مذاکره به مثابه دام؛ روایتی از کارنامه سیاه کاخ سفید در دیپلماسی

صدا و سیما دوشنبه 31 فروردین 1405 - 14:31
تاریخچه دیپلماسی کاخ سفید در مواجهه با ایران تنها یک روایت دارد، هر مذاکره، پیش‌درآمد یک خیانت یا یک حمله نظامی بوده است.

 

مذاکره به مثابه دام؛ روایتی از کارنامه سیاه کاخ سفید در دیپلماسی

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، ایران اسلامی پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷، همواره با دوگانه «تهدید نظامی» و «فریب دیپلماتیک» از سوی آمریکا مواجه بوده است. تجربه تاریخی چهار دهه مذاکره با دولت‌های مختلف آمریکا نشان می‌دهد ایالات متحده هرگز به تعهدات خود پایبند نبوده است. همچنین بدعهدی آن‌ها در قبال جمهوری اسلامی ایران نیز مقطعی یا محدود به یک دولت خاص نبوده، بلکه یک الگوی مستمر است که با تار و پود متن سیاست خارجی آمریکا تنیده شده است.

بررسی کارنامه آمریکا نشان می‌دهد مذاکره برای روسای جمهور این کشور، از کارتر دموکرات گرفته تا ترامپ جمهوری خواه، نه ابزاری برای رسیدن به تفاهم، بلکه تاکتیکی برای مهار، فشار حداکثری و در نهایت به زانو درآوردن و بلعیدن ایران بوده است.

اولین تماس‌های غیررسمی آمریکا با ایران پس از حادثه تسخیر سفارت آمریکا از سوی دولت کارتر و با هدف آزادی گروگان‌ها انجام شد. این تماس‌ها که از طریق الجزایر انجام می‌شد در سال ۱۹۸۱ به بیانیه الجزایر و آزادی گروگان‌ها ختم شد. آمریکا نیز متقابلا متعهد شده بود در ازای این موضوع، در امور داخلی ایران مداخله نکند، تحریم‌ها را رفع کند و دارایی‌های مسدود شده ایران را برگرداند؛ اما پس از آزادی گروگان‌ها عملا به هیچ یک از این تعهدات عمل نکرد.

مذاکرات هسته‌ای با واسطه گری تروئیکای اروپایی در سال ۲۰۰۳ تا مذاکرات ژنو در سال ۲۰۱۳ نیز نمونه‌ای بارز از این گفت‌و‌گو‌ها به شمار می‌روند. اما در کانون این فریبکاری و بدعهدی ساختاری، ماجرای برجام قرار دارد؛ توافقی که حاصل ماه‌ها مذاکره جدی و پر چالش بود و حتی با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد به عنوان یک تعهد بین المللی به تایید رسید. دولت دموکرات اوباما به نمایندگی از آمریکا، پای این توافق را امضا کرد و در ازای پذیرش برخی محدودیت‌های هسته‌ای بی سابقه از سوی ایران، وعده لغو تحریم‌ها را داد؛ وعده‌هایی که، اما در مرحله اجرا عمدتا با تعلل و بدعهدی رو به رو شدند.

تنها سه سال بعد، ترامپ جمهوری خواه با خروج یک جانبه و غیرقانونی از برجام در سال ۲۰۱۸، نشان داد که تعهدات دولت متبوعش تنها حربه‌ای برای خرید زمان و تحلیل بردن توان هسته‌ای ایران بوده است. ترامپ با وضع تحریم‌های سخت‌تر تحت عنوان کارزار «فشار حداکثری» صراحتا اعلام کرد که هدف، فروپاشی اقتصاد ایران، تغییر نظام و وادار کردن این کشور به تسلیم در برابر خواسته‌های فراتر از برجام است.

این چرخه مخرب، در دولت بایدن دموکرات نیز با همان منطق، اما با ادبیاتی نرمتر ادامه یافت و عملا نشان داد که در ساختار سیاسی آمریکا، عزمی جزم و واقعی برای احترام به حقوق ملت ایران و پایبندی به معاهدات وجود ندارد. در حقیقت آن‌ها در طول این مدت، از میز مذاکره به عنوان ابزاری برای اعمال فشار، کسب زمان برای تدارک حمله یا تحمیل خواسته‌های زیاده خواهانه و نامشروع خود استفاده کرده‌اند و البته این الگوی رفتاری ریشه در فرهنگی دارد که در آن قرارداد و حقوق بین‌الملل تا زمانی معتبر است که به نفع واشنگتن باشد و به محض تغییر محاسبات، این حقوق فاقد ارزش تلقی شده و نادیده گرفته خواهد شد.

حتی فریبکاری آمریکا به نهاد‌های بین المللی نیز سرایت کرده است. به عنوان نمونه در ماجرای حقوق هسته‌ای ایران، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز نقشی فراتر از یک نهاد فنی ایفا کرده است. اسناد نشان می‌دهد که این آژانس نه تنها در برابر فشار‌های سیاسی غرب برای بازرسی‌های فرا پادمانی از ایران تسلیم شده، بلکه در موارد متعدد اطلاعات محرمانه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را در اختیار سرویس‌های جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونی قرار داده است.

بدترین نمونه سوء استفاده از دیپلماسی و مذاکره نیز دو مرتبه به فاصله ۹ ماه در سال ۱۴۰۴ رخ داد. بار اول در ۲۳ خرداد ماه و دو روز قبل از دور ششم مذاکرات، در شرایطی که ایران و آمریکا از طریق واسطه‌ها درگیر رایزنی‌های غیرمستقیم برای احیای توافق هسته‌ای بودند، رژیم صهیونی با همراهی و چراغ سبز دولت آمریکا به ایران حمله کرد. اما این جنگ هیچ دستاورد راهبردی برای آنان به دنبال نداشت؛ نه مردم برای آشوب به خیابان آمدند و نه نظام تغییر پیدا کرد، نه قدرت موشکی نابود شد و نه توانمندی هسته‌ای از میان رفت و نهایتا اینکه ایران نیز دچار فروپاشی و تسلیم نشد.

بر این اساس قمار بازان وابسته به صهیونیسم بین الملل بار دیگر در دی ماه از طریق مزدوران خود و با حربه جنگ داخلی به بخت آزمایی رو آوردند که با مشت محکم ملت ایران در یوم الله ۲۲ دی ماه رو به رو شدند؛ بنابراین در نهم اسفند ماه، برای بار دوم و در میانه مذاکرات، مستقیما آتش جنگ علیه ایران را بر افروختند؛ جنایتی که با شهادت پدر امت و دختران مینابی او آغاز، اما با مقاومت قهرمانانه جانفدایان ایران در خیابان و میدان رو به رو شد.

این بار نیز تروریست‌های اتو کشیده آمریکایی – صهیونی علی رغم جنایت‌های فراوان، در میدان به هیچ یک از اهداف اعلامی خود دست نیافتند؛ بنابراین برای رسیدن به چیزی که در میدان به آن دست نیافته بودند و همچنین با هدف رهایی از این باتلاق، همانند جنگ ۱۲ روزه به تلاش برای آتش بس و مذاکره روی آوردند.

آن‌ها در پی شکست در میدان، با پذیرش کلیات شروط ۱۰ گانه ایران در عالی‌ترین سطح، پای میز مذاکراتی که در اسلام آباد گسترده شده بود، حاضر شدند. جمهوری اسلامی ایران نیز با تجربه‌ای عمیق از بدعهدی آمریکا و راهبردی روشن پشت این میز قرار گرفت: هر آن چه آمریکا نتوانسته در میدان جنگ و با تمام توان نظامی خود به دست آورد، هرگز در اتاق مذاکره به او داده نخواهد شد.

آمریکا و رژیم صهیونی با هدف قرار دادن مراکز نظامی و غیر نظامی، ترور مقامات سیاسی، نظامی و دانشمندان و همچنین تحریم‌های فلج‌کننده نتوانستند ایران را به تعطیلی برنامه هسته‌ای و موشکی خود واداشته و تنگه هرمز را به حالت پیش از جنگ برگردانند، اکنون چگونه ممکن است با چند دور مذاکره همراه با وعده‌های دروغینی که برخی از آن‌ها در روز‌ها و ساعات گذشته آشکار شد، ایران از حقوق مسلم خود عقب نشینی کند؟

بنابراین جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات فعلی هیچ امتیاز راهبردی در حوزه توانمندی هسته‌ای، موشکی، منطقه‌ای و مسائلی از این قبیل نخواهد داد، بلکه این مذاکرات عمدتا برنامه‌ای برای تثبیت دستاورد‌های میدان و پایان بندی جنگی تلقی می‌شود که طرف مقابل در آن شکست خورده است.

نقض آتش بس و برگشت به جنگ نیز کمکی به آن‌ها نخواهد کرد؛ زیرا از سویی حوادث سال گذشته نشان داد جمهوری اسلامی از ساختاری چند لایه، نظام‌مند، منسجم، منعطف و متکی بر قدرتی معنوی و مردمی برخوردار است که چنین تکانه‌هایی موجب تسلیم و فروپاشی آن نخواهد شد و از سوی دیگر نیز برنامه‌های ایران در زمینه‌هایی مانند توانمندی هسته‌ای و موشکی متکی بر دانش بومی ایرانیان است؛ بنابراین نمی‌توان آن‌ها را با هدف قرار دادن چند سایت هسته‌ای یا منطقه نظامی نابود ساخت.

آمریکایی‌ها اگر صادقانه به دنبال توافق کامل هستند، باید ابتدا و در عمل پایبندی خود را به شروط ۱۰ گانه، اثبات نمایند، نه اینکه با تکرار همان الگوی غلط «تهدید و مذاکره» همچنان به زیاده خواهی و بد عهدی‌های خود ادامه دهند.

ایرانیان به خوبی می‌دانند تسلیم شدن در برابر زور و فریب، نه تنها امنیت ایران را تأمین نمی‌کند، بلکه کشور را در معرض طمع بیشتر دشمن قرار می‌دهد. آن‌ها به خوبی دریافته‌اند دشمنی ذاتی آمریکا با هویت مستقل و تمدنی ایران اسلامی، مانع از پایبندی آن‌ها به میز مذاکره می‌شود و واشنگتن مثل همیشه از گفت‌و‌گو‌ها صرفاً به عنوان دامی برای غافلگیری و فریب افکار عمومی استفاده می‌کند. همچنین تجربه ۴۷ ساله انقلاب اسلامی به روشنی ثابت کرده که تنها اتحاد ملی، پشتیبانی از رهبری معظم نظام اسلامی، مقاومت فعال در برابر استکبار و اتکا به قدرت داخلی و در نهایت امیدواری به وعده‌های الهی است که می‌تواند از حقوق ملی آنان صیانت کند.

نویسنده: عباس کریمیان

منبع خبر "صدا و سیما" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.