
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقایان محسن شاکرینژاد رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما و شهاب اسفندیاری رئیس دانشگاه صداوسیما با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری، نتایج نظرسنجی مرکز تحقیقات صداوسیما در ایام جنگ تحمیلی سوم را بررسی و تشریح کردند و به پرسشها در این باره پاسخ دادند. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
مقدمه: مرکز تحقیقات صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران یک نظرسنجی را متناسب با شرایط کشور و آن چه در کشور اتفاق میافتد و شرایط جنگی که در آن قرار داریم انجام داده و روی چند شاخص خیلی مهم این نظرسنجی اتفاق افتاده؛ موضوعاتی از قبیل منابعی که مردم برای دسترسی به اخبار مورد استفاده قرار دادند، بحث آتشبس، موافقت مردم با آن، بحث مذاکرات و موضوعاتی که در آن باید مطرح شود و موضوعات بسیار متنوعی است که در این نظرسنجی به آنها پرداخته شده، امشب میخواهیم این دادههایی که در نظرسنجی به عنوان نتایج به دست آمده هم اطلاع رسانی کنیم و هم تحلیلهای بسیار مهمی که از پس بررسی این دادهها میشود به آن پرداخت.
سؤال: آقای شاکرینژاد اولین عنوان؛ بحث دسترسی مردم به اخبار و اطلاعات و منابعی است که مورد استفاده قرار دادند، موافقید از این جا شروع کنیم؟
شاکرینژاد: مقدمهای در باب نظرسنجی عرض کنم؛ ما تقریباً دو روز بعد از تجاوز رژیم آمریکا و صهیونیستی به کشور، اولین نظرسنجی مرکز تحقیقات صداوسیما را انجام دادیم. تا امروز چهار موج نظرسنجی در سطح کشور انجام دادیم؛ یک نظرسنجی تلفنی، یک نظرسنجی از مراکز استان و نظرسنجی که امشب در مورد آن صحبت خواهیم کرد، نظرسنجی است که در سراسر کشور؛ در روستاها، شهرستانها، مراکز استان و تهران انجام شده است. اشاره فرمودید در اولین سؤالی که ما معمولاً میپرسیم این است که در این ایام منبع اصلی کسب خبر شما کجاست؟ ۵۸ و نیم درصد از پاسخگویان که افراد بالای ۱۵ سال است چه در روستاها، چه در شهرستانها و چه در مراکز استان، منبع اصلی پیگیری اخبار و اطلاعات مربوط به تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار به کشور را از طریق صداوسیما دنبال میکنند، بعد از صداوسیما، چون میتوانستند چند پاسخ را اعلام کردند، اصطلاحاً مولتیریسپانس است؛ جمع این درصدها بالای صد است، چون میتوانستند هم صداوسیما، هم سایر شبکهها را اعلام کنند، بعد از صداوسیما با ۵۸ و نیم درصد، شبکه اجتماعی روبیکا با ۳۳ درصد است، بعد ایتا با ۲۰ درصد، بعد به ترتیب شرایطی است که محدودیت در دسترسی به اینترنت بینالملل است، عمده کسب خبر؛ صداوسیما است و بعد شبکههای اجتماعی داخل.
سؤال: این صداوسیما؛ شبکهها به تفکیک مشخص است که مثلاً هر کدام اقبال مردم چگونه است؟
شاکرینژاد: در این نظرسنجی نیست، منتها ما در یک نظرسنجی مستقل دیگری که سؤال پرسیدیم در ایام جنگ چهل روزه، بیشتر کدام شبکههای صداوسیما را دنبال میکردید، شبکه خبر با اختلاف در حال حاضر اولین شبکهای است که مردم به آن رجوع میکنند.
سؤال: مجموعه جامعه آماری که مورد پرسش قرار گرفتند حدوداً چند نفر هستند و فرمودید متنوع در کل کشور هستند؟
شاکرینژاد: این نظرسنجی ۱۵ هزار نفر است و به تفکیک تقریباً در مراکز استانهای کشور بر اساس تمرکز جمعیت؛ شش هزار نفر در مراکز استانها، پنج هزار نفر در شهرستانها و چهارهزار نفر در روستاهای کشور است؛ یعنی سرجمع ۱۵ هزار نفر.
سؤال: آقای اسفندیاری این که در این نظرسنجی الان صداوسیما اول است، شاید یک عده بگویند، یکی از دلایل مهم آن، این است که اینترنت قطع بوده و مردم دسترسی به اینترنت نداشتند، حالا آن شبکههای داخلی اجتماعی هم که مراجعه کردند، به هر حال همسو با رسانه صداوسیما است؛ واقعاً این طور است یا نه به خاطر خروجی و عملکردی که صداوسیما در این ایام داشته است؟
اسفندیاری: فکر میکنم این را آقای دکتر بر اساس نظرسنجیهایی که قبل از جنگ بوده، هم میتوانند توضیح دهند که حتی آن زمانی که این محدودیتهای به ضروت شبکه جنگی وجود نداشته هم، به هر حال به عنوان منبع کسب خبر صداوسیما در نظرسنجیهای قبلی هم در جایگاه اول قرار داشت، ولی میدانیم بسیاری از مردم امروز گوشیهای همراه ۲۴ ساعته همراهشان است یعنی ممکن است کسی ۲۴ ساعته پای تلویزیون ننشسته باشد، در محیط کار، زمانی که دانشگاه و مدرسه و ... باز بود، در محیط تحصیل، به هر حال یک سبک زندگی متفاوتی داریم از وقتی که این گوشیهای همراه با ماست و طبیعتاً وقتی از یک پاسخگو سؤال میشود که شما بیشتر از کجا خبر کسب میکنید، خیلی عجیب نیست اگر بگوید از شبکههای اجتماعی و مثلاً پیامرسانها؛ چه داخلی و چه خارجی.
سؤال: دلیلش چیست که صداوسیما است؟
اسفندیاری: به هر حال این که همچنان در این نظرسنجیها واقعاً صداوسیما بالاست؛ ۶۰ درصد و حدود ۶۰ درصد بالاتر، این به نظرم خود یک نکته است که به هر حال با وجودی که ما از نظر فیزیکی با یک ابزاری سر و کار داریم که همیشه همراه ماست و هر لحظه اراده کنیم، میتوانیم به آن مراجعه کنیم و این خیلی فرق میکند با تلویزیونی که در خانه ماست، ولی به هر حال صداوسیما همچنان به عنوان اصلیترین منبع کسب خبر است، البته میدانیم که از طریق تلوبیون و نرمافزارهای دیگری مردم با گوشی همراه هم میتوانند از صداوسیما کسب خبر کنند یا از کانالهای خبرگزاری صداوسیما در شبکههای اجتماعی، به هر حال این که این اشاره به این عنوان در پاسخهای پاسخگویان در حد بسیار بالایی است، خود نشان میدهد که جایگاه خبری و اطلاعرسانی صداوسیما...
سؤال: دلیل آن به خاطر فراگیری و رسمی بودن آن است؟ یعنی میخواهد خبر قطعی و رسمی را مثلاً؛ اعتمادی است که دارد، دلیل آن را چه میدانید؟
اسفندیاری: حالا اینها پرسشهایی است که در مراحل بعد گاهی در نظرسنجیها میپرسند، چون ممکن است ما از یک منبعی خبر کسب کنیم، ولی مثلاً از سرعت اطلاعرسانی رضایت نداشته باشیم، اعتماد به آن نداشته باشیم، از کیفیت مثلاً کارشناسان، فکر میکنم در یکی از سؤالات در همین نظرسنجی، سؤال شده که مثلاً نظر شما راجع به هر کدام از این جنبههای اطلاعرسانی در صداوسیما چیست و پاسخها قابل توجه است.
سؤال: برویم روی بحث دوم که در این نظرسنجی اتفاق افتاده است؟
شاکرینژاد: بر اساس شرایطی که در جامعه است، ما از مردم در مورد حضورشان در تجمعات، کاروانهای خودرویی و تشییع شهدا، آن مراسماتی که از آغاز جنگ شروع شده و تا همین الان هم در میادین سراسر کشور مردم حضور دارند، در مورد حضورشان پرسیدیم که از ابتدای جنگ آیا در این تجمعات، کاروانهای خودرویی و تشییع شهدا شرکت کردید؟ تقریباً ۵۹ درصد از پاسخگویان گفتند به نوعی در این برنامهها شرکت داشتند. اگر کسانی که گفتند ما هر شب حضور داشتیم و تقریباً در اکثر این تجمعات حضور داشتیم را لحاظ کنیم، ما چیزی نزدیک به ۳۰ درصد پاسخگویان؛ کسانی هستند که گفتند ما یا هر شب یا در اکثر این تجمعات شرکت کردیم. چون عرض کردم بالای ۱۵ سال پاسخگویان ما هستند، اگر این را در جامعه ایران بخواهیم تعمیم دهیم، عددی بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون نفر را میتوانیم بگوییم که در تجمعات و این برنامهها شرکت کردند. وقتی مقایسه میکنیم با آن عددی که دارد به ۳۰ میلیون نفر میرسد، الان در آن پویش جانفدا، میبینیم اینها باهم تطابق دارد؛ یعنی آن عددی که ما به آن رسیدیم؛ کسانی که در تجمعات حضور دارند و آن عددی که مردم ثبتنام کردند در پویش، و این نکته هم هست که خیلیها دوست دارند که شرکت کنند به دلایل مختلف یا مشغله کاری دارد یا به هر حال مشکلات جسمی دارد، یک بخشی از هموطنان ما علیرغم میل و علاقهای که دارند، نتوانستند شرکت کنند، ولی این عدد و در تداوم آن، در طول این شبها، این درون خود، یک رکورد در دنیاست. ما چنین چیزی نداریم که این جمعیت در این تعداد شبها پشت سر هم، حالا خواهیم رسید؛ یعنی از نظر خود این مردمی که شرکت میکنند، پایان آن که تا کی باید ادامه پیدا کند، فینفسه موضوعیت دارد که درصد بالایی از این مردم میگویند این باید ادامه پیدا کند، تا زمانی که به هر حال به اهداف شکلگیری این تجمعات برسیم که این هم در نوع خود قابل توجه است. ۶۷ و ۸ دهم درصد از مردم؛ نه کسانی که در میدان هستند، پاسخگویان؛ یعنی کسانی که حتی ممکن است خودش نتوانسته به هر دلیلی حضور پیدا کند، چون کسانی که گفتند هر شب یا اکثر شبها هستیم؛ حدود ۳۰ درصد است.
سؤال: این ۲۵ تا ۳۰ میلیون که گفتید هر شب تقریباً حضور دارند یا مجموع آن را فرمودید؟
شاکرینژاد: مجموع آن را، نه از اول تا الان، هر شب، و کسانی که میگویند اکثریت شبها هستیم، حدود ۳۰ درصد است؛ یعنی این ۲۵ میلیون نفر هر شب هستند، ولی ۶۷ درصد از پاسخگویان؛ یعنی فراتر از کسانی که حتی در میدان حضور دارند، میگویند این باید ادامه پیدا کند. حتی کسانی که خودشان حضور نداشتند. ۶۷ و هشت دهم گفتند باید این تجمعات ادامه پیدا کند، ۲۰ درصد هم گفتند که ضرورتی ندارد که ادامه پیدا کند.
سؤال: این واقعاً در دنیا یک رکورد است؟
اسفندیاری: در بحثهای جامعهشناسی سیاسی من دیدم برخی از کسانی که تحلیل میکنند اجتماعات بزرگ سیاسی در کشورهای مختلف در تاریخ معاصر را که منجر به مثلاً یک تغییرات بزرگی شده، یا اجتماعات خیلی بزرگی بوده که در روزهای خیلی کمی، مثلاً یک روز، دو روز وجود داشته یا اجتماعی بوده در حدود مثلاً صدهزار تا ۲۰۰ هزار نفر که مثلاً در یک بازه ۱۰ تا ۲۰ روزه ادامه پیدا کرده باشد. میگویند مثلاً اگر یک جریان سیاسی بتواند ۲۰ روز ۲۰۰ هزار نفر را در خیابان بیاورد، این آن تغییرات مدنظر خودش را میتواند انجام دهد؛ تغییر حکومت یا هر چیز دیگر. این که ما ۵۰ و اندی روز است که حدود ۲۵ میلیون نفر زیر بمباران هر شب در خیابان هستند، این قطعاًَ یک رکورد و رخداد بیسابقه است. در خود انقلاب اسلامی مگر چند راهپیمایی شد که منجر به سقوط حکومت پهلوی شد؟ قطعاً ما ۵۰ روز تجمع و راهپیمایی نداشتیم، یک سری اجتماعات پراکندهای بود تا منتهی به انقلاب شود. در این ماههای منتهی به انقلاب هم چند راهپیمایی و اجتماع خیلی بزرگ میلیونی بود. این که زیر بمباران در باران و برف، در حساسترین شرایطی که ناامنی بالأخره وجود داشته، چنین جمعیتهای عظیمی با همسر، فرزند، کودک، پیر و جوان در خیابان هستند، این یک رخداد جامعهشناختی بیسابقه به نظر من در تاریخ است.
سؤال: برویم به موضوع بعدی که در نظرسنجی شما مورد پرسش قرار گرفته است؟
شاکرینژاد: چون این نظرسنجی بعداز آتشبس اتفاق افتاد و ما نظر مردم را پرسیدیم در مورد این که آیا موافق هستید با آتشبس یا نه؟ ما تقریباً اینجا از آن مواردی است که ما به نوعی دو پاسخ هموزن داریم، ما ۴۸ درصد کسانی را داریم که موافق آتشبس هستند و در برابر آن ۴۳ درصد کسانی که گفتند ما موافق آتشبس نیستیم. جنگ اساساً پدیده مطلوبی نیست، یعنی هیچ کس جنگ را نمیپسندد، حتی کسانی که الان در این نظرسنجی گفتند ما مخالف آتشبس هستیم، اینها طبیعتاً جنگ طلب نیستند، دنبال این هستند که سایه جنگ از روی این کشور برداشته شود؛ تمایلی به جنگ ندارند، ولی میگویند آتشبس اگر به این معنا باشد که دشمن برود در این فاصله خود را تجهیز کند و دوباره به ما بخواهد حمله کند، نخیر، ما با این آتشبس موافق نیستیم؛ با آن آتشبسی موافق هستیم که بتواند این سایه جنگ را حذف کند، این از آن سؤالاتی بود که ما تقریباً دو دسته هموزن داشتیم، بین موافقان و مخالفان آتشبس که عرض کردم تحلیل ما این است اینهایی که مخالف آتشبس بودند، اساساً جنگطلب نیستند، بلکه اتفاقاً به دنبال این هستند که جنگ تمام شود.
سؤال: تحلیل شما چیست؟ خیلی نزدیک و شانه به شانه هم آمدیم؟
اسفندیاری: این اولاً نشان میدهد مفهوم آتشبس و این که چه شد، برای مردم خیلی روشن است، ما در یک فرایند خیلی به هر حال شتابانی این رخداد اتفاق افتاد، قبل از آن شاید اطلاعرسانی خیلی نشده بود، زمینهسازی نشده بود، حالا به دلایل مختلفی که جای بحث آن نیست، لذا این که معنای آتشبس چیست؟ شاید برای برخی از مردم درست مشخص نشد. شاید برخی از مردم از آتشبس، معنای پیروزی داشتند و این که ما پیروز شدیم و این که آمریکا آمد درخواست آتشبس کرد؛ یعنی معنای پیروزی است که قطعاً این هم درست است و آمریکا نتوانست به آن اهدافی که میخواست برسد، ولی ممکن است برای برخی از مردم هم این باشد که ما به کدامیک از اهدافمان رسیدیم؟ درست است کشوری بودیم که مورد حمله قرار گرفته بودیم، ما که به جایی حمله نکرده بودیم که از پیش اهدافی مشخص کنیم، بگوییم اگر این شد ما پیروزیم، اگر نشد، ما شکست خوردیم. برای آمریکا این مشخص بود؛ سه هدف مشخص کرده بود؛ سرنگونی رژیم (حکومت)، نابود کردن صنعت هستهای و گرفتن اورانیوم غنیشده ایران و مواردی از این دست، به هیچ کدام از اینها نرسید، پس او قطعاً شکست خورده، ولی برای ما به عنوان کشوری که مورد حمله قرار گرفته بودیم، شاید برخی از مردم انتظاراتی داشتند که باید متجاوز تنبیه و پشیمان شود و مابه یک بازدارندگی برسیم که این تکرار نشود، این که هر چندوقت یک بار چنین تعرض و تعدی بکند، این آتش بس و صلح وامنیت واقعی نیست، چه بسا بخش قابل توجهی از مردم ۴۳ درصد عدد بزرگی است که اینها کسانی هستند ضد جنگ هستند و دیگر نمیخواهند جنگ تکرار شود و میگویند جوری تنبیه کنیم دشمن و مجازات کنیم که جرات نکند به ما تعرض کند.
مردم انتظاراتی داشتند که باید متجاوز تنبیه و پشیمان شود و مابه یک بازدارندگی برسیم که این تکرار نشود این که هر چندوقت یک بار چنین تعرض و تعدی بکند، این آتش بس و صلح وامنیت واقعی نیست، چه بسا بخش قابل توجهی از مردم ۴۳ درصد عدد بزرگی است که اینها کسانی هستند ضد جنگ هستند و دیگر نمیخواهند جنگ تکرار شود و میگویند جوری تنبیه کنیم دشمن و مجازات کنیم که جرات نکند به ما تعرض کند.
سوال: شما گزینه موافق و مخالف دادید و تحلیلش در تحلیلهای بعدی میآید، بحث دیگری که در نظرسنجی پرداختید، بحث نگرانی پاسخگویان در حال حاضر است؟
شاکری نژاد: یکی از آیتمهایی که پرسیده بودیم، نگرانی تان چیست.
سوال: نگرانی شان راجع به شرایط فعلی؟
شاکری نژاد: در این ایامی که ما درگیر جنگ هستیم، مهمترین دغدغه شان مسائل اقتصادی است که در نوع خودش جالب است، مهمترین دغدغه شان، این قدر مردم مطمئن هستند به توان نظامی و دفاعی که دغدغه اول شان ناظر بر این حوزه نیست، دغدغه اول شان مسائل معیشتی و اقتصادی است و دغدغههای بعدی بحث شروع دوباره جنگ، این بعد از آتش بس انجام شده، حملات تروریستی و خرابکاری در داخل، بحث بیکاری، آسیب دیدن کسب و کار، اینها مواردی است که به ترتیب بعد از دغدغههای اقتصادی به عنوان مهمترین دغدغه مردم است، مردم از عملکرد دولتمردان در تامین نیازهای اساسی کشور کاملا راضی هستند. این نشان میدهد که این دغدغه همت مضاعف مسئولان را میطلبد که اگر ما بتوانیم این گردنه را عبور کنیم نویدبخش آینده روشنی برای ایران است، دغدغه اصلی مردم الان مسائل اقتصادی است، دولت تمام همتش را به کار برده و امیدواریم این دغدغه هم با همت دولتمردان برطرف شود.
سوال: موضوع بعدی خیلی مهم است، تصوری که مردم از آینده جنگ و ادامه جنگ دارند؟
شاکری نژاد: جنگ یک پدیدهای است که در سراسر دنیا وقتی اتفاق میافتد، دورنمای آن جامعه را مبهم میکند، ما در مرکز تحقیقات صدا و سیما به طور مرتب سالانه وضعیت امید به آینده را میسنجیم، بعد از جنگ خیلی عجیب بود که این امید به بهتر شدن شرایط بعد از جنگ به طور معنی داری تفاوت پیدا کرده، ۷۱ و ۷ دهم از پاسخگویان به ما گفتند که بعد از جنگ شرایط بهتر میشود، یعنی این مردم کشورشان را در قامت یک ابرقدرت دارند میبینند، کشوری که توانسته است در برابر بزرگترین ارتشهای دنیا مقاومت بکند، آنها را به نوعی به زانو در بیاورد، پس یک همچنین توانمندی دارد که مشکلاتی مثل مشکلات اقتصادی و مشکلاتی از این دست را با همت مردم برطرف کند، امید به ایران بهتر بعد از جنگ خیلی به طرز معناداری نسبت به قبل افزایش پیدا کند.
سوال: خیلی نکته ویژهای است که ۷۱ درصد بعد از جنگ مردم احساس میکنند وضع خیلی بهتر خواهد شد، این مولفههای حس بهتر شدن در ذهن مردم چیست؟
اسفندیاری: به نظر میآید این جنگ تصویر مردم ما از خودشان، از کشورشان، از توان کشورشان، توان نیروهای مسلح شان، از توانمندی و اقتدار ساختار حاکمیتی شان، اینها را دگرگون کرده است، ما متاسفانه سالها انگارههایی در فضای فکری و جامعه و رسانهای ما نشر میشد، پمپاژ میشد، چه از جانب رسانههای بیگانه فارسی زبان، که مزدوران دشمن ما بودند و ماموریت شان این بود که امید را بکشند در جامعه ما، امید را نابود کنند، چه از جانب برخی چهرههای داخلی، تحلیلگران داخلی، رسانههای داخلی که همه چی در حومه ما رو به زوال و نابودی و فروپاشی و گسست و واگرایی و اینها بود ادبیات، واژهها اینها بود.
کسی از تداوم و پیوند و همبستگی و اقتدار و اینها نمیگفت، همه نهادهای اجتماعی میگفتند کارکردهای شان را از دست دادند، آموزش ما، آموزش و پرورش ما کار نمیکند، رسانه ما بی تاثیرست، نهاد دین اثرگذاری اش از دست داده، مرجعیت شخصیتهای دینی از بین رفته و... از این روایتها که همه معطوف به نگاههای آسیب شناسانه معطوف به ریزشها و ضعفها و گسستها، اگر کسی تمام نگاهش را معطوف کند به نقاط ضعف یک جامعه، نقاط قوت آن را نمیتواند ببیند، هر جامعه ممکن است یک نقاط ضعف و ریزشها و افولهایی و گسستهایی داشته باشد ولی تداومها، رویشها و آن رشدها و پیوندها، همبستگیها آنها اگر نبیند تصویر غلط از جامعه میبیند، ما سالها تصویر غلطی از جامعه برای ما ساخته شد، به نظر میآید در این جنگ تصویر مردم از جامعه و از خودشان واقعی شد، فهمیدند که این جامعه جامعهای نیست در آستانه، ما در قضایای ۱۸ و ۱۹ دی چه انگارهای ایجاد شده بود که این نظام یک هل بدهید تمام است.
این باعث شده که عدهای بیایند و جان خودشان را به خطر انداخته و فریب بخورند. این انگاره خطرناکی است و متاسفانه برخی از جامعه شناسانه در بر ساخت این تصویر غلط و در برساخت این تصویر فروپاشی و در برساخت تصویر جامعهای که نهادهاش تمام کارکردهاش را از دست داده و نمیتوانند رضایت جامعه را به دست آورند نقش داشتند و دشمن از این استفاده کرد و دشمن هم با این تصویر فریفته شد وگرنه این همه هزینه برای این که تصور کند با یک عملیات چند روزه میتواند حکومت ایران را تغییر دهد، نمیکرد، آنها تحت تاثیر اندیشکدههای خودشان و صهیونیستی و ایرانیان مزدور مقیم آمریکا و اروپا هم هستند ولی تصویر از داخل خیلی مهم است و این یک درس عبرت است برای ما که این قدر خودمان ضعیف وسست و شکننده نشان ندهیم در برابر دشمن قداری که پشت دروازه ایستاده و منتظر سوء استفاده است، برخلاف سالهایی که یک عده فکر میکردند باسازش و کوتاه آمدن دربرابر آمریکا و مذاکراتی که ته آن هیچ عایدی برای ما نداشت، با این میتوانند امید را در جامعه افزایش دهند، آن جا که ما مقتدرانه ایستادیم امید در جامعه افزایش پیدا کرد.
سوال: این تصویر در دنیا هم نسبت به ایران تغییر کرد، در داخل قطعا اگر یک روز اتفاق بیافتد آمار بسیار جالبی آن خواهد داشت، بحث مذاکره، این نظر مهمی است ازسمت مردم راجع به بحث مذاکره؟
شاکری نژاد: ما دوبرابر وسط مذاکره با آمریکا وارد مورد حمله قرار گرفتیم، میگویند مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود، از مردم پرسیدیم آیا الان موافق مذاکره با آمریکا هستید یا نه، ۳۹ درصد پاسخ دادند اصلا، این به این معناست، این ۳۹ درصد که میگویند اصلا موافق نیستیم، به این معنا نیست که زیر فشار بمباران نبودند یا مثلا مسائل معیشتی و اقتصادی گریبانگیرشان نیست، ولی تجربه کردند، مذاکره با آمریکا را و نتایج آن را، ۳۹ درصد گفتند اصلا، ۲۵ درصد تقریبا گفتند کم یا خیلی کم، ۲۹ درصد هم گفتند که زیاد و خیلی زیاد، در واقع خیلی زیاد ۱۰ درصد، ۱۹ درصد هم زیاد.
وقتی که اینها را میگذاریم در کفه ترازو میبینیم که وزن کسانی که مخالف مذاکره با آمریکا هستند، به طرز معناداری بیشتر از کسانی است که موافق مذاکره هستند، دلیلش هم واضح است، ما به قول آقای شهیدمان فرمود دراین تجربه، ما تجربه کردیم چند بار، با اینها مذاکره کردیم و نتیجه را دیدیم، مذاکرهای که به دنبال تسلیم مردم ایران باشد، رئیس جمهورمان اشاره کردند که ما زیر بار زور نمیرویم و مردم هم دقیقا همین نکاتی که مسئولان.
سوال: بعد از جنگ ۱۲ روزه این نظرسنجی راجع به مذاکره داشتید؟
شاکری نژاد: داشتیم ولی الان میزان مخالفت با مذاکره بیشترست.
سوال: چند مورد راجع به مذاکره است، چند مورد هم ببینیم؟
شاکری نژاد: از آنها پرسیدیم که ما اگر بنای بر این باشد که با آمریکا مذاکره کنیم، چه چیزهایی باید در اولویت باشد برای مذاکره با آمریکا، با فاصله ۵۶ و ۳ دهم درصد گفتند باید رفع کامل تحریمها اتفاق بیافتد.
بعد از آن ۲۴ درصد تضمین عدم حمله مجدد به ایران باید اتفاق بیافتد، تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز باید محقق شود، توقف جنگ در همه جبههها، از جمله جبهه مقاومت، به ویژه در لبنان و یمن و عراق.
آزاد کردن پولهای بلوکه شده ایران، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، دقیقا آن شاخصهایی که به عنوان پیش شرطهای مذاکره و اهداف مذاکره مطرح بوده است توسط مسئولین ما از نگاه مردم هم دارای اولویت است، اولین اولویت مردم رفع کامل تحریمها بود.
سوال: اسلاید بعدی ببینیم، این هم خیلی مهم است؟
شاکری نژاد: ما از مردم پرسیدیم دقیقا شروطی که مطرح شده بود برای نظرسنجی.
سوال: در اسلاید قبلی شروط جمهوری اسلامی و اسلاید بعدی شروط آمریکایی ها است؟
شاکری نژاد: پرسیده بودیم که اگر آمریکا شرط پایان جنگ محدود شدن صنعت موشکی ایران قرار دهد، آیا ما باید قبول کنیم یا نه، ۸۵ و ۷ دهم درصد از پاسخگویان گفتند خیر اگر این شرط را بگذارد نباید بپذیریم، خارج شدن ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده از ایران اگر شرط آمریکا باشد، ۸۲ درصد گفتند خیر نباید بپذیریم، تعطیلی صنعت هستهای، غنی سازی صفر اگر شرط بگذارند، ۷۹ و ۴ دهم درصد گفتند نباید بپذیریم، این که تردد در تنگه هرمز کاملا آزاد باشد و ایران هیچ اعمال حاکمیتی نداشته باشد ۷۳ درصد گفتند خیر ایران نباید بپذیرد، ایران نباید حمایت کند از جبهه مقاومت و قطع همکاری ایران با جبهه مقاومت ۶۸ درصد گفتند ایران نباید بپذیرد اگر این شروط از سمت آمریکا مطرح شود، این شروط مردمی پاسخ میدهند که زیر بمباران هستند، میگویند که اگر بمباران تان قطع شود و به تو حمله نکنند فقط موشکی را بده، میگویند نه، اورانیوم را بده و ما بمباران نکنیم، میگوید نه، این انصافا بی نظیرست.
سوال: این بی نظیر است؟
اسفندیاری: این هم از جاهایی است که تصویری که از ما ساخته شده بود سال ها، که مردم دیگر خسته شدند، مردم انرژی هستهای، متاسفانه برخی از مسئولین ما ضعفهای خودشان و اشتیاق خودشان را برای توافق با آمریکا را به مردم ما نسبت میدادند، میگفتند مردم خسته شدند و مردم میخواهند زندگی شان را بکنند، مردم یک زندگی نرمال این عدد کلیدواژههایی بود که دشمن، چرا ما نمیتوانیم زندگی نرمال داشته باشیم و مثل همه دنیا، تاسف آورتر این بود برخی از چهرههای دانشگاهی میگفتند این کشورهای خلیج فارس مردم شان در رفاه هستند و چقدر پیشرفت کردند و کشورهایی که قبیله گراند، نه انتخاباتی، علم و دانش و اقتداری دارند، در این جنگ با دوتا پهباد و موشک.
سوال: مردم میروند آن جا حسرت میخورند؟
اسفندیاری: همه چیز هوا، نه خودشان امنیت خودشان، نه کسی که رفته بودند و وابسته شده بودند و صدهای میلیارد دلار رشوه داده و سلاح خریده بودند نه خودشان توانستند از آن استفاده کنند و نه او توانست از آنها دفاع کند، برخیها حسرت آنها را میخوردند در داخل، این تصویری که ساخته بودند که مردم خستهاند و این نظر سنجی و اجتماعات میدانی نشان میدهد که این خلاف بود، آن خلاف واقع بود، امروز اگر کسی میخواهد خواست مردم را دنبال کند، این خواست مردم است، اگر کسی متاسفانه میشنویم این روزها برعکس شده، یک زمانی به استناد به حرف مردم میگفتند برویم سازش کنیم، برویم امتیاز بدهیم. از تغییر پارادایم بدهیم و از این حرفهایی که رایج بود، الان که نظر سنجیها و حضور میدانی حاکی از این است که مردم فهمیدند و آگاه هستند به این که هر گونه کوتاه آمدن در برابر این دشمن متجاوز بی رحم جنایتکار، او را جریتر میکند و او یک قدم جلوتر میآید.
به این دلیل است که میگوییم باید بایستیم، چون نمیخواهند بمباران شده و به کشورشان حمله شود دیگر میگویند باید محکم بایستیم، در این شرایطی که خیلی خطاست که اگر کسی که به استناد این که مردم مشکل دارند بخواهد در این شرایط به دشمن متجاوز امتیاز دهد، اگر استدلال مان این باشد که میخواهیم از منافع مردم حمایت کنیم، میخواهیم کمک کنیم به این که مردم زندگی بهتر داشته باشند، همین جاست که باید بایستیم، چون اگر این جا نایستیم این سایه جنگ همچنان بر سرما خواهد بود، تا زمانی که پشیمان نشود دشمن که ایجاد یک بازدارندگی که الان اهرمش در دست ماست، برای مردم در گزینهها این سوال است، که آقا تنگه هرمز، مردم عادی هم این را فهمیدند، همه نظریه پردازان و تحلیلگران روابط بین الملل هم گفتند که این اهرم و قدرت برای ایران از صدتا بمب اتم بازدارنده ترست.
سوال: با این همه تحریمها را میتواند بردارد؟
اسفندیاری: خواسته مردم اگر این باشد خیلی از تحریمها بی اثر شده یا خود به خود لغو خواهد شد و خود آمریکا مجبور شد وسط جنگ تحریم نفت ایران را حذف کند.
سوال: امروز هم دوباره تمدید کرد؟
اسفندیاری: این همه سال رفتیم آمدیم و مذاکره کردیم، تو روخدا، خواهش کردیم، وسط جنگ جایی به او فشار آوردیم نباید رها کند مذاکره کننده ما و این نقطهای است که باید محکم ایستاده و به پشتوانه مردم و حضور تاریخی و حماسی و تازه این قدم اول است، ما خونخواهی امام شهیدمان و خونخواهی فرماندهان شهیدمان و کودکان میناب و شهروندان مان، با یک دشمن متجاوز، بعضیها میگویند معادله برد برد تعریف کنیم، برد برد یعنی چی، دزدی آمده درخانه شما، پدر شما را کشته، خانواده شما را کشته، اموال شما را خسارت زده، معادله برد برد با او تعریف کنیم، پنجره خروج برای او بگذاریم، برای چنین دزدی پنجره خروج، الان سفت گردن او را گرفته و ولش کنیم، این خطاست با ادبیات پیشاجنگ و ادبیات برجامی که خسارت محض برای ما ایجاد کرد، یک پنجره خروج برای دشمن ایجاد میکنند که معنا ندارد در این شرایط که باید دشمن را پشیمان کرده و مجازات کنیم، نظرسنجیها این را نشان میدهد و مذاکره کنندگان ما محکم بر این بایستند و هیچ گونه نرمشی دربرابردشمن قدار و جنایتکار نشان ندهند که سایه جنگ برای همیشه ازسر کشور ما برداشته شود.
سوال: همه چیز مطابق با هم همین نظرسنجی همین حضور مردم را درخیابان تایید میکند و هم حضور همین نظرسنجی را تایید میکند، نظرسنجی مردم راجع به پیرامون پیروز جنگ است؟
شاکری نژاد: این مردم مردمی هستند که رهبرشان به شهادت رسیده، مردمی هستند که فرماندهان شان، مردم کوچه و بازارشان، دختربچههای میناب شان به شهادت رسیده، بیش از ۳ هزار و ۳۰۰ و خوردهای شهید فقط دادیم، منتها وقتی از آنها میپرسیم که کی پیروز این جنگ است، مردم ۶۶ درصد شان گفتند ایران، در مقابل فقط گفتند ۶ درصد آمریکا و رژیم صهیونیستی و این تفاوت معنی داری است، کسی که زخم خورده، به قول آن شعر مرحوم قیصر امین پور که سراپا اگر زرد و پژمردهایم ولی دل به پاییز نسپردهایم، ما زخم خوردیم ولی احساس پیروزی در مردم ما معنی دارست که ایران را پیروز این میدان میدانیم علی رغم همه این دردها و رنجهایی که وارد شده میگویند پیروزی در میدان اتفاق نمیافتد، در اذهان اتفاق میافتد، مردمی که الان کف خیابان هستند خودشان را پیروز میدانند و تداوم حضورشان در خیابان برای حفظ این پیروزی هاست و انتظارشان از مسئولین شان و حتی کسانی که رفتند مذاکره حفظ این دستاوردها و پیروزیها حتی درمیدان مذاکره است.
خبر در حال تکمیل شدن است...