برترینها: باورکردنی نیست، اما آخر همین هفته جشن نوروز است، یعنی فقط ۶ روز دیگر تا پایان سال ۱۴۰۴ مانده است. کسی به نوروز فکر میکند؟ اصلا اهمیتی دارد؟ بله، قطعا دارد. این روزها و شبها که ذهن اکثر ایران را پرسش "کِی جنگ تمام میشود؟" و "بعدش چه خواهد شد؟" تصرف کرده، شاید فکر کردن به نوروز سانتیمانتال باشد، اما واقعیت این است که اگر هر چه داریم از "ایران" است، "نوروز" هم چشم و چراغ ماست.

فراموش نکرده و نمیکنیم که بسیاری از جانباختگان دی ماه سیاه امسال، پر از خواهش و تمنا برای آینده ایران بودند، تصور میکنیم که گرامیداشت "نوروز" را حتی از آن دنیا فریاد میزنند. سالها بعد که قصه ۱۴۰۴ را مینویسند، حتما از نوروزش خواهند گفت، از این رجزخوانیهای این روزها چیز زیادی نخواهد ماند، اما از نوروز هر سال و هر بار خواهند گفت. خیلی از خاطرات را اینگونه شروع میکنند، نوروز آن سال که...
یعنی نقطه یادآوری "نوروز" است. اینجا و این روزها بس که شرایط ناگزیر است، بیشتر از همیشه نمیدانیم آیا اصلا آخر هفته کداممان هستیم؟ اما باز هم مومن به "ایران" مومن به مهمترین روز تقویم، فکر میکنیم که زندههایمان باید زنده نگه دارند هر چه که به ایران ربط دارد. در هفتههای سیاستزده، صدای اصالت باید کوکتر از همیشه باشد. این سال پر فراز و نشیب هم هفته آخر شد و چه کسیست که انکار کند که بخش عظیمی از ما به سال بعد خیلی امیدواریم.
به نظر میرسد زیر حجم عظیمی از غم و اندوه و فقدان، امیدواری به شکل یک ابرقهرمان مقابلمان ایستاده، میخواهد در آغوشمان بگیرد، میخواهد بگوید عزیز من ۱۴۰۵ دیگر نوبت توست، تمام سالهای عسرت و عزلت را به تقویم بسپار، یاد تمام رفتگان در قلبت نگهدار، اشک چشمانت را وضو کن به صورتت که روزگار در آستانه نو شدن است. نوروز قرار است شبیهترین باشد به روز نو. امیدواری، روشنایی و لبخند، بخش بزرگی از ایران خواهد برخواست. شش روز به نوروز آن سال مانده، آن سال که این خط و این نشان، آن سال که ایران دوباره میشه ایران.