به گزارش ایرنا، در روزهایی که شهرهای خراسان شمالی حالوهوایی متفاوت به خود گرفتهاند، انگار خیابانها هم در سوگ و روایت یک رخداد جمعی نفس میکشند؛ از بجنورد تا شیروان، از میدانها تا دیوارهای ساده و خاموش، همهچیز رنگ دیگری گرفته است.
پوسترها، نقاشیها و آثار گرافیکی با محوریت تصویری که در این روایتها به عنوان «رهبر شهید» یاد میشود، در سطح شهر گسترده شدهاند و هر کدام تلاش دارند قطعهای از احساس عمومی مردم را در خود ثبت کنند؛ احساسی که هم سنگین است و هم سرشار از احترام و ستایش است.
در این میان، حضور هنرمندان در فضاهای شهری، حال و هوایی زنده و نفسدار به این روایت جمعی داده است. آنان بیواسطه به دل میدانها آمدهاند، کنار مردم ایستادهاند و در همان لحظه، تصویر را بر بوم نشاندهاند؛ انگار سرعت احساسات از سرعت زمان پیشی گرفته باشد.
نگاه رهگذران، مکثی کوتاه کنار حرکت قلم، و سکوتی که میان شلوغی شهر مینشیند، همه تبدیل به بخشی از یک تجربه مشترک شدهاند؛ تجربهای که در آن هنر، صرفا تصویر نیست، بلکه نوعی همراهی با لحظه است.
شهرهایی که در تصویر نفس میکشند
در خیابانهای بجنورد و شیروان، دیوارها دیگر فقط سازههای شهری نیستند؛ به قابهایی تبدیل شدهاند که روایت یک دوره احساسی را در خود نگه میدارند.
هر تصویر گویی تلاشی برای ترجمه کردن احساسات پیچیده مردم به زبان بصری است
پوسترهایی با ترکیب رنگهای تیره و خطوط پرقدرت، گاهی با چهرههایی آرام و گاهی با حالتهای حماسی، در سطح شهر پراکندهاند.
هر تصویر، گویی تلاشی است برای ترجمه کردن احساسات پیچیده مردم به زبان بصری؛ زبانی که بدون کلمه، اما با قدرتی عمیق سخن میگوید.
در میدان انقلاب شیروان، تصویر «مشت گرهکرده» یکی از آن نشانههایی است که بیشتر از یک اثر هنری دیده میشود؛ نوعی نماد از ایستادگی و تداوم. رهگذران در برابر آن مکث میکنند، نگاه میدوزند و بیآنکه چیزی بگویند عبور میکنند، اما انگار بخشی از معنا را با خود میبرند.
در همین فضا، پوسترهای مختلف با شعارهایی چون «باید برخاست» یا «رهبر شهیدم»، نه صرفا برای دیده شدن، بلکه برای ایجاد یک گفتوگوی درونی میان مخاطب و تصویر طراحی شدهاند؛ گفتوگویی که در سکوت شکل میگیرد و در ذهن ادامه پیدا میکند.
گرافیک؛ تبدیل غم به زبان جمعی
در این روزها، هنر گرافیک در سطح استان خراسان شمالی تنها نقش تزیینی یا اطلاعرسانی ندارد؛ بلکه به زبانی برای بیان احساسات جمعی تبدیل شده است.
ترکیب رنگ ها نوعی تضاد آگاهانه میان اندوه و تعالی ایجاد کرده است
ترکیب رنگها، از سیاهی غالب گرفته تا درخششهای محدود و هدفمند، نوعی تضاد آگاهانه میان اندوه و تعالی ایجاد کرده است. این تضاد، نه برای تشدید غم، بلکه برای معنا دادن به آن به کار رفته است؛ گویی قرار است اندوه از حالت خام خود خارج شود و در قالبی قابل فهم و قابل تحمل برای جامعه بازتعریف گردد.
پرچمها، نمادها و آثار حجمی که در نقاط مختلف شهر نصب شدهاند، همگی در یک مسیر مشترک حرکت میکنند: تبدیل احساس فردی به تجربهای عمومی. حضور چهرهها در حالتهای مختلف، از آرامش تا اقتدار، و استفاده از خطوط سنتی در کنار طراحیهای مدرن، نشان میدهد که هنرمندان تلاش کردهاند گذشته و اکنون را در یک قاب مشترک قرار دهند.
نتیجه این تلاش، خلق فضایی است که در آن «غم» صرفایک احساس نیست، بلکه به یک زبان بصری تبدیل شده است؛ زبانی که مردم با آن ارتباط میگیرند، آن را میخوانند و در سکوت خود تفسیرش میکنند.
در نهایت، این فضای شهری بیش از آنکه مجموعهای از آثار پراکنده باشد، به یک روایت پیوسته شباهت دارد؛ روایتی که در آن هنر، شهر و احساسات مردم در هم تنیده شدهاند.
روایتی که از قاب دیوارها فراتر میرود و در ذهن رهگذران ادامه پیدا میکند؛ جایی میان خاطره، تصویر و معنایی که هرکس به شیوه خود آن را بازمییابد.
حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)، در پی حملات کور و جنایتکارانه دولت آمریکا و رژیم غاصب و منحوس صهیونیستی به مناطقی در محدوده خیابان پاستور و بیت رهبر معظم انقلاب اسلامی، روز شنبه ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ به فیض رفیع شهادت نائل آمدند.
بر اساس برنامه ریزی های صورت گرفته، مراسم تشییع پیکر این شهید والامقام روز دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵، برابر با ۲۱ محرم، در تهران و روز سه شنبه ۱۶ تیرماه ۱۴۰۵، مصادف با ۲۲ محرم، در قم برگزار می شود.
همچنین روز پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵ مصادف با ۲۴ محرم و شب شهادت امام سجاد (ع)، آیین تشییع در مشهد مقدس برگزار شده و پیکر پاک آن شهید بزرگوار، در جوار حرم ملکوتی ثامن الحجج، حضرت امام رضا(ع) به خاک سپرده خواهد شد.














