به گزارش ورزش سه، چطور میتوان توضیح داد که یک بازیکن بدون نیاز به ارائه یک نمایش بینقص و ویرانگر، به بهترین گلزن تاریخ جامهای جهانی تبدیل میشود؟ چطور میشود در یک بازی معمولی دو بار دروازه حریف را باز کرد؟ چطور میشود این را هضم کرد که او در دو بازی جام جهانی پنج گل به ثمر رسانده است؟ فرمول ساختن بازیکنی که در آستانه ۳۹ سالگی و در دقایق تلف شده با آن عطش و جنگندگی گلزنی میکند چیست؟ میگویند آرژانتین را نمیتوانی بفهمی، مگر درک مسی ممکن است؟
بازی که شروع شده بود و دقایق که پشت هم سپری میشد به نظر میرسید امروز روز شماره 10 نیست. اتریش با یک یارگیری فشرده، هرچند نه به صورت نفر به نفر، مصمم بود اجازه چرخش به او ندهد. اتریشیها میدانستند چرخش مسی یعنی چه! مسی از چپ و راست دنبال راهی برای نفوذ میگشت و دقیقا در همان زمانی که داشت بهترین پوزیسیون خودش را در زمین پیدا میکرد، صحنه پنالتی اتفاق میافتد. چند دقیقه انتظار برای تایید خطای روی لائوتارو توسط ویایآر طول کشید و لئو در این مدت سعی کرد تمرکزش را حفظ کند.
خطا تایید شد اما نشانههای اولیه چندان امیدوارکننده نبود. درست است که لئو هزاران بار این کار را کرده اما این پنالتی اهمیت دیگری داشت. لئو اگر گل میزد رکورد میروسلاو کلوزه را میشکست. شماره 10 نمیتوانست توپ را روی نقطه پنالتی درست بکارد. سه بار توپ را تنظیم کرد. کاملا مشخص بود که از تمرکز خبری نیست، لئو تسلیم آدرنالین شده بود. دورخیز همیشگی او و دروازهبانی که سر جایش میخکوب شده بود و وقتی بهترین گلزن تاریخ خواست توپ را بیش از حد زاویه بدهد، پنالتی خراب شد. این پنالتی نشان داد که او هم یک انسان است.

ضربه روحی این پنالتی از دست رفته برای مسی و تیم غیرقابل کتمان بود، اما هواداران بلافاصله با شعار همیشگیشان «همه دست در دست هم، با لئو مسی» به او روحیه دادند. پپ گواردیولا زمانی گفته بود لئو در زمین راه نمیرود، بلکه در حال اسکن کردن محیط است. امروز هم لئو داشت اسکن میکرد، انگار نگاه میکرد ببیند داستان امروز قرار است از کدام روزنه نوشته شود.
مسی فضایی بین مدافعان میانی پیدا کرد، یک توپ برگشتی را از هیچ به دست آورد و با تسلط کامل تا محوطه شش قدم پیش رفت اما فضایی برای شوتزنی نیافت. وقتی مشارکت شماره 10 در بازی بیشتر میشود، ریتم تیم ملی آرژانتین هم بالا میرود. یک همکاری عالی با انزو فرناندز شکل گرفت، دوباره توپ روی پای چپ لئو افتاد اما مدافعان از روی خط دروازه توپ را برگرداندند.
وقتی پای بازیکنی مثل مسی در میان است، منطق معنایی ندارد. هر بازیکن دیگری بود شاید از نظر روانی از جریان بازی خارج میشد و بابت سه موقعیت مسلم گلزنی که از دست رفته بود افت روحی میکرد. اما فوتبال هرگز و هرگز نمیتواند لئو را افسرده کند، او فقط کمی عقب میکشد تا دورخیز کند و دوباره حمله. لئو فهمید که باید با تیاگو آلمادا ترکیب شود و اینگونه بود که این دو نفر یک گل تماشایی خلق کردند. نفوذ و پاس رو به بیرون مدینا به سبک جوردی آلبا، رها کردن هوشمندانه توپ توسط تیاگو و در نهایت رسیدن لئو برای شلیک آن ضربه پای چپ مهارنشدنی در خلاف جهت حرکت همه بازیکنان.

نیاز اتریشیها به جبران نتیجه، فشار را از روی او برداشت و لئو از این فرصت برای مدیریت زمان بازی استفاده کرد. او پشت به دروازه توپ میگرفت، با توپی که به پایش چسبیده بود میچرخید و حریف را اذیت میکرد. لئو در یک صحنه حتی مثل یک مهاجم نوک در عمق فرار کرد و درست زمانی که میخواست ضربه نهایی را بزند متوجه شد که چند سانتیمتر در آفساید است.
درک مفهومی او از جریان بازی، حتی در روزی که بهترین نمایش عمرش را ارائه نداد، همچنان یک سطح بالاتر از بقیه است. او خیلی زود فهمید که جریان بازی از کجا شکل میگیرد و در کجا به بنبست میخورد. از آن لحظه به بعد لئو دیگر هیچ پاسی را هدر نداد و به یک تکیهگاه محکم تبدیل شد، به محوری که به سایر بازیکنان زمان میداد تا در زمین مستقر شوند. مسی یک سانتر دقیق روی سر نیکو گونزالس فرستاد که با اختلاف کمی به بیرون رفت، با یک ضربه ایستگاهی غافلگیرکننده دروازه را تهدید کرد و با تغییر منطقههای بازی فشار را از روی تیم برداشت.

همه اینها کافی و حتی بیشتر از حد انتظار بود. با همین نمایش هم پول بلیت پنجاه هزار آرژانتینی حاضر در ورزشگاه حلال شده بود. اما همانطور که گفتیم، در داستان امشب لئو مسی منطق جایی ندارد. ما با بازیکنی نزدیک به ۳۹ سالگی روبرو هستیم که در وقتهای تلف شده باز هم بیشتر میخواهد. ما یک شماره 10 آرژانتینی داریم که عاشق کشورش است، برای این پیراهن با جان و دل بازی میکند و حتی بعد از دادن یک پاس عالی به خولین آلوارز، دست از تلاش برنمیدارد و مسیر توپ را دنبال میکند. او آن غریزه کشنده را در پاهایش دارد. توپ برگشتی را دنبال میکند و تسلیم نمیشود. او تا سوت پایان دست از حمله برنمیدارد.
فریاد شادی گل در همه جا طنینانداز است. روزنامهنگار اوله میگوید در روزهای جام جهانی وقتی در بوئنسآیرس همه جا فریاد گل به گوش میرسد، یعنی مسی گل زده است. به افتخار هجدهمین گل او در تاریخ جامهای جهانی. به افتخار پنجمین گل او در این تورنمنت. به افتخار لحظهای که خوزه پکرمن او را در آغوش میکشد تا جایزه بهترین بازیکن زمین را تقدیمش کند. به افتخار یورگن کلوپ که جایگاه گزارشگری را ترک میکند تا با او خوشوبش کند. به افتخار هوادارانی که در دالاس و سراسر جهان یکصدا آواز میخوانند. رویای آرژانتین توسط یک تیم ساخته میشود اما با تاثیرگذاری مرگبار بهترینِ بهترینها.