مهران رجبی، بازیگر سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرنگار ایرنا درباره حضور مردم در مراسم وداع و بدرقه رهبر شهید، این اتفاق را جلوهای از عزت الهی دانست و اظهار کرد: عزت در دست خداست و معدن عزت، خداوند است. وقتی خدا بخواهد به کسی عزت بدهد، اینگونه میدهد؛ به شکلی که خون یک انسان، پس از شهادت، جامعهای را به تلاطم و حرکت درمیآورد.
وی با اشاره به حضور گسترده مردم در این مراسم اضافه کرد: اینها فقط مردم نبودند؛ به تعبیر من «حضرت مردم» بودند، مردمی که به واقع مبعوث شدند و به میدان آمدند. حتی بسیاری از کسانی که شاید تا چند ماه قبل زاویه، غرض یا فاصلهای داشتند، در این روزها متوجه شدند که اشتباه میکردند و وارد میدان شدند.
این بازیگر با بیان اینکه جمعیت حاضر را باید فراتر از آنچه در میدان دیده شد محاسبه کرد، افزود: من فکر میکنم جمعیت واقعی باید چند برابر آن چیزی دیده شود که در مراسم حضور داشت؛ چون همه میدانیم بسیاری امکان حضور در چنین اجتماعی را ندارند. یکی بیمار دارد، یکی فرزند کوچک دارد، یکی گرفتار است. دختر خود من هم فرزند کوچک دارد و خیلی دوست داشت در مراسم باشد، اما نمیتوانست و از این بابت غصه میخورد بنابراین باید پشت این جمعیت حاضر، آن جمعیتِ دلسپرده اما گرفتار را هم دید.
رجبی ادامه داد: نباید فقط اینگونه نگاه کرد که موشکی خورد و جانی از جسم رها شد، یک خون باید به درجهای میرسید که کارساز شود. یک شخص باید عزتی پیدا میکرد و این عزت مهر و امضا میخورد؛ آن مهر و امضا در قالب شهادت بود. هم شهادتش مردم را مبعوث کرد و هم تشییع و بدرقهاش آن اتفاق بزرگ را رقم زد؛ اتفاقی که جوانها شاید بگویند «خفن» بود.
او با تاکید بر اینکه رهبر شهید نیازی به حضور مردم در این مراسم نداشت، گفت: ایشان به مقصد رسیده است. ما هستیم که نیاز داریم در چنین مسیری قدم برداریم و برای خودمان عمل صالح ثبت کنیم. وقتی مردم میآیند، وقتی میدانها و مسیرها پر میشود، اهل ایمان دلگرم میشوند و دشمنان و مخالفان ایران ناراحت و مأیوس میشوند.
رجبی با اشاره به آیه ۱۲۰ سوره توبه گفت: در این آیه آمده است که مومنان قدمی برنمیدارند که موجب خشم کفار شود، مگر اینکه برای آنان عمل صالح نوشته میشود. این آیه برای همین روزهاست. هر قدمی که مردم در گرما، خستگی و ازدحام برداشتند، هر سختیای که تحمل کردند، برایشان نوشته میشود. اینجا دیگر بحث «شاید» نیست؛ تعبیر قرآن «کتب لهم» است، یعنی نوشته میشود.
این بازیگر افزود: اگر هیچکس نمیآمد، دشمنان خوشحال میشدند؛ اما وقتی این جمعیت آمد، آنها ناراحت شدند، همین حضور، حال آنها را بد کرد. خداوند هم در ادامه همان آیه تاکید میکند که اجر نیکوکاران را ضایع نمیکند. همین برای مردم کافی است که سر از پا نشناسند و در گرما و سختی به میدان بیایند.
رجبی در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره تجربه دیدارهای خود با رهبر شهید گفت: دو، سه بار توفیق دیدار داشتم، یکی از این دیدارها زمانی بود که ایشان در بیمارستان شهید رجایی بستری بودند، وقتی وارد شدم، ایشان روی تخت بودند و بخش بالایی تخت کمی بالا آمده بود. در دلم گذشت که جلو بروم و پتو را روی پای ایشان مرتب کنم، اما با خودم فکر کردم شاید به لحاظ شرایط بیمارستانی و پروتکلها درست نباشد، این کار را نکردم، اما همیشه در دلم ماند که کاش شرایط طوری بود که این اتفاق میافتاد.
او ادامه داد: این حس فقط از ارادتی میآمد که خودم به ایشان داشتم و اصلاً نگاه نمیکنم دیگران چه میگویند یا چه نسبتی با این ارادت دارند، آن لحظه برای من یک آرزو شد که در دلم ماند.
رجبی با اشاره به خاطره دیگری از همان دیدار بیان کرد: فیلمش هم موجود است که صورت ایشان را بوسیدم؛ البته شاید از نظر پروتکلهای بیمارستانی نباید این کار را میکردم، چون بالاخره ایشان بیمار بودند و طبیعی است که اگر همه بخواهند چنین کاری کنند، درست نیست. اما احساس کردم باید آن خلأ درونی را جبران کنم.
این بازیگر در پایان گفت: لبخندهایی که ایشان در آن تصویر دارند، برای من بسیار معنا دارد. در همان نگاه، حرفها و مطالبی رد و بدل شد که فقط من میدانم و ایشان. آن لحظه تا ابد در وجود من میماند و هر بار با یادآوری آن خاطره، لذت میبرم.










