علیرضا نجمی: گاهی برای فهمیدن حال و روز یک کشور، کافی است پای حرفهای مردم بنشینی؛ همانجا که گفتوگو از دخلوخرج خانه شروع میشود و به پرسشی بزرگتر درباره شیوه اداره امور میرسد. قصه امروز اقتصاد و مدیریت در ایران، قصه عدد و نمودار صرف نیست؛ روایتی است از تصمیمهایی که گرفته شده، فرصتهایی که از دست رفته و امیدی که میان وعدهها و واقعیتها معلق مانده است. در پسِ این نارضایتیها، بحث فقط بر سر گرانی یا کاهش قدرت خرید نیست، بلکه سخن از کیفیت حکمرانی و نسبت آن با شایستهسالاری است.
کشور ایران روزهای سخت و دشواری را پشت سر گذاشته اما این دشواری ها تمام نشده است و بحثی به نام مذاکرات با آمریکا و جنگ با آمریکا بین مردم رواج دارد؛حال سوال اساسی این است که حاکمیت باید چه اقداماتی انجام دهد تا نارضایتی مردم کاهش پیدا کند؟

در همین حین خبرآنلاین با امیررضا واعظ آشتیانی فعال سیاسی اصولگرا درباره نارضایتی مردم و وظیفه حاکمیت در قبال این نارضایتی به گفتوگو پرداخته است؛ وی در ادامه با شرایط اقتصادی بحث را آغاز کرد و گفت: نارضایتی عمده مردم، در حقیقت، در حوزه اقتصاد شکل گرفته است؛ نارضایتیای که حاصل نسخههایی است که طی چند دهه گذشته عدهای برای اقتصاد کشور پیچیدهاند و برخی از مسئولان در حوزههای مختلف آنها را به اجرا گذاشتهاند، بیآنکه نتیجهای درخور به دست آید. با این حال، همانها امروز در جایگاه طلبکار ایستادهاند. فارغ از این طلبکاری، نکته اساسی آن است که وقتی ریلگذاری در حوزه اقتصادی با نقص و کاستی همراه است، نباید بر استمرار همان مسیر اصرار ورزید؛ بلکه باید به اصلاح ریلگذاری پرداخت. اگر مسیری را، ولو به اشتباه، در پیش گرفتهایم، شایسته است آن را اصلاح کنیم.
وی افزود: به اعتقاد من، اگر امروز در حوزه اقتصادی با مشکلاتی روبهرو هستیم، بخش عمده آن به این بازمیگردد که افراد در جایگاه شایسته خود قرار نگرفتهاند. اگر هر فرد در موقعیت متناسب با تخصص خود قرار گیرد، یا حتی اگر در حوزه تخصصی خویش حضور دارد اما توان اداره امور را ندارد و این ناتوانی برطرف شود، مجموعه این نابسامانیها شکل نخواهد گرفت. باور من بر این است که این نارضایتی اقتصادی، ریشه در نگاه مردم به وضعیت معیشتشان دارد؛ مردم سبد خانوار خود را مینگرند، دخل و خرجشان را میسنجند و بر همان اساس قضاوت میکنند.
هر دولتی که روی کار آمده، به جای درمان ریشهای مسئله، به پانسمان کردن زخمی پرداخته است
واعظ آشتیانی ادامه داد: متأسفانه هر دولتی که روی کار آمده، به جای درمان ریشهای مسئله، به پانسمان کردن زخمی پرداخته است؛ زخمی که با این روش هرگز التیام نیافته. تجربه تا امروز نیز نشان داده است که با پانسمان، هیچیک از مشکلات حوزه اقتصاد حل نشده و نخواهد شد. ما نیازمند آن هستیم که یا ریل خود را تغییر دهیم، یا دستکم به سمتی حرکت کنیم که از این اقتصاد دولتی رهایی یابیم. اکنون بیش از ۸۰ درصد اقتصاد کشور ما دولتی است؛ اقتصادی مبتنی بر دستور و آمیخته با سیاست. این فضا باید اصلاح شود. باید بخش خصوصی را در حوزههای مختلف سهیم کرد. اینکه نهایتاً تنها ۱۰ درصد صادرات کشور به بخش خصوصی اختصاص داشته باشد و مابقی در اختیار اقتصاد دولتی و خصولتی باقی بماند، هرگز وضعی بهتر از شرایط موجود رقم نخواهد زد.
فهال سیاسی اصولگرا با اشاره به قانون اساسی گفت: اگر ما به قانون اساسی توجه میکردیم ـ همانگونه که در مقدمه آن تصریح شده که اقتصاد ایران بر سه بخش دولتی، خصوصی و تعاونی استوار است ـ و در این چند دهه به این اصل اهتمام میورزیدیم، امروز به نقطهای نمیرسیدیم که مردم نگران مسائل اقتصادی خود باشند و از کاهش ارزش پول ملیشان احساس اضطراب کنند. آنچه امروز با آن مواجهیم، بیش از هر چیز برگرفته از نوعی خودتحریمی در انتخاب افراد کارآمد است؛ در این زمینه دیگر دشمن به ما درسی نمیدهد، بلکه خودمان با کنار گذاشتن نیروهای توانا، خویشتن را تحریم کردهایم.
وی ادامه داد: این روند سبب شده است که هر جا ضعفی مشاهده میشود، افراد ناتوان در آن موضع جای گرفته باشند و چهرههای تکراری نیز بهوفور دیده شوند. فردی را از وزارت اقتصاد برکنار میکنند، یا رأی اعتماد نمیگیرد، اما اندکی بعد در جایگاه ریاست بانک مرکزی قرار میگیرد. ایشان در دورههای مختلف مسئولیت داشتهاند؛ اکنون باید منصفانه پرسید: آیا عملکرد این دسته از افراد موفق بوده است یا رفوزه شدهاند؟ من تنها یک نمونه را بهعنوان مصداق ذکر میکنم، اما این مسئله منحصر به یک نفر نیست؛ افراد دیگری نیز هستند که بهصورت چرخشی در مسئولیتهای مختلف حضور مییابند، بیآنکه راندمان قابل قبولی داشته باشند.
واعظ آشتیانی افزود: مایه تأسف است که میبینم افرادی که راندمان ندارند، همچنان مورد حمایت قرار میگیرند و از سمتی به سمت دیگر منتقل میشوند و مسئولیتهای گوناگون را در اختیار میگیرند. در حالی که مطالبه مردم، پیش از آنکه صرفاً اقتصادی باشد، مطالبه عدالت در رفتار و در انتخاب مدیران کارآمد است؛ عدالتی که باید در گزینش و انتصابها متجلی شود تا اعتماد عمومی نیز بازسازی گردد.
از مرحله شعار و سیاست عبور کنیم
وی تصریح کرد: سنگ بنای پیشرفت کشور زمانی فراهم میشود که از مرحله شعار و سیاست عبور کنیم و به اجرای درست برسیم. فارغ از بحثهای ریلگذاری، سیاستگذاریها، هدفگذاریها و برنامهها، پرسش اساسی این است که برنامه را چه کسی باید اجرا کند؟ بیتردید برنامه را افراد توانا باید به اجرا درآورند؛ با افراد بیعرضه نمیتوان هدفها را پیش برد و مسیر توسعه را هموار ساخت.
واعظ آشتیانی با شاره به وضعیت اقتصادی فعلی گفت: امروز اگر مردم در حوزه اقتصادی با مشکل روبهرو هستند ـ که بهحق میتوان آن را واقعیتی انکارناپذیر دانست ـ دولت باید تدابیر لازم را بیندیشد، مجلس نیز باید نقش خود را ایفا کند و قوه قضاییه هم همینگونه. همانطور که مقام معظم رهبری بارها تأکید کردهاند، هرجا نیاز باشد قوه قضاییه و قوه مقننه باید به دولت کمک کنند، این همکاری باید تحقق یابد. در مقابل، دولت نیز نباید چنین بیندیشد که میتواند بهصورت مستقیم در حوزههای دیگر ورود کند؛ بلکه همکاری باید همهجانبه و در چارچوب تعامل قوا باشد. تعاملی در جهت منافع مردم و منافع کشور.
وی افزود: من ریشه بسیاری از این معضلات موجود را در سوءمدیریت، در خودتحریمیِ ناشی از انتخاب مدیران ناتوان و در قرار نگرفتن افراد در جایگاه شایسته خود میبینم. افزون بر آن، تا زمانی که اقتصاد ما دولتی باقی بماند و بخواهیم همین مسیر هموزن و تکراری را ادامه دهیم، بیتردید اتفاق بهتری رخ نخواهد داد؛ مگر آنکه به قانون اساسی در حوزه اقتصاد بازگردیم و هر سه بخشِ خصوصی، تعاونی و دولتی را محقق سازیم. دولت باید سیاستگذار و ناظر بر عملکردها باشد. من موافق اقتصاد نئولیبرالیستیای که سالها نسخه آن برای این کشور پیچیده و حاکم شده نیستم، اما موافق همان مدلی هستم که در قانون اساسی به آن تصریح شده است.
وی با اشاره به این موضوع که مردم امروز نسبت به برخی موضوعات رخداده، عصبانیت و دلنگرانی دارند افزود: در اینجا نیز باید به جایگاه افرادی که مسئولیت بر عهده گرفتهاند بازگردیم؛ زیرا هر مسئلهای را در نهایت انسانها حل میکنند. وقتی مدیرانی نداریم که درست بیندیشند، و در برخی حوزهها کارآمدی لازم وجود ندارد اما مسئولیت همچنان باقی است، نتیجه آن گسترش ناکارآمدی خواهد بود.
واعظ آشتیانی گفت: تصمیمگیری مسئلهای نیست که بتوان ساده از کنار آن گذشت. یکی از مهمترین شاخصههای یک مدیر موفق، تصمیمگیری مبتنی بر کار کارشناسی است؛ تصمیمی که هم حال امروز آن حوزه را بهبود بخشد و هم آینده آن را تضمین کند. تصمیمهایی که شتابزده و شبانه اتخاذ میشوند و پیامدشان خسارت به جامعه و حوزههای مختلف است، نمیتوانند نشانه مدیریت کارآمد باشند.
هر جا پسرفت رخ داده، افراد در جای خود قرار نگرفتهاند
وی تاکید کرد: هر جا پیشرفتی حاصل شده، افراد در جایگاه مناسب خود نشستهاند؛ و هر جا پسرفت رخ داده، افراد در جای خود قرار نگرفتهاند. بسیاری از مشکلات، معضلات و چالشها را باید در انتخاب افرادی جستوجو کرد که توان لازم نداشتهاند اما از حمایتهای نابجا برخوردار شدهاند. نکته مهمتر آنکه وقتی افراد ناتوان در رأس امور قرار میگیرند، راه نفوذ از کنار آنان هموار میشود؛ نفوذی که میتواند امنیتی، اقتصادی، فرهنگی یا اجتماعی باشد. وقتی گفته میشود باید مراقب نفوذ بود، معنایش همین است: افراد توانا در جایگاه مناسب بنشینند. در آن صورت، نفوذ در حوزههای یادشده ـ هرچند ممکن است بهکلی از میان نرود ـ بیتردید کمتر و محدودتر خواهد بود.
این فعال سیاسی اصولگرا در پایان تصریح کرد: با این همه، متأسفانه گوش شنوایی چندان وجود ندارد. هر دولتی که روی کار میآید، گویی میپندارد باید چرخ را از نو اختراع کند. ما هنوز نیاموختهایم که مانند یک مسابقه دو امدادی عمل کنیم؛ به این معنا که دولتی تا نقطهای تلاش کرده، دولت بعدی مسیر درست و مثبت را ادامه دهد و آنچه را پیشینیان نتوانستهاند تکمیل کنند، ترمیم کرده و پیش ببرد. اما چنین نیست. مجالس و دولتهای ادوار غالباً کوشیدهاند خود را مبدع چرخ بدانند، و همین رویکرد سبب شده کارهای تکراری و موازی انجام شود؛ نتیجه آن نیز بروز چالشهای پیدرپی در حوزههای فرهنگی و اجتماعی بوده است.
۲۹۲۲۱












