به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: در این میان، یک داده وجود دارد که مستقیما به ما مربوط میشود: ۶۴ درصد آمریکاییها عملکرد ترامپ در قبال ایران را تأیید نمیکنند. این عدد، فقط یک نمره منفی نیست. این یک «رأی به شکست» است. شکست پروژهای که میخواست ایران را به زانو درآورد، اما حالا خودِ ترامپ را در کام خود فرو میبرد.
برای درک عمق این بحران، باید از زاویه «اقتصاد سیاسی اعتماد» به دادهها نگاه کنیم. ۵۹ درصد آمریکاییها به آینده اقتصاد بدبین هستند. این بدبینی، یک سال پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید رخ داده. یعنی «مرد قویای» که وعده «عظمت دوباره» میداد، در کمتر از ۱۸ ماه، امید را در میان ملتش ذبح کرده است. نکته ویرانگرتر، آمار پسرفت مالی است. ۴۴ درصد میگویند در حال عقب افتادن هستند. این یعنی طبقه متوسط، نه فقط از آینده میترسد، که امروزش نیز در حال فروپاشی است. این آمار، با تورم ۴۰ سالهای که آمریکا تجربه میکند، همخوانی دارد. قیمت بنزین، که برای یک آمریکایی نماد سلامت اقتصادی است، ۷۷ درصد عدم تأیید را ثبت کرده. ۷۷ درصد! این یعنی مردم، جیب خالی خود را هر روز در پمپ بنزین میبینند و ترامپ را مقصر میدانند.
اما جایی که این نظرسنجی از یک گزارش اقتصادی فراتر میرود و به یک «اعلامیه سیاسی» تبدیل میشود، پاسخ به سوال «سیاستهای ترامپ به نفع کیست؟» است. ۵۷ درصد میگویند سیاستهای ترامپ به نفع افراد با درآمد بیشتر از خودشان است. این یعنی اکثریت قاطع آمریکاییها، رئیسجمهورشان را به «جنگ طبقاتی» از بالا متهم میکنند. جالب اینجاست که این عدد، با اختلافی نجومی نسبت به اوباما و بایدن بالاتر است. اوباما، با همه انتقادها، ۲۵ درصد مردم معتقد بودند سیاستهایش به نفع قشر کمدرآمد است. ترامپ، فقط ۳ درصد. سه درصد! این یک فروپاشی کامل در «روایت پوپولیستی» ترامپ است. او که خود را «صدای مردم فراموش شده» میخواند، حالا از نگاه همان مردم، بلندگوی وال استریت شده است.
این اتهام «ضد مردم» بودن، با نگاهی به کابینه میلیاردر ترامپ و کاهش مالیات بر ثروتمندان، از یک ادراک صرف، به یک واقعیت آماری تبدیل میشود. شکاف طبقاتی در آمریکا، به بالاترین حد در ۵۰ سال گذشته رسیده و حالا، مردم عادی میبینند که یارانههایشان حذف میشود، قیمت بنزین اوج میگیرد، اما مالیات شرکتهای بزرگ کاهش مییابد. این شکاف میان «شعار» و «عملکرد»، همان چیزی است که عدد ۵۷ درصد را تولید کرده و این عدد، برای یک رئیسجمهور که بر موج پوپولیسم سوار شده بود، حکم اعدام سیاسی است.
اما در میان انبوه اعداد، یک شاخص هست که برای ما، حکم «پیروزی میدانی» را دارد. ۶۴ درصد آمریکاییها عملکرد ترامپ در قبال ایران را تأیید نمیکنند. این یعنی اکثریت مردم آمریکا، با چشمان خود دیدهاند که جنگ افروزی علیه ایران، جز خفت و خسارت، چیزی به همراه نداشته است. آنها دیدهاند که ترامپ، با آن همه لاف و گزاف، نتوانست ایران را بشکند. نتوانست تنگه هرمز را باز کند. نتوانست صادرات نفت را قطع کند و نتوانست از کشتهشدن سربازان آمریکایی جلوگیری کند. این ۶۴ درصد، یک «نه» بزرگ به ماجراجوییهای نظامی آینده است. این یعنی ملت آمریکا، خسته از جنگهای بیپایان، دیگر حاضر نیست برای «توهم پیروزی» رئیسجمهورشان، هزینه بدهد.
این عدد، همچنین یک برگ برنده برای دستگاه دیپلماسی ایران است. وقتی دو سوم مردم یک کشور، سیاستهای رئیسجمهورشان علیه شما را رد میکنند، یعنی شما در «جنگ روایتها» پیروز شدهاید. آنها فهمیدهاند که «فشار حداکثری» یک بلوف بود. فهمیدهاند که «گزینه نظامی روی میز» یک دروغ بود و فهمیدهاند که ایران، قلعهای نیست که با بمباران فتح شود. این فهم، بزرگترین دستاورد بازدارندگی ایران است: شکستن اراده دشمن، نه فقط در میدان، که در ذهن ملتش.
این نظرسنجی، یک «اعلام ورشکستگی» برای دولت ترامپ است. عملکرد کلی او ۶۰ درصد عدم تأیید دارد. اقتصاد، که قرار بود برگ برندهاش باشد، ۶۸ درصد عدم تأیید. مهاجرت، که ستون فقرات شعارهای انتخاباتیاش بود، ۵۷ درصد عدم تأیید و اعتماد به دولت فدرال، به ۲۵ درصد سقوط کرده. ۷۴ درصد مردم به دولت شان اعتماد ندارند. این یعنی فروپاشی «قرارداد اجتماعی». دولتی که سهچهارم ملتش به آن بیاعتمادند، دیگر یک دولت نیست. یک «ساختار اشغالگر» است که بر مردم خودش تحمیل شده است. این یعنی فروپاشی از درون. یعنی ترامپ ورشکسته، آمریکای سرخورده و ایران پیروز. والسلام.










