خبرگزاری مهر؛ گروه استانها: کشور ایران اسلامی از نهم اسفند ماه مورد تهاجم حملات رژیم صهیونسیتی و آمریکایی قرار گرفت، جنگی تحمیلی که ۴۰ روز به طول انجامید و سپس با مطرح شدن شروطی دهگانه از سوی ایران و توافق آمریکا آتش بسی ۱۴ روزه برای مذاکرات به میان آمد.
اکنون تحولات اخیر منطقه و اعلام آتشبس ۱۴ روزه میان طرفهای درگیر، بار دیگر نگاهها را به سمت جایگاه جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی معطوف کرده است.
پذیرش شروط ایران از سوی طرف مقابل، بهویژه در شرایطی که در ابتدای جنگ چنین امری غیرقابل تصور بود، این پرسش را مطرح کرده که آیا میتوان این رخداد را یک «پیروزی راهبردی» برای ایران دانست. در همین راستا، در گفتوگویی تفصیلی با صلاح قاسمه عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در کردستان، ابعاد مختلف این موضوع در قالب پرسش و پاسخ مورد بررسی قرار گرفته است.
*با توجه به پذیرش شروط ۱۰گانه ایران از سوی طرف مقابل برای آتشبس ۱۴ روزه، این اتفاق را تا چه حد میتوان بهعنوان یک پیروزی راهبردی برای ایران ارزیابی کرد؟
پذیرش شروط ایران توسط آمریکا ولو به صورت موقت بدون تردید نوعی پیروزی در برابر دشمن محسوب میشود، اگر به ابتدای جنگ رمضان ۱۴۰۴ بازگردیم، مشاهده میکنیم که آمریکا و رژیم صهیونیستی تحت هیچ شرایطی حاضر به شنیدن یا پذیرش شروط ایران نبودند.
اما آنچه معادله را تغییر داد، مجموعهای از عوامل شامل بصیرت، مقاومت و قدرت ملت و حاکمیت ایران اسلامی بود که در نهایت دشمن را وادار به پذیرش این شروط کرد این تحول را باید یک پیروزی مهم و حتی کمسابقه دانست؛ چرا که در بسیاری از جنگها، قدرتهای بزرگ کمتر تن به پذیرش خواستههای طرف مقابل میدهند.
از این منظر، میتوان گفت ایران از معدود کشورهایی است که توانسته اراده سیاسی و میدانی خود را به طرفهای متخاصم تحمیل کند و این موضوع، نشانهای از اقتدار راهبردی جمهوری اسلامی است.
*اعلام آتشبس ۱۴ روزه را در چه چارچوبی میتوان نشانهای از برتری ایران در میدان نظامی و دیپلماتیک دانست؟
این آتشبس در واقع به درخواست آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای متضرر از جنگ مطرح شد؛ کشورهایی که ادامه درگیریها برای آنها هزینههای سنگینی به همراه داشت.
در چنین شرایطی، ایران با در نظر گرفتن منافع ملی و مصالح مردم، و همچنین با نظارت سطوح عالی حاکمیتی، این آتشبس محدود را پذیرفت. نکته مهم این است که این پذیرش در موقعیتی انجام شد که برتری نسبی ایران از نظر نظامی، سیاسی و حتی اقتصادی تثبیت شده بود.
همچنین، این اقدام در راستای کاهش فشار بر مردم منطقه و کمک به بهبود شرایط انسانی صورت گرفت. بنابراین، آتشبس نه از موضع ضعف، بلکه در چارچوب مدیریت هوشمندانه بحران و با حفظ عزت و اقتدار ایران شکل گرفت.
*این آتشبس چه تأثیری بر موازنه قدرت در منطقه خواهد داشت و آیا میتوان آن را بر اساس معیارهای علمی یک پیروزی دانست؟
بدون تردید، این آتشبس موقت میتواند موازنه قدرت را در سطوح مختلف به نفع ایران تغییر دهد؛ چه در حوزه دریا، چه در خشکی و حتی در عرصههای نوین مانند هوافضا.
از منظر علمی نیز، یکی از شاخصهای مهم در مطالعات جنگ، توانایی یک کشور در استفاده از «وقفههای عملیاتی» برای بازسازی، ترمیم و ارتقای توانمندیهاست. این دقیقاً همان فرصتی است که اکنون در اختیار ایران قرار گرفته است.
در این بازه زمانی، امکان شناسایی نقاط ضعف، تقویت زیرساختها، افزایش توان رزمی و بهروزرسانی راهبردها فراهم میشود. بنابراین، این آتشبس نهتنها یک توقف موقت، بلکه بستری برای تثبیت و حتی تقویت پیروزیهای بهدستآمده است.
*این پیروزی چه پیامهایی برای منطقه دارد و چگونه جایگاه ایران را تقویت میکند؟
این تحول پیامهای متعددی برای بازیگران منطقهای و بینالمللی به همراه دارد، مهمترین پیام آن، نمایش سطح بالای انسجام داخلی در ایران است.
بسیاری از دشمنان و حتی برخی کشورهای منطقه تصور میکردند که با فشار نظامی همزمان، ساختار داخلی ایران دچار تزلزل خواهد شد، اما آنچه در عمل رخ داد، عکس این پیشبینی بود. نهتنها شکافی میان مردم و حاکمیت ایجاد نشد، بلکه این انسجام تقویت نیز شد.
از سوی دیگر، مدیریت جنگ، پاسخ متقابل به تهدیدات و حفظ ثبات داخلی، موجب ارتقای جایگاه ایران در معادلات منطقهای شد. این پیام بهوضوح به دیگر کشورها منتقل شد که ایران کشوری مقتدر، منسجم و دارای ارادهای استوار است و هرگونه اقدام خصمانه با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد.
*مهمترین عوامل داخلی و خارجی این پیروزی چه بودهاند؟
در بعد داخلی، باید به ترکیبی از عوامل اشاره کرد؛ از جمله انسجام میان مردم و حاکمیت، مقاومت اجتماعی، عقلانیت در تصمیمگیریها و سطح بالای بصیرت عمومی. این مؤلفهها در کنار هم، یک پشتوانه قوی برای مدیریت بحران ایجاد کردند.
در بعد خارجی نیز، ضعف در برنامهریزی دشمنان، ناتوانی در پیشبینی واکنش ایران و نبود یک راهبرد منسجم، از جمله عواملی بود که به تغییر روند جنگ کمک کرد.
البته از نگاه تحلیلی، برخی نیز بر این باورند که مجموعهای از عوامل معنوی و اعتقادی نیز در این مسیر نقشآفرین بوده و به تقویت روحیه مقاومت کمک کرده است.
*این دستاورد تا چه حد میتواند به صلح پایدار منجر شود و چه فرصتهایی برای ایران ایجاد میکند؟
این پیروزی میتواند مقدمهای برای شکلگیری یک صلح پایدار در منطقه باشد، هرچند تحقق کامل آن به رفتار طرفهای مقابل نیز بستگی دارد.
از منظر داخلی، این شرایط میتواند به بهبود وضعیت اقتصادی، افزایش سطح رفاه و تقویت امنیت منجر شود. در سطح منطقهای نیز، نقش ایران در تصمیمگیریها پررنگتر خواهد شد و امکان توسعه همکاریهای اقتصادی و سیاسی افزایش مییابد.
در مجموع، این دستاورد نهتنها یک موفقیت مقطعی، بلکه بستری برای تداوم پیشرفتها و دستیابی به پیروزیهای بزرگتر در آینده تلقی میشود.











