به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، صحنه اقلیم ایران در آغاز سال، تصویری دوگانه و متناقض پیش روی مدیریت آب و افکار عمومی گذاشته است؛ از یک سو میانگین بارشهای ثبتشده کشور عدد ۳۵.۵ میلیمتری را نشان میدهد و در ظاهر در محدوده «نرمال» قرار گرفته، اما در سوی دیگر واقعیت میدانی از تداوم خشکسالی و استمرار فشار بر منابع زیرزمینی و سطحی پرده برمیدارد. این وضعیت ظاهراً متعادل، نشانی از ورود به ترسالی ندارد و هیچ مبنای علمی برای چنین برداشت خوشبینانهای وجود ندارد.
میانگینسازی بارشها تصویری ملی میسازد که با واقعیت محلی تفاوت عمیق دارد. حدود یکسوم کشور، شامل ۱۱ استان، با کمبارشی جدی مواجه است. این پراکنش نامتوازن بارش، نشان میدهد شاخصهای کلی نه تنها گرهگشا نیستند بلکه میتوانند چشم تصمیمسازان و حتی افکار عمومی را بر شدت بحران ببندند. بنابراین مدیریت آب باید بهجای اتکا بر میانگینهای کشوری، بر اساس شرایط اقلیمی و مصرفی هر منطقه تنظیم شود؛ چرا که تداوم شرایط فعلی، ناپایداری گستردهتری را در کوتاهمدت رقم خواهد زد.
منابع آب کشور همچنان زیر فشار شدید قرار دارند و نیاز به صرفهجویی و اصلاح الگوی مصرف بیش از هر زمان دیگر ضروری است. استانهای تهران، البرز و خراسان رضوی اکنون در کانون این فشار قرار گرفتهاند و محدودیتهای تأمین آب عملاً در برخی مناطق قابل لمس است. ادامه خشکسالی در این پهنهها میتواند در ماههای پیشرو منجر به تشدید ناترازی در توزیع آب شرب و افزایش وابستگی به منابع اضطراری شود.
چشمانداز کوتاهمدت کشور، از ضرورت عبور از «مدیریت بارش» به «مدیریت کمبود» خبر میدهد؛ یعنی دورهای که بارشهای نرمال نیز نمیتوانند نقش بازیابی منابع را داشته باشند و تمرکز اصلی باید بر کنترل مصرف، احیای سفرههای زیرزمینی، کاهش هدررفت شبکه و افزایش تابآوری شهری و روستایی باشد.
مدلهای رفتاری اقلیم در سالهای اخیر نشان دادهاند که نمیتوان با تکیه بر یک فصل بارش، نشانی از ترسالی و بازگشت امنیت آبی پیدا کرد. ایران همچنان در دل چرخه خشکسالی ایستاده و بازگشت آن به تعادل، نیازمند مدیریت محلی، نگاه واقعی و تصمیمهایی سخت اما ضروری است.