سرویس سیاست مشرق - «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابهلای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیلها و پیشینههایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم میگذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.
***
میجنگیم، مذاکره میکنیم، برای ایران

دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا که پس از درگیری ۱۲ روزه منقطع شده بود، روز جمعه گذشته در مسقط، پایتخت عمان از سر گرفته شد.
مذاکراتی که حرفهای ضد و نقیض زیادی درباره آن مخابره شد و حتی خبر توقف آن نیز به رسانهها آمد لکن در حین و بین این اخبار اما سرانجام مقامات مذاکراتی دو کشور روز جمعه گذشته در مسقط مقابل دوربینها آمدند.
در سمت دیگر ماجرا هم اما دو طرف آماده نبرد هستند. از یکسو آمریکا دست از تهدیدات و لفاظیهای خود برنمیدارد و از سمت دیگر جمهوری اسلامی ایران هم با به رخ کشیدن توانمندیها و ظرفیتهای استراتژیک خود به این تهدیدات پاسخ میدهد و پای "جنگ منطقهای" را به میان آورده است.
اما آیا حضور دو گزینهی ظاهرا معارضِ "مذاکره و جنگ" در دو سوی این گستره برای ایران منطقی است؟
و آیا ممکن نیست که آمریکاییها در حین این مذاکرات نیز همانند درگیری ۱۲ روزه مجددا وارد مخاصمه نظامی شوند!؟
*باید دانست که در امر حکومتداری همه چیز، همیشه ممکن است و یک حکمرانی عاقل و منطقی همواره در تلاش است تا از احتمالات سوء بکاهد و بر احتمالات مطلوب بیافزاید.
ورود ایران اسلامی به مذاکرات با آمریکا علیرغم تجربه بد گذشته و با وجود تهدیدات آمریکا نیز ناشی از همین عقلانیت است.
نظام جمهوری اسلامی با این اقدام عقلایی به داخل پیام میدهد که در هر لحظهای از هیچ اقدامی ولو با کمترین احتمال برای لغو جنگ و یا تعویق آن فروگذار نیست و به خارج هم اعلام میکند که ایران نه در سمت مخاصمه بلکه در سمت مذاکره قرار دارد.
همچنانکه دیدیم این سیاست درست، چگونه در ایام درگیری ۱۲ روزه نیز آمریکا و اسرائیل را مفتضح کرد و آنها هرگز نتوانستند در افکار عمومی جهان توجیه درستی برای رفتار وحشیانه خود در قبال حمله به ایران حین مذاکره با این کشور فراهم کنند. ضمن اینکه افکار عمومی داخلی نیز به دلسوز بودن حاکمیت برای مردم پی برد.
در این بین البته شاید عدهای بگویند که در دنیای امروز؛ توجیه افکار عمومی داخلی و خارجی در مقابل یک دشمن جرّار اهمیتی ندارد و یا معتقد باشند که تجربه کردن دوباره امر تجربه شده یا همان مذاکره با آمریکا هیچ فرجامی جز حمله آمریکا نخواهد داشت!
۲ شبههای که در پاسخ به آنها باید تأکید کرد در امر حکمرانی پیشرفته اسلامی؛ صورتبندی پیامهای پیرامون یک کشور اتفاقا از اهمیتی چشمگیر برخوردار است و رهبریت نظام خود را موظف به ترکیببندی معقول این پیامها در ۲ عرصه داخلی و خارجی میداند. ترکیببندی معقولی که موجب منقّح شدن سیاستها و خواستههای یک حکمرانی اسلامی در اذهان میشود و مسیر پیشرفت این سیاستها را هموار میسازد.
در بحث قطعی بودن شیطنت مجدد و البته محدود آمریکا نیز اگرچه این رویداد کاملا قابل پیشبینی است لکن لغو مذاکره علیرغم قابل پیشبینی بودن رفتار دشمن نشانه لغو عقلانیت است و این در حالی است که یک نظام حکمرانی پیشرفته نباید در هیچ مقطعی دست از عقلانیت بردارد.
البته تأکید میشود که این عقلانیت به معنای دست برداشتن از اقتدار نظامی یا لغو پیروزی بر دشمن در لحظه نهایی نیست بلکه به معنی گفتوگو محور بودن همیشگیِ یک نظام سیاسی است.
جالب آنکه حتی حکمرانیهای پیشرفته در اعصار تاریخ نیز همینگونه بودهاند و همیشه باب گفتگو و مذاکره را باز نگه داشتهاند.
لذاست که هر دو رفتار حاکمیت اسلامی ایران در امر مذاکره یا آمادگی برای جنگ، حافظ ایران و زیستن متمدنانه مردم خواهد بود و نه تنها نباید نسبت به این دو رفتار معقول با شماتت نگریست بلکه در هر دو حالت بایستی به پشتیبانی نظام اسلامی شتافت.
***
معاون اقتصادی وزیر خارجه:
ایران توان پاسخهای دردآوری به تحریمهای آمریکا دارد

حمید قنبری، معاون اقتصادی وزیر امور خارجه در گفتوگو با ایلنا در رابطه با ارزیابی خود از تاثیری که تحریمهای جدید ترامپ علیه ایران وضع کرده است، به ویژه تاثیرات اعمال تعرفه ۲۵ درصدی برای کشورهایی که با ایران مبادله تجاری داشته باشند، گفت: برخی کشورها وجود دارند که میزان صادرات آنها به کشور ما بهمراتب بیشتر از صادراتشان به آمریکا است؛ طبیعتاً برای این کشورها صرفه نخواهد داشت که از این سیاست تبعیت کنند یا خریدهای خود را تغییر دهند. برخی دیگر از کشورها به دلایل استراتژیک فعالیت میکنند و دلایل آنها صرفاً اقتصادی نیست؛ برای نمونه، در سیاستهای انرژی خود تصمیم گرفتهاند بخش مشخصی از نیاز انرژی خود را از ایران تأمین کنند. به همین دلایل است که میگوییم این موضوع جواب یکخطی ندارد.
وی تأکید کرد: تاکنون تأثیر مستقیم و بلافاصلهای در خصوص تحریمهای جدید آمریکا مشاهده نکردهایم.
قنبری در پاسخ به این سوال که محاصره دریایی مطرح شده از سوی ایالات متحده چه تبعاتی تاکنون داشته است، تصریح کرد: ما چیزی ندیدیم یا گزارشی دریافت نکردهایم که چنین چیزی رخ داده باشد یا اقدام قریبالوقوعی در این زمینه وجود داشته باشد. علاوه بر این، مسئله سادهای نیست، چرا که ایران هم توانایی برخورد متناسب و دردآور برای طرف مقابل را دارد و باید به وجود این توان اشاره کرد.[۱]
*مسئله "تحریم" در جهان امروز و در اقتصادهای پیشرفته عصر کنونی صرفا و عموما یک مقوله روانی است.
عالمان اقتصادی بر همین منوال معتقدند که اساسا نمیتوان دور یک کشور دیوار کشید و اجازه داد و ستدهای اقتصادی را به او نداد!
جالب است بدانید که این فرمول برای کشورهای کوچک و با اقتصادهای بعضا کوچک و حتی چند محصولی یا تکمحصولی هم صادق است –و تجربیات تاریخی مهمی هم در این زمینه وجود دارد- چه رسد به ایران بزرگ با مرزهای گسترده با چندین کشور دنیا و دسترسی به دو دریا و یک اقیانوس.
لذاست که باید متوجه بود مسئله تحریمها و یا تأثیر تحریمها دچار اثر بزرگنمایی نشود.
کارشناسان معتقدند اثر تحریمها بر اقتصاد کلان ایران حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد است.
در بحث چیستی پاسخهای ایران نیز میتوان به ظرفیتهای مهمی مثل تنگه هرمز، تأمین سوخت هژمونیهای بزرگ و متحد جهانی مثل چین و روسیه، محور مقاومت، تغذیه لجستیک کشورهایی که مورد هجوم آمریکا قرار دارند و... اشاره کرد.
***
مشکل اصلی اقتصاد کشور به روایت لاریجانی

محمدجواد لاریجانی، از معاریف اصولگرا و دیپلمات سابق کشورمان به تازگی طی سخنانی در یادواره معلم شهید یوسف شالیکار در حسینیه ثارالله سپاه ناحیه آمل گفت: دشمنان ایران اسلامی، در فتنه اخیر با آتش زدن مسجد، قرآن و حسینیه، کاملا هدفمند –عمل کردند- چرا که آنها خوب فهمیدند نقطه قدرت ما مسجد و اهل بیت هستند و اینها بصیرت میدهند.
به گزارش مشرق، وی با اعلام اینکه چالشهای ایجاد شده از سوی دشمن حریف این کشور و مردم نیست، تصریح کرد: امروز مطالبه همه مردم و این ملت از مسئولان دولت و امور اقتصادی، کار جهادی برای رفع عملی مشکلات مردم و ایران است.
لاریجانی گفته است: مشکل اقتصادی در ایران –مشکل- ارزی و تحریم نیست بلکه مشکل این است که رهنمودهای رهبر را به خوبی انجام نمیدهیم. درحالی که رهبر انقلاب بر تولید، تامین کالاهای اساسی و سرمایهگذاری برای تولید تاکید دارند و ما باید بر آن استمرار داشته باشیم.[۲]
*در اقتفای سخنان دکتر لاریجانی میتوان شهادت داد که توصیههای مهمی از جانب رهبر معظم انقلاب در ابعاد مختلفی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فکری و... وجود دارد که یا بر زمین ماندهاند یا به صورت کامل اجرا نشدهاند.
تأکیدات معظمله بر مدیریت نقدینگی و سرمایهگذاری برای تولید، بیان مثبتات کشور، جهاد تبیین، زیست مفرّح اجتماعی، مدیریت جهادی برای خدمت به مردم، انتقاد از "گرانی دلبخواهی" و... دهها موردی هستند که میتوان مثال زد و تأکید کرد که آنطور که باید و شاید مورد پرداخت و اهتمام قرار نگرفته است.
ما به رأیالعین میبینیم که به مصادیق مدیریت جهادی و چهرههای امین رهبری حمله میشود، گرانی دلبخواهی و نرخهای بیقاعده جولان میدهند و تریبونهای جهاد تبیین نیز آنطور که باید و شاید جایگاه نخبگان نیست.
در این زمینه و برای عمل به فرامین امام جامعه باید فکری کرد و باید شاهد یک عزم عمومی باشیم.
یکان یکان آحاد جامعه اعم از مردم و مسئولان باید بدانند که هریک به فراخور فهم و تکلیف خود وظیفه دارند که نسبت به تحقق منویات امام جامعه (معصوم در عصر حکومت معصوم و ولی فقیه در عصر غیبت) بهپا خیزند و در سر حد امکان برای این کار بکوشند.
و این حق امام جامعه بر مردم است.
چه اگر مردمان و مسئولان جامعهای نسبت به تحقق منویات امام آن جامعه که بیشترین اشراف را نسبت به مسائل دارد و دلسوزترین فرد به حال جامعه است بیتفاوت باشند و زندگی خود را صرف گذران امور روزمره کنند؛ آن جامعه پذیرای حق نخواهد بود و در معنای اسلامی و تمدنی هم پیشرفته نخواهد شد.
مثال سادهتر این قضیه، بیماری است که به نسخههای پزشک عمل نمیکند و دچار ناسلامتی و بیماریهای مهلک میشود.
***
1_ https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1747137
2_ mshrgh.ir/1783581












