خبرگزاری مهر، گروه استانها: در روزهایی که صدایِ «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» از خیابانهای ایران، آمیخته با اندوه دختران پرپر شده میناب، طنینانداز است، هنرمندان خراسان، با جان و دل، روایتگر صلابت ملتی هستند که در سوگ کودکانِ معصوم، اما استوارتر از همیشه، در برابرِ ظالمان ایستادهاند. اینک، «حماسه حضور» در کوچه و خیابان، از «سالن اجرای تئاتر» بزرگتر است و «رازقیهای پر پر شده»، خون سرخ مقاومت را بر خاک ایران جاری ساختهاند.
خاطره تلخ حادثه میناب هنوز از جان و وجود مردم این سرزمین رخت بر نبسته است چراکه حمله به مدرسه دخترانه میناب نه تنها خشم عمومی را برانگیخت بلکه بار دیگر چهره کریه و آدمخوار دشمنان ایران را آشکار ساخت.
اما ملت ایران، ملتی که در تاریخ پر فراز و نشیب خود همواره از دل سختترین مصائب چون سیمرغی برخاسته از خاکستر سر برآورده است این بار نیز در قامت حماسه خیابانها و در اوج اندوه ندای مقاومت را سر داده است جوانان کودکان زنان و مردان این دیار شبها با پرچم سه رنگ ایران نه تنها تجاوز دشمنان به سرزمینشان را محکوم میکنند بلکه در سوگ دختران پرپر شده میناب مویهای از سر درد و صلابت را سر میدهند.
در این میان صدای هنرمندان متعهد خراسان که همواره پیشگام در بیان احساسات ناب ملی و انقلابی بودهاند پژواک همین فریاد مردمی است، دلنوشتههای آنان که از دل دردهای مشترک و عشقی عمیق به وطن سرچشمه گرفته نه تنها روایتی است از تلخی تجاوز و از دست دادن معصومیت بلکه تجلیلی است از اراده پولادین ملت برای ایستادگی و پیروزی. این گفتگوها نگاهی است به عمق فاجعه میناب و محکومیت تجاوز به کشور و اندوه این روزها و از سوی دیگر پاسخی است به صلابت مردمی که در اوج سختیها حماسه حضور را در خیابان ها خلق میکنند.
مرگ رازقی
محمد مداح حسینی، رئیس انجمن سینمای جوان مشهد در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: «رازقی پر پر شد..باغ در چله نشست.. تو با خاک افتادی..کمر عشق شکست» هر روز که از میدان فردوسی عبور میکنم تا به دفتر انجمن بروم، تمام دردهای زمین قلبم را پر میکند. وقتی عکس تو را میبینم که با آن روپوش صورتی و آن کیف کوچک و آن مقنعه سفید یکدستات به دوربین دست تکان دادی و احتمالا روز اول مدرسه ات است. میخندی، زیبا تر از هر فرشتهای، نگاه میکنی، مظلومتر از هر ایزدبانویی و میبینی دورتر از هر ستارهای را. هر مردی در جهان آرزو داشت دختری مثل تو داشته باشد، هر مادری حسرت دختری مثل تو را در دل دارد و هر کسی اگر روزی از کنار تو رد میشد احتمالا بهار را تجربه میکرد، زندگی را، خدا را و تمام زیباییهای جهان را.
این منتقد سینما ادامه داد: تو دست تکان دادی به نشانه خداحافظی. به نشانه رفتن از جهان پستیها و پلشتیها. تو دست تکان دادی به نشانه رفتن از دنیایی که هیولاهایی دارد که چون تویی را از عالم و آدم دریغ کرد. خون تو خون سیاووش بود که که گیاهی از آن میروید به گستره زمین و به وسعت زمان تا شهادت دهد که جهان زهرایی، نازنین زهرایی داشت و دیگر ندارد. که این جهان آدمخوارانی دارد که در کاخهای سفید یله دادهاند و نازنین زهرا و همدرسهایش را به خون نشاندند. همه ما را به خون نشاندند که از غم تو خون گریستن نیز داغمان را التیام نمیدهد. مداححسینی بیان کرد: این جنگ از روزی که عکس تو در میدان فردوسی نصب شد برای ما جنگ نبود برای ما آگاهی از غلط بودن همه آن چیزهایی بود که تا امروز میخواندیم و درس می دادیم. که انسان طالب زیبایی است. مگر از تو زیباتر هم بود؟
وی افزود: برای من پایان جهان بود و مرگ رازقی. به کجا باید این فریاد را سر داد که نازنین زهرا برکت زمین بود و دجالان زمان برکت زمین را به داس ستم سربریدند و ما را تا روزی که کودکی و دختری از مادر زاده میشود در غم زیباترین مخلوق خداوند نشاندند. سوگواری هجران تو برای ما ابدی است ای زیباترین، نجیبترین، پاکترین و بهشتیترین مخلوقان خداوند، ای دختران میناب.
به جوشش خونهای به ناحق ریخته شده امید دارم
حمید کیانیان، هنرمند سرشناس تئاتر خراسان نیز در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: در جغرافیای کوچک میناب زندگی در جریان بود، عشق در جریان بود، صدای خندههای بچهها همهجا میپیچید، همه در تکاپو برای زندگی بهتر بودند. که ناگهان جغد شوم جنگ بر سر دخترکان و پسرکان مظلوم و بیپناه حاضر شد. به کدامین گناه؟ چندصد زندگی و آینده و مهربانی زیر آوار ماند؟ به کدامین گناه چهره دهشتناک جنگ دامن دختران و پیراهن پسران ما را گلگون کرد؟
این کارگردان ادامه داد: به کدامین گناه بچههای میناب در کسری از ثانیه با تمام آرزوهای خود خداحفظی کردند؟ به پدران و مادران بچه های میناب فکر میکنم که این روزها به آنان چه میگذرد؟ آیا توانستهاند جسم بیجان بچههایشان را درآغوش بگیرند؟
وی افزود: آیا جسمی مانده از تن نحیف و گلگونشان هرچقدر از این فاجعه فاصله میگیریم بهجای آرام شدن بیشتر داغ میشویم. مگر خاک سرد نبود؟ پس چرا سردی خاک این جوشش خون در دل های ما را آرام نمیکند؟
کیانیان افزود: من در تمام سالهای زندگیام این چنین قصاوتی را ندیدهام اما امید دارم به جوشش خونهای به ناحق ریخته شده، امید دارم به نابودی آمریکا و اسراییل، امید دارم به زنده شدن نامهای بینشان. این روزها میگذرد، اما ما از این داغهای بر دل نشسته نمیگذریم.
سالن اجرای تئاتر «حماسه حضور» ایران بزرگ است
جواد غفورمنش، هنرمند تئاتر خراسان در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: خبر هدف قرار گرفتن یک مرکز آموزشی با بیش از۱۸۰ دانشآموز، بسیار تأسفبار بود و ذهنم را بسیار درگیر کرد. به دنبال آماده کردن طرح یک نمایش خیابانی برای اینروزها و برای بچههای سرزمینم افتادم. ایده نمایش آماده بود و فقط باید بازیگرانی را برای کار و تمرین آماده میکردم. یک شب در میدان جانباز در میان سیل جمعیت پیر و جوان، زن و مرد همراه با پرچمهای سه رنگ میهن، چشمم به دختربچه و پسربچهای افتاد که از شیشه ماشین پرچمهایشان را تکان میدادند و فریاد اللّه اکبر سر داده بودند. هر چه جلوتر میرفتم، جمعیت بیشتر و بیشتر میشد.
هنرمند تئاتر خراسان افزود: یک لحظه به خودم گفتم تو بهدنبال بازیگر و اجرای نمایش و مجوز و مکان اجرا هستی؟ غافل از آنکه نمایش خیلی وقت است دارد اجرا میشود.مجوزش را هم صادر کردهاند. اولین نمایش میدانی با بیش از ملیونها بازیگر زن و مرد، کودک و جوان. محل اجرا هم ایران بزرگ است. نویسنده کارگردان این نمایش نیز گروههای مردمی هستند و نام نمایش «حماسه حضور» که مدت اجرای آن تا پاسی از شب است.
وی گفت: این نمایش تا پیروزی حق بر باطل در تمام خاک ایران به روی صحنه است و همه علاقهمندان میتوانند بازیگر آن باشند. من نمیدانم در بیش از چهارده سال بازیگری در چند نمایش بازی کردهام؟ اما میدانم که بازی در این نمایش، حال و هوای دیگری دارد. اینجا هیچکس آماتور نیست. همه سلیبریتی هستند.
غفورمنش افزود: راستی یک روز این نمایش تمام میشود، امیدوارم مسئولان، هرگز این نمایش و بازیگرانش را از یاد نبرند. به امید پیروزی حق بر باطل.
حادثه تلخ میناب اگرچه زخمی عمیق بر جان هر ایرانی نهاد و خاطره معصومیت پرپر شده را زنده کرد اما در بستر پرصلابت مقاومت ملت ایران به انگیزهای مضاعف برای ایستادگی در برابر دشمنان قسم خورده بدل شد همانگونه که هنرمندان دلسوز خراسانی جواد غفورمنش، حمید کیانیان و محمد مداح حسینی با واژگان برخاسته از عمق جان روایتگر این فاجعه و پیامدهای آن شدند این شبها خیابانها نیز صحنه گویای این اراده جمعی است.












