنوان یک دستاورد مطرح میشود، اما از نظر سیاسی این پرسش را بیپاسخ میگذارد که دلیل اصلی آغاز جنگ امسال چه بوده است.
پنهانکاری واشنگتن همچنین به شکافی کمسابقه میان آمریکا و اسرائیل منجر شده است. اسرائیل که شریک اصلی ترامپ در آغاز درگیری بود، اکنون درباره متن توافق در تاریکی کامل قرار دارد و درخواستهای کابینه بنیامین نتانیاهو برای مشاهده مفاد آن صراحتاً رد شده است. سیاستمداران اسرائیلی نگرانند که ترامپ به توقف کامل درگیریها رضایت داده باشد؛ شرطی که اگر شامل حزبالله لبنان، حماس در غزه و حوثیهای یمن شود، میتواند از نگاه تلآویو تهدیدی مستقیم برای امنیت اسرائیل تلقی شود. امید اسرائیل به گنجاندن محدودیتهای موشکی و مهار شبکه نیابتی ایران نیز با سکوت کاخ سفید بیپاسخ مانده است.
در جمعبندی، سیانان ایده اعطای امتیازات زودهنگام پیش از آغاز مذاکرات هستهای را نشانهای از سادهانگاری دیپلماتیک میداند. در حالی که یک مقام آمریکایی این متن را صرفاً سندی سیاسی توصیف کرده، شرایط پرالتهاب دور دوم ریاستجمهوری ترامپ اجازه چنین خوشبینیهایی را نمیدهد. پیام اصلی جزئیات در حال ظهور این تفاهمنامه آن است که اگرچه درگیریهای نظامی موقتاً متوقف شده، اما بحران راهبردی با ایران هنوز فاصلهای طولانی با حلوفصل نهایی دارد.