ترامپ حق داشت یا حقیقت چیز دیگری است؟ پایان جنگ با «تسلیم مشروطِ» ایالات متحده

عصر ایران دوشنبه 01 تیر 1405 - 10:11
حدسم این است که مهلت ۶۰ روزۀ مذاکرات تمدید شود، ایران تعلل عمدی در پیش بگیرد و ترامپ نیز از پذیرش هر توافقی که یادآور پیمان اوباما (برجام) باشد، اجتناب کند.

عصر ایران؛ لیلا احمدی - رجنگ آمریکا و اسرائیل با ایران که با وعده‌های پیروزی سریع و «تسلیم بی‌قید و شرط» آغاز شد، با تفاهم‌نامه‌ای معطوف به توافق به پایان رسید که بسیاری از منتقدان آن را شکست تمام‌عیار واشنگتن قلمداد می‌کنند. این رویه، تضاد عمیقِ شعارهای حماسی جنگ‌افروزان کاخ سفید و واقعیت‌های تلخ میدانی را به نمایش می‌گذارد. اهدافی چون تغییر رژیم یا تسلیم مطلق، جای خود را به پذیرش واقعیت‌های ژئوپلیتیک و امضای تفاهم‌نامه داده‌اند. نیکلاس کریستف، تحلیل‌گر برجستۀ نیویورک تایمز و منتقد سرسخت مداخلات نظامی آمریکا، بر این نکته تأکید می‌کند که جنگ ویرانگر دونالد ترامپ به اهداف خود نرسید و بهای انسانی و مالی گزافی در پی داشت.

کریستف استدلال می‌کند که تمایز میان «تخیلات استراتژیک» و «واقعیت‌های میدانی»، منجر به اتلاف ارقام کلانِ بودجه و ازدست‌رفتنِ هزاران جان شد و در نهایت، نتیجه‌ای حاصل نشد که با وعده‌های اولیه همخوانی داشته باشد. او این وضعیت را نمونه‌ای از تکرار اشتباهات تاریخی آمریکا و توهم پیروزی‌های سریع و بدون هزینه می‌داند.

اکنون نگاه‌ها به میز مذاکرات ژنو دوخته شده است. جهان و به‌ویژه منطقه، با اضطراب در انتظار نتایج نهایی گفتگوها هستند تا ببینند تفاهم‌نامۀ اولیه منجر به ثبات پایدار خواهد شد یا وقفه‌ای کوتاه در مسیر تقابل‌های آتی ایجاد می‌کند؟ مذاکرات ژنو سرنوشت‌ساز است و به این سؤال پاسخ می‌دهد که آیا واشنگتن توانسته از رویکرد «تغییر رژیم» به «مدیریت تنش» حرکت کند؟

 درس تاریخ در این پرونده روشن است؛ هرگاه اطمینانِ بیش از حد به قدرت نظامی جایگزین تحلیل‌های واقع‌گرایانه شود، نتیجه چیزی جز تراژدی پرهزینه نخواهد بود.

در پس این توافق، چه واقعیت‌هایی نهفته است؟ آیا استراتژی «فشار حداکثری» به نفع طرفی تمام شد که در آغاز می‌پنداشتند تضعیف شده؟ وقتی تبختر سیاسی جایگزین دیپلماسی می‌شود و هزینۀ انسانی و اقتصادی جنگ، فراتر از تحمل می‌شود چه رخ می‌دهد؟ نیکولاس کریستوف در این مقاله با نگاهی انتقادی، به کالبدشکافی «شکستِ استراتژیک ایالات‌متحده» می‌پردازد. 

به عقیدۀ او، مسیر اشتباهات متوالی، آمریکا را به جایی رساند که شرایط مردود در توافق اوباما را بپذیرد. او در ادامه، به بررسی هزینه‌های گزاف این جنگ و خیانتی می‌پردازد که در حق مردمِ دو کشور صورت گرفته؛ مردمی که در میانۀ نبرد قدرت‌ها، رها می‌شوند تا با سرنوشت شان گلاویز شوند.

لازم به ذکر است که ترجمۀ مقالات و تحلیل‌ رسانه‌های خارجی در این بخش، بستری است برای آشنایی مخاطبان با طیف متنوع دیدگاه‌ها و تحلیل‌های جهانی. دست رسی به روایت‌های مختلف، ابزاری برای تحلیل جامع‌تر و تکامل دیدگاه‌های انتقادی است. درج محتوای خارجی به معنای تأیید، پذیرش یا همسویی با دیدگاه‌های مطرح‌شده در متن نیست. هدف، هم‌رسانی دیدگاه‌ها و بررسی رسانه‌های جهان است.

_

نیویورک‌تایمز: (نیکلاس کریستف)

ترامپ حق داشت یا حقیقت چیز دیگری است؟ پایان جنگ با «تسلیم مشروطِ» ایالات متحدهپرزیدنت ترامپ، ماه مارس اعلام کرد توافق برای پایان‌دادن به جنگ با ایران، مستلزمِ «تسلیم بی‌قید و شرطِ» ایران است؛ اما توافق اخیرش با تهران، با این ادعا هم‌راستا نیست و منتقدان آن را به تسلیم مشروطِ ایالات متحده تعبیر کرده‌اند. این توافق با واکنش‌های تند جمهوری‌خواهان و جناح‌های جنگ‌طلب مواجه شده است. 

اریک اریکسون (تحلیلگر محافظه‌کار) این اقدام را «تسلیم ترامپ در برابر ایران» می‌داند و تِد کروز (سناتور تگزاس) نسبت به پرداخت میلیاردها دلار به حکومت ایران هشدار داده است.

حق با آن‌هاست. این انتقادها درست هستند و توافق با ایران، عقبگردی جدی ا‌ست. این توافق نه‌تنها کمک‌های مالی فوری—از جمله آزادسازی میلیاردها دلار دارایی و صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری به‌منظور بازسازی—برای ایران به ارمغان می‌آورد، بلکه به نظر می‌رسد راه را برای اعمال کنترل نسبی ایران بر تنگۀ هرمز و دریافت هزینۀ عبور کشتی‌ها در ۶۰ روز آینده باز کرده است. سناتور بیل کسیدی (لوئیزیانا) با لحنی تند، این اقدام را بدترین اشتباه سیاست خارجی در دهه‌های اخیر توصیف کرده است.

با این حال، محکوم‌کنندگانِ توافق، مهم‌ترین نکته را نادیده می‌گیرند. اشتباه بنیادین ترامپ، اتمام جنگ نبود؛ ورود به آن بود و در این مرحله، عقب‌نشینیِ ترامپ درست است، زیرا راهکار مناسبی نداشت و ادامۀ جنگ جان انسان‌های بیشتری را می‌گرفت. جنگ، اقتصاد جهانی و شانس جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای را در هم می‌شکست. ترامپ گفته: «اگر توافق نمی‌کردیم، می‌توانستیم سه هفتۀ دیگر، دو هفته، چهار هفته یا دو سال دیگر بمب بریزیم؛ اما هرگز تنگۀ هرمز باز نمی‌شد. من نمی‌خواستم شاهد فاجعۀ اقتصادی باشم.»

حقیقت تلخ این است که ایران در جنگ پیروز شد و همین پیروزی، کلید موفقیتش در مذاکرات بود. ترامپ تا حد ممکن زمان خرید و روند کار را کند کرد، چون می‌دانست هر توافقی در این وضعیت، برایش تحقیرآمیز است؛ اما شکست در میدان جنگ، راه خروج شرافت‌مندانه‌ای برای او باقی نگذاشت. 

درس بزرگی که باید از این فاجعه گرفت این است که از جنگ‌های بی‌مورد دوری کنیم، اعتمادبه‌نفس کاذب در مورد "پیروزی‌های قطعی" را کنار بگذاریم و برای حل بحران‌های جهانی، دوباره به دیپلماسی روی آوریم. پارادوکس ماجرا این‌جاست؛ کسانی که بیش از همه برای نابودی ایران تلاش می‌کردند، بیشترین سهم را در قدرتمندکردنش داشتند؛ حقیقتی که باید مایهٔ عبرت ما باشد.

ما در سال ۲۰۱۵ با توافق هسته‌ای اوباما، راه‌حلی داشتیم که البته نواقصی داشت. ایران آن زمان تقریباً همۀ اورانیوم غنی‌شده‌اش را به خارج از کشور فرستاد، غنی‌سازی را محدود کرد و درهای کشور را به روی بازرسی‌های سخت‌گیرانه گشود. اما ترامپ، نتانیاهو و مقامات جنگ‌طلب، آن توافق را محکوم کردند. ترامپ در سال ۲۰۱۸، با تمرکز بر پول‌هایی که به‌عنوان بخشی از توافق به ایران بازگشته بود، این معامله را "بسیار بد" خواند و سال گذشته ادعا کرد که اگر خودش مذاکره می‌کرد، هرگز این رقم را نمی‌پرداخت و "پیروز" می‌شد. 

اما شاید خیال‌بافی می‌کرد؛ چون درست بعد از اینکه هشت سال پیش، توافق اوباما را پاره کرد، تهران دقیقاً همان مسیری را پیمود که همه پیش‌بینی می‌کردند و برنامۀ هسته‌ای‌اش را گسترش داد تا بحران به اوج رسید. ترامپ احتمالاً می‌توانست در فوریۀ سال جاری، درست قبل از شروع جنگ، به معاملۀ خوبی دست یابد، اما در عوض، بدون استراتژی خروج و بدون اینکه فکر کند اگر تنگۀ هرمز بسته شود چه می‌کند، با عجله دکمۀ بمباران را زد.

اجتناب از جنگ‌های بی‌مورد، درسی قدیمی‌‌ست که ظاهراً هر نسلی باید دوباره آن را تجربه کند و از نو بیاموزد. در حماسۀ «ایلیاد»، آشیل به «سفر دیوانه‌واری» اشاره می‌کند که جنگ تروآ را به راه انداخت؛ جنگی که در آن سربازان برای تصاحب زنانِ یکدیگر به کشتار پرداختند. حقیقت آن است که از زمان هومر و روایتش از تلاش یونانی‌ها برای "تغییر رژیم" در تروآ، هرچه بلندپروازی‌های نظامی بزرگ‌تر باشد، ریسک شکست و نیاز به احتیاط بیشتر می‌شود. توافق جدید با ایران نیز، سوالات جدی دربارۀ توانمندی‌های هسته‌ای ایران را به تعویق انداخته و عملاً آن‌ها را نادیده گرفته است. می‌ترسم یکی از نتایج این جنگ این باشد که تلاش ایران برای دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای بیشتر شود. 

حدسم این است که مهلت ۶۰ روزۀ مذاکرات تمدید شود، ایران تعلل عمدی در پیش گیرد و ترامپ نیز از پذیرش هر توافقی که یادآور پیمان اوباما باشد، اجتناب کند. ترامپ غزه را فراموش کرده و ایران را هم از یاد خواهد برد. در فضای داخلی آمریکا هیچ اشتیاقی برای جنگ دوباره با ایران وجود ندارد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که اکنون قدرتمندتر شده، احتمالاً مدل کرۀ شمالی --یعنی دستیابی به زرادخانۀ هسته‌ای برای تثبیت برتری منطقه‌ای-- را به‌عنوان گزینۀ استراتژیک بررسی خواهد کرد.

ترامپ حق داشت یا حقیقت چیز دیگری است؟ پایان جنگ با «تسلیم مشروطِ» ایالات متحده

بهای این جنگ، تضعیف جایگاه ایالات متحده و از دست‌رفتنِ جان هزاران انسان است؛ تلفاتی که اکثرشان ایرانی و لبنانی بودند، اما ۱۳ سرباز آمریکایی هم در این دوره کشته شدند. لیندا بیلمس (متخصص تأمین مالی جنگ در دانشگاه هاروارد) می‌گوید: «صورت‌حساب نهایی این جنگ که شامل بازسازی پایگاه‌ها، تأمین مجدد مهمات و پرداخت مزایای سالانه به سربازان مجروح می‌شود، احتمالاً به هزار میلیارد دلار خواهد رسید. در واقع، به جای سرمایه‌گذاری در بخش‌های حیاتی مثل بیمۀ درمان (مدیکید)، آموزش دانشگاهی، مراقبت از کودکان یا کمک‌های بشردوستانه، مبالغ هنگفتی در خلیج فارس هدر رفته است.

ما بزرگترین خیانت را در حق مردم ایران کردیم. ترامپ که پس از حوادث خونینِ ماه ژانویه، مدعی شده بود "کمک در راه است"، در نهایت آن‌ها را تنها گذاشت تا در اقتصاد آسیب‌دیده، فضای امنیتی و یأس بیشتر به زندگی ادامه دهند. بی‌اعتنایی دولت ترامپ تا جایی پیش رفت که در ماه جاری یک زن ایرانی پناهجو و مهاجر را به جمهوری آفریقای مرکزی تبعید کرد؛ کشوری جنگ‌زده که وزارت خارجه توصیه می‌کند هرگز به آنجا سفر نکنید.

[گزارش‌ها حاکی از آن است که دولت ترامپ در راستای سیاست‌های سخت‌گیرانۀ مهاجرتی، تعدادی از مهاجران ایرانی، افغان و سوری را به جمهوری آفریقای مرکزی تبعید کرده است. در میان این افراد، دو زن ایرانی حضور دارند که به دلیل احتمال پیگرد در ایران، پیش‌تر از سوی دادگاه‌های آمریکا حکم «تعلیق اخراج» دریافت کرده بودند. دولت آمریکا برای دور زدن موانع قانونیِ بازگشت مهاجران به کشورهای مبدأ، با کشورهای ناپایداری چون جمهوری آفریقای مرکزی و جمهوری دموکراتیک کنگو توافق کرده تا آن‌ها را به عنوان مقصد جایگزین بپذیرند.

نخستین پرواز این طرح، قرار است حدود ۲۰ نفر را منتقل کند. واشنگتن این اقدامات را قانونی خوانده، اما نهادهای حقوق بشری این روند را به دلیل نبود شفافیت و خطر احتمالی بازگرداندنِ غیرقانونی افراد به کشورهای اصلی‌شان، محکوم کرده‌اند. این اقدام در واقع به معنای انتقال پناهجویان به مناطق جنگ‌زده و ناامن است که حتی وزارت خارجۀ آمریکا سفر به آن‌ها را توصیه نمی‌کند.]

پس این توافقِ ناقص و شکست‌خورده، شایستۀ تندترین نقدهاست و باید به شدیدترین حالت محکوم شود. تراژدی اصلی، خروج ترامپ از جنگ نیست؛ خودِ جنگ است و درس تاریخ این است: «وقتی جنگ‌طلبانی را می‌بینید که با اطمینان کاذب از پیروزی‌های ساده دم می‌زنند، برحذر باشید و بدانید فاجعه‌‌ای در راه است.»

_____

یادداشت تحلیلی مترجم:

نخستین نکته‌ای که در ترجمه و تحلیل این متن، توجه مرا جلب می‌کند، تضاد شدید میان «زبان رتوریک» و «واقعیت استراتژیک» است. ترامپ با ادبیاتی مبتنی بر پیروزی مطلق و «تسلیم بی‌قید و شرط»، گام به مسیری نهاد که در نهایت به «تسلیم مشروطِ» آمریکا ختم شد. نویسنده نشان می‌دهد که غرور سیاسی می‌تواند منجر به کوری استراتژیک شود. ترامپ بر مبنای پیش‌فرض‌هایی عمل کرد که تصور می‌کرد ارادۀ سیاسی او و قدرت نظامی آمریکا می‌تواند واقعیت‌های میدان را تغییر دهد.

متن کریستوف به ما می‌گوید که در سیاست خارجی، ادراکِ قدرت لزوماً به معنای کسبِ قدرت نیست. نویسنده اشاره می‌کند که ترامپ در تله‌ای افتاد که با نادیده‌گرفتنِ دیپلماسی و جایگزینی آن با بمباران ایجاد کرده بود. این بخش از تحلیل، در واقع نقد ساختاری به رویکرد «فشار حداکثری» است که به جای تضعیفِ طرف مقابل، او را به تسلیم و مذاکره‌ای می‌کشاند که پيش‌تر می‌توانست در آن شرایطِ خود را تحمیل کند.

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.