همشهری آنلاین: کتاب ۶۰۸ صفحهای «پرونده مختارنامه» که بهار ۱۴۰۳ در «شرکت چاپ و نشر بینالملل» منتشر شده، نکات خواندنی زیادی درباره «مختارنامه» دارد. «پرونده مختارنامه» را رضا استادی نوشته که مسئول روابط عمومی سریال «مختارنامه» بوده و به گفته خودش، به واسطه مسئولیتش در این پروژه، به اطلاعات و اسناد مهم و جالبی دسترسی داشته است. همشهری آنلاین، در گذشته هم گزارشهایی بنا بر این کتاب منتشر کرده که مورد استقبال مخاطبانش واقع شده است. در این گزارش، به فریبرز عربنیا و رفتارهای او در قبال همکارانش و کارگردان سریال و همچنین درآمد او از «مختارنامه» پرداختهایم.
ناراحتی عربنیا از رضا کیانیان
به گزارش همشهری آنلاین، اگر به حاشیه علاقه دارید، کتاب استادی پر از این قبیل اطلاعات است. در صفحه ۴۶۹ نوشته شده فریبرز عربنیا نسبت به انعکاس گسترده نام کیانیان به عنوان بازیگر سریال اعتراض داشت و احساس میکرد حضور کیانیان اهمیت او را در «مختارنامه» کمرنگ کرده است. عربنیا شرط کرده بود هر ماه دستمزدش را بگیرد و جمعهها هم سر کار نیاید. نسبت به گریمش حساس بود و تغییرات راکورد را گوشزد میکرد. عبوس و جدی بوده و با آمادگی سر صحنه حاضر میشده، هرچند معمولا دیرتر از بقیه به لوکیشن میآمده تا همهچیز برای فیلمبرداری آماده باشد.
چون عربنیا فقط با هواپیما حاضر به سفر بوده، شناخت خوبی از فرودگاههای شهرهای بزرگ و کوچک داشته و بعد از پایان کارش در سر صحنه هم حتما باید خودرویی آمده میبوده تا او را ببرد. همین موضوع هم به حساسیتهایی راجع به او بین سایر بازیگران دامن زده بوده.
همشهری آنلاین یادآوری میکند که عربنیا گویا فقط با دو کارگردان به مشکل نخورده، یکی مسعود کیمیایی که در شروع کارش با او دو فیلم «ضیافت» (۱۳۷۴) و «سلطان» (۱۳۷۵) را کار کرد و بهروز افخمی که با او «جهان پهلوان تختی» (۱۳۷۶) و «شوکران» (۱۳۷۷) را ساخت. ماجراهای درگیری او با سیروس الوند و ابراهیم حاتمیکیا در رسانهها انعکاس زیادی داشته است.
دستمزد عربنیا برای مختار؟
در صفحه ۴۷۲ کتاب استادی آمده: «دستمزد عربنیا در سال ۱۳۸۲ ماهانه ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بود. در سال ۱۳۸۵ این رقم به ماهی ۱۰ میلیون تومان رسید. در سال ۱۳۸۶ تقاضای ۱۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان دستمزد داشت که با رقم ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان توافق شد. در پایان همکاری با «مختارنامه» در ۳ ماه آخر سال ۱۳۸۸ به رقم ماهانه ۲۲ میلیون تومان رسید.» برای اینکه تصور بهتری از دستمزد عربنیا پیدا کنید، همشهری آنلاین قیمت سکه در سالهای حقوقبگیری عربنیا در «مختارنامه» را پیدا کرده است:
سال ۱۳۸۲: قیمت سکه حدودا ۸۶ هزار تومان
سال ۱۳۸۵: قیمت سکه حدودا ۱۶۸ هزار تومان
سال ۱۳۸۶: قیمت سکه حدودا ۲۶۷ هزار تومان
سال ۱۳۸۸: قیمت سکه حدودا ۲۴۲ هزار تومان
یعنی در سال ۱۳۸۲ حدود ۵۶ سکه، در سال ۱۳۸۵ حدود ۶۰ سکه، سال ۱۳۸۶ حدود ۵۱ سکه و سال ۱۳۸۸ حدود ۹۱ سکه معادل حقوق عربنیا بوده است.
البته با بازپخشهای مکرر سریال و درآمدهایی که صدواسیما از آگهیهای تجاری پیش از نمایش هر قسمت مختار به دست آورده، این هزینهها را میشود تسویهشده دانست.
تغییر عربنیا در حین فیلمبرداری
به نوشته استادی، برای فیلمبرداری صحنه گندمزاری که سریال با آن شروع میشود، باید گندمچینهایی مهار پیدا میکردند که به این منظور گروهی از کشاورزان خیج (یکی از روستاهای شهرستان شاهرود در استان سمنان) که زادگاه داود میرباقری است، به ورامین تهران آمدند. برای آنها دیدن همشهریشان که در کسوت کارگردان تعدادی از سینماگران را هدایت میکرد و به همه فرمان میداد جذاب و غرورانگیز بود. اما عربنیا ناگهان واکنشی نشان میدهد که میرباقری را پیش چشم همشهریهایش معذب میکند.
در صفحه ۲۱۷ کتاب میخوانیم: «عرب نیا برای گروه لباس شرط گذاشته بود که نباید بدل لباس او را بپوشد و در صورت لزوم باید برای بدل لباس جداگانهای دوخته شود. در یکی از روزهای فیلمبرداری ورامین و پس از پایان بازی بدل، زمانی که نوبت به عربنیا میرسد با پوشیدن لباس متوجه بوی عرق آن میشود. گروه لباس ابتدا منکر این مسئله میشوند که لباس را به بدل دادهاند؛ اما عربنیا عباس اوصانلو] بدل عربنیا [را خطاب قرار داده و در میزانسنی سینمایی به او میگوید: «تو چشمای من نگاه کن بگو لباس من را پوشیدی یا نه؟» با پاسخ مثبت اوصانلو، عربنیا با برخوردی تند و در مقابل چشمان قوموخویش میرباقری، شکوه و جلال و جبروت فرزند خیج را نزد همشهریهایش به هم میریزد و صحنه فیلمبرداری را ترک میکند. این اتفاق برای میرباقری بسیار گران تمام میشود. با عربنیا تماس گرفته و به او اعلام میشود از پروژه اخراج شده و گروه کارگردانی در حال برنامهریزی برای ادامه فیلمبرداری بدون حضور او هستند و تلویزیون هم با این مسئله موافقت کرده است. علاوه برای آن به دلیل رفتار غیرحرفهای، زندگی شغلی او نیز در معرض تهدید است و بعید است دیگر بتواند در سینما و تلویزیون کار کند. روز بعد اما عرب نیا دست در دست میرباقری به سر صحنه فیلمبرداری میآید. همه تعب کردهاند. کسی نمیداند که او شب گذشته به احمدآباد مستوفی منزل میرباقری رفته و در جلسهای که هیچکس از جزئیات آن با خبر نشده، دل میرباقری را به دست آورده است.»
کیهان ملکی در نقش مختار
به نوشته استادی، این اتفاق باعث میشود عبدالله اسکندری، مشاور پروژه، از کیهان ملکی برای گرفتن تست گریم شخصیت مختار دعوت کند. عکس تست گریم ملکی روی آینه گریم چسبانده میشود و عربنیا هم آن را میبیند، اما به روی خودش نمیآورد. به گفته استادی، عربنیا در گروه تولید مختار فرد محبوبی نبوده و با کسی مراوده صمیمی نداشته تا متوجه شود عکس تست گریمی که دیده به کدام بازیگر تعلق داشته است. نهایتا عربنیا مختار را تا پایان کار کرد و انصافا هم به خوبی از عهده نقش برآمد.










