مرحوم دکتر فرزاد جمشیدی از شمار هنرمندانی است که اگر امروز حیات دنیوی داشت با گزینش زیبای واژهها و بیان گرم، شیوا و پرمغز خود، عظمت عشق مردم به رهبر عزیز و شهیدشان را همراه با دیگر راویان دلباخته آن زعیم عالیقدر، ترسیم می کرد.
او گر چه امروز در میان ما نیست اما تکلیف فرهنگی خود را نه تنها درتبلیغ معارف دینی، بزرگداشت شهیدان و دهها مناسبت ایفا کرده بلکه با عشق به سربازی این سرزمین خدایی، سالها در قالب همکاری با کارگروه های تولید محتوای متنی و اجرای مراسم در ارتش، با قلم و متون زیبا و دلنشینش، بر شور، شعف و تاثیر مراسم مشترک نظامی در سفرهای استانی آقای شهید ایران و مراسم دانش آموختگی دانشجویان افسری ارتش افزوده و خشنودی رهبر عزیزمان را به همراه داشته است.
به عبارتی در مراسم نظامی به میزبانی ارتش که اثری از قلم مرحوم فرزاد جمشیدی با بیان مجری شنیده می شد، آن مراسم، اغلب به لطف، تحسین و تقدیر رهبر و فرمانده معظم شهید کل قوا نیز مزیّن می شد.
زنده نام استاد فرزاد جمشیدی، ظریف وهنرمندانه با استفاده از آرایه های ادبی و برداشت های مفهومی و یا مستقیم از بیانات، تدابیر ونگاه امام شهید به ارزشهای اسلامی، ایران، جوانان و مولفه های قدرت آفرین این کشورو شاخصه های محیط اجرا، رویدادهای روز و اهداف مراسم، با انتخاب زوایای دید متفاوت، به حوزه متن و اجرا هویت دیگری بخشید و جایگاه مجریان مراسم را فراتر از حضور مرسوم آنها در گذشته، ارتقا داد.
گاهی از زاویه نگاه جوانان و عهد و پیمانی که با فرمانده خود بسته بودند و گاهی از منظرسوم شخص به توصیف زیبای محیط و شهیدان و شاخص ها و کلیدواژه های مورد تاکید رهبری از جمله استقلال، مقاومت، مبارزه، امید و امنیت می پرداخت، با فراز و فرود های متن و تلفیق نمادها و نشانه هایی از گذشته و حال، تاثیرگذاری بر مخاطب را بیشتر وارتباط میدان و فرمانده را دلنشین تر می ساخت.
از میان صدها گزاره متنی و شعری که محصول قلم این گوینده و نویسنده توانمند با همراهی و تلاش گارگروه انجمن ادبی در سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی است، بخش های کوتاهی انتخاب شده. البته خواننده محترم توجه دارد که جامعیت و نقش آفرینی مطلوب متون، نیازمند ارائه گزاره های جامع و کامل استفاده شده درهرمراسم است که در این مجال اندک مقدور نخواهد بود.
شیراز ۱۳۸۷، مراسم مشترک نیروهای مسلح:
".....فرماندهِ بهار! امروز شیراز فقط رُقعهای از دامانِ پُرمهرِ ایران نیست که در جغرافیایِ جهادِ اسلامی و بر فرازِ دستانِ سوختهِ تخت جمشید، کاروانی از خورشیدهای شهید میدرخشد و در یادنامهِ شیراز، عزّتِ استکبارستیزیِ «میرزای شیرازی»، نورِ نامیرایِ «شاهچراغ» را در اقلیمِ مدافعانِ دین و وطن تازه میکند.
پیشینهِ این شهرْ تمدّنی است رشکِ دوران و پیشانیاش سربندی از اسطورهِ آسمان، «عباس دوران».
به حافظانهای باید سرود خوننامهِ نبردِ شهدایِ این دیارِ پارسی را که ملائکْ، پردهخوانِ قصههای غیرتشان شدند؛ شهدایی که لسانالغیباند در تعمیم و تعمیقِ روحیهِ فداکاری... ی. "
بندرعباس۱۳۸۸ الحاق ناوشکن جماران:
".....جمله میهمانیم ما، در معبرِ نگاهِ مولا که خود یادگارِ جبهه جانبازی است و «بندرِ» فرمانبرداریِ ما در جوارِ جرئت «عبّاسیِ» اوست که در بندرعبّاس نیز همگان را در ساحلِ امنیّت و اقتدار، به سرایشِ نغمههای امید و اعتمادبهنفس واداشته.
پس گوش کن به شعرِ گرمِ دریای جنوب که ترجیعبندِ آمد و شُدهایش ذکرِ مردانِ ارتشِ جمهوری اسلامی ایران است؛ آنها که دشمنشناس، ولایتپذیر، دینخواه و وطندوست، اشارهِ انتظارِ رهبرِ خویش را از جهاد و جانفشانی تا عزّت و خودکفایی دنبال کردند و اگر «سهند» شان در نبردی نابرابر در اعماقِ دریا نشست، دیگربار ستمستیز و استوار چون جماران قد کشیدند ..."
کرمانشاه۱۳۹۰ مراسم مشترک نیروهای مسلح:
"....امروز و در این پادگانِ رستگاری، نیروهای نظامی و انتظامی، خسروِ خوبان و فرماندهِ عزیزتر از جانِ خویش را پاس داشته، لباسِ نظامی بر تن کردهاند. پنج گَنجِ مُقاومت را سروده و هنوز هم با تیشهای شیرینکار، عشق به مولا و مقتدایشان را بر بیستونِ سینهِ خویش نقش میزنند و تحقّقِ آرمانهای بلندِ امامشان را اندیشه میکنند ..."
تهران ۱۳۹۳ مراسم دانش آموختگی افسری:
".....جهان یکسره در سکوت و امروز نهفقط فلسطین و غزّه اشکواره اندوه در سوگِ شناسنامههای تازه بهار است که ابرِ سیاهِ جَهالت و تکفیر و طمعِ تیره اندیشانِ استکبار، سایه ِ ناامنی و ظلم را بر مسلمانان گسترانده است.
امروز «کلُّ ارضٍ کربلا» یعنی جای جای سرزمینهای غریب و مظلومِ اسلامی که هر صبح لشکریانِ نحسِ ابن سعد با سیاق و نقابی دیگر رودرروی کاروانهای حق هلهله میکنند و هر شام، خیمهها در آتشِ فِراقِ عزیزانشان تا صبح میسوزند، اما طوفانِ ابابیل، طومارِ اسرائیل را در هم میپیچد، بِدان امید که با وعده ِ الهی، فتنههای بوسفیانی برای همیشه خاموش شود... . "
در رژه دانشجویان در همین مراسم:
".....این ضربآهنگِ غیرتِ نسلی ستم ستیز، از جنسِ «میرزا کوچک» های بزرگ تا «رئیسعلی» های مرگ آشوبِ «تنگستان» های تجاوز و تهدید و تحریم است که نامِ نیک خود را تا همیشه ِ تاریخ بر تارَک بلندِ فرزندانِ صلح طلبِ «سلمان» نقش زدهاند در نظرِ این جوانان و دانش آموختگان، این میدان برای آنچه از ارادت به رهبر و فرمانده و مقتدای خود دارند، کوچک است. اگر نفس بکشند، رجزهای «یا علی» شان، بنیانِ دشمنانِ این آبوخاک میسوزاند و اگر مرحبای رهبرِ خود بشنوند، پرچمِ پیروزیشان را بر سینه ِ «مرهبِ» کفر میدوزند ..."
نوشهر ۱۳۹۴ مراسم دانش آموختگی افسری همزمان با موسم حج:
"....اینجا مازندران، پناهگاهِ فرزندانِ امیرمؤمنان که از فرازِ دماوند تا فرودِ دریا، بهشتِ همیشه آبادِ علمای اسلام و عارفانِ بردوام است و اینجا نوشهر، سرچشمهِ جوششِ جامههای سپید... د. "
".....اینک در انعکاسِ آب و آسمان، عکسِ روی رهبرِ عزیزمان بر جامِ دلِ جوانانی نشسته که عزیزِ خاطرِ رهبرند و اکنون به اشتیاقِ دریافتِ درجه قبولی از فرمانده کلّ قوا، احرام پوشِ همدلی و همزبانی شدهاند. اینان در مِنایِ ازخودگذشتگی، با حسِ دفاعِ همیشگی آمادهاند سنگِ دشمن شناسی به سینه شیطانِ بزرگ بزنند و به آیینِ صبحِ شهادت، حنجرِ تسلیم به خنجرِ خورشید بسپرند و یکصدا فریاد برآورند: لبّیک یا حسین... ن. "
در بخش دیگری از همین مراسم:
"....ما با غدیر، پیمانی از تعهد و اخلاص بستهایم، تا پای جان بمانیم همراه با علی.
بر بَدرِ چهرهمان، نقشِ اُحُد کجاست؟ ما حمزهایم و نامِ اَحَد بر زبانِ ماست.
چشمانمان دقیق، گفتارمان صریح، دشمنشناس بوده از آغازْ چشمِ ما، آتش گشوده بر سرِ طاغوتْ خشمِ ما.
فریادمان شراره به بوجهل میزند، برجاست همچنان برکاتِ قیامِ ما، ثبت است بر جریدهِ عالم دوامِ ما... . "
تهران ۱۳۹۶ مراسم دانش آموختگی افسری:
".....دستِ عبّاسیِ همین جوانان، خارهای نحسِ داعش را از اطرافِ خیمهگاهِ شام برچیده، تیرِ تقاصِ یارانِ مدافعِ حرم در کمانِ همّتِ این دانشآموختگان به امانت مانده که یقین دارند از صبحِ جاننثاری تا شامِ سرفرازی، مسیرِ کوتاهی است که شهیدان با قدمهای آغشتهبهخون، آن را نقش زدهاند.
در سکوتِ نگاهِ این فرهادها، هزار رشتهکوه فریاد است. شیرینِ شهادت بر سنگستانِ شَهامَت نقش زدهاند و در میدانِ عمل ثابت کردهاند که ما نسلِ پاک و آزادهِ انقلابیم، از سرچشمههای پاکِ ایمان وضو ساختهایم و پیمانِ پایمردی از یاد نبردهایم. «اَبَد والله ما نَنسی حُسینا» ذکرِ هر روز و شب و اعتقادِ لبریزِ دلهایمان «کُلُّنا عَبّاسُکِ یا زینب» است... . "
مشاور فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران







