بازیکنان اسپانیا شب پیش از بزرگترین روز زندگیشان که قرار بود در سال ۲۰۱۰ قهرمان جام جهانی شوند، در هتل داوینچی در سندتون، در شمال ژوهانسبورگ، دور هم جمع شدند، هاتچاکلت نوشیدند، کروسان شکلاتی خوردند و با هم به گفتوگو پرداختند.
۱۶ سال بعد، بازیکنانی که میخواهند راه آن نسل را تکرار کنند نیز شب پیش از بزرگترین روز زندگیشان در هتلی در نیوجرسی دور هم جمع خواهند شد و صحبت خواهند کرد؛ البته این بار خبری از شکلات نخواهد بود. بعضی سنتها دیگر تکرار نمیشوند.
میکل مرینو، در حالی که از اتوبوس پیاده میشود و راهی اتاق تاکتیک در محل تمرینی ملانی لین میشود، با خنده به خبرنگار روزنامه گاردین میگوید: «فکر میکنم متخصصان تغذیه این یکی را برای ما ممنوع کردند!»
او ادامه میدهد: «ما در تیمهای زیر ۱۹ و زیر ۲۱ سال، با الگوبرداری از بازیکنان تیم بزرگسالان، کولاکائو (هاتچاکلت) و کیک میخوردیم، اما دیگر این کار را نمیکنیم. هرکسی برنامه خودش را دارد، اما مهمترین چیز این است که همهچیز را عادی نگه داریم؛ فقط یک بازی دیگر، انجام کاری که بلدیم، کاری که از پنجسالگی انجام دادهایم و دوستش داریم. باید مثل یک روز عادی دیگر در زندگیمان با آن برخورد کنیم؛ چیزی که قرار است از آن لذت ببریم.»

چه روزی. چه سالی.
مرینو آن را «فوقالعاده» توصیف میکند: «همین چند روز پیش دربارهاش صحبت میکردیم. اگر چند ماه پیش به من فرصت چنین چیزی را میدادند، حتماً آن را انتخاب میکردم. اینکه از لحظات بد عبور کنی و به چنین سالی برسی، باورنکردنی است. تجربههایی که خودم و خانوادهام پشت سر گذاشتهایم.»
قهرمانی در لیگ برتر، حضور در فینال لیگ قهرمانان، تولد نخستین فرزندش و حالا فینال جام جهانی؛ در کنار مصدومیتی که میتوانست همه این رویاها را از او بگیرد.
هافبک اسپانیا میگوید: «هر دقیقه را با شادی فوقالعادهای زندگی میکنم. فقط به این فکر کنم که چند ماه پیش کجا بودم و حالا کجا هستم. همین باعث میشود این لحظهها را بیشتر قدر بدانم.»
لوئیس دلافوئنته به مرینو گفته بود منتظر بازگشت او خواهد ماند، اما در ابتدا تشخیص شکستگی پای این بازیکن آسان نبود. مرینو، که حالا ۳۰ سال دارد، میگوید: «وقتی درباره مصدومیتم به من گفتند، فکر نمیکردم به جام جهانی برسم.»
او در پایان ژانویه تحت عمل جراحی قرار گرفت؛ اتفاقی که در واقع برایش آرامشبخش بود، چون دستکم تکلیف مشخص شده بود و میدانستند باید چه کاری انجام دهند. مرینو دو ماه با عصا راه رفت و سپس تمرینات سخت را آغاز کرد.
روزهایی بود که بهتنهایی سپری میکرد و روزهایی هم همسرش به او کمک میکرد؛ او را بلند میکرد و وسایلش را جابهجا میکرد. مرینو میگوید شرایط باید برعکس میبود، چون همسرش باردار بود، اما قدرتی از خود نشان داد که بدون آن، او نمیتوانست به این مرحله برسد.
مرینو در این مسیر فهمید که خودش هم قویتر از چیزی است که تصور میکرد. با این حال، بین ماه ژانویه و آغاز جام جهانی تنها ۲۸ دقیقه بازی کرد؛ سپس راهی جام جهانی شد و پسر تازهمتولدشدهاش، مارکو، را در خانه گذاشت.
او میگوید: «فقط اینکه اینجا هستم، برای من یک پیروزی است. امیدوارم خدا بخواهد و بتوانیم قهرمان شویم.»
این مطلب را از دست ندهید: رودری: جام جهانی را میخواهیم؛ حتی اگر مسی روبهرویمان باشد

اینکه اسپانیا به فینال جام جهانی رسیده و همچنان شانس قهرمانی دارد، تا حد زیادی مدیون بازیکنی است که چیزی فراتر از یک «تعویض طلایی» بوده است. درست مثل لائوتارو مارتینس، بازیکن آرژانتین در سوی دیگر فینال، مرینو نیز از روی نیمکت به ناجی تیمش تبدیل شده است.
او میگوید: «حتی در دیوانهوارترین رویاهایم هم چنین چیزی را تصور نمیکردم.»
با این حال، شاید بتوان گفت مرینو برای چنین لحظاتی آماده شده است. او برای همین کار تمرین میکند. او فقط روی نیمکت نمینشیند و قطعاً هم قهر نمیکند؛ بلکه بازی را مطالعه میکند.
در یورو ۲۰۲۴، مرینو بهعنوان بازیکن تعویضی مقابل آلمان در اشتوتگارت وارد زمین شد و در دقیقه ۱۱۹ گل زد تا اسپانیا به نیمهنهایی صعود کند. در این جام جهانی نیز او در دقیقه ۹۱ برابر پرتغال گل زد تا اسپانیا راهی یکچهارم نهایی شود. فقط یک مشکل وجود داشت: همسر و پسرش در دالاس حضور نداشتند. چهار روز بعد، در لسآنجلس، وقتی آنها در ورزشگاه بودند، مرینو بار دیگر همین کار را مقابل بلژیک تکرار کرد. او در دقیقه ۸۵:۳۲ وارد زمین شد و در دقیقه ۸۷:۲۷ گل پیروزی را به ثمر رساند.
مرینو در آن بازی تنها دو بار توپ را لمس کرد؛ اما شاید به اندازه خود ضربه نهایی، هوشیاری او برای آغاز کردن آن حرکت اهمیت داشت.
هر سه گل را به یک شکل جشن گرفت؛ جشنی که حالا مشهور شده است. مرینو دور پرچم کرنر چرخید؛ درست همانطور که پدرش، آنخل میگل، ۳۳ سال پیش در ورزشگاه اشتوتگارت، پس از گلزنی در دقایق پایانی برای اوساسونا چنین کرده بود.
اگر مرینو جام جهانی را ببرد، بالاخره میتواند بگوید بازیکن بهتری از پدرش بوده است، درست است؟
او با خنده میگوید: «مادرم این حرف را قبول نمیکند، حتی اگر جام جهانی را هم ببرم! به اینکه جای پای پدرم گذاشتهام افتخار میکنم، اینکه همه چیزهایی را که یاد گرفتهام از او آموختهام و احترام همیشه سر جای خودش خواهد بود... حتی اگر مدال قهرمانی را داشته باشم!»

مرینو درباره نقش خود بهعنوان بازیکنی که از روی نیمکت وارد زمین میشود، میگوید: «ورود به زمین از روی نیمکت برنامه ایدهآل هیچ بازیکنی نیست، اما وقتی وارد تیم ملی قدرتمندی میشوید که من و لائوتارو در آن حضور داریم، قدر هر فرصتی را میدانید و تلاش میکنید اگر به زمین رفتید یا حتی اگر بازی نکردید، به تیم کمک کنید. باید روی زمان حال تمرکز کنید، شرایط را بپذیرید و خودتان را بازیکنی بدانید که میتواند سرنوشت بازی را تغییر دهد. من کاملاً به خودم و تواناییهایم باور دارم. هر بار که وارد زمین میشوم، فکر میکنم میتوانم تأثیرگذار باشم. در فینال امیدوارم هر بازیکن اسپانیایی قهرمان بازی باشد. جام متعلق به همه شماست، نه فقط ۱۱ بازیکنی که در زمین حضور دارند.»
مرینو سپس درباره فرهنگ حاکم بر تیم اسپانیا صحبت میکند؛ تیمی که به گفته او، ابتدا روی انسان بودن و سپس روی فوتبالیست بودن تمرکز دارد.
او میگوید: «بهعنوان یک فوتبالیست، داشتن اعتمادبهنفس و حتی کمی غرور مهم است. با تمام انتقادهایی که از بیرون مطرح میشود، به این ویژگی نیاز دارید. اما در عین حال، فروتنی هم لازم است. بازیکنان به تیم ملی میآیند چون در باشگاههایشان بازیکنان مهمی هستند و ناگهان با واقعیتی جدید روبهرو میشوند. صحبت کردن از «خانواده» آسان است، اما وقتی اوضاع خوب پیش نمیرود و شرایط دشوار میشود، آن زمان است که واقعاً میتوانید این موضوع را ببینید. این اتفاق به لطف لوئیس و تیمی است که او ساخته؛ تیمی که ابتدا روی خوببودن بهعنوان یک انسان تمرکز دارد و بعد روی خوببودن بهعنوان یک فوتبالیست. این موضوع برای زمانی که مدت زیادی را در کنار هم سپری میکنید، کمک بزرگی است. ما همدیگر را خیلی خوب میشناسیم. میدانیم چه زمانی شوخی کنیم و چه زمانی سکوت کنیم؛ این قدرت این گروه است. اینکه بعد از ۴۶ یا ۴۷ روز که دائماً کنار هم بودهایم، هنوز...»
مرینو مکث میکند و میخندد.
او ادامه میدهد: «نمیگویم از اینکه دو ماه دیگر هم کنار هم بمانیم، از خوشحالی بال در میآوریم! خدا را شکر که دیگر به پایان کار نزدیک شدهایم، اما بله، ما گروه بسیار قدرتمندی هستیم. به همین دلیل اینجا هستیم.»
شاید دیگر خبری از هاتچاکلت و کروسان نباشد، اما بعضی بازیکنان دور هم پلیاستیشن بازی میکنند، بعضی دیگر سراغ ماریو کارت یا شطرنج میروند. دنی اولمو و اونای سیمون نیز در مسیر رفتن به بازیها، داخل اتوبوس با هم رقابت میکنند. مرینو اما به سبک قدیمی علاقه دارد؛ بیشتر طرفدار «سوبرمسا» است؛ همان گفتوگوهای طولانی پس از غذا، بدون عجله برای ترک میز، «صحبت درباره زندگی، بچهها، آینده و تعطیلات.»
او میگوید: «فکر میکنم یک زوج قصد دارند بعد از جام جهانی با هم به سفر بروند.» سپس با خنده اضافه میکند: «که... واقعاً قابلتوجه است... بعد از این همه مدت. من که انتظار ندارم دیگر هیچکدامشان را ببینم!»

این اتحاد ریشههای عمیقی دارد؛ اتحادی که بر پایه احترام و در طول سالها شکل گرفته است. پس از نیمهنهایی، دلافوئنته گفت که بازیکنان را در آغوش گرفتن فشرد و اجازه داده برای لحظهای حس نوستالژی بر او غلبه کند: «ببینید چه کار کردیم.»
نخستین قهرمانی دلافوئنته، قهرمانی در مسابقات قهرمانی اروپا زیر ۱۹ سال در سال ۲۰۱۵ بود؛ ۱۱ سال پیش. در مرکز خط میانی اسپانیا در آن روز، مرینو و رودری بازی میکردند و سیمون روی نیمکت بود. ۱۰ بازیکن از ترکیب فعلی اسپانیا در ردههای پایه زیر نظر دلافوئنته بازی کردهاند.
مرینو میگوید: «چند روز پیش درباره این موضوع با سرمربی صحبت میکردم، چون سالگرد آن مسابقات بود. میگفتیم: «ببین چقدر تغییر کردهایم.» اما اصل ماجرا همان است؛ ماهیت سرمربی و بازیکنانی که از ردههای پایه آمدهاند، تغییری نکرده است. قدرت این گروه همین است. موهای خاکستری بیشتری داریم، چینوچروکها بیشتر شده و نگرانیهایمان هم بیشتر است، اما فروتنی و تعهد همچنان باقی مانده است. لوئیس بسیاری از ما را در تیمهای زیر ۱۷، زیر ۱۹ و زیر ۲۱ سال در اختیار داشته است. این موضوع بسیار مهم است؛ نه فقط برای او که تکتک ما را میشناسد و میداند چه چیزی میتوانیم ارائه کنیم، بلکه برای بازیکنان هم اهمیت دارد. ما همه چیز را با او تجربه کردهایم؛ روزهای خوب و بد را. بنابراین لازم نیست چیز جدیدی به او نشان دهیم. او میداند چه چیزی میتوانیم ارائه کنیم. ما را انتخاب میکند چون هم بهعنوان یک انسان و هم بهعنوان یک بازیکن میشناسد. گروه میداند که او کاملاً به بازیکنانش ایمان دارد و او هم میداند که این گروه برایش جان میدهد.»
به همین دلیل، زمانی که اسپانیا در ابتدای دوران حضور دلافوئنته در اسکاتلند شکست خورد؛ دورهای که از بیرون به نظر میرسید ممکن است خیلی کوتاه باشد، بازیکنان همچنان ایمان خود را حفظ کردند.
از آن زمان، اسپانیا در ۳۷ بازی فقط یک بار شکست خورده است؛ آن هم در ضربات پنالتی فینال لیگ ملتها. آنها قهرمان لیگ ملتها و یورو شدهاند و حالا به فینال جام جهانی هم رسیدهاند.
مرینو میگوید: «اغلب، مسئله بیشتر به باور داشتن مربوط میشود تا چیزی که واقعاً بتوانید ببینید. ما گروه بسیار خوبی داریم؛ نسلی از بازیکنان که سطح بالایی دارند. میدانستیم پتانسیل زیادی وجود دارد و میتوانستیم نشانههایش را ببینیم. حتی همان شب در اسکاتلند، زمانی که خیلیها ما را تمامشده میدانستند یا فکر میکردند این نسل موفق نخواهد شد، ما به کاری که انجام میدادیم اعتماد داشتیم. میدانستیم این گروه فوقالعاده است. و حالا نگاه کنید؛ همهچیز جواب داده است. ثابت شد که حق با ما بود.»
همچنین بخوانید: صحبتهای جالب سرمربی اسپانیا پیش از فینال: از مسی نه، از هلیکوپتر میترسم!

و حالا اسپانیا برابر آرژانتین قرار میگیرد؛ مسی برابر لامین یامال. و البته آن عکس معروف.
مرینو درباره عکس معروف مسی و یامال میگوید: «باورنکردنی است. اولین بار که آن عکس را دیدم، فکر کردم با هوش مصنوعی ساخته شده و واقعی نیست. گاهی زندگی واقعاً عجیب پیش میرود و موقعیتهایی خاص به وجود میآورد که فکر میکنید کسی آنها را نوشته است، اما در واقع فقط یک تصادف زندگی هستند. باورنکردنی است که دو نفر از بهترین بازیکنانی که تاریخ فوتبال به خود دیده است، و امیدوارم لامین در آینده یکی از آنها باشد، چنین عکسی در کنار هم داشته باشند. عکس مربوط به چند سال پیش است و فکر میکنم همه شوخیهای ممکن درباره آن در رختکن انجام شده است، اما واقعاً شگفتانگیز است.»
او درباره مسی نیز میگوید: «درباره مسی چه میتوانم بگویم؟ فقط کافی است ببینید چطور بازی میکند و در ۳۹ سالگی چقدر خوب است. نمیدانم این آخرین بازی یا آخرین فینال او خواهد بود یا نه، اما بازی مقابل او یک چالش فوقالعاده است. این یک بازی شدید و پرفشار خواهد بود؛ فینال جام جهانی باید همینطور باشد. درگیری و دوئلهای شدیدی وجود خواهد داشت، اما به همین دلیل داور در زمین حضور دارد تا شرایط را کنترل کند. ما باید کاری کنیم که توپ با سرعت حرکت کند. هرچه توپ زمان کمتری در اختیار هرکدام از ما باشد، احتمال اینکه آنها بتوانند مرتکب خطا شوند کمتر خواهد بود.»
و سپس باید بازی کرد؛ انگار که این هم یک روز عادی دیگر است، همانطور که اسپانیا همیشه این کار را انجام داده است.
مرینو میگوید: «یادم هست تماشای آن نسل در سال ۲۰۱۰ و اینکه چطور تاریخسازی کردند، چه حسی داشت. به آن فکر میکنید. به دوران کودکیتان فکر میکنید؛ زمانی که بازیکنانی را تماشا میکردید که برای من و همتیمیهایم بت بودند. به این فکر میکنید که چطور رویای تجربه چنین روزی را داشتید و تماشای آنها چطور به شما انگیزه میداد. بعد به این فکر میکنید که حالا خودتان نماینده کشورتان هستید؛ اینکه نسل جدید کودکان شما را تماشا میکند. این واقعاً جادویی است.»
بیشتر بخوانید: واکنش بامزه مسی به عکس حمام بردن یامال؛ استعداد دارد ولی خبری از درخشش در فینال نیست!













