به گزاش همشهری آنلاین؛ زهره مسکنی در این یادداشت نوشت:اگر از یک کودک بپرسیم خیابان چه جایی است، احتمالاً پاسخ او با تعریف ما از خیابان متفاوت خواهد بود. برای ما خیابان مجموعهای از قوانین، تابلوها و خطکشیهاست؛ اما برای او فضایی پر از تجربههای تازه و گاهی پرخطر. فاصله میان این دو نگاه را نه جریمهها پر میکند و نه هشدارها؛ این فاصله را «قصهها» پر میکنند. روز ادبیات کودک و نوجوان یادآوری خوبی است تا دوباره به این ظرفیت کمتر دیدهشده فکر کنیم.
ادبیات کودک فقط سرگرمی یا وسیلهای برای پر کردن اوقات فراغت نیست. داستانها نخستین ابزارهایی هستند که به کودکان کمک میکنند جهان اطراف خود را بفهمند. کودک از طریق روایتها میآموزد چگونه با دیگران تعامل کند، خطر را تشخیص دهد، مسئولیت بپذیرد و در یک فضای مشترک زندگی کند. به همین دلیل، بسیاری از مفاهیمی که ما در قالب قانون و مقررات بیان میکنیم، برای کودکان زمانی قابل درک میشوند که در قالب یک روایت ساده و قابل لمس ارائه شوند.
شهر نیز یکی از مهمترین فضاهایی است که کودک باید آن را بشناسد. خیابان، پیادهرو، اتوبوس، دوچرخه، خط عابر پیاده و چراغ راهنمایی تنها عناصر فیزیکی شهر نیستند؛ هرکدام بخشی از تجربه اجتماعی کودک در زندگی شهری هستند. اگر این عناصر تنها در قالب «باید و نباید» معرفی شوند، برای کودک مفاهیمی خشک و دور از ذهن باقی میمانند. اما وقتی همین مفاهیم در قالب داستان، شخصیت و ماجرا روایت شوند، به تجربهای قابل فهم و ماندگار تبدیل میشوند.
در بسیاری از کشورها، ادبیات کودک به عنوان یکی از ابزارهای مهم آموزش شهروندی مورد توجه قرار گرفته است. کتابها، داستانها و حتی بازیهای داستانمحور به کودکان کمک میکنند تا قوانین شهری را نه به عنوان محدودیت، بلکه به عنوان بخشی از زندگی جمعی درک کنند. در چنین رویکردی، کودک یاد میگیرد که رعایت حق دیگران در خیابان، توجه به عابر پیاده یا استفاده ایمن از مسیرهای شهری، بخشی از مسئولیت او به عنوان یک شهروند است.
امروز که از شهرهای دوستدار کودک سخن گفته میشود، نباید تنها به ایجاد فضاهای بازی یا پارکهای ایمن اکتفا کرد. شهر دوستدار کودک شهری است که کودکان بتوانند آن را بفهمند، با آن ارتباط بگیرند و در آن احساس تعلق داشته باشند. ادبیات کودک میتواند یکی از مهمترین ابزارهای شکلگیری این ارتباط باشد؛ زیرا داستانها به کودکان کمک میکنند تا شهر را نه فقط به عنوان فضایی فیزیکی، بلکه به عنوان محیطی اجتماعی و انسانی تجربه کنند.
روز ادبیات کودک و نوجوان فرصتی است برای طرح یک پرسش مهم: شهر در روایتهایی که برای کودکان میسازیم چه جایگاهی دارد؟ اگر میخواهیم کودک امروز، شهروند مسئول فردا باشد، باید شهر را از خلال داستانها، بازیها و روایتهایی که برای او خلق میکنیم، قابل فهم و دوستداشتنی کنیم. شاید یکی از سادهترین و مؤثرترین قدمها همین باشد: اینکه خیابانها را برای کودکان قصه کنیم.











