شکست سدّ هژمونی؛ بازگشت به خویشتن خلاق در عصر نوزایی قدرت

خبرگزاری تسنیم شنبه 20 تیر 1405 - 14:36
پروژه ایران نوین با گذر از بوروکراسی فرسوده، فرهنگ را از موضع انفعال به اتاق جنگ هویت‌سازی تمدنی تبدیل کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمود  قاسمی استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در گفتگو با خبرنگار تسنیم بر خارج شدن فرهنگ از زیست بوم سنتی خود و تبدیل شدن به پیچیده‌ترین میدان جنگ شناختی برای یکسان سازی جهان تاکید کرد.

 تسنیم: وقتی در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب از سیاست هویتی در پروژه ایران نوین صحبت می‌کنیم، دقیقاً از چه ماهیت و کارکردی سخن می‌گوییم؟ آیا این هویت نگاهی به گذشته دارد یا رو به آینده است؟

 نکته کلیدی و عزیمت‌گاه بحث ما همین‌جاست. هویت در دستگاه فکری و فلسفی رهبر معظم انقلاب، به هیچ وجه یک امر موزه‌ای، باستانی، منجمد و ایستای صرف برای تفاخر تعصبی به گذشته نیست. متأسفانه برخی جریان‌ها هویت را دکوراسیون تاریخی می‌بینند، اما در این منظومه، هویت یک نیروی پیشران، زنده، سیال و محرک در متن زیست اجتماعی جامعه به شمار می‌رود. جهان سرمایه‌داری و امپریالیسم رسانه‌ای با ابزار جهانی‌سازی فرهنگی، دقیقاً به دنبال تولید انسان استاندارد و تک‌ساحتی غربی است، انسانی که حافظه تاریخی خود را از دست داده و عصب‌های مقاومت او در برابر استعمار فرانو به طور کامل فلج شده باشد. سیاست هویتی ایران نوین در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای(ره)، دقیقاً در نقطه مقابل این پروژه کلون‌سازی و یکسان‌سازی فرهنگی قرار می‌گیرد.

ما اینجا با ایده مقاومت خلاق مواجهیم. در این رویکرد، جامعه دچار یک دوگانه کاذب میان غرب‌زدگی مفرط و هضم شدن در هژمونی مدرنیته  از یک سو و سقوط به چاه تحجر، سلفی‌گری و قبیله‌گرایی فرهنگی از سوی دیگر نمی‌شود. هویت خلاق انقلابی، هویتی است که از قضا توانایی بالا و شجاعت تئوریک برای مواجهه، نقد و حتی هضم دستاوردهای مثبت علمی و ساختاری تمدن بشری را دارد، اما هرگز هسته سخت، ارگانیک و اندیشه‌ای خود را در برابر تسخیر فرهنگی غرب از دست نمی‌دهد؛ بلکه از این اصالت به عنوان سپر و نیز شمشیر تهاجمی خود بهره می‌برد. هویت‌سازی در پروژه ایران نوین، فرآیندی است که در آن، سنت‌های اصیل دینی و ملی با مقتضیات پویای زمانه پیوند می‌خورند تا نسلی منتقد، با اعتمادبه‌نفس تمدنی و مجهز به تفکر استراتژیک تربیت شود که جهان را نه از پشت عینک نظریه‌پردازان غربی، بلکه از چشم‌انداز افق‌های تمدن اسلامی-ایرانی ببیند.

تسنیم: شما به ابزارها و لایه‌های بیرونی هژمونی غرب اشاره کردید. رهبر انقلاب سال‌هاست که بر مقوله سبک زندگی به عنوان یک بستر کلیدی تأکید دارند. نسبت میان این سیاست هویتی کلان و جزئیات روزمره سبک زندگی در تقابل با غرب چیست؟

فرهنگ تا زمانی که در قالب کلان‌نظریه‌ها و کتاب‌های خطی باقی بماند، فاقد کارکرد تمدن‌ساز است. فرهنگ زمانی واجد قدرت تغییردهندگی و ساختارگرایی می‌شود که بتواند به کالبد رفتار، ذائقه، عادات و انتخاب‌های روزمره آحاد مردم رسوخ کند؛ یعنی همین چیزی که ما به آن  سبک زندگی می‌گوییم. هژمونی غرب در عصر حاضر برای فتح مرزها دیگر لزوماً نیازی به لشکرکشی‌های پرهزینه نظامی و سخت ندارد؛ چرا که ماشین جنگ رسانه‌ای و شناختی غرب با تغییر ریزترین مولفه‌های روزمره زندگی مانند الگوی مصرف، پوشش، معماری، تفریحات و حتی روابط خانوادگی، جوامع هدف را از درون تهی و منقاد خود می‌سازد. خط مقدم اصلی و تعیین‌کننده درگیری ایران نوین با غرب، در همین جزئیات و الگوهای روزمره یعنی سنگر سبک زندگی شکل می‌گیرد. وقتی رهبر معظم انقلاب بر بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی کشور تاکید می‌کنند، منظورشان کارهای سطحی، شعاری و دستوری نیست، بلکه به معنای تزریق روح توحید، عقلانیت، کرامت انسانی و قناعت جهادی به رگ‌های زندگی روزمره است. ما نمی‌توانیم مدعی استقلال سیاسی و تمدنی باشیم، اما در الگوی مسکن، خوراک، پوشاک و روابط اجتماعی خود، کپی‌برداری ناشیانه و مصرف‌کننده‌ای از مدرنیته غربی عرضه کنیم. همچنین تا زمانی که سبک زندگی یک جامعه بر مدار فردگرایی، مصرف‌زدگی و اصالت لذت غربی بچرخد، بوروکراسی آن جامعه ذاتاً تکنوکرات و اقتصاد آن به صورت ساختاری وابسته و رانتیر باقی خواهد ماند. بنابراین، سبک زندگی، خشت اول و سنگ بنای معماری کلان‌ پروژه ایران نوین است.

تسنیم: یکی از چالش‌هایی که اهالی اندیشه و رسانه همواره با آن مواجهند، گسست میان ایده‌های متعالی انقلاب و واقعیت ساختارهای اجرایی است. چرا در پیاده‌سازی این افق فرهنگی و هویتی با نوعی کرختی مواجهیم؟ موانع ساختاری کجاست؟

 این دست‌انداز و چالش کاملاً واقعی است. بزرگ‌ترین مانع فعلی ما در مسیر تمدن‌سازی، فرسودگی، کرختی و لخت بودن ساختارهای اداری و بوروکراتیکی است که به صورت تاریخی از دوران شبه‌مدرنیزم پهلوی و ساختارهای پیش از آن به ارث رسیده است. این بوروکراسی فرسوده و پشت‌میزنشین، از اساس برای حفظ وضع موجود، مصرف‌زدگی، بومی‌سازی ناقص الگوهای غربی و تضعیف اراده‌های تحولی طراحی شده است. این ساختار ذاتاً توانایی و کشش پیشبرد اهداف بلند و پویا در افق تمدن اسلامی را ندارد و به عنوان یک فیلتر و مانع جدی در برابر ایده‌های نوآورانه و انقلابی نسل جدید عمل می‌کند، چرا که تمایل دارد همه چیز را در قالب کلیشه‌های بی‌خاصیت اداری و گزارش‌های بیلان‌محور هضم کند. همچنین برای عبور از این انسداد ساختاری و مقابله با رسوبات فکری تکنوکراتیک در لایه‌های مدیریتی، نظام فرهنگی کشور نیازمند یک تحول نهادی شجاعانه و انقلابی است. این تحول به معنای آن است که ما باید مدیریت و فرماندهی فرهنگی را از چنبره اتاق‌های دربسته اداری و بخشنامه‌های بی‌روح دولتی خارج کرده و آن را به متن میدان، حلقه‌های میانی، تشکل‌های خودجوش مردمی و نخبگان جوان دغدغه‌مند واگذار کنیم. ساختارسازی جدید در ایران نوین باید بر پایه نهادهای منعطف، پویا، دانش‌بنیان و شبکه-محور شکل بگیرد که به جای تصدی‌گری، به تسهیل‌گری و هدایت راهبردی بپردازند و فضا را برای موج‌سواری مثبت و خلاقانه نیروهای انقلابی در عرصه بین‌المللی فراهم کنند.

تسنیم: به عنوان سؤال پایانی، اگر بخواهیم با نگاه به بیانیه گام دوم انقلاب، افق آینده را ترسیم کنیم، رسانه و هنر در این نقشه راه و در فرآیند تولید اقتدار برای ایران نوین چه جایگاهی دارند؟

 در پروژه ایران نوین، فرهنگ، هنر و رسانه دیگر به عنوان امور فانتزی، حاشیه‌ای، تجملاتی یا صرفاً ابزاری برای سرگرمی نگریسته نمی‌شوند، بلکه این حوزه‌ها، امتداد راهبردی تولید اقتدار و قدرت ملی کشور در تراز جهانی هستند. امروزه ما باید این واقعیت را بپذیریم که تصویر، روایت و کلان‌روایت‌ها هستند که واقعیت‌های سیاسی و بین‌المللی را می‌سازند. از این رو، نظام رسانه‌ای و هنری ایران نوین باید از لاک دفاعی و پاسخگویی دائمی به شبهات خارجی خارج شده و به موضع تهاجم تئوریک و افشای تناقض‌های ساختاری و اخلاقی تمدن رو به افول غرب روی آورد. ما محتوای غنی و بی‌نظیری از عدالت، معنویت و آزادی حقیقی در اختیار داریم، اما چالش اصلی ما در لایه فرم، تکنیک و ابزارهای نوین روایی است.

افق فرهنگی بیانیه گام دوم، تربیت نسلی است که بتواند پیام رهایی‌بخش، ضد استعماری و فطری انقلاب اسلامی را در قالب‌های جذاب، هنرمندانه و فراملی تولید و توزیع کند. ایران نوین زمانی به اوج اقتدار خود می‌رسد که علاوه بر بازدارندگی نظامی و ثبات اقتصادی، به یک مرجعیت و جاذبه فرهنگی کلان برای ملت‌های آزاده جهان و به ویژه مستضعفین تبدیل شود، به طوری که مدل زیست، تفکر و ایستادگی آن، به عنوان یک الگوی مترقی و رهایی‌بخش در برابر نیهیلیسم و پوچی مدرنیته غربی، در دایره انتخاب ملل قرار گیرد. این مهم تنها با باور به توانایی‌های نسل جدید، گسست ساختاری از بوروکراسی فرسوده و وفاداری اصیل به سیاست هویتی ترسیم‌شده از سوی رهبر معظم انقلاب محقق خواهد شد و رسانه‌های جریان انقلاب باید پیشران این تبیین باشند.

 انتهای پیام/

 

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.