خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: کودتای نوژه یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین رخدادهای سالهای آغازین پس از پیروزی انقلاب اسلامی است؛ طرحی که قرار بود با تکیه بر بخشی از نیروهای نظامی، حملات هوایی و تصرف مراکز حساس، ساختار سیاسی تازهتأسیس جمهوری اسلامی را در مدت کوتاهی دگرگون کند. این عملیات که به دلیل انتخاب پایگاه سوم شکاری شاهرخی همدان ــ که بعدها به نام پایگاه هوایی شهید نوژه شناخته شد ــ به «کودتای نوژه» شهرت یافت، پیش از آغاز عملیات شناسایی و متوقف شد. با وجود گذشت چند دهه از این رویداد، همچنان درباره ابعاد آن، میزان نقش بازیگران داخلی و خارجی و حتی چگونگی کشف آن روایتهای مختلفی وجود دارد.
بر اساس اسناد منتشرشده از سوی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی و همچنین روایتهای برخی مسئولان وقت جمهوری اسلامی، طراحی این عملیات تنها به گروهی از نظامیان مخالف جمهوری اسلامی محدود نبود. در این روایتها آمده است که شماری از چهرههای نزدیک به حکومت پیشین، از جمله شاپور بختیار، آخرین نخستوزیر حکومت پهلوی، به همراه تعدادی از فرماندهان سابق ارتش، هسته اصلی این طرح را تشکیل دادند و تلاش کردند با جلب حمایت کشورهای خارجی و سازماندهی نیروهای داخل کشور، زمینه اجرای یک کودتای نظامی را فراهم کنند.
اتاق فرمان در پاریس
پس از استقرار شاپور بختیار در فرانسه، فعالیت مخالفان جمهوری اسلامی وارد مرحله تازهای شد. مطابق روایت منتشرشده از سوی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، بختیار با همکاری غلامعلی اویسی و تعدادی از فرماندهان پیشین ارتش، بررسی امکان اجرای یک عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی را آغاز کرد. در ادامه این روند، تشکیلاتی با عنوان «نقاب» که مخفف «نجات قیام ایران بزرگ» بود، شکل گرفت تا هماهنگی بخشهای مختلف عملیات را بر عهده بگیرد.
براساس این روایت، ساختار سازمان نقاب به سه بخش اصلی تقسیم شده بود؛ شاخه نظامی به ریاست محمد باقر بنیعامری، شاخه سیاسی به مدیریت قادسی و شاخه تدارکات به مسئولیت منوچهر قربانیفر. هر یک از این بخشها وظایف مشخصی داشتند؛ از جذب نیروهای نظامی و طراحی عملیات گرفته تا تأمین منابع مالی، تجهیزات، خانههای امن و ارتباط با نیروهای داخل کشور.
در روایتهای منتشرشده آمده است که بخش مهمی از منابع مالی این عملیات از خارج از ایران تأمین میشد. برخی منابع از حمایت مالی آمریکا، عراق و برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس سخن گفتهاند. هرچند درباره میزان و نحوه این حمایتها دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، اما اغلب روایتها بر این نکته اتفاق نظر دارند که طراحان کودتا برای اجرای چنین عملیات گستردهای نیازمند پشتوانه مالی قابل توجه بودند.
جذب نیرو؛ از افسران بازنشسته تا خلبانان فعال
اجرای یک کودتای نظامی بدون همراهی نیروهای مسلح امکانپذیر نبود. به همین دلیل، شاخه نظامی سازمان نقاب تمرکز خود را بر جذب افسران، خلبانان و نیروهای فنی ارتش قرار داد.
به روایت حجتالاسلام محمد محمدی ریشهری، رئیس وقت دادگاه انقلاب ارتش، بخش قابل توجهی از افراد جذبشده را افسران بازنشسته، نیروهای اخراجی یا کسانی تشکیل میدادند که پس از انقلاب از ارتش کنار گذاشته شده بودند. البته تعدادی از نظامیان شاغل نیز به شبکه کودتا پیوسته بودند.
براساس اعترافات منتشرشده از برخی متهمان پرونده، از جمله ستوان سیاوش پورفهمیده، مسئولان شاخه نظامی تلاش میکردند افراد ناراضی یا دارای مشکلات مالی را شناسایی و جذب کنند. در بسیاری از موارد نیز افراد تا ساعات پایانی از جزئیات کامل عملیات اطلاع نداشتند و تنها مأموریتهای محدودی به آنان واگذار شده بود. به گفته برخی متهمان، قرار بود شرکتکنندگان پس از تجمع در پارک لاله تهران و حرکت به سمت پایگاه هوایی نوژه، از جزئیات کامل عملیات مطلع شوند.
بر پایه اسناد موجود، طراحان کودتا موفق شده بودند دهها خلبان و صدها نیروی فنی و نظامی را برای مشارکت در عملیات با خود همراه کنند. همچنین در کنار پایگاه هوایی نوژه، برخی دیگر از پایگاههای مهم نیروی هوایی از جمله مهرآباد، اصفهان، تبریز و دزفول نیز در برنامهریزی عملیات مورد توجه قرار گرفته بودند.

چرا نوژه؟
در مراحل اولیه طراحی عملیات، پایگاه هوایی مهرآباد یکی از گزینههای اصلی برای آغاز کودتا بود، اما به روایت اسناد منتشرشده، نزدیکی این پایگاه به مناطق پرجمعیت تهران و احتمال واکنش سریع مردم، طراحان را به انتخاب گزینه دیگری سوق داد.
در نهایت پایگاه سوم شکاری شاهرخی همدان، که بعدها به نام شهید نوژه شناخته شد، به عنوان مرکز آغاز عملیات انتخاب شد. نزدیکی این پایگاه به تهران، استقرار جنگندههای عملیاتی و آشنایی برخی فرماندهان کودتا با ساختار و نیروهای مستقر در آن، از جمله دلایل این انتخاب عنوان شده است.
طبق برنامه، خلبانان پس از تصرف پایگاه، جنگندهها را به پرواز درمیآوردند و عملیات هوایی علیه اهداف از پیش تعیینشده آغاز میشد؛ عملیاتی که قرار بود ظرف چند ساعت موازنه قدرت را به سود کودتاگران تغییر دهد.
طرحی فراتر از یک عملیات نظامی
بررسی اسناد و اعترافات منتشرشده نشان میدهد که طراحان کودتا تنها به عملیات نظامی فکر نمیکردند. همزمان با حملات هوایی، گروههایی مأمور ایجاد آشوب در تهران و برخی شهرهای دیگر بودند تا نیروهای امنیتی و نظامی در چند جبهه درگیر شوند.
بر اساس برنامهریزی انجامشده، گروههایی در پارک لاله، عباسآباد و بخشهایی از غرب تهران باید همزمان با آغاز عملیات، درگیریهای خیابانی ایجاد میکردند. همچنین برخی یگانهای نظامی و نیروهای شبهنظامی مأموریت داشتند پس از شروع حملات، مراکز حساس را در اختیار بگیرند.
در کنار این اقدامات، شاخه سیاسی سازمان نقاب نیز تلاش میکرد با جلب حمایت برخی شخصیتهای سیاسی و مذهبی، برای دولت احتمالی پس از کودتا مشروعیت ایجاد کند. درباره میزان موفقیت این تلاشها روایتهای متفاوتی وجود دارد، اما اسناد و اعترافات منتشرشده در سالهای بعد نشان میدهد که این موضوع یکی از محورهای مهم برنامهریزی کودتا بوده است.
نقشهای برای تصرف پایتخت
اگرچه کودتای نوژه با محوریت نیروی هوایی طراحی شده بود، اما اسناد و روایتهای منتشرشده نشان میدهد که طراحان آن، عملیات را صرفاً به پرواز چند جنگنده محدود نکرده بودند. برنامهای که برای ۱۸ تیر ۱۳۵۹ تدوین شده بود، مجموعهای از حملات هوایی، عملیات زمینی، ایجاد آشوب در شهر و تصرف مراکز حساس را در بر میگرفت؛ به گونهای که در صورت موفقیت مرحله نخست، اداره کشور در اختیار یک دولت نظامی قرار میگرفت و پس از یک دوره انتقالی، ساختار سیاسی جدیدی شکل میگرفت.

ضربه نخست؛ حمله به مراکز فرماندهی جمهوری اسلامی
براساس اعترافات منتشرشده از برخی اعضای شبکه کودتا و اسناد موجود، مهمترین هدف عملیات، حمله هوایی به محل اقامت امام خمینی(ره) در جماران بود. طراحان کودتا معتقد بودند تا زمانی که رهبر انقلاب در قید حیات باشد، امکان بسیج سریع مردم و شکست کودتا وجود دارد.
در اعترافات ستوان رکنی که پس از دستگیری منتشر شد، آمده است که سران کودتا بارها تأکید کرده بودند که «تا زمانی که امام زنده باشد، مردم با یک پیام او به خیابانها خواهند آمد و عملیات شکست خواهد خورد.» از همین رو، چند فروند جنگنده مأموریت داشتند نخستین حمله را به جماران انجام دهند.
اما این تنها هدف عملیات نبود. بر اساس طرح تدوینشده، جنگندهها باید همزمان مراکز مهم دیگری از جمله فرودگاه مهرآباد، دفتر نخستوزیری، ستاد مرکزی سپاه پاسداران، کمیته انقلاب اسلامی، ساختمان مجلس شورای اسلامی، مدرسه فیضیه قم و تعدادی از پادگانهای مهم را نیز بمباران میکردند. طراحان امیدوار بودند با وارد کردن ضربات همزمان به این مراکز، امکان هماهنگی نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی از بین برود.
در مرحله بعد نیز یگانهای زمینی مأموریت داشتند ساختمان صداوسیما، زندان اوین، ستاد ارتش، پادگان حر، پادگان جمشیدیه و برخی مراکز نظامی دیگر را تصرف کنند. به اعتقاد طراحان، در اختیار گرفتن رادیو و تلویزیون اهمیت ویژهای داشت؛ زیرا اعلام موفقیت کودتا از طریق رسانه ملی میتوانست بر فضای روانی جامعه اثر بگذارد و بخشی از بدنه ارتش و دستگاه اداری را با شرایط جدید همراه کند.
دولت نظامی؛ برنامهای برای روز پس از کودتا
بر اساس اسناد منتشرشده، هدف کودتاگران تنها سرنگونی جمهوری اسلامی نبود. آنان برای دوره پس از عملیات نیز برنامهریزی کرده بودند.
در روایتهای موجود آمده است که قرار بود پس از موفقیت عملیات، یک دولت نظامی برای حدود دو سال اداره کشور را در دست بگیرد. سپس انتخاباتی برگزار شود تا شکل حکومت آینده مشخص شود. منتقدان این طرح، این انتخابات را «فرمایشی» توصیف کردهاند و معتقدند ساختار قدرت از پیش تعیین شده بود.
همچنین در برخی اسناد به تلاش شاخه سیاسی سازمان «نقاب» برای جلب حمایت برخی شخصیتهای سیاسی و مذهبی اشاره شده است. درباره میزان این ارتباطات و نقش افراد نامبرده، دیدگاهها و روایتهای متفاوتی وجود دارد، اما اسناد منتشرشده پس از کودتا نشان میدهد که سران شبکه تلاش میکردند برای اقدامات خود نوعی پشتوانه سیاسی و مذهبی فراهم کنند.

شب کودتا؛ وقتی نقشه پیش از اجرا فاش شد
یکی از مهمترین بخشهای پرونده کودتای نوژه، چگونگی کشف آن است؛ موضوعی که درباره آن روایتهای متعددی وجود دارد و هنوز نیز در برخی جزئیات اختلاف نظر دیده میشود.
حجتالاسلام محمد محمدی ریشهری، رئیس وقت دادگاه انقلاب ارتش، در خاطرات خود مینویسد عصر روز ۱۷ تیر ۱۳۵۹، سعید حجاریان که آن زمان با اداره دوم ارتش همکاری میکرد، با اضطراب نزد او رفت و خبر داد که همان شب قرار است کودتا آغاز شود. به روایت ریشهری، همین اطلاع موجب شد بررسیها با سرعت بیشتری انجام شود و نیروهای مسئول برای مقابله آماده شوند. اما این تنها روایت موجود نیست.
ابوالحسن بنیصدر، رئیسجمهور وقت، در خاطرات خود روایت متفاوتی ارائه میدهد. او معتقد است اطلاعات مربوط به کودتا از دو مسیر به دست مسئولان رسید. به گفته بنیصدر، نخست حفاظت ریاستجمهوری و اطلاعات ارتش از طریق تعقیب برخی افراد به سرنخهایی درباره شبکه کودتا رسیده بودند و جواد فکوری، فرمانده وقت نیروی هوایی، مأمور پیگیری موضوع شده بود.
او همچنین روایت میکند که همسر یکی از خلبانان، پس از اطلاع از فعالیتهای همسرش، موضوع را با برخی مسئولان در میان گذاشت و در نهایت اطلاعات در اختیار دفتر ریاستجمهوری قرار گرفت. بنیصدر در عین حال تأکید میکند که سپاه پاسداران نیز از مسیر دیگری به اطلاعات مشابهی دست یافته بود.
«شیر مادر» و حلقه گمشده
محسن رضایی، مسئول وقت اطلاعات سپاه، روایت دیگری را در یادداشت معروف خود با عنوان «کودتا و شیر مادر» بیان کرده است. او مینویسد که چند روز پیش از عملیات، اطلاعات سپاه از وجود یک شبکه کودتا در ارتش مطلع شده بود، اما هنوز زمان دقیق اجرای آن مشخص نبود. به گفته رضایی، در همین روزها با رهبر شهید که آن زمان نماینده امام خمینی در شورای عالی دفاع بود، دیدار کرده و موضوع را اطلاع داده بود.
رضایی نقل میکند که مدتی بعد، رهبر شهید انقلاب با او تماس گرفت و گفت یک خلبان جوان به منزلش مراجعه کرده و اطلاعات مهمی درباره کودتا در اختیار دارد. رضایی مینویسد پس از گفتوگو با آن خلبان متوجه شد که «حلقه گمشده» اطلاعات پیدا شده است.
براساس این روایت، آن خلبان پس از آنکه مادرش از تصمیم او برای شرکت در عملیات مطلع میشود، با مخالفت شدید او روبهرو شده و مادرش به او میگوید اگر موضوع را اطلاع ندهد، «شیرم را بر تو حلال نمیکنم.» همین موضوع باعث میشود خلبان از تصمیم خود منصرف شود و اطلاعات را در اختیار مسئولان قرار دهد.
روایت حزب توده؛ ادعای انتقال اطلاعات
در کنار روایتهای مسئولان جمهوری اسلامی، برخی اعضای حزب توده نیز بعدها مدعی شدند که این حزب در کشف کودتا نقش داشته است. محمدعلی عمویی، از اعضای سازمان نظامی حزب توده، در خاطرات خود میگوید اطلاعات ارزشمندی درباره طرح کودتا در اختیار مسئولان جمهوری اسلامی قرار داده بود. او مدعی است این اطلاعات از طریق شبکه نظامی حزب به دست آمده و به مسئولان منتقل شده است.
علی خدایی، دیگر عضو حزب توده، نیز در یادداشتی نوشته است که اطلاعات اولیه توسط همسر یکی از افسران مرتبط با سازمان نظامی حزب به دست آمده و سپس به رهبری حزب منتقل شده است.
هادی خسروشاهی نیز در گفتوگویی اظهار کرده است که نورالدین کیانوری، دبیر اول حزب توده، پیش از وقوع کودتا گزارشی شامل زمان، محل تجمع نظامیان و اهداف عملیات را در اختیار او قرار داده و او نیز این اطلاعات را به احمد خمینی منتقل کرده است.
با این حال، درباره میزان نقش حزب توده در کشف کودتا اتفاقنظر تاریخی وجود ندارد و این ادعاها از سوی پژوهشگران مختلف به شکلهای متفاوت ارزیابی شده است.
کودتایی که هرگز آغاز نشد
صرفنظر از اختلاف روایتها درباره نحوه افشای عملیات، آنچه تقریباً همه منابع بر آن اتفاق نظر دارند این است که پیش از حرکت اصلی کودتاگران به سمت پایگاه نوژه، بخش مهمی از شبکه شناسایی شده بود. در نتیجه، نیروهای سپاه، کمیته انقلاب، نیروی هوایی و دیگر نهادهای مسئول، عملیات گستردهای را برای دستگیری عوامل آغاز کردند.
به این ترتیب، طرحی که قرار بود ظرف چند ساعت موازنه قدرت را در ایران تغییر دهد، پیش از آنکه نخستین جنگنده از باند پرواز برخیزد، با شکست روبهرو شد. اما پایان عملیات، آغاز مرحله دیگری بود؛ مرحلهای که با بازداشت صدها نفر، محاکمه فرماندهان، صدور احکام اعدام و شکلگیری یکی از مهمترین پروندههای امنیتی سالهای نخست جمهوری اسلامی همراه شد.
با آشکار شدن ابعاد شبکه کودتا در شامگاه ۱۷ تیر ۱۳۵۹، مرحلهای آغاز شد که دیگر نه به عملیات نظامی، بلکه به شناسایی، بازداشت و محاکمه عوامل مرتبط با این پرونده اختصاص داشت. نیروهای سپاه پاسداران، کمیته انقلاب اسلامی، دادگاه انقلاب ارتش و بخشهایی از نیروی هوایی، با تشکیل ستاد مشترکی برای خنثیسازی عملیات، روند دستگیری افراد مرتبط با شبکه را آغاز کردند؛ اقدامی که در روزهای بعد به یکی از گستردهترین پروندههای امنیتی سالهای نخست جمهوری اسلامی تبدیل شد.
شبکهای که پیش از حرکت متوقف شد
بر اساس برنامه کودتا، قرار بود بخشی از نیروهای جذبشده ابتدا در نقاطی از تهران، از جمله پارک لاله، تجمع کنند و سپس به سمت پایگاه هوایی نوژه در همدان حرکت کنند. اما با افشای طرح، بسیاری از این افراد پیش از رسیدن به محل مأموریت یا هنگام حرکت شناسایی و بازداشت شدند.
در کنار بازداشتهای تهران، عملیات تعقیب در پایگاههای هوایی و یگانهای نظامی نیز آغاز شد. بسیاری از خلبانان، افسران و درجهدارانی که نامشان در فهرست عوامل کودتا قرار داشت، ظرف چند ساعت بازداشت شدند و تعدادی دیگر نیز موفق به فرار شدند. همزمان، مرزهای زمینی، هوایی و دریایی کشور به دستور شورای انقلاب برای مدتی بسته شد تا از خروج احتمالی متهمان جلوگیری شود.
برخی گزارشهای منتشرشده در همان زمان از پناهندگی دو افسر ایرانی با یک فروند بالگرد به ترکیه حکایت داشت. خبرگزاریهای ترکیه اعلام کردند این دو نظامی درخواست پناهندگی سیاسی دادهاند و خواهان عزیمت به آمریکا هستند. با وجود انتشار این خبر، ارتباط مستقیم آنان با شبکه کودتای نوژه هیچگاه بهصورت قطعی روشن نشد.

محاکمهای که بازتاب گستردهای داشت
پس از پایان مرحله بازداشتها، رسیدگی قضایی به پرونده آغاز شد. شهید محمد بهشتی، رئیس وقت دیوان عالی کشور، در روزهای پس از کشف کودتا از تشکیل دادگاه برای متهمان خبر داد. همزمان، دادگاه انقلاب ارتش مسئولیت رسیدگی به بخش مهمی از پرونده را بر عهده گرفت.
دو روز پس از کشف کودتا، سعید مهدیون، فرمانده پیشین نیروی هوایی، و آیت محققی، از فرماندهان ارشد نیروی هوایی و از طراحان اصلی عملیات، بازداشت شدند. بر اساس گزارشهای رسمی آن زمان، این دو در جریان بازجوییها به همکاری با شاپور بختیار و مشارکت در طراحی کودتا اعتراف کردند. هر دو پس از محاکمه به اعدام محکوم شدند.
در ادامه رسیدگیها، دادگاه انقلاب احکام دیگری نیز صادر کرد. در نخستین گروه از محکومان، سرتیپ آیت محققی، سروان بیژن ایراننژاد، سرگرد فرخزاد جهانگیری، استوار محمد مالکی و همافر یوسف پوررضایی اعدام شدند. روند محاکمه سایر متهمان نیز در هفتهها و ماههای بعد ادامه یافت.
براساس آمارهای منتشرشده از سوی منابع رسمی جمهوری اسلامی، در مجموع ۱۲۱ نفر از متهمان این پرونده به اعدام محکوم شدند. صدها نفر دیگر نیز با احکام مختلف زندان یا محرومیت از خدمت روبهرو شدند؛ هرچند درباره تعداد دقیق بازداشتشدگان و محکومان، در منابع مختلف اختلافهایی دیده میشود.
روایتهای متفاوت از نقش بازیگران خارجی
از همان روزهای نخست پس از شکست کودتا، بحث درباره نقش کشورهای خارجی در طراحی آن مطرح شد. امام خمینی(ره) در سخنرانیها و پیامهای خود، آمریکا را از عوامل اصلی حمایت از این طرح دانست. در سالهای بعد نیز مسئولان جمهوری اسلامی بارها از ارتباط طراحان کودتا با برخی دولتهای خارجی سخن گفتند.
در اسناد منتشرشده از سوی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی آمده است که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، حکومت عراق و برخی کشورهای عربی منطقه از حامیان طرح کودتا بودهاند. همچنین در این اسناد ادعا شده است که حتی درباره تقدم آغاز جنگ عراق علیه ایران یا اجرای کودتا نیز میان طراحان گفتوگوهایی صورت گرفته بود و در نهایت تصمیم گرفته شد ابتدا کودتا اجرا شود.
با این حال، درباره میزان و نوع حمایت خارجی از این عملیات، میان پژوهشگران دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی پژوهشگران غربی، از جمله مارک گازیوروسکی، نیز در بررسیهای خود به ارتباط مخالفان جمهوری اسلامی با برخی بازیگران خارجی اشاره کردهاند، اما درباره دامنه این همکاریها ارزیابیهای یکسانی وجود ندارد.
منبع:
«یک روایت معتبر درباره کودتای نوژه»/قاسم شهریاری/انتشارات بهنشر











