مدیران وقت نظام آموزشی نیز علیرغم جنگ زرگری بین دو جناح برای بهرهبرداری سیاسی و بهره بردن از رانت مدیریت، در نهایت هیچیک توبیخ یا تنبیه نشدند! حتی هیچ عذرخواهی از آسیبدیدگان این حادثه انجام نشد و وزیر وقت وقیحانه از عذرخواهی در نابود ساختن جسم و روح دهها دانشآموز سر باز زد.
حال پس از ۱۴ سال در جنایت مدرسه میناب دهها دختر و پسر خردسال در حملات وحشیانه نظامی جانشان را از دست دادهاند و برخی زخمی و برخی مفقود شدهاند. اما باید پرسید که آیا علاوه بر توحش ارتش آمریکا در حمله بیمهابا به مرکز آموزشی کودکان، عوامل دیگری در میزان و شدت این فاجعه دخیل نبوده است؟
آیا مدیران بالادستی که به موقع دستور تعطیلی و تخلیه مدارس را در لحظات اولیه آغاز جنگ صادر نکردند، مورد بازخواست و پرسش قرار گرفتند؟ عوامل اجرایی مدرسه که درب مدرسه را بسته و مانع از خروج دانشآموزان شدهاند؟ یا حتی وزیر آموزش و پرورش و مشاورانش که علیرغم آگاهی از احتمال بالای وقوع جنگ اصرار بر اجرای برنامه روتین روزانه مدارس داشتند و میتوانستند با کاهش حجم و مدت برنامه درسی مدارس، آثار و پیامدهای این جنایت را کاهش دهند.
اما پیش از هرچیز برای پیشگیری از قضاوت اشتباه درخصوص این نوشتار باید در یک اصل اشتراک نظر داشته باشیم؛ اینکه کودکان سیاسی نیستند و نباید باشند! وقایع مربوط به کودکان نیز نباید دستاویزی برای بهرهبرداری سیاسی شود بلکه باید بیهیچ سوگیری، اصل واقعه فارغ از سمتوسوی سیاسی دلخواه، بازگو و توصیف گردد. اگر در این اصل توافق حاصل شود، میتوان از دانشآموزان آسیبدیده و جانباخته در شینآباد به میناب و دیماه رسید و از دست رفتن جانهای عزیز کودکان را در تمام این وقایع، بیسوگیری و انکار و تحریف بازگو نمود و با بازماندگان، همدلی و برای سایر کودکان، راهکارهایی جهت در امان ماندن از حوادث مشابه مهیا ساخت. اما اگر واقعهای تمام ظرفیت رسانهها را دربرگیرد و از دیگر وقایع تلخ به سادگی عبور شود، باید به شکست اخلاقی چنین مواضعی اعتراف نموده و در نیّات آن شک جدی داشت.
شوربختانه واقعیت این است که وقتی پای توجه و تمرکز بر حوادث تلخی که برای کودکان رخ میدهد درمیان است، سوگیری سیاسی و ایدئولوژی افراد در وهلهی نخست تعیینکننده است و این همان نکتهی مورد نقد این نوشتار است؛ از این حیث اگر جان کودکان ارزشمند است و باید از هر جنگی و ستیز و جدالی به دور نگاه داشته شود؛ این ارزشمندی و محافظت باید در تمامی حوادث از شینآباد تا دیماه و میناب مدنظر قرار گیرد. در حادثهی آتشسوزی روستای شینآباد در ۱۵ آذر ۱۳۹۱ تعداد ۲۸ دانشآموز در آتش بیتدبیری مدیران وقت سوختند و ۲ نفر از آنان جانباختند!
در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بنابر گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ۲۱۳ دانشآموز جانباخته و تعدادی بازداشت شدند؛ در حملهی دهشتناک ارتش آمریکا به مدرسهای در میناب، ۱۶۸ دانشآموز و معلم در برخورد موشکها جان سپردند. در فاصلهی این وقایع تلخ، دیگر رخدادهایی از جمله واژگونی اتوبوس حامل دانشآموزان سمپاد و جانباختن ۵ دانشآموز و کودک به وقوع پیوسته است. در اغلب جوامع وقایع مربوط به کودکان و دانشآموزان با حساسیت ویژهای پیگیری میگردد و رسانههای آزاد تا پیبردن به تمامی جوانب این حوادث، فارغ از سوگیریهای سیاسی به نشر و بازتاب اخبار و تحلیلها میپردازند. همچنین مدیران بسیاری در نتیجهی چنین حوادثی بازخواست و برکنار شده یا با استعفا وجدان خود را سبکتر میکنند.
* کارشناس آموزش
۴۷۴۷









