روایت «خیابان»؛ کارهای کوچکی که صحنه‌ای بزرگ خلق کرد

خبرگزاری مهر چهارشنبه 19 فروردین 1405 - 22:08
خرم‌آباد-روایت «خیابان» حکایتی از صفحه‌ گوشی‌هایی است که جای پوستر را می‌گیرند تا پرچم‌هایی که به دست‌ مردم ساخته می‌شوند، از شعارهایی که در دل جمعیت متولد می‌شوند تا پلاکاردهای منحصربه‌فرد!

خبرگزاری مهر- گروه استان‌ها: روایت «خیابان» این روزها شاید یک مثنوی هفتاد من کاغذ باشد؛ همه چی در لحظه متولد می‌شود، چیزهایی که قبلا نبود و حالا با ملتی مبعوث شده متولد می‌شود؛ شور و حماسه و مقاومت کلمات تکراری برای این حال و هواست.

روزهای اول که تجمع‌های خودجوش شکل گرفت برخی کمبودها خودش را نشان داد. عکس و پرچم به‌سختی پیدا می‌شد و در چنین فضایی، انتظار طبیعی این بود که برخی نهادهای مسئول وارد عمل شوند و نیاز جمعیت را تأمین کنند؛ اما زمان می‌گذشت و این خلأ همچنان باقی بود.

روایت «خیابان»؛ کارهای کوچکی که صحنه‌ای بزرگ خلق کرد

در همین نقطه، یک تغییر مهم رخ داد؛ تغییری که نه از بالا، بلکه از دل مردم شکل گرفت.

جوانی که در میان جمعیت ایستاده، گوشی‌اش را بالا می‌گیرد و به مهر می‌گوید: ما منتظر نماندیم. دیدیم چیزی نیست، خودمان دست به کار شدیم. همین گوشی که دست همه هست، شد پوستر ما.

کم‌کم این حرکت ساده، تبدیل به یک الگو شد. مردم تصاویر را روی صفحه‌ی گوشی‌هایشان قرار می‌دادند و در میان جمعیت، دست‌ها بالا می‌رفت و صفحه‌ها می‌درخشید. هر گوشی، یک قاب متفاوت بود؛ هر تصویر، انتخابی شخصی.

این تنوع، چیزی بود که اگر به سمت تولیدات رسمی می‌رفتیم، کمتر دیده می‌شد.

تفاوتِ یک‌دستی و تنوع

اگر قرار بود یک نهاد رسمی این نیاز را پاسخ دهد، احتمالاً نتیجه چیز دیگری می‌شد؛ پوسترهایی یک‌شکل، با طراحی واحد و البته با لوگویی درشت در پایین آن.

روایت «خیابان»؛ کارهای کوچکی که صحنه‌ای بزرگ خلق کرد

اما آنچه در میدان اتفاق افتاد، دقیقاً خلاف این بود.

دختری که چند عکس چاپی در دست دارد، به خبرنگار مهر می‌گوید: من خودم رفتم چاپخانه. هر عکسی که دوست داشتم انتخاب کردم. چندتا هم بیشتر زدم که به بقیه بدم. حسش فرق داره وقتی خودت انتخاب می‌کنی.

این «حس فرق داشتن»، همان چیزی است که در روایت‌های مردمی بارها تکرار می‌شود. کارهایی که شاید از نظر فنی ساده باشند، اما به‌دلیل شخصی بودن، تأثیر بیشتری می‌گذارند.

پرچم‌هایی که از دل نیاز متولد شدند

کمبود فقط به عکس‌ها محدود نبود. خیلی زود، میل به داشتن پرچم هم در میان مردم افزایش پیدا کرد. اما باز هم همان مشکل: نبودِ دسترسی.

در حالت معمول، انتظار می‌رود نهادها با توزیع پرچم‌های یک‌شکل این نیاز را برطرف کنند. و حتی چنین کاری هم انجام شد؛ اما نه دقیقاً مطابق نیاز جمعیت. پرچم‌هایی که توزیع شد، بیشتر مربوط به مناسبت‌های دیگری بود که از قبل در انبارها وجود داشت.

روایت «خیابان»؛ کارهای کوچکی که صحنه‌ای بزرگ خلق کرد

اما مردم، باز هم راه خودشان را پیدا کردند.

مرد میانسالی که یک پرچم بزرگ روی دوشش انداخته، با لبخند می‌گوید: خیلی گشتم تا پیداش کردم؛ ولی ارزشش رو داشت. چندتا هم گرفتم برای دوستام.

در میان جمعیت، تنوع پرچم‌ها چشمگیر است. از پارچه‌های ساده‌ متقال گرفته تا پارچه‌های براق ساتن. از پرچم‌های کوچک که بالا نگه داشته شده‌اند تا پرچم‌های چندمتری با دسته‌های بلند.

این خلاقیت‌های ساده، به‌مرور تبدیل به بخشی از هویت جمعیت می‌شود.

جزئیاتی که روایت می‌سازند

اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم که هر پرچم، فقط یک پارچه نیست؛ یک روایت است.

بعضی‌ها به پرچم‌هایشان عکس آویزان کرده‌اند. بعضی دیگر شعار نوشته‌اند. برخی چند پرچم را به هم دوخته‌اند و برخی آن را به دور گردنشان گره زده‌اند.

روایت «خیابان»؛ کارهای کوچکی که صحنه‌ای بزرگ خلق کرد

جوانی که پرچم ایران را روی کاپوت ماشین کشیده، به مهر می‌گوید: این فقط یک پرچم نیست. همه چیز و نشانه‌ حال و هوای این روزهای ماست.

در این میان، حتی نحوه‌ استفاده از پرچم‌ها هم متنوع است؛ روی دوش، روی خودرو، در دست، یا حتی به‌عنوان بخشی از پوشش.

این تنوع، همان چیزی است که صحنه را زنده نگه می‌دارد.

شعارهایی که در لحظه متولد می‌شوند

اما شاید مهم‌ترین بخش این روایت، شعارها باشد. شعارهایی که دیگر صرفاً تکرار جملات از پیش تعیین‌شده نیستند، بلکه در دل جمعیت و متناسب با شرایط روز شکل می‌گیرند.

یکی از شرکت‌کنندگان می‌گوید: شعارها دیگه از قبل آماده نیست. همون‌جا، تو جمع، شعارهای خلاقانه‌ای ساخته میشه و بقیه ادامه میدن.

این روند، باعث شده شعارها رنگ و بوی تازه‌ای بگیرند. از موضوعات سیاسی روز گرفته تا واکنش به اتفاقات بین‌المللی، همه در این شعارها بازتاب پیدا می‌کند.

روایت «خیابان»؛ کارهای کوچکی که صحنه‌ای بزرگ خلق کرد

شعارهایی که یکبار از عیان شدن دست خدا و جوان شدن خامنه‌ای می‌گوید و یکبار از «سید مجید نقطه‌زن» می‌خواهد که اینترنشال را بزند. یکبار از هوس ترامپ برای خوردن «کتک لری» می‌گوید و یکبار از سپاه می‌خواهد دشمن، که مخاطب مستتر در ضمیر شعار است، را «سیلا سیلا» کند.

طنز، خشم، مطالبه

در میان این شعارها، طیف وسیعی از احساسات دیده می‌شود. از خشم، مقاومت و مطالبه‌گری تا طنز و شوخی.

نکته‌ی مهم دیگر، جهت‌گیری شعارهاست. یک دانشجو می‌گوید: ما از خود مسئولین هم مطالبه داریم. هم تشکر می‌کنیم، هم انتقاد.

این ویژگی، نشان‌دهنده‌ نوعی بلوغ در فضای جمعی است؛ جایی که مردم خود را صرفاً تماشاگر نمی‌دانند، آن‌ها تعیین‌کننده و اساسا صاحب اصلی صحنه «خیابان‌» و پشتیبان میدان‌اند.

پلاکاردها؛ روایت‌های شخصی

در کنار شعارها، پلاکاردها دنیای دیگری دارند.

برخلاف تولیدات رسمی که معمولاً یک‌شکل و یک‌دست هستند، پلاکاردهای مردمی پر از تنوع‌اند. از مقواهای ساده گرفته تا طرح‌های کارتونی، از نوشته‌های ماژیکی تا چاپ‌های حرفه‌ای.

روایت «خیابان»؛ کارهای کوچکی که صحنه‌ای بزرگ خلق کرد

دختری که پلاکاردی در دست دارد، به خبرنگار مهر می‌گوید: خودم نوشتمش. خطم خیلی خوب نیست، ولی دلم می‌خواست خودم بنویسم.

در کنار او، فرد دیگری ایستاده که پلاکاردش کاملاً حرفه‌ای چاپ شده. وقتی از او سؤال می‌کنیم، می‌گوید: دادم یکی برام طراحی کرد. هرکسی یه‌جوری.

این «هرکسی یه‌جوری»، دقیقاً همان چیزی است که پلاکاردها را خاص می‌کند.

جزئیاتی که اهمیت دارند

برخی از این پلاکاردها، با دقت بیشتری ساخته شده‌اند. با چسب‌های پهن تقویت شده‌اند تا در برابر باد و باران مقاوم باشند. بعضی‌ها دسته دارند، بعضی‌ها بدون دسته‌اند.

یک نفر با اشاره به پلاکاردش می‌گوید: سه ساعت وقت برد. ولی ارزشش رو داشت!

در میان این پلاکاردها، شعارهای بومی و محلی هم به‌وفور دیده می‌شود. جملاتی که شاید در هیچ طرح رسمی جایی نداشته باشند، اما برای مردم، کاملاً قابل فهم و ملموس‌اند.

در تمام این روایت‌ها، یک خط مشترک دیده می‌شود: تفاوت میان آنچه مردم انجام می‌دهند و آنچه نهادها ارائه می‌کنند.

این تفاوت، لزوماً به معنای نفی نقش نهادها نیست. همان‌طور که یکی از شرکت‌کنندگان می‌گوید: «بالاخره یه‌سری کارها فقط از دست نهادها برمیاد. ولی همیشه هم نباید منتظر بود.»

روایت «خیابان»؛ کارهای کوچکی که صحنه‌ای بزرگ خلق کرد

مسئله، بیشتر به نوع نگاه و رویکرد برمی‌گردد. کارهای مردمی، به‌دلیل انعطاف‌پذیری و شخصی بودن، سریع‌تر شکل می‌گیرند و بیشتر با فضای واقعی هماهنگ‌اند.

«در حد توان»؛ اما مؤثر

عبارت «در حد توان»، شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما در اینجا معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند.

کارهایی که مردم انجام می‌دهند، ممکن است از نظر امکانات محدود باشند، اما از نظر اثرگذاری، گاهی بسیار فراتر از انتظارند.

یکی از افراد حاضر در جمع، جمله‌ای می‌گوید که می‌تواند خلاصه‌ این گزارش باشد: ما هرکدوم یه کار کوچیک کردیم. ولی وقتی کنار هم قرار گرفت، شد یه کار بزرگ.

صحنه‌ای که مردم ساختند

آنچه در این روزها شکل گرفته، صرفاً یک حضور جمعی نیست؛ یک تجربه‌ مقاومت اجتماعی است. تجربه‌ای که در آن، مردم از حالت مصرف‌کننده‌ صرف خارج شده‌اند و به تولیدکننده‌ معنا و محتوای حماسه و مقاومت تبدیل شده‌اند.

ساده‌ترین ابزارها هم می‌توانند به قدرتمندترین رسانه‌ها تبدیل شوند

از گوشی‌هایی که به پوستر تبدیل شدند تا پرچم‌هایی که با دست ساخته شدند، از شعارهایی که در لحظه شکل گرفتند تا پلاکاردهایی که هرکدام یک داستان داشتند؛ همه و همه نشان می‌دهد که «در حد توان» بودن، لزوماً به معنای کم‌اثر بودن نیست.

شاید اگر بخواهیم این روایت را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: وقتی مردم وارد میدان می‌شوند، حتی ساده‌ترین ابزارها هم می‌توانند به قدرتمندترین رسانه‌ها تبدیل شوند.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.