به گزارش ایسنا به نقل از پژوهشگاه ملی اقیانوس شناسی و علوم جوی، علی مهدینیا با بیان اینکه بر اساس دادههای علمی معتبر، زمان ماندگاری آب در خلیجفارس بین ۲ تا ۵ سال (و در برخی برآوردها تا ۷ سال) تخمین زده میشود، گفت: این یعنی هر قطره آلودگی که وارد این آبراه میشود، نه تنها برای ماهها و سالها در منطقه باقی میماند، بلکه به دلیل جریانهای سطحی ورودی از تنگه هرمز، مستقیما به سواحل شمالی (سواحل ایران) هدایت میشود. در چنین شرایطی، سواحل استان هرمزگان، از قشم و بندرعباس تا میناب، اولین و بزرگترین دریافتکننده آلودگیهای ناشی از تردد روزانه حدود ۱۲۰ تا ۱۴۰ کشتی هستند.
وی افزود: برخلاف ادعاهای مکرر برخی محافل خارجی، تنگه هرمز آبهای بینالمللی محسوب نمیشود. از نظر جغرافیایی و حقوقی، تمام پهنه این تنگه در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد و هیچ بخشی از آن جزء آبهای آزاد یا مناطق انحصاری اقتصادی به شمار نمیرود. بنابراین، هرگونه عبور و مرور در این آبراه، مشمول قوانین حاکمیت ملی دو کشور بوده و ایران به عنوان یکی از دو کشور ساحلی، نه تنها حق، بلکه مسئولیت دارد که از این گذرگاه حیاتی در برابر تخریب محیطزیست محافظت کند.
مهدینیا با اشاره به طیف گسترده آلایندههای اکوسیستم خلیج فارس، اظهار کرد: تردد انبوه شناورها، حجم عظیمی از آلایندهها را وارد خلیجفارس میکند که برخی از این آلودگیها شامل "نشت نفت و فرآوردههای نفتی"، "مواد شیمیایی سمی"، "فاضلاب انسانی و زبالههای پلاستیکی"، "فلزات سنگین حاصل از رنگهای ضد رسوب و پساب اسکرابر"، "گونههای مهاجم ناشی از آب توازن کشتیها"، "آلودگی صوتی، حرارتی و انتشار گازهای اسیدی"، "میکروپلاستیکهای ناشی از سایش بدنه" و در مواردی، مواد رادیواکتیو میشود.
رئیس پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی و علوم جوی با تاکید بر اینکه تمامی این آلایندهها، اکوسیستمهای ارزشمند و حساس منطقه را تهدید میکنند؛ این اکوسیستم را از رویشگاههای مانگرویی سیریک و قشم (با گونههای چندل و حرا) تا صخرههای مرجانی کیش، لارک و قشم دانست که از مهمترین ذخایر تنوع زیستی جهان محسوب میشوند.
رئیس پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی و علوم جوی، این پژوهشگاه را به عنوان مرجع علمی معتبر کشور معرفی کرد که طی سالهای اخیر پایشهای گستردهای در منطقه انجام داده است و ادامه داد: بررسی دادههای گشتهای ۲۰۲۲-۲۰۲۱ نشان میدهد که وضعیت میکروپلاستیکها و فلزات سنگین در منطقه به سطحی هشداردهنده رسیده است. به ویژه، آلودگی شدید به سرب، روی و مس در ذرات معلق بخش شمالی تنگه هرمز ثبت شده که مستقیماً با تردد شناورها مرتبط است.
تغییر اقلیم و گرمایش دریا: خلیجفارس از «تولیدکننده کربنات» به «تولیدکننده مواد آلی» تبدیل میشود
مهدینیا، خلیجفارس را به عنوان گرمترین دریای جهان دانست و یادآور شد: سالها است که مرز جغرافیایی پراکنش صخرههای مرجانی محسوب میشود. مرجانهای این منطقه با شرایط سخت – شوری بالا، نوسانات دمایی ۱۵ تا ۳۶ درجه و بادهای موسمی – سازگار شدهاند، اما اکنون تغییر اقلیم و گرمایش ناشی از انتشار گازهای گلخانهای، این سازگاری را به چالش کشیده است.
وی اضافه کرد: مطالعات پژوهشگران ایرانی بر روی دادههای مربوط به سالهای ۱۹۷۰ تا ۲۰۲۲ نشان میدهد که نسبت فتوسنتز به کلسیفیکاسیون در اکوسیستمهای آبی خلیجفارس به شدت تغییر کرده است. این تغییر، زنگ خطری جدی است که اگر ادامه یابد، خلیجفارس از یک «تولیدکننده کربنات» (که نقشی حیاتی در چرخه کربن جهانی دارد) به یک «تولیدکننده مواد آلی» تبدیل خواهد شد. پیامدهای این دگرگونی برای زنجیره غذایی، صید و صیادی و امنیت غذایی منطقه، ناشناخته اما حتماً فاجعهبار خواهد بود.
کشورهای مصرفکننده مسئولیت دارند؛ نیاز به سازوکار علمیِ جبران خسارت
رئیس پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی خاطر نشان کرد: کشورهای صنعتی که بخش عمدهای از نفت و گاز مصرفی خود را از خلیجفارس تأمین میکنند، سهم اصلی را در ایجاد این آلودگیها و تشدید تغییر اقلیم دارند. این تأثیرات، مستقیم (ناشی از تردد نفتکشها) و غیرمستقیم (ناشی از افزایش CO₂ جوی و گرمایش جهانی) است و منطقه خلیجفارس به دلیل حساسیت بالا، بیشترین آسیب را میبیند.
وی ادامه داد: در سالهای اخیر، پژوهشگران ایرانی دادههای ارزشمندی از تنوع زیستی خلیجفارس و دریای عمان در پایگاههای جهانی بیوجغرافیایی (https://obis.org/dataset/dee۵dc22-095b-4669-bbc4-8fc67ad2648b) بارگذاری کردهاند و بانک اطلاعاتی جامعی از وضعیت زیست محیطی خلیج فارس و دریای عمان در قالب گشتهای کاوشگر خلیج فارس توسط پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی و علوم جوی ایجاد شده است. اما این دادهها تنها بخشی از راه است؛ آنچه به شدت احساس میشود، ایجاد یک نهاد پژوهشی و نظارتیِ علمی برای مدیریت تنگه هرمز است.
به گفته وی، این نهاد علمی باید بتواند «پایش مستمر آلودگیها را با روشهای استاندارد بینالمللی انجام دهد»، «اثرات تردد شناورها بر اکوسیستم را مدلسازی و کمّیسازی کند»، «ارزشگذاری اقتصادی خسارتهای واردشده به محیطزیست را بر مبنای شاخصهای علمی محاسبه کند» و بر اساس اصل «آلاینده میپردازد»، عوارض زیستمحیطیِ عادلانهای از شناورهای عبوری، دریافت کرده و آن را صرف پاکسازی، احیاء و حفاظت از این گنجینه طبیعی کند.
مهدینیا اضافه کرد: برای مثال، کربن سیاه (Black Carbon) یکی از مهمترین شاخصهای قابل ردیابی برای سنجش آلودگی ناشی از تردد شناورها است. این ذرات حاصل احتراق ناقص سوخت هستند و با استفاده از تکنیکهای ایزوتوپی(بررسی نسبت ایزوتوپهای پایدار کربن ۱۳ و رادیواکتیو کربن ۱۴) به راحتی میتوان منشأ آنها را تشخیص داد. به عنوان مثال، با نمونهبرداری از رسوبات مانگروهای حساس منطقه و آنالیز ایزوتوپی کربن سیاه موجود در آن، میتوان به طور دقیق مشخص کرد که چه میزان از این آلودگی ناشی از منابع طبیعی (مانند آتشسوزی) و چه میزان ناشی از فعالیتهای صنعتی و تردد کشتیها (منابع فسیلی) است. پژوهشهای مشابه در سایر نقاط جهان نشان داده که سهم منابع فسیلی در آلودگی رسوبات مانگروها میتواند تا بیش از ۵۰ درصد باشد. چنین روشهای علمی، پایهای محکم برای ارزشگذاری خسارت و دریافت هزینههای خدمات محیطزیستی فراهم میآورد.
وی گفت: برای اینکه این طرح به یک سازوکارِ کارآمد و قابل دفاع تبدیل شود، پیشنهاد میشود نسبت به تشکیل یک کمیته علمیِ مشترک با حضور نمایندگان ایران، عمان و کشورهای بهرهبردار از تنگه، تعریف شاخصهای سنجش آلودگی بر اساس استانداردهای مرجع (مانند IMO) و پایش سالانه و تهیه گزارشهای دورهای از وضعیت اکوسیستم و سهم هر صنعت/بخش در آلودگی اقدام شود.
رئیس پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی همچنین با بیان این پیشنهاد که بخشی از درآمد حاصل شده به پژوهشهای آینده و توسعه فناوریهای پاکسازی اختصاص یابد، خاطر نشان کرد: خلیجفارس تنها یک شاهراه اقتصادی نیست؛ خانه میلیونها موجود زنده و معیشت میلیونها انسان است. اگر امروز برای حفاظت از آن هزینه نکنیم، فردا بهای آن را با فروپاشی اکوسیستمها و نابودی منابع حیاتیاش خواهیم پرداخت. دریافت هزینه حفاظت از محیطزیست در تنگه هرمز، نه یک «اعمال حاکمیت یکطرفه» که یک اقدام علمی، عقلانی و ضروری برای بقای منطقه است و نیازمند یک راهکار پژوهشیِ شفاف و قابل راستیآزمایی است که مراکز علمی کشور میتوانند در تدوین آن همکاری و اقدام کنند.
انتهای پیام











