
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، حامد شیخی نویسنده و کارگردان نمایش «سیاهوش» درباره دلایل استفاده از عنوان «سیاهوش» برای این نمایش گفت: «طبق مطالعاتی که درباره نوروز داشتم؛ جملهای با این مضمون که «سیاه نماد سیاوش است» من را به محتوای این نمایش و عنوان آن رساند. در این منابع آمده است، «سیاه» صورت خود را برای عزاداری سیاه میکند و در تلاش است تا با شادی، غم از دست دادن سیاوش را از دل مردم بگیرد. لباس قرمز سیاه نیز نماد خون سیاوش و همچنین آتشی است که پاکیاش را در مقابل تهمت سودابه ثابت میکند. با استناد به آنچه گفته شد میتوان اطلاق عنوان «حاجی فیروز» را هم نشانی از پیروز شدن سیاوش در عبور از آتش دانست.»
او با تاکید بر شباهت اتفاقات داستان زندگی «سیاوش» با رخدادهای ایرانِ امروز توضیح داد: «دغدغههای روز مردم ایران و شرایط ایجاد شده به واسطه جنگ تحمیلی سوم تا حدی با داستان سیاوش و نبرد با تورانیان نزدیک بود و کمک کرد تا بتوانیم در دل این نمایش به مسائل روز جامعه نیز بپردازیم. در واقع رسالت «سیاه»، مطرح کردن حرف روز جامعه و مردم به زبان طنز است و سعی کردیم در این مسیر گام برداریم.»
این هنرمند با بیان اینکه سیاه همواره در غم با مردم شریک بوده است و تلاش دارد تا شادی را به دل آنها بیاورد، افزود: «هدف ما از اجرای «سیاهوش»، تنها سرگرم کردن مخاطب نبوده است، ما با اشاره به داستان سیاوش، شاهد نوعی تکرار تاریخ هستیم. ما همان ایرانیانی هستیم که در زمان کیکاوس تا دیگر بزنگاههای تاریخی همچون هشت سال دفاع مقدس و همین جنگ اخیر همچون جان فدایان امروز برای حفاظت از تمامیت ارضی خویش در میدان حضور داشتیم. ما امسال نوروز هم، چون دوران سیاوش عزادار جوانان و بزرگان این خاک بودیم که همگی مظلومانه به شهادت رسیدند.»
شیخی ایجاد نشاط اجتماعی در شرایط بحران را لازم دانست و گفت: «در شرایطی که جامعه با دغدغهها و استرسهای فراوانی دست و پنجه نرم میکند، هنر نمایش میتواند به عنوان یک ابزار درمانی عمل کند. ما تلاش کردهایم تا با ایجاد فضایی کمدی و در عین حال پرمحتوا، به مخاطب کمک کنیم تا ضمن لبخند زدن، فشارهای روانی خود را کاهش دهد و به نوعی، سبکبالتر شود. این نمایش، تلاشی است برای یادآوری شادیهای اصیل و رهایی از بار سنگین روزمرگی.»
این هنرمند با بیان اینکه «سیاهوش» در وهله اول یک نمایش نقد اجتماعی است، گفت: «ما بر این باور هستیم که کمدی، ابزاری قدرتمند برای بیان مسائل تلخ و دشوار است. این نمایش به موضوعاتی میپردازد که شاید پرداختن به آنها در قالبهای دیگر سختتر باشد. در واقع این اثر تلاشی است برای مواجهه با چالشهای جامعه، اما نه با تلخی صرف، بلکه با نگاهی امیدوارانه و خلاقانه. ما سعی کردیم با استفاده از طنز حتی به ابتذال ایجاد شده در برخی تئوریهای کاذب آموزش بازیگری نیز بپردازیم. مخاطب را به تفکر واداریم و در عین حال، فضایی را فراهم کنیم که بتواند از بار سنگین مسائل ایجاد شده در پی جنگ تحمیلی سوم اندکی رها شود.»
شیخی در پایان سخنانش توضیح داد: «این نمایش در دورهای تولید شد که کشور در شرایط خاصی قرار داشت. ما درست پس از اعلام آتشبس و در فضایی که هنوز سایه تهدیدات و عدم قطعیت پایان جنگ وجود داشت به صورت فشرده با همراهی تمامی اعضای گروه روند تمرینها را آغاز کردیم و به عنوان اولین نمایش تولید شده در سال جدید، در تماشاخانه سنگلج روی صحنه رفتیم. این موضوع گواه این است که هنر، همیشه راه خود را در دل بحرانها و شرایط دشوار پیدا میکند و هنرمند، پیشگام در بازتاب و حتی تسکین دردهاست و ما با وجود تمام این چالشها، تلاش کردیم، اثری با کیفیت ارائه دهیم.»