
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، سیدرضا صدرالحسینی و سیدکاظم سجادپور، کارشناسان مسائل بینالملل با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری، دومین دور از گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا را بررسی و تحلیل کردند و به پرسشها در این باره پاسخ دادند. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سؤال: آقای سجادپور ساعاتی پیش دور دوم گفتوگوهای ایران و آمریکا به پایان رسید، اگر بخواهیم نگاه کلی بیندازیم بر آن چه در دور دوم در ژنو گذشت؟
سجادپور: اگر بخواهیم نگاه کلی بیندازیم، دو تا سه نکته است؛ البته خیلی از جزئیات را خبر نداریم، بر اساس گزارشهایی که منتشر شده و صحبتهایی که هست، در مجموع نکته اول این است که مثبت ارزیابی شده، رو به جلو، هرچند که جدی و سخت، این مطلب اول؛ یعنی یک گام به جلو است، یعنی تأثیرات همین گام به جلو، نقداً روی قیمت نفت در بازار بینالمللی اثر و نتیجه خود را گذاشته، اما نکته دوم؛ آن چیزی که جالب است، خود برگزاری این دور است که نشان میدهد که یک ریل جدیدی آغاز شده و البته در این ریل فاصله بین مذاکره قبلی و حال حاضر که تحولات خیلی پیچیده و شگفتانگیزی بوده است، ولی برگشت به مذاکره از طرف امریکاییها و رسیدن به این موضوع که ما در همان چارچوب بحث هستهای ایران صحبت میکنیم، این خود از نظر فکری و سیاسی حائز اهمیت است و در نظر برخی کارشناسان نشان دهنده این است که به هر جهت شناسایی کردند بازدارندگی، ظرفیت کلی و آن توهمات کلی که درباره ایران داشتند، به فرمهای مختلف مورد تجدید نظر قرار گرفته است. سومین نکته که نسبت به دورهای قبلی بسیار حائز اهمیت است؛ منطقه است. ولی چیزی که میبینیم عمان در این که نقش بسیار کلیدی دارد و قابل تقدیر، ولی تنها عمان نیست که به این روند علاقهمند است و سرمایهگذاری میکند، در این دور جدید، یکپارچگی منطقهای را در حمایت از این روند میبینیم. بسیار جالب است علت آن؛ تحولاتی است که در دو سال گذشته رخ داده است.
سؤال: یک نکتهای را آقای سجادپور اشاره کردند؛ برگشت آمریکا به میز مذاکره به لحاظ فکری، سیاسی، رسانهای و از همه ابعاد قابل بررسی است.
صدرالحسینی: نکتهای که اشاره کردید، باید این نکته را بگویم که گام قابل توجهی که میتوانیم در مذاکرات دور دوم به آن بپردازیم؛ تعیین چارچوبهایی است که هر دو طرف به آن رسیدند، یعنی مسیر، مشخص شد. قابل انتظار هم نبود که در جلسه دوم، یک توافق قابل توجهی بحث شود، این در چارچوب همه مذاکرات، به ویژه در مذاکراتی که بیاعتمادی کامل وجود دارد، این نکته حائز اهمیت است که این دور دوم توانست یک چارچوب کلی به نتیجه برسد و قرار بر این شد که دو طرف توافقات خود را بنگارند و توسط مقامات عمان دست به دست شود و هر کدام از دو طرف، نظرات خود را نسبت به نگارش طرف مقابل اعلام کنند؛ خود این یک گام به جلو است و نشان دهنده این است که آمریکاییها متوجه این موضوع شدند که چارهای به جز مذاکره در مقابل ندارند و البته این نکته هم حائز اهمیت است که هم در دور اول و به ویژه در دور دوم، تیمی که از جانب جمهوری اسلامی در مذاکرات شرکت کرد، یک تیم کامل در حوزههای گوناگونی بود که میتوانست برای پیشرفت مذاکرات کمک کند. این نکته هم قطعاً یک پیام کاملاً روشن است برای این که جمهوری اسلامی با یک اراده کامل و عزم راسخ و سرعت کاملاً قابل قبول برای رفع تحریمهای خود وارد این مذاکره خواهد شد، البته زمان دور سوم مشخص نشده، اما تصورم بر این است که بر اساس آن چه در دور دوم انجام شد، میتوان برای دور سوم مذاکرات امیدوار بود و همه این قضایا میتواند تأمین امنیت منطقه و نظام بینالملل را به دنبال داشته باشد.
سؤال: آقای سجادپور کلیدواژه منطقه، رفت و آمدهای دیپلماتیکی که پیش از آغاز دور جدید گفتوگوهای ایران و آمریکا صورت گرفت، تلاشهایی که کشورهای منطقه، نقش کلیدی عمان و دیگر کشورها داشتند برای این که بتوانند در این مسیر اثرگذار باشند و نکته اساسی در سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی که اگر جنگی آغاز شود؛ جنگ منطقهای خواهد بود؟
سجادپور: بسیار نکته مهمی در کلیت منطقه فرمودید، نکته اول این که در دو سال گذشته بر منطقه روشن شد که آن چیزی که واقعاً تهدید برای کلیت کشورهاست؛ رژیم صهیونیستی و این لجامگسیختگی آن است؛ به هفت کشور حمله کرد که جمهوری اسلامی ایران یکی از آنها بود، ولی به خود قطر و یمن حمله کرد و موضوعات دیگر و جالب است آخرین آن که قطر بود، البته سوریه که داستان خودش را دارد، دنیای عرب را مخصوصاً در منطقه جنوبی کشور ما؛ خلیج فارس تکان داد و احساسشان این بود که مسأله فقط ایران به تنهایی نیست، بلکه از نوعی تسلط منطقهای و باز بودن اسرائیل برای این که هر کاری در منطقه بخواهد انجام دهد و نکته دوم این است که اساس کار اسرائیل در این مدت، بر ایجاد زد و خوردها و تنشهای منطقهای بود، گویا حیاتش در این است که در این طرف و آن طرف مشکل ایجاد کند، البته در زمینهای مثل ایران به تنهایی از عهده برنمیآمد، لذا با همکاری مشترک آمریکا وارد این کار شدند؛ یعنی جنگ ۱۲ روزه؛ یک جنگ نابرابر بود، ولی اینها منطقه را نگران کرد و نکته سوم؛ چیزی که حائز اهمیت است؛ احساس استراتژیکی در کشورهای منطقه است که دیگر کل منطقه ظرفیت یک نبرد و جنگ بزرگ را ندارد، چون حساب کنید تقریباً حدود بیش از ۲۵ سال است که این منطقه پی در پی مسأله حملات نظامی قدرتهای فرامنطقهای را داشته یا عملیاتی از طرف ایادی آنها مثل خود اسرائیل؛ از اشغال افغانستان و عراق گرفته، به هم ریختگی لیبی که هنوز لیبی بعد از بیش از یک دهه سامانی پیدا نکرده و هر کدام از اینها پیامدهایی برای امنیت منطقهای داشته باشد، یعنی منطقه بعد از این تحولات، آرام نیست. داعش نتیجه به هم ریختگی کل منطقه بود، لذا این ظرفیت را نمیبینند. در صحبتهای رئیس جمهور ترکیه بارها این جمله تکرار شده و نکته آخری که باید اشاره کنم؛ عاملیت و ظرفیت منطقهای مخصوصاً در عرصه دیپلماتیک است، منظور چیست؟ منطقه واقعاً فرق کرده، کشورهای کوچک که در این منطقه هستند، ظرفیتهای بزرگی برای خود فراهم کردند؛ از جهات مختلف ازجمله از جهت دیپلماتیک، دسترسی که اینها به خود کاخ سفید دارند، قبلاً دسترسی به کاخ سفید؛ یک کالای انحصاری اسرائیل بود، ولی الان میبینید قطر دسترسی دارد، بقیه کشورها دارند و همین طور قدرت رسانهای که پیدا کردند و فقط هم محدود به کشورهای صرف حوزه جنوبی خلیج فارس نیست، این عاملیت منطقهای است که ما هم اثرگذار هستیم و البته به عنوان یک پاورقی بگویم؛ این کلیت منطقهای به این معنی نیست که در مقابل یک مسألهای مثل ایران بتوانند خودشان را بیتفاوت ببینند و نکته ظریفی که در اینجا وجود دارد؛ چون اول اگر یادتان باشد قبل از مذاکرات عمان، بحث بود که در ترکیه جمع شوند، حتی برای وزرای خارجه کشورهای منطقه دعوتنامه صادر شد، ولی ایران با این موافق نبود. ایران گفت ما موضوع منطقه نیستیم، ما یک کنشگر در منطقه هستیم، آن مسأله قابل بحث و گفتوگو است و لذا برگشت که خود این به نظرم هم از نظر کاری که ایران کرد؛ برگرداندن آن به مسقط و هم پذیرش این مطلب توسط منطقه. یعنی اگر دقت کرده باشید، این موضوع به راحتی در منطقه پذیرفته شد، لذا در یک کلام ما اگر بخواهیم خلاصه کنیم؛ منطقه نگران است، منطقه تلاشگر است و از همه جالبتر؛ روابط ایران و منطقه شاید هیچگاه به این پرکنشگری، پر رفت و آمدی و درک متقابل و همکاری نبوده، شاید یکی از مهمترین لحظات تاریخی همکاری ایران و آمریکاست.
سؤال: آقای صدرالحسینی صحبتهای آقای سجادپور اشاره کرد منطقه تلاشگر است و آن چه که کشورهای منطقه درباره گفتوگوهای ایران و آمریکا انجام میدهند، اما یک نکتهای که رهبر معظم انقلاب اسلامی اشاره کردند در مورد جنگ احتمالی ایران و آمریکا و اشاره کردند که آمریکا طاقت جنگ با ایران را ندارد. اگر بخواهیم شواهد و قرائن و کارنامه این موضوع؛ یعنی این عدم توانایی و رویارویی را در مقابل جمهوری اسلامی ایران بپردازیم، به چه مواردی اشاره میکنید؟
صدرالحسینی: اگر بخواهم تاریخچه این موضوع را عرض کنم؛ خیلی طولانی خواهد شد، اما به همین ایام اخیر میپردازم. امریکاییها در دو جنگ سخت و نرم در ماههای اخیر از ملت ایران شکست خوردند؛ ۱۲ روزه و فتنه آمریکایی- صهیونی در داخل کشور. این نکته حائز اهمیت است که شرایطی که جمهوری اسلامی در حوزه بومی دارد، آمریکاییها کاملاً از آن اطلاع دارند و میدانند که در ارتباط با این مسأله، جمهوری اسلامی در یک شرایطی از تمامیت ارضی خود دفاع کرد که حتی توانمندی ساخت یک فشنگ اسلحه سازمانی نیروهای نظامی خود را نداشت و امروز به یک توانمندی قابل توجهی رسیده که در دنیا کاملاً این مسأله مطرح است، چه در ارتباط با مسائل آفندی و چه در ارتباط با مسائل پدافندی. به منصه رسیدن این موضوع را در جنگ ۱۲ روزه به ویژه در روزهای پایانی کاملاً مشاهده کردیم. امریکاییها اگر هم نسبت به این مسأله کم اطلاعی داشتند، میتوانند همین امروز هم به بخشهایی از سرزمینهای اشغالی سفر کنند و آثار توانمندی بومی ما را مشاهده کنند. پس بر این اساس، آمریکاییها متوجه این موضوع هستند که با چه ملتی روبهرو هستند و بر اساس آن خودشان را تنظیم میکنند. بخش عمدهای از تلاش آمریکاییها در طول ماههای اخیر به ویژه بعد از جنگ ۱۲ روزه، کاملاً متمرکز شده بر روی یک جنگ ترکیبی که شامل عملیات روانی- رسانهای، اقدامات ضد ملت ایران در حوزه اقتصادی و سعی و تلاش در حوزه تحریمهای بینالمللی که مباحث اروپاییها را مشاهده میکنیم و شبیه به این، اما این بحث اساسی ما در این جا که ما در شبه کودتای آمریکایی- صهیونی مشاهده کردیم، عملیات روانی پرشدتی بود که شخص ترامپ هم مسئولیت آن را بر عهده دارد و به شدت در ارتباط با این مسأله، پیامهای متناقضی را ارسال میکند. جالب است که مردم منطقه هم این را متوجه شدند. در یک نظرسنجی که صورت گرفته، ۹۳ درصد از مردم منطقه ایرانهراسی را که در سالهای گذشته با توجه به عملیات روانی- رسانهای صورت میگرفت را پس زدند، جای جمهوری اسلامی و رژیم صهیونیستی در این رابطه عوض شده؛ یعنی ۹۳ درصد از مردم منطقه دیگر جمهوری اسلامی را تهدید برای منطقه نمیدانند و این بسیار بسیار با اهمیت است و نکته بعدی در ارتباط با این مسأله؛ ۲۰ تا ۲۵ درصد از مردم ایران مذاکره مستقیم با آمریکاییها مورد نظرشان بوده؛ یعنی آن بیاعتمادی که عرض کردم؛ یکپارچه، نه فقط در داخل کشور، بلکه در کل منطقه تسری پیدا کرده است، به خصوص بعد از جنگ ۱۲ روزه و بالاخص بعد از عدم موفقیت آن شبهکودتای پرشدتی که انجام شد. ۲۲ بهمن بعد از ۲۲ دی ماه بود، این را به این دلیل تأکید میکنم که مردم منطقه این صحنهها را مشاهده میکردند، امسال از بسیاری از کشورهایی که سالهای گذشته پیام تبریک برای مقامات ارشد کشور ما به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نمیفرستادند، فرستادند؛ بعضی از کشورهای مؤثر در منطقه مانند عربستان دو پیام یعنی هم پادشاه و هم نخستوزیر، اینها نشانه چیست؟ نشانه این است که کنشگری منطقه کاملاً به نفع ملت ایران مدیریت میشود بر اساس آن چیزی که به صورت واقعی از جمهوری اسلامی مشاهده میکنند.
سؤال: آقای سجادپور دو نکته را بگویم، بعد یک پرسش مطرح کنم؛ اقدام آمریکا در اعزام ناو به منطقه غرب آسیا با بهانههایی که اشاره میکند، توئیت دکتر عراقچی قبل از برگزاری دور نخست گفتوگوهای ایران و آمریکا در مسقط که اشاره کردند هماهنگی کامل بین دیپلماسی و میدان و حالا نکته مهم صحبتهای رهبر معظم انقلاب اسلامی که خطرناکتر از ناو؛ آن سلاحی است که آن ناو را غرق میکند و به قعر دریا میفرستد؛ و نکته اینجاست که این پیام بازدارنده از چه ابعادی قابل بررسی است؟
سجادپور: ما یک سهوجهی؛ سه طرف را باید نگاه کنیم؛ یکی ایالات متحده، دیگری ایران و نهایتاً منطقه، از منطقه که شروع کنیم که مفصل بحث نمیکنیم، این نگرانی منطقهای جدی است؛ چون اگر خدای ناکرده برخوردی باشد، ایران ثابت کرده که دو چیز را دارد؛ یکی اراده و دیگری توان در حد خود، همچنان که در جنگ ۱۲ روزه و گفته که ما اهداف مشخصی را در منطقه خواهیم زد، این یک نگرانی منطقهای است، چون در تاریخ تقریباً همه، اغلب و اکثر جنگها بر اساس مطالعات افرادی که در رشته روابط بینالملل هستند، با یک خوشبینی شروع میشود که ما میرویم میزنیم، چون قدرت بیشتری داریم، از صدام حسین که به کشور ما حمله کرد نگاه کنید تا همین رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه، روز سوم در توئیت ترامپ بود که ایران باید تسلیم کامل شود، روز ۱۲ همین فرد زد آتشبس بدون قید و شرط، اینها نشان دهنده این است که جنگی که هر شروع کنندهای شروع میکند با یک خوشبینی که من خیلی زود میزنم و تمام میکنم، ولی جنگها شروعشان معلوم است، پایان آنها نامعلوم است و جنگ منطقهای هم برای کشورهای منطقه و کسانی که راه میاندازند، نامعلوم است، لذا این مسأله از طرف منطقه داشته باشید؛ نگرانی منطقه جدی است و به همین جهت هم کنشگری شده است. ایالات متحده در طول تاریخ معاصر آمریکا هیچگاه چنین ترکیب دولتی و مقامات مسئول و حرفهای آنها را نداشتیم، مسأله فقط ایران نیست، همین هفته؛ یعنی دو روز قبل کمیسیون امنیتی مونیخ بود، یکشنبه تمام شد؛ جمعه، شنبه و یکشنبه، این کمیسیون امنیتی مونیخ فقط یک گردهمایی نیست، یک نهاد است و گزارشهای تحقیقاتی چاپ میکند، هر سال گزارشهای تحقیقاتیاش یک عنوان دارد و فکر میکنید عنوان گزارش تحقیقاتی امسال آن چه بود؟ تخریب و حرف این گزارش چه بود؟ که ایالات متحده آن چیزی که در جهان به عنوان نظام بینالمللی، نهادهای بینالمللی، حقوق بینالملل و مبنای فعل و انفعالات جهانی است را تخریب میکند و گرینلند را ببینید؛ در کنفرانس قبلی که در داووس چند هفته قبل از این جمع شدند، یک ساعت و ۲۰ دقیقه ترامپ صحبت کرد، بیشتر آن در مورد این است که گرینلند را به ما بدهید، البته آخرش هم یک اشاره کرد، لذا مسأله دولت فعلی آمریکا، یک مسأله جهانی است، یعنی فقط ایران نیست که با آن طرف است و مسأله دارد، با اروپا؛ بزرگترین متحد تاریخی خودشان، تحقیرآمیزترین صحبتها را در همین کنفرانس امنیتی مونیخ در سال قبل کردند، امسال روبیو وزیرخارجه، پارسال معاون رئیس جمهور؛ ونس رفت، امسال روبیو رفت، کمی ترمیم کند، آن هم در کلیات، چیزهایی را گفت و به مباحث اصلی که مورد توجه اروپا است من جمله روسیه و اوکراین اصلا اشارهای به آن معنی نکرد.
شما با یک دولتی روبه رو هستید که تجزیه طلب است و میخواهد قوانین جهانی را به هم بریزد، نکته دوم شخص رئیس جمهور آمریکاست، یعنی این نه فقط دولت نیست و تیمش، شما با یکی از نادرترین سیاستمداران دنیا روبه رو هستیدش، من نمیگویم تحلیل گران خود آمریکایی واژه پیرکودک را به کار میبرند، یعنی میگویند این درست است که هفتاد و چند سال دارد ولی روحیه یک کودک دارد که با یک چیز میتوانید نظرش را عوض کنید و از تحلیلگران بین الملل و به شمول تحلیلگران آمریکایی شنیدم که مواضعش، مواضع آخرین فردی که با او ملاقات کرده و پیامهای متناقض میزند، روی حرف هاش نمیشود حساب کرد، پر مصاحبه کنندهترین رئیس جمهور معاصر تاریخ آمریکاست، هیچ کس این قدر مصاحبه نکرده است و هیچ کس به این قدر توییت نزده است، حالا برای جلب توجه و هر چیز دیگر شما با یک پدیده عجیب و غریب مواجهاید.
نکته سوم در مورد آمریکا، این نحوه اجرای مذاکرات، حداقل، البته بحث خیلی زیاد است، فقط اشاره میکنم، در همین ژنو، مذاکره با ایران است، بلافاصله با اوکراین و روسیه و بعد مسئله سوم چیست، هیئت مدیره بنیاد صلحی که ترامپ راه انداخته است، هم برای غزه، در هر سه اینها، یعنی سه موضوع بین المللی، دو نفر کلیدی هستند، کوشنر و آقای ویتکاف، بقیه در کنار، به کنارند یعنی روحیه روبیو و ونس و ... و ذالک نیستند، این دو نفر هیچ سابقه اداری و حکومتی ندارند، عمدتا سوابق شان در حوزههای معاملات، مخصوصا معاملات ملکی است، یعنی در معاملات ملکی و خرید و فروش بوده است و سیستم بروکراسی، این که من میگویم برای بسیاری از دنیا میگویند خوب فرض کنید که اینها با قضیه اوکراین یک چیزی وصل هستند، ولی وزارت امور خارجه آمریکا چه میشود، تاسیسات و تشکیلات آمریکا چه میشود، در کنار این البته گفته میشود که کوشنر و ویتکاف میخواهند به هر ترتیبی که شده منطقه را آرام نگه دارند، منطقه خاورمیانه، اما بحث سوم ایران، ایران به نظر از چند جهت حائز اهمیت است در این دور، اول ما یک کشوری نیستیم که نتیجه پایان جنگ اول و دوم باشیم و از آن جا به دنیا آمده باشیم، قبل از این که بسیاری از کشورها، اصلا به دنیا بودند، اصلا ایران بوده، یک دانه جنگ نداشته، برخی از آمار و ارقام میگویند ششصد جنگ در تاریخ داشته است، هزار و یک تجربه و ریشه دار بودن و پختگی در این فرهنگ و در این تمدن است که اینها ستودنی است و قابل توجه است، نکته دوم در مورد ایران چیست، تیمی که ازطرف ایران دارد مذاکره میکند، من نمیخواهم صرفا با آمریکاییها مقایسه کنم، ولی آقای دکتر هم اشاره کردند، یک تیم همه جانبه است.
سوال: یک ترکیبی ورزیده است از حوزه سیاسی، اقتصادی، حقوقی؟
سجادپور: این نشان دهنده این است که ایران جدی است، نکته آخر در مورد ایران، البته بحث زیادست، چیزی که مهم است در مورد کشور ما، اعتماد به نفس است، دیگران این همه تبلیغاتی که گفتید رسانه، روایت، هیجان، این مجموعه، ما یک مجموعه عصبانی از ایران داریم، حتی از این مذاکرات خیلی عصبانی، معلوم است موساد و نتانیاهو و اینها اصلا با هر نوع مذاکرهای که به یک نوعی عادی شدن شرایط بخواهد منجر بشود، مخالف هستند، ولی هدف همه برنامهها میبینید این اعتماد به نفس ایران و روحیه ایران خراشی پیدا کند، ولی شما میبینید کسی نمیتواند منکر شود که ما چالش داریم، چالشهای متعدد و مختلف، اما چیزی که مهم است این اعتماد به نفس است و اول لطف الهی است و حرکت ائمه اطهار و توجهات امام عصر (عج) این مملکت با این روحیه اعتماد به نفس و ظرفیت و توان قادر بوده و است که مسیرهای سخت را پشت سر بگذارد و جلو برود.
سوال: آقای صدرالحسینی، از گفتههای دکتر سجادپور پرسش کنم، ایران جدی است، در گفتوگوها، همیشه این جدیت و این تعامل بوده است، در طول تاریخ اگر نگاه کنیم، در مورد مذاکره و گفتوگوها در قالب دورهای مختلف، نکته دوم عصبانیت رژیم صهیونیستی است، از به نتیجه رسیدن گفتوگوها در هر دوری که آغاز شده است و نکته سوم، نظرسنجی که شما اشاره کردید، نتیجه آن نظرسنجی که نه تنها مردم، بلکه آقای بقائی هم در صحبتهای شان اشاره کردند که یک بی اعتمادی نسبت به آمریکاییها وجود دارد در گفتوگوها، چرا که ما در دور نخست در مسقط، در خرداد و اردیبهشت دیدیم، پای میز مذاکره بودیم، پای مذاکره بودیم و بمباران شدیم؟
صدرالحسینی: ما برای رسیدن به منافع ملی خودمان موضوع دیپلماسی و مذاکره را یک ابزار میدانیم و نمیتوانیم در شرایط کنونی این ابزار را استفاده نکنیم، پس این ثابت شده است برای رسیدن به منافع خودمان هم در حوزههای اجتماعی، سیاسی، دفاعی و بین الملل همه تلاشهای خودمان را خواهیم کرد، بحث این جاست که آیا به نظر شما امروز مجموعه مسائل اقتصادی ما، مسائل اجتماعی، دانشگاهها و حوزههای علمیه ما، رسانههای ما، گیسوان خودشان به موضوعی به نام مذاکره گره زدند، بنده عرض میکنم که چنین نیست، پس بنابراین هر کدام از نهادهای مختلف دارند وظایف خودشان را عمل میکنند.
سوال: ولی نگاه دارند به موضوع گفتگوها؟
صدرالحسینی: بله، قطعاً نگاه دارند، این یک مجموعهای است که نیازمند به حمایت عمومی است، مثل یک خودرویی که در حال رسیدن به مقصد خودش است، چهار چرخ دارد، هر کدام از اینها دارند وظایف خودشان را انجام میدهند، دیپلماسی هم یکی از این مسائل است، نمیتوانیم امروز بگوییم که دیپلماسی و مذاکره استفاده نشود، هیچ گونه اعتمادی هم به طرف مقابل نیست، حتی اگر یک توافقی راهم امضا بکند، این نکته هم حائز اهمیت است، ولی هیچ کدام از اینها دلیل بر انجام ندادن مذاکره نیست، همین که ملت ایران توانستند، آمریکایی که خودش را در یک برج عاج میدید در زمان ترامپ به پای میز مذاکره بنشانند، این خودش یک پیروزی بسیار بزرگ است، یعنی آمریکایی که با استارت زدن ناو هواپیمابر آبراهام لینکن تصورش بر این بود که میتواند به اهداف خودش برسد، امروز مجبورست که دومین ناو را هم حرکت دهد.
مجبورست که یک فضایی در رسانهها ایجاد کند که ما این جا یک تعداد قابل توجه از نیروهای نظامی، دلتای و ویژه خودمان را آوردیم، سوال این است که اگر آمریکاییها میخواستند عملیاتی انجام دهند، اصلا نیاز به این همه نیرو نبود، قشون کشی نبود، این برای این است که بتوانند آن اراده را در این جا مستهلک کنند و شرایطی را پدیدی بیاورند که ملت ایران از این که یک مجموعه محترمی در حال مذاکره باشد، یک مجموعه مقتدری در حال رزمایش باشد و با یک هوشمندی یکی از مهمترین گذرگاههای بین المللی را بتواند امروز ببندد و آن را به کنترل کامل خودش با رزمایش اصلی در بیاورد، اینها نشان دهنده این است که همه بخشهای کشور در حال پویایی هستند، ضمن این که ما در دهه فجر بخشهای قابل توجهی از حوزه اقتصادی به یک نتایجی رسید و مجموعه چرخهای اقتصادی میچرخد و مشکلاتی وجود دارد که امروز رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند، ما از این ابزارمان در شرایط کنونی که دشمن نمیخواست ازاین ابزار استفاده شود در بالاترین سطح استفاده میکنیم، براین اساس هیچ یک از بخشهای عمده کشور به این مذاکره بند نشده است، که اگر مذاکره به هر شکلی و به هر تقدیری متوقف شد و یا توافق قابل توجه به وجود نیامد آن بخشها بخواهند از دایره خدمت رسانی، دایره پیشرفت و حرکت باز بمانند، البته یک نکتهای هم ما داریم که باز هم در فرمایشات امروز رهبر معظم انقلاب بود و آن موضوع پایین آمدن قدرت خرید مردم و کاهش ارزش ریال بود، این یک نکتهای است که قطعا با تلاشهای مضاعف دولت قابل جبران است.
سوال: که حضرت آقا اشاره کردند که مسئولان تلاش خودشان را دوبرابر بکنند برای حل این مشکلات؟
صدرالحسینی: ضمن تشکر از تلاشهایی که انجام میشود و نگاه نافذ ایشان که این تلاشها را مشاهده کردند، ایشان تاکید کردند که این تلاشها مضاعف شود، در همین حوزه هم کارهای خوب و مهمی صورت میگیرد، براین اساس از همه ابزار برای تامین امنیت ملی باید استفاده شود، با عنایت جمهوری اسلامی دور دوم مذاکرات به ژنو رفت و در حقیقت خود این یک پیام بود که ما اهل مذاکرهایم، چون ممکن بود، البته نمیگویم این اتفاق خیلی قابل رخ دادن بود، ممکن بود اگر این مذاکرات فقط در عمان باقی میماند، در حوزه رسانهای یک مقداری مورد غفلت قرار میگرفت، ولی این رفت در ژنو و دیداری که امروز وزیر خارجه با وزیر خارجه سوئیس هم انجام دادند و مواضع جمهوری اسلامی در آن جا هم با صراحت و قاطعیت مطرح شد، خود این نشان دهنده این است که به دنیا هم این را به اثبات میرساند که ما اهل مذاکرهایم و از مذاکره فرار نمیکنیم و برای رسیدن به اهداف مان، یعنی منافع ملی مان، حاضریم از همه توانمندیهای موجود کشور به نحو احسن استفاده کنیم.
سوال: آقای صدرالحسینی صحبت میکردید که مسیر دیپلماسی موفقیتها و راه خودش را میرود در عین حال میدان در حال آمادگی کامل است و مولفه پرقدرت مردم را داریم، یاد جمله رهبری افتادم که امروز در سخنرانی شان اشاره کردند که شاید ارتشی که خودش را قویترین ارتش جهان میداند، ممکن است یک سیلی بخورد که نتواند از جایش بلند شود؟
صدرالحسینی: درطول تاریخ این موارد بوده است، هم در کتب الهی همچنین مواردی را داشتیم، مثل فرعون و نمرود که در اوج قدرت و هم در جنگهای مختلف بشری که در تاریخ مضبوط است همچین مواردی وجود داشته است، در مثالهای عمومی و عامیانه خودمان میگوییم که فواره هرچه بلندتر شود، زودتر سرنگون شود که این نکتهای است که کاملا مشهود است.
سوال: آقای سجادپور فضای مثبتی که عنوان میشود بر دور دوم مذاکرات ژنو و مسیری که پیش میرود و نکتهای که در آخرین بخش صحبتهای تان اشاره کردید که صهیونیستها به شدت عصبانی هستند و تلاش میکنند برای تخریب مسیری که پیش میرود، باتوجه به این فضای مثبت چقدر به نتیجه میتوان خوشبین بود، کنگره آمریکا و لابی صهیونیستی چقدر تلاش میکنند که این نتیجه را عوض کرده و به سمت دیگری ببرند؟
سجادپور: سوال بسیار خوبی است و جالب دو سه مطلب در صحبت شماست، اول فضا، سیاست است و فضا، یعنی کلا فضا اهمیت دارد، تولید فضا، تخریب فضا، تغییر فضا، لذا این فضای مثبت که اشاره کردید، باید مورد شناسایی قرار گیرد و بازتر شود و افزایش پیدا کند، چیزی که حائز اهمیت است، بودن آقای گروسی در ژنوست، دراین فضا و مذاکراتی که داشته و تیم فنی ما و این که صحبتهایی که ما بین آقای گروسی و وزیر امور خارجه خودمان میبینیم، اینها باز اضافه میکند به آن مثبت بودن فضا و این را باید نگه داریم، نکته دوم صهیونیست هاست که اگر یک کنشگر بخواهد این فضا را بهم بزند، کنشگر دومی نیست، آن هم صهیونیستها هستند، یعنی از ترکیه نگاه کنید، مصر که مخصوصا در چند ماه گذشته بسیار فعال بوده است تا عراق و بقیه، حتی همسایگان شرقی ما، همه در پی این هستند که این مذاکرات به نتیجه برسد، چرا، چون نفع منطقهای در این است که منطقه آرام باشد و زندگی روزمره جلو برود، منتها در مورد رژیم صهیونیستی باید بدانیم که این طور نیست که ما با یک موجود یک پارچه و یک دستی روبه رو باشیم، چه در درون خودش و چه در حامیانش در ایالات متحده، در انتخابات شهردار نیویورک آقای ممدانی یک سوم از کلیمیان نیویورک به ایشان رای دادند که مهاجرزاده مسلمان شیعه است و این هم مواضعش علیه نتانیاهو بسیار روشن بود؛ لذا چالشهایی که خود رژیم صهیونیستی دارد حتی در رابطه اش با ایالات متحده و بخشهایی از ایالات متحده و چالشهایی که نتانیاهو دارد در پروندههای مختلف این طوری نیست که دستش راخیلی به یک موجود مطلق العنان ببینیم.
نکته سوم مذاکره کلا یک روندست، یعنی شما یک چیزی شروع میکنید، داد و ستدی است و از قبل نتیجه اش نمیدانید، ممکن است، میدانید که چی مطلوب توست و آن جا برای خودت مشخص کردید ولی در روندست که مشخص میشود؛ لذا در مورد بخش آخر فرمایش سرکارعالی، نتیجه در نتیجه فعل و انفعالات و کنشهایی است که این وسط ایجاد میشود، تا لحظه آخر گاهی ممکن است یک مسیر دگرگون شود و کلا سیاست سرنوشت محتومی ندارد و بستگی دارد به کنشگری در آخرین لحظات، چیزی که مسلم است تمام تلاش کشور ما این است که جنگ رخ ندهد، از طریق آمادگی، از طریق، ما نمیتوانیم در زندگی اجتماعی تقسیم بندی کنیم، همه چیز با همدیگر درست است که تقسیم بندی میکنیم برای فهم مطالب، ولی همه چیز برای همه پیوسته است، با آمادگی و گرفتن ابزارهای مختلف تمام تلاش ما، مجموعه کشور این است که از آن مسئله جلوگیری شود و متقابلا چیزی که میبینیم این است که مسائل حل و فصل شود و، چون اراده برای این است، باید همراه شود با مفهوم امیدواری که به نتیجه برسد، چرا ما فکر کنیم که آنها هرکاری میخواهند میتوانند انجام دهند، این طوری نیست ما هم مسیر خودمان را میرویم و ممکن است که مسیر ما هم به نتیجه برسد.
سوال: آقای صدر الحسینی، آقای سجادپور ترکیب را اشاره کردند در ابعاد حقوقی، سیاسی و اقتصادی و فنی یک ترکیب کاملا ورزیده، ضمن این که فکر میکنم حدود دو دقیقه زمان داریم تا پایان، مذاکرات ضمن تاکید بر خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران در همه گفتوگوها اشاره میکند به ادامه فعالیتهای صلح آمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران و بپردازیم به این که آن چه که رهبرمعظم انقلاب اسلامی در صحبتهای شان اشاره کردند چه راهبردی پیش روی تیم مذاکره کننده ما ترسیم خواهد کرد؟
صدرالحسینی: اگر آمریکاییها پیام روشن و شفاف نداده بودند که صنعت هستهای جمهوری اسلامی میتواند به روند خودش ادامه دهد، اصلا این مذاکرات شکل نمیگرفت، این حائز اهمیت است، بعضیها ممکن است ابهام ایجاد کنند در درصدها و ... ولی هیچ چیز مشخص نیست، موضوع غنی سازی اورانیوم از ساغند تا یو اف اس و از مجموعه آن چیزی که ما میگوییم سانتریفیوژهای جدید با نسل جدید در جمهوری اسلامی باقی خواهند ماند، این نکته حائز اهمیت است و مشخص است و امروز رهبرمعظم انقلاب نسبت به این مسئله تاکید کردند، این برای تیم مذاکره کننده کاملا روشن و شفاف است، آمریکاییها هم این موضوع را به خوبی میدانند و با همین شرط جمهوری اسلامی وارد شدند، این نکته را باید عرض کنم که ما برای مذاکرات خودمان حتما و حتما به دنبال منفعت محوری هستیم، قطعا و یقینا در حوزه رفع تحریمها اولین و آخرین مطلبی است که ما با آمریکاییها مطرح میکنیم، به هیچ عنوان این توافق یک سویه نخواهد بود و مهمترین موضوع رفع تحریم هاست که تصور میکنم با این تیم کاملی که الان هستند و آن چه ما نمیبینیم در تهران آن را پشتیبانی میکنند، کاملا روشن و شفاف هم برای ما و هم برای آمریکایی ها است.