طاهره مشایخ، نویسنده ادبیات نوجوان در گفتوگو با خبرنگار مهر از خاطره دیدار با آقای شهید ایران گفت: سه یا چهارسال پیش بود که از طرف «بانوی فرهنگ» بهعنوان نویسنده برای دیدار عمومی با امام شهید دعوت شدم. در آن روز حضرت آقا با خانوادههای شهدا و همسران شهدا دیدار داشتند و ما بهعنوان نویسنده دعوت شدیم که داستان کوتاه و داستانک بنویسیم.
او افزود: تجربه خیلی خاصی بود. قبل از آنکه رهبر شهید وارد شوند، بهخاطر حضور خانوادههای شهدا جو خاصی در حسینیه ایجاد شده بود. وقتی که رهبر شهید وارد حسینیه شدند من خیلی هیجانزده شده بودم و میتوانم بگویم تمام مدت داشتم گریه میکردم و توجه میکردم به لطفی که خانوادههای شهدا به رهبر داشتند. لحظات نابی بود. هیجان آن لحظات برای من خیلی خیلی بالا بود؛ بهطوری که دو بار دیگر هم که دعوت شدم به دلایلی نتوانستم بروم که البته مهمترین دلیل این بود که مایل بودم دیگران هم اگر دوست دارند شرکت کنند؛ شاید این دیدار بارقه امیدی در دل کسی زنده کند به همان اندازهای که من از آن دیدار انرژی گرفتم. میخواستم بقیه هم آن را تجربه کنند.
این نویسنده درخصوص نکات مهم موجود در فرمایشات رهبر شهید انقلاب بیان کرد: تخصصی صحبتکردن ایشان در عین حال که هم عوام و هم افراد متخصص آن را درک میکردند، برایم بسیار جالب بود. ایشان بهروز بودند و نکات مهمی را در بیاناتشان و جلساتی که داشتند، عرض میکردند. این بهروز بودن و اینکه آنقدر جذاب و روان صحبت میکردند که برای همه قابل توجه بود و اینکه بهعنوان یک عالم دینی و رهبر یک کشور طوری حرف میزدند که همه آن را بفهمند، برایم خیلی خاصی بود.
مشایخ در پاسخ به این سؤال که «اگر فرصت داشتید یک بار دیگر ایشان را ببینید و بتوانید حرفی بهشان بگویید، چه میگفتید؟» اظهار کرد: حتما به ایشان میگفتم که آیا «سلفی با میرزا» را خواندهاند یا نه. چون این رمان نوجوان در مورد میرزاکوچک بود و میدانستم که رهبر شهید به این قهرمان ملی ارادت خاصی دارند و نهضت جنگل برای ایشان آغازگر انقلاب اسلامی بوده و خیلی انقلاب اسلامی ایران از آن نهضت، درس گرفته است. میپرسیدم که آیا کتاب را خواندهاند یا نه؛ چون که یادم هست یک سال و نیم قبل در آن زمانی که شاعران در ماه مبارک رمضان با رهبر شهید دیدار داشتند، من کتاب را به یکی از دوستان شاعرم داده بودم و او کتاب را با خودش برده بود. همیشه برایم این حسرت باقی میماند که بدانم آیا ایشان کتاب را خواندند یا نه و نظرشان چه بود.
این نویسنده اهل استان گیلان از اولینباری برایمان گفت که متوجه شد رهبر شهید انقلاب یک کتابخوان حرفهای بودند: کتابخوانی و مطالعات بسیار و حرفهای رهبر شهید خیلی برایم جذاب بود و همین نکته الگویی شد که حرفهایتر کتاب بخوانم و توجه ویژهتری به این مسئله داشته باشم. من فهرست کتابهایی را که ایشان خوانده بودند جستوجو میکردم و بسیار پیگیر مطالعاتشان بودم.
«آقای شهید به تربیت کودکان و پرورش درست ذهن و قلب نوجوانان، کتابهایی که برای آنها تألیف میشود و محتوایی که در اختیار آنها قرار میگیرد، توجه و حساسیت زیادی داشتند. در فرصتهای مختلف هم نکات مهم را گوشزد میکردند. در بین این توصیهها، شما کدام مورد را بیشتر سرلوحه کار خود قرار دادید؟» مشایخ در پاسخ به این سؤال توضیح داد: رهبر شهید خیلی به نوجوانها اهمیت میدادند و یادم هست که در چند سال اخیر که به نمایشگاه کتاب میرفتند به رمانهای نوجوان توجه میکردند. کتابهای تألیفی و رمانهای تألیفی از نویسندههای ایرانی برایشان جذاب بود و به ناشران ایرانی تأکید میکردند که بهسراغ نویسندهها بروند و کارهای تألیفی بیشتری داشته باشند.
او در اینباره افزود: برای ایشان بهعنوان یک عالم دینی تربیت مذهبی بچهها مهم بود و تأکید داشتند که به آموزههای دینی در کتابهای کودک و نوجوان توجه شود. نکته خاص دیگری که در توصیههای ایشان وجود داشته، توجه به ایرانی بودن، سبک زندگی ایرانی، توجه به تاریخ ایران، به قهرمانان ملی و آشنایی نوجوانان با هشت سال دفاع مقدس، با شهیدان و سبک زندگی آنها بوده است. من این نکات را بسیار در کلام ایشان میدیدم و تلاش میکردم در کارهای خودم به آنها توجه کنم. مثلا «سلفی با میرزا» یکی از از آن آثار است یا رمان نوجوان دیگری که درباره یکی از شهدای مدافع حرم گیلان به نام شهید سید اسماعیل سیرتنیا نوشتهام. تلاش کردهام در این اثر به سبک زندگی این شهید مدافع حرم توجه کنم.
طاهره مشایخ در پاسخ به این سؤال که «اگر بخواهید از امروز تا آخرین لحظهای که میتوانید در حوزه کتاب کودک و نوجوان فعالیت کنید، یک کار برای تحقق توصیههای رهبر شهید در حوزه کتاب انجام دهید، آن چیست؟» بیان کرد: از آنجایی که ایشان به سبک زندگی ایرانی و قهرمانان ملی و دورههای خاص تاریخی توجه داشتند، تلاش میکنم من هم به این مسائل در آثارم بپردازم. مثلا ایشان به دوره حکومت آل بویه توجه داشتند و توصیه میکردند به این دوره توجه ویژه شود. من خیلی دوست دارم در آینده یک رمان در این حوزه و درباره اون دوره خاص بنویسم؛ درباره این دوره خاص که شیعه توانست مقداری خودش را نشان دهد و حکومت اسلامی شیعه روی کار بیاید. تحقیقاتی را در این مورد شروع کردهام و خیلی دوست دارم یک رمان نوجوان در اینباره بنویسم. توجه به قهرمانان ملی و بومی و همینطور توجه به شاهنامه فردوسی و قهرمانانی نیز که در آن هستند، از دیگر نکاتی است که خیلی دوست دارم روی آن کار کنم و میتوانم بگویم که مطالعه در این حوزهها را شروع کردهام.










