مسجد رهبر شهید، سنگری که کلاس‌هایش کابوس ساواک بود

خبرگزاری مهر جمعه 19 تیر 1405 - 09:01
مشهد تنها شهر خاطرات رهبر شهید نیست؛ برخی از مسجدهای آن هنوز روایتگر روزهایی هستند که مبارزه با رژیم پهلوی نه از میدان‌های نبرد، بلکه از پای تخته‌های درس آغاز می‌شد.

به گزارش خبرنگار مهر، مشهد، شهری است که در هر گوشه آن می‌توان ردپایی از روزهای مبارزه علیه رژیم پهلوی را یافت. از میدان شهدا و چهارراه نادری گرفته تا کوچه‌های اطراف حرم مطهر رضوی، هر کدام بخشی از خاطرات مردی را در خود جای داده‌اند که سال‌ها بعد به یکی از اثرگذارترین چهره‌های انقلاب اسلامی تبدیل شد. در میان همه این مکان‌ها اما نام مسجد کرامت جایگاه دیگری دارد؛ مسجدی که اگرچه تنها چند ماه میزبان رهبر شهید بود، اما همان حضور کوتاه، آن را به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های فکری و فرهنگی مبارزان مشهد تبدیل کرد.

کمتر از شش ماه حضور در مسجد کرامت کافی بود تا نام این مسجد با جلسات تفسیر قرآن، اقامه نماز، گفت‌وگوهای جوانان و شکل‌گیری هسته‌های مبارزاتی گره بخورد. بسیاری از کسانی که آن روزها در این مسجد حضور داشتند، بعدها روایت کردند که فضای مسجد کرامت تنها یک فضای مذهبی نبود؛ آنجا مدرسه‌ای برای اندیشیدن، پرسیدن و شناختن حقیقت بود؛ مدرسه‌ای که کلاس‌هایش با نماز آغاز می‌شد و با مسئولیت اجتماعی و مبارزه با ظلم ادامه پیدا می‌کرد.

تخته‌ای که هنوز روایت می‌کند

در آن زمان وقتی فرد غریبه‌ای وارد شبستان مسجد کرامت می‌شد، کنار محراب، تخته‌ای ساده توجهش را جلب می‌کرد؛ تخته‌ای که شاید در نگاه نخست تفاوتی با دیگر تخته‌های آموزشی نداشته باشد. اما همین وسیله ساده، یکی از ماندگارترین یادگارهای است که مبارزه نه با اسلحه، بلکه با کلمه آغاز می‌شد.

کنار تخته، کاغذ و قلم‌هایی قرار داشت که برای بسیاری از افراد و بازدیدکنندگان پرسشی مشترک ایجاد می‌کرد؛ چرا تخته‌ای در کنار محراب مسجد قرار گرفته است؟ پاسخ این پرسش، روایت شیوه‌ای متفاوت از مبارزه است؛ شیوه‌ای که رهبر شهید آن را برگزیده بود.

او هنگام سخن گفتن، مفاهیم دینی را روی تخته می‌نوشت، آیات قرآن را شرح می‌داد و احادیث را برای حاضران تفسیر می‌کرد. ظاهر جلسات، چیزی جز آموزش دین نبود؛ اما در دل همان واژه‌ها، پیام‌هایی نهفته بود که مخاطبانش به‌خوبی آن را درک می‌کردند؛ پیام‌هایی درباره عدالت، مسئولیت، ایستادگی در برابر ظلم و ضرورت بیداری جامعه.

وقتی ساواک پاسخ سؤالش را پیدا نمی‌کرد

همین شیوه، مأموران سازمان اطلاعات و امنیت رژیم پهلوی را نیز سردرگم کرده بود. آنان بارها در جلسات مسجد کرامت حضور پیدا می‌کردند تا مدرکی برای برخورد با سخنران جلسات بیابند، اما آنچه می‌دیدند، مردی بود که تنها آیات قرآن را تفسیر می‌کرد، احادیث را توضیح می‌داد و درباره اخلاق و معارف اسلامی سخن می‌گفت.

این پرسش همواره برای مأموران وجود داشت که چگونه چنین جلساتی، این تعداد از جوانان را جذب می‌کند و چرا بسیاری از حاضران، پس از پایان کلاس‌ها با انگیزه‌ای متفاوت مسجد را ترک می‌کنند.

پاسخ، در شیوه بیان او نهفته بود. او مفاهیم قرآنی را به مسائل روز جامعه پیوند می‌زد؛ از آزادی، عدالت، مسئولیت انسان در برابر جامعه و مقابله با ظلم سخن می‌گفت، بی‌آنکه سخنانش به‌راحتی دستاویزی برای برخورد مأموران باشد. مخاطبان، پیام اصلی را درمی‌یافتند و همین آگاهی، آرام‌آرام مسیر بسیاری از آنان را تغییر می‌داد.

آرامشی که به مسجد جان می‌بخشید

آنهایی که نماز را به امامت رهبر شهید در مسجد کرامت خوانده‌اند، بیش از هر چیز از آرامش او سخن گفته‌اند. آرامشی که تنها در لحن سخنرانی خلاصه نمی‌شد؛ از نحوه ایستادن برای نماز گرفته تا خواندن ذکرها و تعقیبات، همه‌چیز با طمأنینه و وقار همراه بود.

این آرامش به حاضران نیز منتقل می‌شد. مسجد، با وجود آنکه همواره زیر نگاه مأموران ساواک قرار داشت، فضای اضطراب نداشت. گویی امام جماعت مسجد با رفتار خود به اطرافیان اطمینان می‌داد که راهی که برگزیده‌اند، راهی درست است و ترس نباید آنان را از ادامه مسیر بازدارد.

او می‌دانست که در میان صفوف نماز، افرادی حضور دارند که مأمور گزارش‌نویسی هستند. می‌دانست که رفت‌وآمدها زیر نظر است و هر جمله‌ای می‌تواند در گزارش‌های ساواک ثبت شود، اما هیچ‌کدام از این مسائل باعث نشد مسجد کرامت از مسیر اصلی خود فاصله بگیرد.

مسجد؛ سنگری برای آگاهی

رهبر شهید باور داشت که مبارزه، پیش از آنکه در خیابان شکل بگیرد، باید در ذهن انسان آغاز شود. به همین دلیل، بیشترین تلاش خود را صرف تبیین معارف دینی و زدودن تحریف‌هایی می‌کرد که به اعتقاد او، چهره واقعی اسلام را پنهان کرده بود.

او معتقد بود اگر مردم حقیقت دین را بشناسند، دیگر پذیرای ظلم نخواهند بود. از نگاه او، جامعه‌ای که آگاه شود، خود راه تغییر را پیدا می‌کند و نیازی به تحمیل ندارد. به همین دلیل، مسجد کرامت تنها محل عبادت نبود؛ به مدرسه‌ای برای تربیت انسان‌های مسئول تبدیل شده بود.

بسیاری از جوانانی که آن روزها پای درس او می‌نشستند، بعدها در جریان مبارزات انقلاب نقش‌آفرین شدند. آنان آموخته بودند که مبارزه تنها در شعار خلاصه نمی‌شود، بلکه از شناخت، ایمان و مسئولیت آغاز می‌شود.

میراثی که هنوز باقی است

سال‌ها از آن روزها گذشته است. نسل‌ها تغییر کرده‌اند و مشهد چهره‌ای متفاوت به خود گرفته، اما مسجد کرامت هنوز بخشی از آن خاطرات را در خود حفظ کرده است. تخته کنار محراب، تنها یک وسیله قدیمی نیست؛ نشانی از روزگاری است که کلمه، اثرگذارترین سلاح بود و یک کلاس درس می‌توانست بیش از هر تجمعی، پایه‌های حکومت پهلوی را نگران کند.

شاید راز ماندگاری مسجد کرامت نیز در همین باشد؛ اینکه روایت آن، تنها روایت یک مسجد نیست، بلکه روایت مردی است که باور داشت تغییر جامعه از آگاهی مردم آغاز می‌شود. او با همین باور، از مسجد سنگری ساخت که سلاح اصلی آن نه گلوله، بلکه اندیشه، ایمان و کلمه بود؛ سلاحی که اثرش سال‌ها بعد نیز در حافظه تاریخی مشهد و ایران باقی ماند.

منبع: شماره پنج مجله دوماهنامه کلمه

مسجد رهبر شهید، سنگری که کلاس‌هایش کابوس ساواک بود

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.