به گزارش ایسنا، چند ساعتی از آغاز مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در مصلای امام خمینی (ره) میگذرد. گویی زمان در خیابانهای منتهی به مصلی متوقف شده است؛ با نزدیک شدن به میانه روز، گرمای هوا هر لحظه بیشتر میشود، اما جمعیت عزادار و دلباخته «آقای شهید» کمتر نشده و با گذشت ساعتها همچنان بر شمار آنها افزوده میشود. هر لحظه گروهی تازه از راه میرسند؛ خانوادههایی که از نخستین ساعات صبح در مسیر بودهاند، جوانانی که پرچم بر دوش دارند، سالمندانی که با وجود سختی راه خود را به مراسم رساندهاند و کودکانی که در آغوش پدر و مادرشان این بدرقه تاریخی را همراهی میکنند. هیچ نشانی از پراکنده شدن جمعیت دیده نمیشود و بسیاری تصمیم گرفتهاند تا پایان مراسم در این مسیر بمانند.

اگر اکنون در خیابانهای مطهری، بهشتی، شریعتی یا سهروردی قدم بزنید، با صحنههای متفاوت روبهرو خواهید شد. هیجان و شتاب ساعتهای ابتدایی صبح، حالا جای خود را به آرامشی معنادار داده است؛ آرامشی که از دل جمعیتی میلیونی شکل گرفته و با وجود ازدحام، نظم و همدلی در آن موج میزند. مردم از استانهای مختلف از جمله زنجان، قزوین، قم، اراک، اصفهان و حتی شهرهای دورتر، ساعتها مسیر را طی کردهاند تا خود را برای آخرین وداع به تهران برسانند. اتوبوسهایی که از ساعات اولیه در اطراف خیابانهای منتهی به مصلی توقف کردهاند، روایتگر سفری طولانی هستند؛ سفری که مقصدش حضور در مراسمی است که بسیاری آن را بخشی از مسئولیت و دِین خود میدانند.

در میان جمعیت، هر چند قدم یکبار میتوان خانوادههایی را دید که کنار یکدیگر نشستهاند و اندکی استراحت میکنند. برخی بطریهای آب را میان مردم پخش میکنند، برخی دیگر با بادبزنهای دستی تلاش میکنند از شدت گرما بکاهند و عدهای نیز تنها در سکوت به مسیر مقابل خود خیره شدهاند. خستگی در چهرهها دیده میشود، اما کمتر کسی از بازگشت سخن میگوید.
حضور فعال دانشگاهها در مسیر مصلی
از بخشهای پررنگ خدماترسانی در این ساعات، بر عهده مراکز علمی و دانشگاههاست. برخلاف روزهای معمول، بسیاری از دانشگاهها، تشکلهای دانشجویی و گروههای جهادی با برپایی موکبهای متعدد در اطراف مصلی، مسئولیت تأمین بخشی از نیازهای مردم را بر عهده گرفتهاند. دانشجویان از توزیع آب معدنی، شربت، بستههای غذایی و اقلام بهداشتی گرفته تا راهنمایی مردم، کمک به تردد سالمندان، جابهجایی افراد دارای توانخواهی و ارائه خدمات اولیه درمانی، حضوری فعال دارند. بسیاری از آنان ساعتهاست بدون وقفه مشغول خدمت هستند و همین حضور، فضای مراسم را از یک اجتماع صرفا سوگوارانه به صحنهای از همدلی و خدمترسانی تبدیل کرده است.

خیابانهایی که به موکب تبدیل شدهاند
پایتخت امروز دیگر شباهتی به یک شهر اداری ندارد؛ خیابانها رنگ و بوی دیگری گرفتهاند و بخش زیادی از مسیرهای منتهی به مصلی به موکبهای بزرگ مردمی تبدیل شده است. بانکها، ادارهها و ساختمانهای مستقر در این محدوده، درهای خود را برای استراحت مردم گشودهاند تا عزاداران بتوانند دقایقی از گرمای هوا فاصله بگیرند یا از خدمات بهداشتی استفاده کنند.
برخی فروشگاهها نیز آب آشامیدنی و امکانات اولیه را در اختیار مردم قرار میدهند. حتی جایگاههای سوخت، از جمله پمپبنزینهای محدوده خیابان پاکستان کارکردی فراتر از وظیفه همیشگی خود پیدا کردهاند و به محل استقرار خودروهای امدادی، آمبولانسها و نیروهای خدماتی تبدیل شدهاند تا در صورت نیاز، در کوتاهترین زمان ممکن به مردم خدمات ارائه دهند.

در بخشهایی از مسیر نیز خودروهای امدادی هلال احمر، اورژانس و نیروهای خدمات شهری بهطور مستمر در رفتوآمد هستند. امدادگران در میان جمعیت حرکت میکنند و به افرادی که بر اثر گرما دچار ضعف شدهاند رسیدگی میکنند تا مراسم بدون مشکل ادامه پیدا کند.
صدای بلندگوها؛ پیوند میان جمعیت و مراسم
ازدحام جمعیت به اندازهای است که بسیاری از عزاداران امکان ورود به محوطه اصلی مصلی را پیدا نمیکنند، اما بلندگوهایی که در سراسر مسیر نصب شدهاند، ارتباط آنان را با مراسم حفظ کردهاند. نوای مداحی، قرائت قرآن، زیارت و سخنرانیها در تمام خیابانهای اطراف شنیده میشود و جمعیت، همزمان با حرکت آرام خود، این صداها را زمزمه میکند. برخی دست بر سینه ایستادهاند، برخی اشک میریزند و برخی دیگر در سکوت تنها گوش میسپارند. این بلندگوها حلقه اتصال هزاران نفری هستند که در خیابانها حضور دارند اما خود را جزئی از متن مراسم میدانند.

پارچهنوشتههایی که حرف میزنند
در تمام طول مسیر، تصاویر رهبر شهید، پرچمهای ایران، پرچمهای «یا حسین» و دستنوشتههای مردمی به چشم میخورد. اما آنچه بیش از همه نگاهها را به خود جلب میکند، پارچهنوشتههایی است که هر کدام پیامی از احساسات مردم را روایت میکنند. جمله «گر پدر رفت، تفنگ پدری هست هنوز» بارها بر روی پلاکاردها دیده میشود و بسیاری از مردم هنگام عبور، آن را با صدای بلند تکرار میکنند. در کنار آن، دستنوشتههایی درباره ادامه راه، وحدت و قدردانی از خدمات رهبر شهید نیز در میان جمعیت دیده میشود؛ نوشتههایی که بیش از آنکه شعار باشند، روایت احساس مردمی هستند که برای بدرقه آمدهاند.
خستگی در برابر عهد
مردم با وجود گرمای طاقتفرسا، به جای اینکه به دنبال سایه یا راهی برای بازگشت باشند، در کنار جدولها، سکوهای خیابان و هر فضای خالی که پیدا میکنند، دقایقی مینشینند، نفسی تازه میکنند و دوباره به جمعیت میپیوندند. بسیاری ساعتهاست در این مسیر حضور دارند، اما همچنان چشم به مراسم دوختهاند و منتظرند تا آخرین لحظات بدرقه را همراهی کنند. خستگی در چهرهها دیده میشود، اما کمتر کسی از ترک مراسم سخن میگوید؛ انگار برای همه، امروز روز حضور و ادای احترام است و گرما و سختی مسیر، در برابر این حس مسئولیت، رنگ باخته است.

به گزارش ایسنا، آنچه این روزها در خیابانهای منتهی به مصلای امام خمینی (ره) دیده میشود، یک مراسم رسمی تشییع نیست؛ بلکه صحنههایی از همدلی، همراهی و مشارکت مردمی است. از نیروهای امدادی که از شهرهای مختلف برای خدمت آمدهاند تا دانشجویانی که در موکبها بیوقفه مشغول خدمترسانی هستند و مردمی که ساعتها زیر آفتاب ایستادهاند، همه بخشی از تصویری واحد را شکل دادهاند. تصویری از مردمی که با وجود خستگی، ازدحام و گرمای هوا، ترجیح دادهاند در کنار یکدیگر بمانند و آخرین وداع خود را با رهبر شهید به پایان برسانند.
انتهای پیام











