به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اگرچه از دیدار عصر پاییزی ۲۷ مهر ۱۳۸۴ رهبر با شاعران، بیش از ۲۰ سال میگذرد اما محمدسعید میرزائی، شاعر غزلسرا هنوز جزئیات آن را به یاد دارد. او که آن زمان هنوز ۳۰ ساله نشده بود، پیش از آن که شروع به خواندن کند، گفت میخواهد «غزلی عرفانی با درونمایه هندی» بخواند و اینطور آغاز کرد : «محیط حسرتگداز یأسم، که میگذارد قَدم در اینجا؟/ از آن زمان خون شدم که جانم، نظر گشود از عَدم در اینجا/ بهشت رویش چه مینگارم، ز داغ خالش چه مینویسم/ مباد راه نظر در آنجا، شکسته بادا قلم در اینجا...» این شاعر کرمانشاهی که در طول خوانش شعرش چندباری با «آفرین گفتن»های رهبر مواجه شد در پایان چیزی شنید که به گفته خودش، بر سرنوشت ادبیاش بسیار اثرگذار بود. تاجایی که میگوید: «آن دیدار سرنوشت ادبیام را عوض کرد.»
محمدسعید میرزائی، دانشآموخته کارشناسیارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران و دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی مشهد، سال ۱۳۷۶ با انتشار «درها برای بستهشدن آفریده شد» اولین پیشنهادات خود را به غزل معاصر عرضه کرد، «مرد بیمورد» (۱۳۷۸) صورت شکلیافته این پیشنهادات بود و در نهایت «الواح صلح» (۱۳۸۲) بهعنوان مجموعه جدی غزلهای نو از او به چاپ رسید.

میرزائی در گفتوگو با خبرآنلاین با اشاره به این که «فرصت شعرخوانی در محضر رهبر در «دیدار شاعران» نخستین بار در سال ۱۳۸۴ برایم فراهم شد» افزود: «من در آن دیدار غزلی عرفانی با درون مایه هندی» خواندم و با وجود گذشت بیش از ۲۰ سال از آن شب ، خاطرم هست که هم در طول شعر و هم در پایان آن، چهطور تشویقم کردند.» او با اشاره به بیت پایانی این غزل؛ «اگرچه خون شد دلم در اینجا، به مکتب بیدلم در اینجا/ همین بس است حاصلم در اینجا/ که رُستهام چون قلم در اینجا»، گفت: «عبارت «نَفَسِ بیدل دهلوی»، عبارتی بود که در پایان شعر در مورد من به کار بردند. عبارتی که بر سرنوشت ادبی من بسیار اثرگذار بود. تاجایی که میتوانم بگویم آن دیدار سرنوشت ادبیام را عوض کرد.»
محمدسعید میرزائی تجربه ترانهسرایی را نیز در کارنامه دارد و ازجمله ترانههایش میتوان به «باورم کن» و «فصل پریشانی» هر دو با صدای علی زندوکیلی و آهنگسازی علیرضا افکاری اشاره کرد. غزل او در کتاب «ادبیات معاصر ایران (نظم)» نوشته محمدرضا روزبه، با عنوان «غزل افراطی» یا همان «غزل پستمدرن» یا «غزل فرم» معرفی شده است. روزبه در این کتاب، غزل معاصر را به سه جریان تقسیم کرده است: غزل سنتی مانند شعر شهریار، غزل معتدل مانند شعر قیصر امینپور، محمدعلی بهمنی و حسین منزوی و غزل افراطی مانند شعر محمدسعید میرزائی. این غزلسرا، بهعنوان برابرنهاد «غزل افراطی» از «غزل پستمدرن یا غزل فرم» استفاده میکند.

میرزائی که شعر آیینی هم میسراید و ازجمله آثارش در این زمینه میتوان به «عهد عقیق، یعنی مکاشفات گل سرخ، روایت اول» (۱۳۸۹) و «عهد عقیق، یعنی مکاشفات گل سرخ، روایت دوم» (۱۳۹۰) اشاره کرد آخرین بار سال ۱۴۰۳ در «دیدار شاعران» حضور داشت. او در این مورد گفت: «آخرین باری هم که ملاقاتشان کردم دو سال پیش بود و غزل نویی خواندم که باز نکته مورد اشارهشان برایم بسیار جالب بود.»
غزلی که محمدسعید میرزائی در این دیدار خواند، اینطور آغاز میشد: «تو ملت شهادتی و ما چقدر کم! لبخند بیشمار تو از کربلا رسید/ انگشتر تو عطر «اباالفضل» میدهد، این گریهها کنار تو از کربلا رسید/ مشهد، سلام، آینه، گل، روضه، گندم، اشک! دست علیست بر سرتان آی مردم، اشک/ یک نیمه نذر غربت خورشید هشتم، اشک؛ یک نیمه از بهار تو از کربلا رسید...» میرزائی با اشاره به نکته مورد اشاره رهبر در پایان غزلی که خواند، گفت: «خوانش من که تمام شد، ایشان گفتند «چه هیجان خوبی!» و این واکنش برای من از هر واکنش دیگری ارزشمندتر بود. چراکه محور گفتمانی شعر من، محور هیجانی است و همیشه خودم به اطرافیانم اظهار کردهام که من شعر را به عنوان متنی مینویسم که بتوان آن را با هیجان خواند. در نتیجه برایم بسیار جالب توجه بود که ایشان چنین اظهارنظری کردند بدون آن اساسا پیشتر صحبتی در این مورد ردوبدل شده باشد.»
تازهترین اثر منتشرشده از این غزلسرا «شعر: این بنفشه غمگین» (۳۴ غزل) نام دارد که بهمن ۱۴۰۴ توسط انتشارات سوره مهر در ۱۵۲ صفحه منتشر شد.

۵۹۲۴۲











