
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۴۲ آمریکا به وسیله ۱۰ نفر از مستشاران خود به سرپرستی سرهنگ یاتسویچ رئیس شعبه سیای سفارت آمریکا در ایران، سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) را بنیان گذاشت. تاسیس اینسازمان طبق قانون سال ۱۳۳۵ بدون هیچمخالفت جدی به تصویب مجلس شورای ملی رسید. ارتشبد حسین فردوست گفته وظیفه اینسازمان تلفیقی از وظایف FBI و CIA بود؛ به اینترتیب که ادارات کل سوم و هشتم وظایف FBI و ادارات کل دوم و هفتم وظایف CIA را انجام میدادند. بهطور کلی دو اداره دوم و هفتم را سازمان اطلاعات خارجی و ادارات سوم، چهارم و هشتم را سازمان ضد اطلاعات مینامیدند. پنج اداره کل دیگر (یکم، پنجم، ششم، نهم و دهم) هم نقش تدارکاتی و پشتیبانی اینسازمان را به عهده داشتند.
ساواک سال ۱۳۳۶ با یکصفحه قانون و یکدنیا اختیارات با ریاست تیمور بختیار پا به عرصه وجود داشت و با شروع کارش، در تمام وزارتخانههای آنزمان، حداقل یک افسر ساواک بهعنوان منشی مستقر بود. ساواک تحت پوشش برنامههای بهاصطلاح اجتماعی از قبیل سپاه دانش، سپاه بهداشت، سپاه عمران و خانههای اصناف، در جریان ریزترین اطلاعات قرار میگرفت و دفاتر ویژه و قدرتمندی هم در اروپا و غرب داشت.
در سالهای ۱۳۵۴، ۵۵ و اوایل ۵۶ کمتر هفتهای بود که طی آن چندنفر از مبارزان انقلابی (به طور تصادفی و در گشتها) کشته یا دستگیر نشوند. بازجویان ساواک نیز به روایت راویان حاضر، بهخاطر فشار عصبی و عذاب وجدان ناشی از شکنجه و کشتار، بهوفور از مشروبات الکلی و انواع نوشیدنیهای مستکننده استفاده میکردند.
ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی دهه فجر و پیروزی بر فتنه اخیر رژیم صهیونیستی برای اغتشاش در ایران (دی ماه ۱۴۰۴) بهانه خوبی است تا یکمنبع مستند و مکتوب را درباره شکنجههای وحشیانه دستگاه اطلاعاتی ایران در عصر پهلوی مرور کنیم که همانطور که اشاره شد، توسط آمریکا و یهود بینالملل پایهگذاری شد. منبع مورد اشاره، کتاب «شکنجهگران میگویند» نوشته قاسم حسنپور است که توسط موزه عبرت ایران چاپ شده است.
قسمت اول اینپرونده چندی پیش منتشر شد که در پیوند زیر قابل دسترسی و مطالعه است:
* «وقتی مردم خانه وحشت را کشف کردند/گریه نماینده صلیب سرخ بر زندانی سیاسی ایرانی!»
در ادامه مشروح قسمت دوم مطلب «شکنجهگران میگویند» را میخوانیم؛
* عضو جبهه ملی بودم و بعدش شکنجهگر شدم
یکی از شکنجهگران معروف ساواک که پس از انقلاب اعدام شد، بهمن نادریپور معروف به تهرانی متولد سال ۱۳۲۴ است که سال ۴۶ با مدرک دیپلم، در سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) استخدام شد. تهرانی مدتی در ادارات بایگانی و فیش مشغول بود و سپس به بخش ۳۱۱ که وظیفهاش جمعآوری خبر در گروههای کمونیستی بود منتقل شد. با گذشت مدت کوتاهی مسؤولیت بخش احزاب و دستهجات کمونیستی به وی واگذار شد و بهدنبال آن سال ۱۳۴۸ رهبر عملیات شد. تهرانی اواخر سال ۴۹ عضو کمیتهای در اداره سوم شد که وظیفهاش شناسایی عوامل تظاهرات سراسری دانشگاهها بود.
تهرانی خرداد ۱۳۵۱ فعالیت جدید خود را در کمیته مشترک آغاز کرد. چندبار هم تشویق شد و مدالهای مختلف گرفت.
او سال ۵۵ برای گذراندن دورههای تخصصی عازم آمریکا و اسرائیل شد. سال ۵۶ بهعلت عدم سازگاری با ناصری و سجدهای (رئیس کمیته مشترک) به کمیته مستقر در اوین منتقل شد. او یکی از شکنجهگران بهشدت مورد اعتماد پرویز ثابتی بود.
تهرانی اوایل سال ۵۸ توسط نیروهای انقلاب دستگیر شد. او در اعترافات خود در دادگاه گفت ۲۲ ساله بوده که یکیدوماه را در جبهه ملی گذرانده و گاهی چنداعلامیه میگرفته و با دوستانش اقدام به توزیع آنها میکرده است. اینتحرکات باعث شد تهرانی بهطور موقت از دبیرستان اخراج شده و آینده خود را در ورزش جستجو کند. چون در دوران دانشآموزی و دبیرستان، عضو یکی از سهتیم بسکتبال دبیرستان بود. تهرانی در قدم بعد به خدمت سربازی رفت و بهعنوان نیروی سپاه دانش به یکروستا اعزام شد. وقتی هم از خدمت برگشت، بیکار بود؛ پسر بزرگ یکخانواده کارگری که به گفته خودش بهدلیل اینبیکاری، سال ۱۳۴۵ وارد ساواک شد.
* بچه دوساله من در خانه میگفت خمینی ای امام
اینشکنجهگر ساواک در دادگاه، شاه را «آنمرتیکه خائن» یا «آنبزرگ فاسد احمق» خطاب کرد و گفت: «بچه دو ساله من توی خانه میدوید و میگفت خمینی ای امام و من که پدرش بودم به عنوان کارمند ساواک هنوز تردید داشتم.»
* اسرائیل که رفتیم در مسجدالاقصی نماز خواندیم و شراب نخوردیم
تهرانی در بخشی از دادگاه انقلاب درباره ماموریتهای خارج از کشور خود گفت: «دوبار به ماموریت رفتم. یکبار اسرائیل برای دیدن دوره کوتاهمدت؛ یکبار به آمریکا برای یکدوره یکماه و نیمه. اواخر ۵۴ بود که ۶ نفر از کارمندان ساواک به اسرائیل رفتیم و در تلآویو مورد استقبال کارمندان اطلاعات موساد قرار گرفتیم. ما شش روز بیشتر نماندیم و روز آخر هم ما را بردند به بیتالمقدس و مسجد الاقصی که در آنجا نماز خواندیم. سر میز شراب میگذاشتند ولی ما با این که ایمان مذهبی ما آنچنان قوی نبود فقط به خاطر اینکه ملیت خودمان را نشان بدهیم، به هیچ وجه سر میز غذا به شراب دست نمیزدیم.»
* عضدی در تلآویو است
بهمن نادریپور درباره محمدحسن ناصری (عضدی) که یکی از بازجویان شناختهشده و سفاک ساواک بود، گفت: «اواخر بازنشسته شد و با گرفتن ۱۰۰ هزار تومان به اسرائیل رفته و به احتمال قوی در تلآویو زندگی میکند و با شعیب صمیمی آخرین نماینده ساواک در اسرائیل رابطه دارد. چون زبان نمیداند.»
* شعب خارجی ساواک کجا بودند؟
طبق روایت تهرانی، همزمان با آموزشهایی که او و همکارانش در آمریکا و اسرائیل میدیدند، عده دیگری هم در آلمان غربی برای کارهای عکاسی، تعقیب و مراقبت از نمایندگیهایی که ساواک در خارج از کشور داشت دوره میدیدند. نمایندگی ساواک در آمریکا ۳ شعبه داشت؛ یکی در نیویورک، یکی شیکاگو و شعبه سوم هم در کانادا که هرکدام بهطور مستقل عمل میکردند. همه اینشعب هم با سازمان سیا در ارتباط بودند و حدود فعالیتشان مشخص بود که فقط در مورد ایرانیهای اینمناطق فعالیت کنند.
در انگلستان آلمان غربی و ایتالیا هم همینطور بود. نمایندگی ساواک در اردن با منصور قدر بود که بعدا سفیر ایران در لبنان شد.
یکی از اعترافات تهرانی این بود که اواخر حکومت پهلوی و پیش از پیروزی انقلاب، روابط اطلاعاتی ایران با مصر شکل گرفته بود.
* کشتن ۹ زندانی سیاسی در تپههای اوین
اتهامات تهرانی در دادگاه انقلاب، ۱۴ مورد بود که برخی از آنها از اینقرار بودند:
«شرکت در به شهادترساندن ۹ نفر ازجمله بیژن جزنی، عباس سورکی، محمد چوپانزاده، عزیز سرمدی، مشعوف کلانتری، حسن ضیا ظریفی، مصطفی جوان خوشدل، کاظم ذوالانوار و احمد جلیلی افشار»، «دستگیری و شرکت در به شهادت رساندن سید علی اندرزگو»، «شرکت در شکنجه و قتل سعید قراچورلو، محمود وحیدی و محمدرضا کلانتری»، «شکنجه منجر به شهادت ابراهیم پوررضا خلیق»، «شرکت در شکنجه منجر به شهادت بهمن روحی آهنگران»، «شرکت در سرکوبی جنبش سیاهکل» و «معاونت در شهادت حمید اشرف».
تهرانی در اعترافات خود درباره اتهام کشتن ۹ نفر مبارز گفت زندانیها به تپههای پشت زندان اوین منتقل شده و با دست و چشم بسته روی زمین نشسته بودند. اولینکسی که رگبار مسلسل را به سوی آنها بست سرهنگ وزیری بود و از آنجایی که گفتند همه باید شلیک کنند، همه شلیک کردند. من نفر چهارم یا پنجم بودم که شلیک کردم.»
اینمتهم دادگاه انقلاب در ادامه گفت: سعدی جلیل اصفهانی بالای سر همه رفت و تیر خلاص را شلیک کرد. سپس اجساد کشتهشدهها داخل مینیبوس گذاشته شده و به بیمارستان ۵۰۱ ارتش تحویل داده شد. لباسهای خونآلود و چشمبندهای مقتولین به دستور عطارپور توسط من و رسولی سوزانده شد تا مدرکی باقی نماند.»
* کمیته ماهان و پخش اعلامیههای جعلی
تهرانی در هشتمین و نهمین جلسههای بررسی اتهاماتش گفت ساواک با برپا کردن کمیتهای به نام کمیته ماهان، تلاش کرد با پخش اعلامیههای مختلف جعلی، جنبش اسلامی را متوقف و مبارزین و مجاهدین را به جان هم بیاندازد. کمیته ماهان به دستور سپهبد ناصر مقدم تشکیل شد و «پرویز» (بهمن فرنژاد) معروف به دکتر جوان سرپرست آن بود.
وظیفه کمیته ماهان تماس با روحانیون مختلف برای اخلال و شکاف در جنبش اسلامی، تهیه و توزیع اعلامیههای جعلی برای انحراف مسیر انقلاب اسلامی و مسائلی از این قبیل بود.
* رئیس خبرگزاری پارس ساواکی بود
یکی از اعترافات تهرانی در دادگاه درباره محمود جعفریان معاون سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران و قائممقام دبیرکل حزب رستاخیز بود. او گفت جعفریان از اعضای حزب توده بود که دستگیر و پس از آزادی، مدتی سرمامور ساواک شد. جعفریان تعداد از منابع اطلاعاتی را در سواحل خلیج فارس و خوزستان اداره میکرد. او کارمند اداره آموزش ساواک بوده و مدتی در اداره هفتم بود و کمی بعد رئیس خبرگزاری پارس شد.
* شهادت اندرزگو به روایت تهرانی
تهرانی یکی از ساواکیهایی است که در شهادت سیدعلی اندرزگو دست داشتهاند. او درباره چگونگی لو رفتن و شهادت اندرزگو گفته اینمبارز از طریق خط تلفنی که با آن تماس گرفته و مکالمه آخرش لو رفت.
روایت بهمن نادریپور از شهادت اندرزگو این است که پس از آنکه محاصره شد و مورد هدف گلولههای ماموران ساواک قرار گرفت، در همان حال که خون از او میرفت با کمال وقار و اطمینان دفترچه را درآورد و چند برگش را کند و جوید.
* منافقین بگویند چه فرقی با ساواک دارند؟
تهرانی در دادگاهش درباره تصفیههای خونین سازمان مجاهدین خلق و کشتن مجید شریف واقفی هم نکاتی بیان کرده است. او در اینباره گفت افرادی که در اینگونه اعمال دخالت داشتهاند و مسلما آگاهانه عمل میکردند توضیح دهند اعمالشان چهتفاوتی با کار ساواک داشته است.
ادامه دارد...