به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی،روزنامهنگار: روی این کاغذها، آرزوهایشان را نوشتهاند. سلامتی مادر، موفقیت پسر، عشق، پول، قدرت. آنها باور دارند خدا این کاغذها را میخواند و دعایشان مستجاب میشود. این مناسک، در تلآویو و اورشلیم، «ایمان» نام دارد. اما در لندن، در استودیوهای پشت میکروفن، مناسک مشابه در تهران، «خرافات» خوانده میشود.
اسرائیل اینترنشنال، بیبیسی فارسی، من و تو و دهها رسانه فارسیزبان وابسته به صهیونیستها و دشمنان ایران، هر سال در شبهای قدر، تیتر میزنند: «خرافات در ایران». دوربینهایشان را به مسجد جمکران میبرند. مردم را نشان میدهند که گریه میکنند، دعا میخوانند، قرآن بر سر میگیرند و گزارشهایشان پر است از واژههای تحقیرآمیز: «عقبمانده»، «قرون وسطایی»، «توسل به موهومات». همان رسانههایی که گریه بر امام حسین را «احساساتگرایی بیهوده» میخوانند، خودشان در پای دیوار ندبه، کاغذ دعا لای سنگها میچپانند و گریه میکنند.
این تناقض را باید کالبدشکافی کرد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بارها در پای دیوار ندبه حاضر شده. کاغذ دعا در لای سنگها گذاشته. دست بر دیوار کشیده. چشمانش را بسته. زمزمه کرده. این تصاویر در رسانههای اسرائیلی «نشانه ایمان» است. اما وقتی یک ایرانی به جمکران میرود، در شب قدر قرآن بر سر میگیرد، وقتی میلیونها ایرانی در خیابانها برای امام حسین سینهزنی میکنند، همان رسانهها اینها را «خرافات مذهبی» میخوانند. این یعنی استاندارد دوگانه. این یعنی نژادپرستی فرهنگی. به اعتقاد آنان، ایمانِ یهودی، مقدس است.
ایمانِ مسلمان، خرافه. اما بیایید خودِ «کاغذ دعا در دیوار» را بررسی کنیم. خاخام شلومو گورن، خاخام ارشد سابق اسرائیل، در کتاب «دیوار ندبه» مینویسد: «گذاشتن کاغذ دعا در شکاف دیوار، سنتی است که از قرن ۱۸ آغاز شد. هیچ منبعی در تورات یا تلمود برای آن وجود ندارد.» خاخام یسرائیل مئیر لاو، خاخام ارشد اسبق تلآویو، در مصاحبه با یدیعوت آحارونوت اعتراف کرده: «این یک سنت فولکلوریک است، نه یک فریضه دینی.» این یعنی حتی مراجع دینی یهود هم این کار را «اختراع بشری» میدانند. اما رسانههای صهیونیستی، هرگز این مناسک را «خرافات» نخواندهاند.
حالا مقایسه کنید با اسلام شیعی. شبهای قدر، مستند به قرآن است. سوره قدر: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ». پیامبر اسلام، شخصا شبهای قدر را احیا میگرفت. امام علی (ع)، در شب قدر به شهادت رسید. این یعنی احیای شب قدر، مستقیما به متن قرآن و سیره معصومین متصل است. اما رسانههای صهیونیستی، این را «خرافات» میخوانند. در حالی که کاغذ دعا در دیوار ندبه، به اعتراف خاخامهای خودشان، هیچ ریشهای در تورات ندارد.
این استاندارد دوگانه، یک هدف مشخص دارد: اسلامستیزی سیستماتیک. شبکه ایران اینترنشنال، در سال ۱۴۰۲، در برنامه «کافه ایران»، مجری برنامه علنا گفت: «این قدر به سینهتان نزنید، امام حسین که زنده نمیشود.» این جمله، توهین به مقدسات میلیونها شیعه در جهان است. اما همین شبکه، در همان هفته، برنامهای درباره «اهمیت دیوار ندبه در یهودیت» پخش کرد. این یعنی توهین به اسلام، آزادی بیان است و این، تناقض، یک استراتژی است.
بیبیسی فارسی، در سال ۱۴۰۱، در برنامه «چشمانداز بامدادی»، گزارشی از مسجد جمکران پخش کرد با عنوان: «چاه جمکران، تجارتخانه خرافات». در این گزارش، مردم را که نامههایشان را در چاه میاندازند، «بیسواد» و «خرافاتی» خواندند. اما در وبسایت رسمی سازمان گردشگری اسرائیل، دیوار ندبه اینگونه توصیف شده: «مکانی که میتوانید دعاهایتان را بنویسید و در شکافهای دیوار قرار دهید تا خداوند آنها را بخواند.» یعنی همان کاری که در جمکران میکنید، در اورشلیم «ارتباط با خدا»ست. همان کار را در قم انجام دهید، «خرافات».
این پارادوکس را روانشناسی اجتماعی توضیح میدهد. پروفسور رابرت جی لیفتون، روانپزشک دانشگاه هاروارد، در کتاب «ناازیسم و پزشکان» مفهوم Double Think را توضیح میدهد: «توانایی نگهداشتن همزمان دو باور متضاد در ذهن». رسانههای صهیونیستی، دقیقا از این مکانیسم استفاده میکنند. هم مناسک خودشان را مقدس میدانند، هم مناسک مشابه در اسلام را خرافات. این Double Think، برای مخاطب فارسیزبان، نوعی شستشوی مغزی تدریجی ایجاد میکند. مخاطب، به مرور، باور میکند که ایمانِ غربی، عقلانی است، ایمانِ شرقی، خرافه!











