عصر ایران؛ فرزاد میرشکاری - 16 سال پیش، در روز اول تیرماه، در یک اتاق 9 متری با درِ آهنی زنگزده و سقفی چوبی، رویدادی رقم خورد که شاید در ابتدا، خودمان هم تصور نمیکردیم به اینجا برسد. این رویداد، تاسیس کتابخانهای بود با سه عضو و 40 جلد کتاب و اسمی که از دل خود روستا بیرون آمد: کتابخانه "فاطمهها".
شاید جالب باشد که بدانید سه عضو اولیه این کتابخانه، سه دختر 10 ساله بودند که هر سه «فاطمه» نام داشتند. از همان ابتدا قرار بر این نبود که کتابخانهای تشریفاتی باشد یا برای گرفتن مجوزهای اداری منتظر بماند. هدف، چیزی بسیار ساده و در عین حال عمیقتر بود: عشق به کتاب و ترویج خواندن در میان کودکان و نوجوانان روستای دهکهان در جنوب استان کرمان. یک حرکت کوچک اما صادقانه که قرار بود مسیر زندگی خیلیها را عوض کند.
کتابخانه فاطمه ها - روستای دهکهان در جنوب استان کرمان

این کتابخانه اما فقط یک کتابخانه نماند. موجی از امید و خودباوری در منطقه به راه انداخت. وقتی مردم و به ویژه نوجوانان و جوانان روستاهای اطراف، این حرکت خودجوش را دیدند، از خود پرسیدند: «چرا ما هم چنین کاری نکنیم؟» آنها در روستاهای خود به دنبال یک مغازه متروکه یا انباری بلااستفاده گشتند و با همین الگوی ساده، کتابخانههای خود را راه اندازی کردند.
از همان روزها، تماسها و مشورتهای زیادی به عنوان موسس کتابخانه "فاطمه ها" دریافت کردم. همه میخواستند بدانند چگونه میتوان با کمترین امکانات، بزرگترین تاثیر را گذاشت. این سوال ساده اما عمیق، نشان از تشنگی فرهنگی در بافت روستاها داشت که در انتظار یک جرقه بود.
این حرکت، به یک جنبش خودجوش فرهنگی تبدیل شد. امروز، حدود 200 کتابخانه روستایی با این الگو و بدون تشریفات اداری در نقاط مختلف کشور فعالیت می کنند. خیلی از این کتابخانهها مجوز رسمی ندارند، اما مهمتر از مجوز، پذیرش مردم است.
بازدید مصطفی رحماندوست شاعر و نویسنده کودک از کتابخانه فاطمه ها - روستای دهکهان در جنوب استان کرمان

آنها توانستهاند روستاهای خود را تکانی بدهند و به بستری برای توسعه فرهنگی، آموزشی و حتی کارآفرینی تبدیل شوند. آنچه این جنبش را منحصر به فرد میکند، روحیه جمعگرایانه و مشارکت مردمی است که نشان میدهد توسعه فرهنگی از دل خود جامعه برمیخیزد، نه اینکه از بالا به آن تحمیل شود.
البته همه ی مسیر هموار نبود. اما ثمره این تلاشها را در حمایتهای بعدی نهادهای فرهنگی دیدیم. خوشبختانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با راهاندازی جشنواره «روستاهای دوستدار کتاب» و اختصاص غرفهای در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران به برگزیدگان این جشنواره، گامی ارزشمند در جهت دیدهشدن این تلاشها برداشت.
کتابخانه فاطمه ها - روستای دهکهان در جنوب استان کرمان

این اتفاق، فرصتی شد تا موسسان این کتابخانهها از تجربههای خود بگویند و از یکدیگر بیاموزند. این همافزایی فرهنگی، نشان داد که اگر مسئولین با دلسوزی و نگاه حرفهای پای کار بیایند، میتوان از یک حرکت خودجوش مردمی، یک الگوی ملی ساخت.
امروز که شانزدهمین سال تاسیس این کتابخانه را پشت سر میگذاریم، کتابخانه فاطمهها به فضایی با بیش از 12 هزار جلد کتاب تبدیل شده است که همگی از سوی مردم فرهنگدوست، ناشران و نویسندگان دلسوز به این کتابخانه اهدا شدهاند.
کتابخانه روستایی فاطمه ها - روستای دهکهان در جنوب استان کرمان

همچنین، در این سالها توانستهایم حدود 4 هزار جلد کتاب دیگر را میان کتابخانههای 12 روستای همجوار توزیع کنیم. یعنی جمعاً بیش از 16 هزار جلد کتاب با همت مردم و بدون هیچ چشمداشتی جمعآوری و در میان روستاها پخش شده است. این عدد، فقط یک آمار نیست؛ روایتی است از اعتماد مردم به یک حرکت فرهنگی و نشانهای از بلوغ یک جامعه محلی که خود را متولی فرهنگ میداند.
عضویت این کتابخانه نیز به حدود 600 نفر رسیده است که اکثر آنها را دختران و بانوان روستا تشکیل میدهند. این خود، نشاندهنده نقش موثر کتابخانه در توانمندسازی فرهنگی دختران روستاست و ثابت میکند وقتی به دختران روستایی فرصت داده شود، چه استعدادها و تواناییهای شگرفی شکوفا خواهد شد.

اما ما در این نقطه توقف نکردهایم. با افتخار اعلام می توان اعلام کرد در آغاز به کار شانزدهمین سال تاسیس کتابخانه فاطمهها، پروژهای جدید را رونمایی میکنیم که میتواند تحولی اساسی در کتابخانههای روستایی ایران و حتی جهان ایجاد کند. نام این طرح، «پروژه بُنتال» است.
«بُنتال» یک واژه محلی و به معنای بافتن رج اول صنایع دستی حصیری است که توسط یک فرد با تجربه برای یک نوآموز انجام میشود. ما از این سنت دیرینه، یک پروژه نوین بیرون کشیدهایم. «پروژه بنُتال» کمکی است به نوجوانان برای بافتن «رج اول رویاهایشان». این پروژه که حدود چهار سال روی آن مطالعه شده و به صورت میدانی در برخی روستاهای جنوب کرمان اجرا شده، از دو مرحله تشکیل شده است:
مرحله اول، یک دوره چهار جلسهای است که در آن یک «بنتالگر» به نوجوان کمک میکند تا رویای خود را کشف کند. سپس، شخصیتی مطرح و جهانی که رویایی مشابه داشته، به او معرفی میشود و نوجوان و بُنتالگر با هم، مدل رویاپردازی آن شخصیت را بررسی میکنند تا بتوانند الگویی برای حرکت خود بیابند.
این مرحله، نوجوان را با این باور عمیق آشنا میکند که رویاهای بزرگ، ریشه در واقعیت دارند و قابل دستیابی هستند.

در مرحله دوم، نوجوان به یک «بنتالگر همرویا» متصل میشود که به عنوان یک منتور، به او کمک میکند تا اولین گامهای عملی را به سمت رویای خود بردارد.
این همراهی تا زمانی ادامه مییابد که نوجوان در مسیر درست قرار گیرد. این دقیقاً همان جایی است که کتابخانه از یک فضای صرفاً مطالعاتی، به یک کارگاه رویاپردازی و عمل تبدیل میشود.
برای اجرای این پروژه، باشگاهی با عنوان «باشگاه بُنتالگران» تشکیل خواهیم داد و از تمام «رویا رسیدههای» ایران دعوت میکنیم که به عنوان بنتالگر، در این مسیر به نوجوانان روستاها کمک کنند.
این پروژه میتواند کتابخانهها را از حالت راکد خارج کند و آنها را به مراکزی برای پرورش رویاها و توسعه پایدار روستاها تبدیل کند. تصور کنید اگر هر نوجوان روستایی، یک بُنتالگر داشته باشد، چه میزان از استعدادهای نهفته شکوفا خواهد شد و چه تحولی در زیستبوم روستاها رخ خواهد داد.
شانزده سال پیش، از یک اتاق ۹ متری شروع کردیم و امروز بیش از ۱۶ هزار جلد کتاب در دسترس کودکان و نوجوانان روستاها قرار گرفته است. امروز در آستانه آغاز پروژهای هستیم که میتواند رج اول رویای هزاران نوجوان روستایی را ببافد.
این، میراثی است که با همت مردم فرهنگدوست و حمایت دلسوزان فرهنگ، به جا خواهد ماند. ما باور داریم که کتابخانه فاطمهها فقط یک مکان نیست؛ یک نهضت است. نهضتی برای خودباوری، نهضتی برای رویش، و نهضتی برای ساختن فردایی روشنتر برای روستاهای این مرز و بوم. امید که این موج، همچنان گسترش یابد و به توسعه فرهنگی و اجتماعی هرچه بیشتر روستاهای عزیزمان کمک کند.
