به گزارش مشرق، در حالی که سیاستهای خصمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تنشها در غرب آسیا را به نقطه اوج جدیدی نزدیک کرده، اندیشکده آمریکایی مرکز «استیمسون» (Stimson) با اشاره به بازسازی سریع برنامههای هستهای و موشکی ایران پس از آخرین دور تنشها، هشدار داد که اجماع راهبردی خصمانه رژیم صهیونیستی علیه تهران، آسیبهای معکوس برای خود این رژیم و ایالات متحده به همراه داشته و آنها را به سمت تکرار چرخهای بیهوده از درگیریها سوق داده است.
این اندیشکده آمریکایی با اشاره به اینکه ایران تنها ۶ ماه پس از نبرد ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ با رژیم صهیونیستی در حال بازسازی برنامههای هستهای و موشکی خود است، تاکید میکند که خسارات ایجاد شده توسط حملات نظامی به ایران، موقتی بوده و به یک تغییر راهبردی منجر نشده و این یکی از دلایل ناکارآمدی گزینه حمله علیه ایران است.
ستیمسون با نگاهی عمیق به تاریخچه رویدادها و تجارب دهههای گذشته دلایل دیگری نیز برای ناکارآمدی راهبرد نظامی علیه ایران برمیشمارد از جمله اینکه چنین راهبردی بر خلاف اهدافش برای تضعیف ایران به تقویت جبهه داخلی ایران منجر میشود. به نوشته این اندیشکده، برخلاف هدف تضعیف، فشار نظامی و تهدید خارجی در ایران به عاملی برای تقویت بیشتر همبستگی در ایران تبدیل شده و به جای تضعیف اراده ملی، آن را مستحکمتر کرده است.
همچنین این تحلیل تاکید میکند که حمله نظامی به ایران نخواهد توانست آسیبی به نظام ایران برساند و رهبران ایران، برنامه هستهای و توانمندیهای موشکی را نه یک گزینه، بلکه هسته مرکزی امنیت و بازدارندگی کشور میدانند.
استیمسون همچنین اذعان میکند قدرت هوایی شاید بتواند تاسیسات فیزیکی را نابود کند، اما قادر به حذف دانش و تخصص علمی نیست. ایران با درسگیری از جنگ اخیر، به سمت استفاده از پرتابگرهای متحرک موشکی و افزایش بقاپذیری سامانههای خود حرکت کرده و کار را برای حملات پیشگیرانه بسیار دشوارتر نموده است.
استیمسون همچنین اشاره میکند که ماهیت اجماعی تهدید ایران در اراضی اشغالی، عمق بحث عمومی را محدود کرده و فضای کمی برای توسعه تفکر استراتژیک جایگزین باقی گذاشته است. این اندیشکده تصریح میکند: «مطرح کردن این موضوع به معنای سادهاندیشی درباره نیات ایران نیست؛ بلکه سؤال این است که آیا یک راهبرد متنوعتر که دیپلماسی، توازن منطقهای، بازدارندگی و فشار سنجیده را ترکیب کند، میتواند در نهایت دستاوردهای پایدارتری نسبت به اتکای تنها به اقدام نظامی به همراه داشته باشد؟»
این تحلیل در پایان به این نتیجه میرسد که صرف نظر از نتایج انتخابات در اراضی اشغالی، مسیر کلی سیاست در قبال ایران تغییر نخواهد کرد.
این اندیشکده با طرح یک پرسش کلیدی، چشمانداز تیرهای برای راهبرد تلآویو ترسیم میکند: «آیا مجموع هزینههای دورهای مکرر رویارویی با ایران، با دستاوردهای راهبردی آن تناسب دارد؟»
پاسخ تحلیلگر استیمسون منفی است. به عقیده تحلیلگر استیمسون، اسرائیل در دام «مدیریت خسارت» به جای «حل و فصل راهبردی» گرفتار شده است. حتی در عملیات ژوئن گذشته، با وجود غافلگیری و موفقیتهای اولیه، ایران همچنان توانست صدها موشک به سمت سرزمینهای اشغالی شلیک کند. این نشان میدهد که توانایی ایران برای «جذب ضربه و تداوم آتش متقابل» همچنان پابرجاست.
در عین حال طبق این مقاله، تحلیلهای کارشناسی حاکی از افزایش آمادگی نظامی ایران در مقایسه با جنگ ۱۲ روزه است. ایران ضمن رفع نقاط ضعف اطلاعاتی و امنیتی که به نفوذ عمیق اسرائیل انجامیده بود، اکنون روی اشباع پدافند هوایی دشمن با استفاده از انبوه موشکها و پهپادها و همچنین به کارگیری سلاحهای نامتقارن مانند «شهپادهای انتحاری» در دریا متمرکز شده است.
در نقطه مقابل، کارشناسان میگویند رژیم صهیونیستی نه تنها از نظر ذخایر پدافندی پس از جنگ گذشته تحلیل رفته، بلکه برای هر گونه عملیات فراگیر و مؤثر علیه ایران، به شدت به قدرت نظامی آمریکا وابسته است.
تحلیل اندیشکده استیمسون در شرایطی منتشر میشود که رژیم صهیونیستی با یک پارادوکس بزرگ روبهروست: از یک سو، اجماع داخلی گستردهای در مورد خطرناک بودن ایران وجود دارد، اما از سوی دیگر، همین اجماع، راه را بر هرگونه نوآوری استراتژیک و اتخاذ راهکارهای مکمل (همچون دیپلماسی، موازنه منطقهای و فشار هوشمند) بسته است. در چنین فضایی، تکرار حملات نظامی نه تنها مسئله را حل نمیکند، بلکه تنها ساعت را تا دور بعدی درگیریها تنظیم کرده و هزینههای هنگفتی را به اسرائیل و متحدانش تحمیل میکند.











