خبرگزاری مهر- گروه استانها: تهران در این روزهای تیرماه، نه فقط میزبان پیکر مطهر رهبر شهید که شاهد اوج شکوه یکپارچگی یک ملت بود؛ از دل خیابانهای شلوغ پایتخت تا کوچهپسکوچههای شهرستانها و روستاهای دورافتاده، دلها برای مردی میتپید که عمری با خاک ایران عجین بود.
هنوز آفتاب تیرماه به میانه آسمان نرسیده بود که خیابانهای منتهی به محل برگزاری مراسم تشییع آقای شهید امت، زیر گامهای میلیونها عزادار رنگ دیگری به خود گرفت.
از هر سو، گروههایی با پرچمهای سرخ و سیاه و پرچم مقدس کشورمان، نوحهها و شیوههای متفاوت عزاداری به چشم میآمدند؛ هر کدام با زبان و فرهنگ خود، اندوهشان را روایت میکردند.

اما در این میان، روایت لرستانیها، با آیین دیرینه «گلمالی» و مویههای دلخراش لری، که در آن خاکستر غم بر چهره مینشانند تا نشان دهند که «بهترینِشان» را از دست دادهاند، حکایت دیگری است از وفاداری و ارادت که اینبار در سوگ یک رهبر به تصویر کشیده شد.
مردمی که گل را نه فقط بر تن که بر پرچمهای سرخ عشق پاشیدند تا بگویند، این غم، غمِ تمامِ خاک این سرزمین است.
آغاز یک وداع بیپایان
صبح روز ۱۵ تیر، خورشید در حالی بر فراز تهران طلوع کرد که سایه سنگین داغی بزرگ بر دلهای ایرانیان نشسته بود. مسیرهای منتهی به میدان انقلاب و آزادی از ساعات نخستین بامداد با موجی از جمعیت سیاهپوش مواجه شد که هر کدام از گوشهای از این خاک پهناور به پایتخت رسیده بودند تا در بزرگترین مراسم تشییع قرن، با مردی وداع کنند که در تمام سالهای پرالتهاب، لنگرگاه آرامششان بود.
آنطور که خبرنگاران حاضر در خیابان آزادی گزارش میدادند، «انقدر جمعیت هست که امکان حرکت ماشین وجود ندارد». این همه شور و شعور، حکایتی بود از پیوندی که با گذشت زمان نهتنها سست که مستحکمتر شده بود؛ پیوندی که ریشه در باور و عشق داشت.

از نخستین ساعات بامداد، تمام مسیرهای منتهی به آزادی، شاهد سیل خروشان انسانهایی بود که گویی تمام غربت و مظلومیت این روزهای سخت را در چشمان بارانی خود حبس کرده بودند تا تهران شاهد بزرگترین مراسم تشییع قرن باشد و مردم با شخصیتی وداع کنند که لنگرگاه آرامش آنها در تلاطمهای سیاسی و اجتماعی بود.
روایت خاکیترین آیین؛ گلمالی، نشان عشق لرستانیها
در میان موج عظیم جمعیت، چشم هر بینندهای به گروههایی میافتاد که با سنتهای متفاوت و نمادین خود، عمق اندوهشان را به تصویر میکشیدند. اما آنچه بیش از همه جلب توجه میکرد، حضور عزادارانی از دیار زاگرس بود که با آیین دیرینه «گلمالی»، روایتگر کهنترین و خاکیترین رسم عزاداری در ایران بودند.
«گلمالی» که در زبان لری با عنوان «خرهگیری» از آن یاد میشود، آیینی است با قدمتی چندصدساله که ریشه در باورهای مذهبی و سنتهای کهن مردم لرستان دارد. این رسم که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است، عموماً در روز عاشورا و در سوگ سالار شهیدان برگزار میشود و برای اهالی این دیار، نشانهی نهایت اندوه و اوج ارادت است.
حالا اما این آیین رنگ تازهای به خود گرفته بود. عزاداران لرستانی با چشمانی اشکبار، در برابر دوربینها و در میان شور جمعیت، به سر و روی خود گل میمالیدند و با این حرکت نمادین، نشان میدادند که «آقای شهید برای ما جگرگوشه بود.» این جمله، که از زبان یکی از عزاداران حاضر در تهران بر زبان آمد، بهخوبی نشاندهنده جایگاه والای این رهبر در میان آنها بود.

گلمالی، برای مردم لرستان تنها یک رسم نیست؛ روایتی است از اندوهی عمیق که نسل به نسل منتقل شده است. آیینی که در سوگ عزیزترین انسانها برگزار میشود و خاک را به نشانه فروتنی، فقدان و بازگشت انسان به اصل خویش بر تن مینشانند.
همین سنت دیرینه بود که در مراسم تشییع امروز رهبر شهید انقلاب نیز بار دیگر خود را نشان داد و جلوهای متفاوت از فرهنگ سوگواری مردم زاگرس را در برابر دیدگان میلیونها نفر قرار داد.
از دامنههای زاگرس تا قلب پایتخت
از نخستین ساعات بامداد امروز دوشنبه، کاروانهای عزاداران از شهرها و روستاهای مختلف لرستان راهی خیابانهای تهران شده بودند. برخی شب را در مسیر گذرانده بودند و برخی دیگر از روز قبل خود را به پایتخت رسانده بودند تا در مراسم حضور داشته باشند.
در میان ازدحام جمعیت، گروهی از مردان لر با لباسهای سنتی و شالهای سیاه، حلقهای تشکیل داده بودند. صدای مویه لری، آرام اما نافذ، در میان همهمه جمعیت شنیده میشد؛ نوایی که برای مردم لرستان، همواره با سوگ و وداع گره خورده است.
چهرههایی که با گل پوشیده شده بودند، توجه بسیاری از حاضران را جلب میکرد. برخی با کنجکاوی علت این رسم را میپرسیدند و عزاداران لرستانی، با حوصله از پیشینه آن میگفتند؛ از روزهایی که در سوگ نزدیکترین عزیزان، خاک را بر سر و صورت مینشاندند تا نشان دهند که اندوهشان از واژهها فراتر رفته است.
گل؛ روایت بیکلام اندوه
در فرهنگ مردم لرستان، گلمالی نماد نهایت اندوه است. رسمی که در آیینهای عزاداری محرم و نیز در سوگ نزدیکان جایگاهی ویژه دارد. خاک و آب در هم میآمیزند و گل، بر پیشانی، چهره و لباس عزاداران مینشیند؛ نمادی از فروتنی انسان در برابر تقدیر و یادآور این حقیقت که انسان از خاک آفریده شده و به خاک بازمیگردد.
در مراسم تشییع نیز همین تصویر، به یکی از شاخصترین جلوههای حضور مردم لرستان تبدیل شد.

پیرمردی که گل بر شانههایش نشسته بود، در پاسخ به پرسش خبرنگاران گفت: وقتی عزیزترین فردمان را از دست میدهیم، در دیار ما گل بر سر و صورت میمالیم. این زبان اندوه ماست؛ زبانی که شاید هیچ واژهای نتواند جای آن را بگیرد.
در کنار او جوانانی ایستاده بودند که پرچمهایی در دست داشتند و همراه دیگر عزاداران نوحه میخواندند. بسیاری از آنان میگفتند که این آیین را از پدران و پدربزرگان خود آموختهاند و آن را بخشی از هویت فرهنگی لرستان میدانند.
مویهای که در میان جمعیت پیچید
در گوشهای دیگر از این شور عظیم، صدای دلخراش «مویه لری» به گوش میرسید. این آوازِ کهن که ریشه در اعماق تاریخ و فرهنگ این دیار دارد، روایتی است از درد و فراق که در این روزهای سخت، زمزمه دلهای سوخته بود.
عزاداران لرستانی با خواندن اشعار محلی، نه تنها برای رهبر شهید خود، که برای تمامی آرمانهایی که او بهخاطرش ایستاده بود، اشک ریختند و مویه کردند. این مویهها، پژواک غمی بود که ریشه در تاریخ و فرهنگ یک قوم داشت و حالا در سوگ مردی که جان خود را در راه آرمانهای انقلاب نثار کرده بود، به اوج خود رسیده بود.
چند مرد میانسال، با چهرههایی پوشیده از گل، آرامآرام مویه میخواندند. حلقهای از عزاداران پیرامون آنان شکل گرفته بود و بسیاری، بیآنکه معنای دقیق واژهها را بدانند، با اندوه نهفته در صدا همراه میشدند.
یکی از حاضران که از استان دیگری برای شرکت در مراسم آمده بود، گفت: اولین بار است این رسم را از نزدیک میبینم. وقتی دیدم صورتهایشان را با گل پوشاندهاند، فهمیدم که این فقط یک مراسم نیست؛ بخشی از فرهنگ و احساس یک قوم است.
روایت مردم؛ گل، زبان مشترک داغ
یکی از جوانان لرستانی که همراه خانوادهاش در مراسم حضور داشت، درباره فلسفه این آیین گفت: برای ما گلمالی یعنی اینکه اندوه را پنهان نکنیم. وقتی عزیزی را از دست میدهیم، خاک را بر سر و صورت میگذاریم تا نشان دهیم این غم، همه وجودمان را فرا گرفته است.
پیرزنی که از یکی از روستاهای لرستان آمده بود نیز با چشمانی اشکبار گفت: ما با همین رسم بزرگ شدهایم. هر وقت داغ بزرگی بر دل مردم بنشیند، گل میشود لباس عزاداری ما.

در سوی دیگر جمعیت، مردی از خرمآباد که همراه فرزندانش آمده بود، گفت: این رسم فقط متعلق به گذشته نیست. ما میخواهیم نسل جدید هم بداند که گلمالی بخشی از هویت فرهنگی مردم لرستان است.
خبرنگار مهر مستقر در محل میدان انقلاب در گزارش زندهی خود این صحنه را اینگونه روایت کرد: زائرانی که از شهرهای مختلف به تهران آمدهاند، عزاداریهایی که انجام میدهند از سنتهای خودشان است. لرستانیها هم امروز گلمالی کرده بودند خودشان را. میگفتند ما وقتی که بهترین فرد زندگیمان را از دست بدهیم، جگرگوشهمان را از دست بدهیم، به سر و صورتمان گل میمالیم و چون آقای شهید ما جگرگوشه ما بود، ما به همین سبک عزاداری انجام میدهیم.
یکی از عزاداران که از خرمآباد خود را رسانده است میگوید: ما از دیشب سوار اتوبوس شدیم و به تهران آمدیم. نخوابیدیم، ولی مهم نیست. آقا برای ما فقط یک رهبر نبود؛ پدر بود، برادر بود، تکیهگاه بود. وقتی شنیدیم که... (اشکهایش جاری میشود) ... باورمان نشد... ما در لرستان برای عزیزترین کسمان گلمالی میکنیم. آقا عزیزترینِ ما بود.
زن خرمآبادی هم میگوید: من پیش از این هم در مراسم تشییع شهدای بزرگ مانند سردار سلیمانی شرکت کردهام؛ اما اینبار فرق میکرد. در چشمان همه، یک نگاه جدید دیدم. نگاه یتیمی. آقا برای ما مثل پدر بود.
یک جوان کوهدشتی ادامه میدهد: در کوهدشت هم امروز مردم به خیابانها آمدند و شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دادند. من اما دوست داشتم اینجا باشم و این عظمت را با چشم ببینم. نگاه کنید به این جمعیت؛ از سیستان و بلوچستان، از لرستان، از آذربایجان، از همهجا آمدهاند. این یعنی ما یک ملتیم. آقا این وحدت را به ما آموخت.
جلوهای از تنوع فرهنگی در یک مراسم
در مسیر تشییع، تنها لرستانیها نبودند که آیینهای بومی خود را به نمایش گذاشته بودند. گروههایی از استانهای مختلف نیز با شیوههای خاص عزاداری در مراسم حاضر شده بودند، اما آیین گلمالی، به دلیل پیشینه تاریخی و جلوه بصری ویژه، بیش از دیگر سنتها مورد توجه قرار گرفت.

نکتهی قابلتأمل در این مراسم عظیم، حضور گسترده مردمی بود که از دورافتادهترین نقاط کشور خود را به تهران رسانده بودند.
آنچه در گزارشهای میدانی مشهود بود، فراتر از یک مراسم تشییع بود و به حماسهای عاشورایی میماند. مردمی از سیستان و بلوچستان، از لرستان و کردستان، از آذربایجان تا خوزستان، همگی در کنار هم گرد آمده بودند تا ارادت خود را به سکاندار نظام نشان دهند.
پرچمهای سرخ و شعارهای استکبارستیز
در میان جمعیت، پرچمهای سرخی که بر روی آنها «یا لثارات الحسین(ع)» نوشته شده بود، به اهتزاز در میآمد. عزاداران با شور و شعوری وصفناپذیر، یکصدا شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر میدادند. این شعارها، که ریشه در باور عمیق این ملت به استکبارستیزی داشت، نشاندهنده عزم راسخ آنها برای ادامه راه رهبر شهید و تاکید بر خونخواهی بود.

یک شرکتکننده در مراسم در این باره گفت: آقا همیشه میفرمودند که ما تا پای جان ایستادهایم. امروز ما آمدیم تا بگوییم که حرف آقا برای ما حجت است. ما از آرمانهای انقلاب دست نمیکشیم، چه آقا باشد و چه نباشد. اما بودنش برایمان مایه دلگرمی بود و نبودنش، دل ما را خالی کرده است.
خاکیترین وداع با مردی از جنس خاک
مراسم تشییع رهبر شهید، در حالی -تا لحظه انتشار این گزارش همچنان در جریان است- که تصویر خیل عظیم عزاداران لرستانی با چهرههای گلآلود، در اذهان ماندگار شد.
این آیین سنتی که با گذشت چندین قرن هنوز پابرجاست، اینبار به نمادی از وفاداری و یکپارچگی تبدیل شد. مردمی که گل بر سر و صورت میمالند، به جهانیان نشان میدهند که این سرزمین و این نظام، با تمام وجودشان عجین شده است.
تاریخ این روزهای ایران را آنچنان ثبت خواهد کرد که یک ملت نه برای دفن یک پیکر، بلکه برای تجدید عهد با آرمانهایی به وسعت یک وطن، در کنار تابوت رهبرشان گرد هم آمدند و علمدار اقتدار ایران را تا آغوش ملائک بدرقه کردند.
خاک ایران، که با خون شهیدان آبیاری شده، اینبار شاهد وداع با رهبری بود که خود را وقف این خاک و مردم آن کرده بود. لرستانیها با آیین گلمالی خود، بار دیگر ثابت کردند که پیوندشان با این انقلاب و آرمانهای آن، از خاک تا افلاک است؛ پیوندی که با هر قطره اشک و هر مشت گل، محکمتر از پیش میشود.
در فراق یاری که «جگرگوشهی» این ملت بود، چه زیبا سرودند لرستانیها و چه شورانگیز گل بر چهره نشاندند تا بگویند این غم، نه غمِ یک روز و یک ماه که غمِ تمامِ سالهای عمرِ یک نسل است.
و این چنین است که تاریخ، این روزها را با خطی از جنس عشق و خاک، برای همیشه ثبت خواهد کرد؛ عزاداری به وسعت ایران، با آیینی از عمق زاگرس، برای مردی که خود چون کوهی استوار بود و چون خاکی مهربان.












