به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، آتشبس اعلام شده، اما در کیش چیزی شبیه پایان جنگ دیده نمیشود. کیشوندها به خبرنگار اجتماعی رکنا می گویند: جزیرهای که اقتصادش بر گردشگری، تجارت خرد و پروازهای پیدرپی استوار بود، حالا در سکوتی سنگین فرو رفته است؛ سکوتی که نه از آرامش، بلکه از توقف میآید.
کیشوندها میگویند جنگ چهلروزه بیشترین ضربه را نه فقط به درآمد روزانه، بلکه به استخوانبندی اقتصاد جزیره وارد کرده است؛ ضربهای که حتی با پایان رسمی درگیریها هم ترمیم نخواهد شد.
کیش بدون هواپیما، کیش نیست. این جمله را بسیاری از ساکنان جزیره تکرار میکنند. پیش از جنگ هم تعداد پروازها محدود شده بود، اما در جریان درگیریها این شریان حیاتی تقریباً نیمهجان شد. حالا، با وجود آتشبس، پروازها نهتنها به وضعیت قبل بازنگشته، بلکه در برخی مسیرها کمتر هم شده است.
کیشوندها هشدار میدهند که در نخستین بازه شلوغ سال، قیمت بلیتها جهش چندبرابری خواهد داشت؛ جهشی که عملاً بخش بزرگی از گردشگران بالقوه را حذف میکند و زنجیره اقتصاد محلی را از همان نقطه ورودی میشکند. برای جزیرهای که هر صندلی هواپیما معادل چند شغل مستقیم و غیرمستقیم است، این کاهش یعنی تداوم رکود.
در خیابانهای تجاری کیش، کرکرههای نیمهپایین و ویترینهای خاموش، تصویری تکراری شدهاند. با این حال، بسیاری از مالکان واحدهای تجاری و مسکونی، انگار نه انگار که جزیره از یک بحران عبور کرده است. چکهای اجاره یکی پس از دیگری برگشت میخورند، اما پاسخ برخی مالکان تغییری نکرده: «باید پاس شود.»
این اصرار، در شرایطی که فروش به حداقل رسیده و گردش نقدینگی تقریباً متوقف شده، فشار مضاعفی بر کسبه وارد کرده است. به گفته فعالان بازار، انعطافی در کار نیست؛ نه تخفیفی، نه مهلتی، و نه درکی از شرایطی که عملاً حالت جنگی اقتصاد محلی را رقم زده است.
تماسهایی از سوی صاحبان چند کانتینر پوشاک حکایت از افزایش سرسامآور هزینهها دارد؛ این هزینهها، در بازاری که فروش ندارد، عملاً ورود کالا را غیرمنطقی کرده است. نتیجه روشن است: کمبود جنس، افزایش قیمت، و در نهایت تعطیلی تدریجی مغازهها.
کیشوندها میگویند مردم جزیره در بهترین حالت فقط توانستند در همین یک ماه بحرانی، مبلغ اندکی کنار بگذارند؛ پولی که نه برای سرمایهگذاری، بلکه صرفاً برای زنده ماندن است. این پسانداز ناچیز قرار بود پشتوانه پول پیش خانه یا مغازه باشد، اما حالا همان هم در معرض بلعیده شدن توسط اجارهها و بدهیهاست.
در چنین شرایطی، مفهوم توسعه، رونق یا حتی بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، بیش از هر زمان دیگری دور از دسترس به نظر میرسد.
برآوردهای میدانی و روایتهای فعالان صنفی نشان میدهد مغازههای کیش یا تعطیل شدهاند یا در آستانه تخلیه قرار دارند. این عدد، فقط یک آمار اقتصادی نیست؛ نشانهای است از مهاجرت خاموش، از کسبوکارهایی که دیگر تاب نیاوردهاند و از جزیرهای که آرامآرام سرمایه انسانی و تجاری خود را از دست میدهد.
در میان کیشوندها، یک جمله بیش از همه شنیده میشود: «حتی اگر جنگ تمام شود، کیش سابق نمیشود.» این گزاره، نه از بدبینی، بلکه از تجربه میآید. تجربه اقتصادی که بیش از حد به پرواز، گردشگر و ثبات وابسته بوده و حالا در برابر شوک جنگ، شکنندگیاش عیان شده است.
بازگشت کیش، اگر قرار باشد اتفاق بیفتد، نیازمند تصمیمهای متفاوت است؛ از مدیریت پروازها و کنترل قیمت بلیت گرفته تا بازنگری در نظام اجاره، حمایت واقعی از کسبه و درک این واقعیت که اقتصاد جزیره، هنوز در وضعیت پساجنگ نیست.