خبرگزاری مهر؛ گروه سیاست - رامین عبدالله شاهی: «توان هسته ای ایران را نابود کردیم، ذخایر اورانیوم آن را از بین بردیم؛ ما توان و اراده نیروهای مقاومت ایران را در منطقه نابود کرده ایم؛ ایران دیگر قلدر منطقه نیست.»
«کار ایران را در خیابان تمام می کنیم؛ حمله می کنیم؛ اگر حتی قطرهای خون در خیابانهای ایران ریخته شود، پاسخ ما حمله خواهد بود؛ یک ناوگان زیبا به سوی ایران در حرکت است؛ خواهیم دید چه می شود؛ اگر ایران فلان کار را نکند با پیامدهایی روبهرو خواهد شد که کمتر کشوری در طول تاریخ مانند آن را تجربه کرده است.»
«باید مستقیم مذاکره کنید؛ روی همه چیز مذاکره کنید؛ در ترکیه مذاکره کنید.»
«اگر ایرانی ها همان اول چیزی که الان پیشنهاد می دهند را پیشنهاد می دادند با آن موافقت می کردیم؛ توافقی که به موضوع هسته ای محدو شود، قابل قبول است، به این شرط که هیچ سلاح هسته ای وجود نداشته باشد.»
تئوری مرد دیوانه و قمار بر امواج سیاست
این جملات آشنا و متناقض متعلق به کسی است که در سیاست از تئوری مرد دیوانه استفاده می کند، تا کسی دست او را نخوانده و همه را شگفت زده کند. خلق شگفتی برای قمار بر روی امواج دریا هنر دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا که بنای خود را بر حفظ ابرقدرتی کاخ سفید در جهان گذاشته است. حفظ هژمونی امریکا بهر قیمت، از جمله طرح روایت های جعلی دروغین همراه با چاشنی خشونت عریان مانند کابوی ها در غرب وحشی.
پینوکیوی سیاست و پنهانکاری با جملات متناقض
پینوکیوی عالم سیاست می داند چه می گوید اما خود را به زده تا وانمود کند، نمی داند با خودش چند چند است! برای همین جملات متناقض را رسانه ای می کند تا همه را سردرگم و حقیقت را مخفی کند، اما او هر کاری کند یک چیز را نمی تواند پنهان کند و آن این است که زمانی نیرویی آفندی، متحد و با اراده را در برابر خود مشاهده می کند، زوزه کشان به کناری می رود تا سد راه نباشد.
حافظه تاریخی اهل رسانه آنقدر به یاد دارد و فراموش نکرده است که زمانی رئیسجمهور آمریکا مدعی بود موشکهای ایران آبگرمکنی بیش نیست؛ در جنگ ۱۲ روزه توان هستهای جمهوری اسلامی را نابود کرده است و دیگر نیروی مقاومتی در منطقه وجود ندارد. لیکن این سؤال مطرح میشود: اگر توان هستهای ایران را نابود شده است، موشکهای آن کارایی لازم را ندارند و نیروی مقاومتی در بخشهای مختلف غرب آسیا حضور ندارد، پس چرا ضرورت طرح موضوع هستهای، موشکی و نیروهای مقاومت را در گفتگو با تهران مد نظر قرار میدهند؟
اگر همهچیز نابود شده، این همه اصرار برای چیست؟
اگر در جنگ ۱۲ روزه و بر اثر بمباران بی۲ آمریکایی ولی جنگندههای اسرائیلی فردو و نطنز از بین رفته و تخریب شده است و ایران توان غنیسازی ندارد، پس این همه اصرار برای طرح غنیسازی صفر درصدی برای چیست؟ چرا مدام از محدودیت برد موشکهای ایرانی صحبت میشود و خلع سلاح حزبالله در لبنان و نیز مهار مقاومت یمن، بخش های همیشگی از درخواستهای کاخ سفید است؟
یا عنصری وجود ندارد و یا وجود دارد. اگر پارامترهای مد نظر آمریکا از میان نرفتهاند، بر اساس کدام مبنا در بوقهای تبلیغاتی خود اصرار دارند که بگویند عناصر قدرت جمهوری اسلامی را از او گرفته اند؟
این در حالی است که چندی پیش، به خاطر اصلاحات اقتصادی صورت گرفته در کشور، گروهی از کسبه و بازار به حق معترض شدند. حتی اعتراض آنان از سوی رهبر معظم انقلاب و دولت به رسمیت شناخته شد و در جلسات متعددی با آنان، تلاش شد تا برای حل مشکلات اقتصادی آنان و از جمله مردم، اقدامات عاجل به عمل آید.
در عین حال حمایتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی از گروههای تروریستی که قبلاً آموزشهای لازم را دیده بودند و خود به حضور آنان در کشور معترف بودند به شکلی سازمان یافته، روند مسالمتآمیز و مدنی اعتراضات را مصادره کردند تا دموکراسی در ایران رنگ خون به خود بگیرد. حمله به مراکز عمومی، نهادهای دولتی، امدادی، بهداشتی و مذهبی، استفاده از سلاح میان مردم برای کشتن مردم بیگناه و پروژه کشته سازی، بخشی از اقدامات این گروهها برای به آشوب کشیدن کشور و خلق شبهکودتایی بود که چارهای برای مقابله جدی با این نیروی سازمان یافته، برای نیروهای امنیتی باقی نگذاشت.
در این میان، ترامپ با طرح این ادعا که اگر خونی در خیابانهای ایران ریخته شود، پاسخی جدی به جمهوری اسلامی خواهد داد، اتفاقاً موجب فریب خوردن برخی از مردم شد که به حمایت بیگانه دل خوش کرده بودند. پس از مقابله به حق با تروریست های خیابانی، رئیسجمهور آمریکا هیچ اقدامی نکرد و تنها ناوگانی نمایشی به منطقه فرستاد که اتفاقاً نشان از موضعی پدافندی بود تا آفندی. شدت بدقولی رئیسجمهور آمریکا به حدی بود که حتی اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی نیز در رسانههای مختلف، بدقولی او را غیر اخلاقی دانسته و زیر سؤال بردند.
از تروریستی خواندن سپاه تا پذیرش هژمونی آن
در این راستا آمریکا و اروپا حتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عنوان نیروی تروریستیاز سوی اعلام کردند، اما کمی پس از آن، آمریکاییها با دیدن مواضع مستحکم سپاه و ارتش در آبهای کشورمان در خلیج فارس و دریای عمان، هژمونی سپاه پاسداران بر تنگه هرمز را به رسمیت شناختند و صرفاً خواستار آن شدند تا حائلی میان ناوگان دریایی آنان و نیروی دریایی سپاه وجود داشته باشد تا مبادا چالش و اصطکاکی میان آنان به وجود آید.
از سویی در حافظه تاریخی مان به یاد داریم حتی در دولت اول ترامپ نیز، زمانی که ایران با قدرت در برابر عملیات های ایزایی و جاسوسی امریکا در منطقه ایستاد که از جمله شلیک به پهپاد آنان در داخل آبهای سرزمینی کشورمان بود، ترامپ حتی از نیروهای نظامی ما تشکر کرد که به هواپیمای نظامی حامل افسران آمریکایی تهاجمی صورت نداده و آنان زنده مانده اند.
میتوان گفت سیاست های ترامپ نخ نما شده است، لذا باید تأکید کرد هر زمان نیروهای میدانی و دیپلماسی کشورمان منسجم و قدرتمند در مقابل او ایستادهاند، رئیسجمهور آمریکا وادار به عقبنشینی شده است و ما این را حتی در دفاع مقدس ۱۲ روزه نیز مشاهده کردیم، تا جایی که حاضر شد فروش نفت ایران به چین را به هر میزان بپذیرد اما در مقابل ایران آتش بس را بپذیرد و از ادامه موشک باران سرزمین های اشغالی جلوگیری کند.
شکست آمریکا در تحمیل چارچوب مذاکرات
در چند روز گذشته نیز اصرار دستگاه دیپلماسی کشورمان بر مذاکرات غیرمستقیم با موضوع صرفاً هستهای و در کشور عمان است که در هر سه مورد منجر به عقبنشینی سیاستمداران آمریکایی شد و این در شرایطی است که کاخ سفید خواستار مذاکره در همه موارد، آن هم به صورت مستقیم و در کشور ترکیه بود؛ اما در هر سه مورد و در حتی در چینش و ساختار مذاکره هم نتوانستند خواستههای خود را به تهران تحمیل کنند.
حال پس از پایان دور اول مذاکرات غیر مستقیم در مسقط، ترامپ با طرح ادعایی مبنی بر آنکه اگر ایران این پیشنهادات هسته ای اخیر را در گذشته ارائه میداد، همان زمان مشکلات خود را با جمهوری اسلامی حل میکردیم، به دنبال یک جنگ رسانهای دیگر است تا وانمود کند، تهران در گذشته به دنبال مذاکره جدی نبود و اکنون میخواهد امتیازات بزرگی در مذاکرات بدهد! در حالی که دستگاه دیپلماسی کشورمان بر ضرورت حق غنیسازی اورانیوم و حفظ نیروی موشکی جمهوری اسلامی و حمایت از نیروهای مقاومت را مکرر اعلام و بر آن تاکید کردهاند.
بنابراین میتوان تأکید کرد روایتهای دروغین دیوانه کاخ سفید، قمارهای باخته او بر روی امواج دریاست که رویاهای او را غرق کرده و ترامپ ناگزیر برای جلوگیری از این شکست، حتی به کفهای روی امواج آب دست میاندازد.












