در سالهای اخیر، با توجه به گسترش کشت گلخانه ای محصولات غیر راهبردی از جمله گل های زینتی و میوه های گرمسیری، توجه دقیق به زوایای پنهان توسعه این محصولات اهمیت دوچندان پیدا کرده است. در ظاهر و مطابق گزارشهای متعدد منتشر شده در رسانه ها، توسعه کشت گلخانهای محصولات غیر راهبردی مثلا موز، پاپایا، بلوبری، دراگون فروت و یا برخی گیاهان زینتی در مناطق دچار تنش آبی مانند یزد و اصفهان و یا مناطق با اقلیم سرد موفقیت آمیز بوده و متاسفانه گاهی توسعه این کشت ها در مناطق گفته شده ترویج می شود.
باید توجه داشت توسعه پایدار کشاورزی نیازمند توجه نظاممند به پیوستهای اجتماعی–فرهنگی، اولویتبندی منابع و همراستایی با اهداف امنیت غذایی است. ذکر این نکته مهم است که هدف این مقاله تنها بیان اهمیت برخی جنبه های فرهنگی-اجتماعی در توسعه الگوی کشت به ویژه در شرایط کمبود منابع آب است. بدیهی است عوامل بسیار متعددی در الگوی کشت اثرگذار هستند که لحاظ کردن همه آنها در برنامه ریزی استفاده از زمین ضرورت دارد.
مقدمه
رویکرد غالب در توسعه گلخانهها عمدتاً بر شاخصهای فنی و اقتصادی مانند میزان تولید و سودآوری کوتاه مدت برای تولیدکنندگان متمرکز بوده است. تجربههای داخلی و بینالمللی نشان میدهد که توسعه کشاورزی صرفاً یک فرآیند فنی یا اقتصادی نیست، بلکه پدیدهای چند بعدی است که پایداری آن بدون توجه به پذیرش اجتماعی، عدالت در تخصیص منابع و همراستایی با الگوی مصرف جامعه، قابل تحقق نخواهد بود.
در این چارچوب، فقدان توجه نظاممند به پیوستهای اجتماعی–فرهنگی در سیاستگذاری توسعه گلخانه ها، زمینهساز بروز پیامدهایی شده است که اگرچه در کوتاه مدت ممکن است کمتر ملموس باشند، اما در بلندمدت میتوانند به تنشهای اجتماعی، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف کارایی سیاستهای کشاورزی منجر شوند. توسعه گلخانههای تولید موز، پاپایا، انبه و سایر محصولات غیر راهبردی در استانهایی مانند اصفهان، یزد، آذربایجان شرقی و خراسان رضوی، نمونههایی از این وضعیت هستند که پرسشهای جدی درباره سازگاری اقلیمی، امنیت غذایی و عدالت اجتماعی ایجاد کردهاند.
هدف این مقاله، تشریح برخی جنبه های پنهان اجتماعی–فرهنگی توسعه گلخانهای محصولات غیر راهبردی و بررسی پیامدهای آن برای امنیت غذایی، عدالت منابع و مشروعیت اجتماعی سیاستهای کشاورزی است.
پذیرش اجتماعی به عنوان شاخص توسعه
یکی از ابعاد مغفول در سیاستگذاری توسعه کشاورزی، مفهوم «پذیرش اجتماعی» است. در مناطق دچار تنش آبی، حساسیت اجتماعی نسبت به نحوه مصرف آب به طور قابل توجهی افزایش یافته و این پرسش به طور پیوسته مطرح می شود که «این آب، کجا و برای چه هدفی مصرف میشود؟». در چنین فضایی، توسعه گلخانه های تولید محصولات غیر راهبردی به ویژه محصولات گران قیمت، لزوماً به عنوان یک پروژه تولیدی یا فناورانه دیده نمی شود، بلکه ممکن است به نمادی از مصرف ناعادلانه منابع عمومی تبدیل شود.
این برداشت اجتماعی، حتی در صورت توجیه فنی طرح، می تواند به کاهش مشروعیت اجتماعی منجر شود. وقتی در منطقه ای که با کمبود شدید منابع آب مواجه است محصولاتی مثلاً بلوبری یا پاپایا کشت میشود و تولیدکننده با ارسال محصول گران قیمت خود به بازار مشتریان خاص متمول، سود قابل توجهی کسب میکند احساس بی عدالتی در بین مردم از جهت اختصاص ناعادلانه یارانه منابع آب و انرژی و غیره به عده محدود (تولیدکننده) ایجاد می شود و حتی جامعه درباره اصل توسعه کشاورزی و امنیت غذایی ذهنیت مغشوش پیدا میکند.
از طرف دیگر، مشاهده اینکه امکانات محدود کشور در جهت مصرف تجملی و غیر ضرور برخی طبقات مرفه قرار می گیرد احساس بی عدالتی اجتماعی را تشدید میکند. به عنوان مثال چرا باید محصولی مانند پاپایا در مناطق کم آب کشور با هدر رفت منابع آب و انرژی تولید شود تا مثلاً یک بستنی چند صد هزار تا بیش از یک میلیون تومانی به مشتریان خاص در رستوران های یک منطقه مرفه کشور عرضه شود؟
تبدیل بحران آب به مساله هویتی
در بسیاری از مناطق کشور، آب دیگر صرفاً یک نهاده تولیدی نیست، بلکه به بخشی از هویت محلی و تجربه زیستی مردم تبدیل شده است. خشک شدن رودخانه ها، افت سطح آبهای زیرزمینی و محدودیت های مصرف، باعث شده است که آب در ذهن جامعه بار معنایی و احساسی پیدا کند. در چنین شرایطی، هر فعالیت پرمصرف آب، به ویژه اگر از منظر عمومی غیرضروری تلقی شود، واکنش های فرهنگی و اجتماعی ایجاد میکند.
این وضعیت را می توان به عنوان «تعارض ادراک اجتماعی با منطق تولید» یا «شکاف میان عقلانیت فنی و عقلانیت اجتماعی» توصیف کرد. تداوم این شکاف، زمینه ساز تعارض های محلی، بی اعتمادی به نهادهای تصمیم گیر و تضعیف سرمایه اجتماعی میشود.
در یکی از استانهای سردسیر کشور که از لحاظ منابع آب چالش های جدی با استان های مجاور خود دارد، گزارشهایی از توسعه گلخانه های تولید میوه های خاص که برای اغلب مردم ناشناخته است برای ارسال به بازارهایی نظیر تهران وجود دارد. این سوال وجود دارد که آیا تولید گلخانه ای این محصول، با توجه به اقلیم منطقه، منابع آب و انرژی و جایگاه در امنیت غذایی، الگویی قابل توجیه و پایدار است؟
سوال مهمتر این است که آیا با توجه به چالش های جدی درباره کمبود منابع آب در این استان، پذیرش اجتماعی این الگوی کشت که برای تولیدکننده درآمد بالایی هم در پی دارد وجود دارد یا خیر؟ آیا همین موضوع نمی تواند عامل تشدید منازعات منطقه ای در موضوع آب باشد؟ نکته عجیب این است که متاسفانه گاهی برخی مدیران استانی یا رسانه ها این نظام کشت را صرفاً به واسطه سودآوری برای تولیدکننده تبلیغ میکنند.
ایجاد نیاز کاذب با تولید خارج از فصل محصولاتی نظیر توت فرنگی
توت فرنگی محصولی سازگار با اقلیم مناطق مختلف کشور است که تولید فصلی آن در فضای باز، با بهره گیری از چرخه های طبیعی و مصرف متعارف منابع آب و انرژی انجام می شود. در مقابل، تولید خارج از فصل در گلخانه، مستلزم مصرف انرژی برای گرمایش، تأمین نور و استفاده از نهاده های اضافی است. مقایسه این ۲ الگو نشان می دهد که مزیت اصلی تولید گلخانه ای توت فرنگی، نه در تأمین نیاز اساسی غذایی، بلکه در جابجایی زمان عرضه و پاسخ به بازارهای ویژه نهفته است.
باید در نظر داشت از منظر فرهنگ مصرف، محصولاتی مانند توت فرنگی همواره به عنوان یک محصول فصلی در حافظه جمعی جامعه تعریف شده است و تبدیل آن به کالایی چهارفصل، با تغییر الگوی مصرف انتظار اجتماعی برای «همیشگی بودن» محصول ایجاد میکند. این موضوع به محصولات گلخانه ای محدود نمیشود و درباره برخی محصولات مزرعه ای نیز صادق است. به عنوان مثال، گاهی در زمستان در بازار میوه محصولاتی مثل هندوانه یا انواع ملون با قیمت بسیار کم عرضه میشود.
بدیهی است تداوم این امر سبب ایجاد یک نیاز کاذب در بین فرهنگ اصلی غذای مصرفی مردم می شود و در صورتی -که بدلایلی که قطعاً کم آبی در رأس آن است- امکان عرضه خارج از فصل این محصولات کاهش یابد، مطالبه مردم صورت گرفته و خود می تواند چالش هایی برای امنیت غذایی ایجاد کند.
مصرف نمایشی و فشار فرهنگی بر خانوارها
گسترش تولید محصولاتی مانند آووکادو، بلوبری یا پاپایا در برخی مناطق کشو بر الگو و فرهنگ مصرف جامعه نیز اثرگذار است. ورود این محصولات به بازار داخلی، به شکل گیری تقاضای القایی منجر میشود؛ تقاضایی که ریشه در نیاز واقعی غذایی ندارد، بلکه متأثر از جریانهای فرهنگی، رسانهای و سبک زندگی است.
در این فرآیند، مصرف این محصولات ممکن است در پارهای موارد به نشانه ای از «همگامی فرهنگی» یا «به روز بودن» تبدیل شود و پیامد آن، افزایش فشار اقتصادی و فرهنگی بر خانوارهای متوسط و کم درآمد است. این پدیده، پیوند مستقیمی بین سیاستهای کشاورزی و تشدید نابرابری های اجتماعی برقرار میکند.
لازم به ذکر است که بیان این موضوع به مفهوم نادیده گرفتن حق مردم در دسترسی به همه کالاها و محصولات ممکن نیست بلکه در اینجا شرایطی لحاظ می شود که منابع آب و انرژی برای تولید غذا به شدت محدود است و یک اولویت بندی برای اختصاص منابع به تولید محصولات مختلف ضرورت دارد. بدیهی است در صورت لزوم، واردات برخی از این محصولات میتواند مورد توجه قرار بگیرد.
گلخانههای تولید برخی گل های زینتی مثلاْ گل شاخه بریده
کشت محصولاتی مانند گل های زینتی شاید در صورت وجود منابع آب کافی، قابل توجیه باشند اما در شرایط کمبود منابع آب ممکن است محدودیت گسترش و توسعه کشت چنین محصولاتی دست کم در برخی مناطق کشور لازم باشد. علاوه بر لحاظ کردن مصرف آب و انرژی در این گلخانه ها، لزوم ایجاد فرهنگ سازی عمومی در سطح جامعه برای کاهش مصرف این کالا لازم است.
در واقع اگر در موارد قبلی به تأثیر «الگوی کشت» بر «فرهنگ مصرف مردم» اشاره شد، در اینجا فرهنگ مصرف کالا برای تغییر الگوی کشت اهمیت دارد. در واقع لازم است با اطلاع رسانی درباره شرایط بحرانی منابع آب و اولویت اختصاص منابع به محصولات راهبردی، تغییر الگوی مصرف کالاهایی مانند گل شاخه بریده برای مراسم های رسمی و جشنها فرهنگ سازی شود.
خوشبختانه اخیراً حرکت های اجتماعی خوبی در این زمینه (صرف نظر از جنبه توضیح داده شده در این بخش) صورت گرفته تا بجای صرف هزینه های زیاد برای خرید گل در مراسمات، مبلغ معادل آن جهت کمک به نیازمندان یا امور خیر اختصاص داده شود. با کاهش تقاضای داخل، لازم است تصمیم گیری دقیق درباره اولویت های صادراتی با لحاظ کردن هزینه های واقعی منابع آب، انرژی و نهاده ها اتخاذ شود.
پرهیز از تبلیغ پروژه های نمایشی
یکی از نکات مهم که باید در رسانه ها مورد توجه جدی قرار گیرد، پرهیز از تبلیغ طرح های نمایشی به ویژه در زمینه توسعه گلخانه های محصولات غیر راهبردی است. این طرحها علاوه بر توجیه فنی-اقتصادی باید دارای پیوست فرهنگی- اجتماعی بوده و کاملاً منطبق بر سیاست های کلان امنیت غذایی کشور باشند.
جمعبندی
توجه به پیامدهای فرهنگی-اجتماعی الگوی کشت به ویژه در توسعه کشت گلخانه ای محصولات غیر راهبردی مانند موز، پاپایا، بلوبری و گیاهان زینتی از اهمیت زیادی برخوردار است. توسعه و گسترش این گلخانه ها حتی اگر از لحاظ فناوری، پیشرفته باشد، بدون پیوست اجتماعی–فرهنگی، در نهایت به مشکلات جدی در اهداف برنامههای امنیت غذایی کشور منجر میشود.
از اینرو، سیاستگذاری توسعه گلخانه باید در چارچوب تصمیم گیری چند بعدی و با توجه همزمان به فناوری، اقتصاد، جامعه و فرهنگ انجام شود تا به جای تعمیق بحرانها، به تقویت امنیت غذایی و پایداری اجتماعی منجر شود. باید این نکته مهم را مجدداً یادآوری کرد که در شرایط محدودیت منابع آب و انرژی، تخصیص این منابع به محصولاتی که نقش راهبردی در امنیت غذایی دارند، اهمیت اساسی دارد.
در واقع مطالب این مقاله در جهت بیان این موضوع است که بجای ترویج تئوری حذف کشاورزی و یا مزحرف خواندن خودکفایی در محصولات راهبردی می توان با مدیریت بهینه منابع آب و انرژی و توسعه یک الگوی کشت علمی و همه جانبه، اهداف خودکفایی و امنیت غذایی پایدار را محقق ساخت.
منابع
خوشگفتارمنش, ا. و وطنخواه، ح. (۱۴۰۳). زوایای پنهان توسعه گلخانههای موز و میوههای گرمسیری در اصفهان. https://irna.ir/xjTXPc
خوشگفتارمنش, ا. و وطنخواه، ح. (۱۴۰۳). زوایای پنهان صادرات محصولات کشاورزی. https://irna.ir/xjSGhv
* امیرحسین خوشگفتارمنش، استاد دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان















