انقلاب کلمات و ضرورت روایت سازی برای امروز

الف چهارشنبه 22 بهمن 1404 - 13:35

انقلاب، هرگز تفنگ را نستود؛ گلوله را تقدیس نکرد؛ و خشونت را به مقام فضیلت نرساند. آنچه انقلاب را پیش برد، نه «قدرت آتش» که «قدرت معنا» بود. قدرتی که از کلمه زاده شد، در کلام جریان یافت و در تصویر تثبیت شد. تصویرِ گل‌هایی که مردم در لوله تفنگ مأموران می‌گذاشتند، صرفاً یک خاطره نوستالوژیک نیست؛ یک «دال مرکزی» در منظومه معنایی انقلاب است. دالی که حقیقتی روشن را نمایندگی می‌کرد: تقدم اخلاق بر قهر، و تقدم گفت‌وگو بر گلوله. این حقیقت اما، در گذر زمان، به‌درستی به «روایت مسلط» تبدیل نشد.

 ما در روایت‌پردازی کوتاهی کردیم و این کوتاهی، میدان را برای روایت‌های رقیب، و گاه معارض، خالی گذاشت. خلأ روایت، فضا را خالی نگنمی دارد. خلأ، همواره با «قدرت روایت» پر می‌شود. امروز، کسانی که سابقه‌شان با تفنگ و شکنجه و سرکوب گره خورده، از همان ابزار مدرن روایت‌سازی استفاده می‌کنند تا گذشته را بازنویسی کنند. آنان با مهارت در تصویر، برش، قاب و الگوریتم، تاریخ را نه آن‌گونه که بود، بلکه آن‌گونه که می‌خواهند، به نسل جدید نشان می‌دهند. نسلی که نه شاهد بوده، نه خواننده متون اصلی، بلکه مصرف‌کننده روایت‌های شبکه‌ای است؛ نسلی که تاریخ را «اینستاگرامی» دیده است. تاریخی فشرده، احساسی، بی‌زمینه و بی‌زمان و بی مکان. در چنین وضعیتی، خطا در فهم نه یک انحراف فردی، بلکه یک پیامد ساختاری است. مسئله، ناآگاهی نسل جدید نیست؛ مسئله، غیبت روایت معتبر از سوی ماست. 

اینجاست که پرسش از «نگهداشت انقلاب» معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. انقلاب، اگر یک‌بار با کلمه پدید آمده، برای بقا نیز به همان کلمه نیاز دارد. به تعبیر فلسفی، «علت مبقیه» انقلاب، همان «علت موجده» آن است: زبان. کلام. تصویر. روایت. انقلابی که زبانش را از دست بدهد، ناگزیر میدان را به خشونت یا تحریف واگذار می‌کند.

روایت درست امروز، نه‌تنها آینده را می‌سازد، بلکه گذشته را نیز از غبار می‌رهاند. این منطق، محدود به تاریخ سیاسی نیست؛ در همه ساخت‌ها جاری است: از فرهنگ و رسانه گرفته تا سیاست خارجی. حتی دیپلماسی و مذاکرات جاری، اگر خارج از این چارچوب معنا‌یابی شوند، به کنش‌هایی تکنیکی و بی‌روح تقلیل می‌یابند. حال آن‌که در منطق انقلاب، دیپلماسی امتداد همان کلمه است؛ «کلمه حق» در عرصه بین‌الملل.

نظام معنایی انقلاب، بر «بینه» و «کتاب» و «میزان» استوار شده تا قسط و عدل اقامه شود. حدید، شمشیر و اسلحه، در این منطق، ابزارهای حاشیه‌ای‌اند؛ ذخیره‌ای برای «روز مبادا». روزی که اساساً نباید به قاعده تبدیل شود. هرگاه اسلحه به متن آمد، باید دانست که زبان به حاشیه رانده شده است. با بازخوانی درست انقلاب می توان گفت، گفت‌وگو در داخل و دیپلماسی در خارج، قاب نخست انقلاب است؛ تصویر اصلی آن. کاستی‌ها زمانی آغاز می‌شود که این قاب جابه‌جا شود و فرع، جای اصل را بگیرد. اما اگر به «تنظیمات کارخانه انقلاب» بازگردیم، ترتیب روشن است: ابتدا معنا، سپس قدرت؛ ابتدا کلمه، سپس ابزار.

امروز، بازسازی انقلاب، نه با تکرار شعار، بلکه با بازآفرینی روایت ممکن است. روایتی صادق، چندلایه و اقناع‌کننده؛ روایتی که بتواند در میدان رقابت روایت‌ها بایستد. خود را عرضه و مخاطب را قانع نماید.  کم گذاشتن در این ساحت بسان کنار گذاشتن اسلحه است در میدان آن هم درست وقتی دشمن سنگین ترین پاتک هایش را اجرا می کند. مباد که به روزیی چنین مبادا دچار شویم...

منبع خبر "الف" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.