خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: احسانالله شکراللهی، دانشآموخته علوم اطلاعرسانی و زبان و ادبیات فارسی است. او سابقه طولانی کار در کتابخانههای گوناگون عمومی، تخصصی، پارلمانی، و ملی دارد و ریاست مرکز تحقیقات فارسی دهلینو نیز در کارنامهاش دیده میشود؛ و در حال حاضر مدیر انتشارات کتابخانه مجلس شورای اسلامی است، با او درباره مرحوم عباس زریاب خویی، که امروز روز درگذشتش است، و نقش این استاد در کتابخانههای مجلسین سنا و شورای ملی و البته نسخههای خطی و کتابهای مرتبط با ایرانشناسی به گفتگو نشستیم.
مشروح این گفتگو را میخوانید:

* درباره مرحوم عباس زریاب خویی و نقش ایشان در کتابخانه مجلسین سنا و مجلس شورای ملی بفرمایید.
من ترجیح میدهم بحثمان را از اینجا شروع کنم؛ به عنوان یک کتابدار، میخواهم ضرورتهای کاری در یک کتابخانه و ابعاد مختلف وجود ایشان را بررسی کنم. ایشان چهرهای چندوجهی هستند و هرکسی از زاویهای با ایشان آشنایی داشته است. من هم از زاویه یک کتابدار میخواهم ایشان را بشناسانم.
وقتی ما وارد رشته کتابداری شدیم، در اوایل دهه ۱۳۷۰، سه گروه درس به ما تدریس میشد: دروس عمومی (مانند سایر رشتهها)، دروس تخصصی (از جمله ردهبندی، سازماندهی و فراهمآوری کتاب) و یکسری دروس دیگر که نه عمومی بودند و نه تخصصی؛ بلکه «آشنایی با علوم مختلف» نام داشتند. ما یک پیمانه فلسفه، یک پیمانه جامعهشناسی، یک پیمانه روانشناسی و مباحث مختلف علوم انسانی را میخواندیم. برای ما سؤال بود که چرا باید این دروس را بخوانیم؟ پاسخ استادان این بود که یک کتابدار باید با زمینههای مختلف علوم آشنا باشد و منابع مرجع آن رشتهها را بشناسد تا حرف مراجعین مختلف را، که صاحبنظر در رشتههای گوناگون هستند، بفهمد و بتواند به درستی آنها راهنمایی کند. باید موضوعات علوم گوناگون را هم بشناسد تا بتواند در طبقهبندی علوم، کتابها را جا دهد و بسته به نوع کتابخانه و نیاز مراجعان خاص با طرح و برنامه دقیق به سراغ خرید و سازماندهی منابع برود. بنابراین، یک کتابدار خوب باید این ویژگی را داشته باشد تا بتواند خدمترسانی درستی صورت بدهد.
در مورد کار و خدمت در کتابخانههای گوناگون باید اشارهکنم که هر نوع کتابخانه، کتابدار خاصی را طلب میکند. مثلاً کتابخانه عمومی باید اطلاعات عمومیتری داشته باشد و کتابخانه دانشگاهی باید دانشی ناظر به مباحث درسی آن دانشکده داشته باشد. کتابخانه حوزه پزشکی و کتابخانه کودک نیز همینطور. کتابخانه پارلمانی هم حتماً باید کتابدارش ویژگی خاصی داشته باشد؛ آن ویژگی این است که باید به مباحث اصلی مربوط به آن مملکت اشراف داشته باشد. کتابخانه پارلمان قرار است درباره مسائل اساسی کشور به نمایندگان مردم در مجلس اطلاعرسانی کند، چون آنها باید در حوزه مباحث خاص کشور تصمیمگیری کنند. طبیعتاً نمایندگان وقتی به دنبال پیشینه تاریخی امور، در کمیسیونهای مختلف هستند، باید آن منابع اعم از کتاب و سند و نشریه در کتابخانه موجود باشد و کتابدار نیز اشراف به مباحث داشته باشد تا خدماتدهی خوبی ارائه کند. طبیعتاً یک کتابدار باید علاقهمند به این مباحث باشد و از پیش نشان داده باشد که دوستدار و مشرف این مباحث است.
* این ویژگی خاصی برای کار در کتابخانه مجلس است.
بله، حالا با این دو مقدمه، برویم سراغ استاد شادروان عباس زریاب خویی. ایشان در مقطعی وارد کتابخانه مجلس شدند که آقای دکتر تقی تفضلی، ریاست کتابخانه را بر عهده داشتند. ایشان نیز از فضلای روزگار و انسان بسیار فرهیخته و باسوادی بودند. دوستی با صادق هدایت و شاگردی ابوالحسن صبا و ترجمه چند اثر از جمله منتخب غزلیات شکسپیر خود گویای جایگاه فرهنگی ایشان است. اتفاقاً آقای استاد عبدالحسین حائری هم در زمان معاونت ایشان جذب کتابخانه شدند؛ یعنی چند سالی بعد از استاد زریاب خویی، در سال ۱۳۳۰.
شادروان تفضلی بهدرستی این رویکرد و نگاه را داشتند که دنبال جذب افراد فاضل و فرهیختهای باشند که توانایی شناسایی، فهرستنویسی و خدماتدهی در رابطه با آثار ایرانشناسی و اسلامشناسی را به نمایندگان داشته باشند. در چنین فضایی، شادروان عباس زریاب خویی که تحصیلاتش را در قم نیمهکاره رهاکرده بود و به دلیل اتفاقات روزگار و انقلابات، توسط روسها از خوی به تهران تبعید شده بود، پس از مدتی معلمی و تدریس خصوصی، سر از کتابخانه مجلس درآورد. ایشان به راهنمایی استادشان شریعت سنگلجی وارد مجلس شورای ملی شدند.
* برای چه کاری وارد کتابخانه مجلس شورای ملی شدند؟
زمینه این کار چه بود؟ یکی از مجموعههای بزرگ اهدا شده به کتابخانه مجلس، حدود ۳۰۰۰ جلد کتاب آقای طباطبایی، رئیس پیشین مجلس بود. که حدود نصف این آثار (۱۴۳۸جلد) کتاب خطی بود. فهرستنویسی کتاب خطی طبیعتاً کار هرکسی نبود و آنها دنبال یک آدم بسیار فاضل میگشتند.

در اینجا یک پرانتز بازکنیم و ببینیم چرا فهرستنویسی کتابهای خطی کار راحتی نیست. برعکس کتابهای چاپی که همه نسخههایی که از آن چاپ میشود، چه ۲۰۰۰، چه ۵۰۰۰ هزار نسخه، همه عین هم هستند و آگاهیهای مربوط به اطلاعات کتابشناسیشان همه یکسان است و کتابها شناسنامه دارند، و به راحتی میشود با مراجعه به این شناسنامه آن آگاهیها را استخراج کرد؛ از سرشناسه که نام مؤلف است، و مترجم، تا عنوان و ناشر و دیگر مشخصات کتاب. اما نسخه خطی اینگونه نیست. آن استاندارد کتابهای چاپی در نسخههای خطی وجود ندارد و تقریباً هر نسخهنویس با سبک و سیاق خاص خودش کتاب را مینویسد.
بنابراین اولین مهارتی که یک فهرستنویس نسخههای خطی باید داشته باشد، این است که بتواند متنوع بودن مهارتهای مورد نیاز کار با نسخههای خطی را مدیریت کند. باید بتواند موضوع کتاب را کشف کند، نام مؤلف را استخراج کند، تاریخ تألیف پیدا کند، موضوع یا موضوعات اصلی کتاب را کشف کند و تاریخ استنساخ اثر را هم استخراج کند.
* برای به دست آوردن ایندست آگاهیها، مهارت دیگری که یک فهرستنویس نسخه خطی باید داشته باشد، خود همین موضوع است که فرمودید؛ یعنی نیاز به یک مجموعه مهارت دارد. کسی که در وهله اول بتواند همین قدم اول را بردارد، باید دانشهایی داشته باشد که توانایی این کار را داشته باشد.
احسنت! دقیقاً همین است؛ یعنی هرکسی را برای اینکار فرانمیخوانند. برای فهرستنویسی نسخههای خطی فرد باید یک جامعیتی داشته باشد، مخصوصاً مباحث مربوط به علوم اسلامی و علوم انسانی را کم و بیش بداند. مهارت مورد نایر دیگر اینکه نسبت به حداقل دو سه زبان رایج در نسخههای خطی آگاهی کافی داشته باشد؛ درباره نسخههای تمدن ایرانی و اسلامی ضرورت دانستن فارسی و عربی که قطعی است، حالا تا حدی ترکی و اردو هم لازم است. چون اطلاعات در حوزههای نسخههای خطی و تمدن ایرانی معمولاً به اینگونه زبانها نوشته میشده است. و اتفاقاً استاد زریاب همه اینها را میدانست. یعنی ترکی که زبان مادریاش بود، فارسی که زبان ملی ما بود، عربی را در حوزههای علمیه آموخته بود و تخصص بالایی در این حوزه داشت. و همین تحصیلش در حوزه باعث شده بود که شاخههای گوناگون علوم اسلامی را هم خوب بداند و مطالعات متفرقهاش هم باز شده بود به مباحث ایرانشناسی علاقهمند شود و مخصوصاً بعدها با تحصیل در آلمان ایرانشناسی پیش از اسلام را هم ایشان به آگاهیهای خوب خود اضافه کرده بود.
و به هرحال استاد زریاب جذب کتابخانه مجلس میشود در دورانی که آقای تقی تفضلی ریاست را به عهده دارد. آن زمان مصادف بوده با دوران پانزدهم مجلس شورای ملی که اتفاقاً آقای سید حسن تقیزاده هم در آن دوره به نمایندگی از مردم انتخاب شده بود. طبیعتاً کتابخانه مجلس برای خدماتدهی به نمایندگان به عنوان اولین وظیفه طراحی شده بود و آقای تقیزاده جزو کسانی بود که مرتب مراجعه میکرد و در این مراجعات متوجه شده بود که چه آدم دانشمندی به عنوان کتابدار اینجا خدمت میکند و با ایشان آشنا و دوست میشود.
چند سال بعد، یعنی سال ۱۳۲۸ که مجلس سنا تأسیس میشود و سید حسن تقیزاده به عنوان رئیس آن مجلس انتخاب میشود، طبیعتاً آن مجلس خواص هم میبایست مانند مجلس ملی کتابخانهای میداشت و برای جذب کتابدار برای آن کتابخانه، در واقع اولین گزینه تقیزاده آقای عباس زریاب خویی بود؛ بنابر این ایشان را از مجلس ملی میبرد به مجلس سنا.
ایشان با دانش فراگیری که در طی دوران چندساله خدمت در کتابخانه مجلس کسب کرده بود، به جمعآوری کتاب اعم از کتاب چاپی و خطی برای مجلس سنا پرداخت و به این ترتیب روز به روز بر دانش و آگاهی و تجربهاش در این حوزه اضافهتر میشد. و در همان مقطع بود که تقیزاده در دیدار با یک ایرانشناس آلمانی، آقای زریاب خویی را معرفی میکند و زمینه یک بورسیه آلمانی برایش فراهم میشود و ایشان میرود دانشگاه یوهانس گوتنبرگ برای تحصیل. ۵ سالی آنجا زیر نظر ایرانشناسهای معروفی مثل «هنینگ» ایرانشناسی میآموزد و در چند شهر و چند دانشگاه آلمان در رشتههای کسب دانش میکند. در دو رشته هم دکتری میگیرد.
* فلسفه و تاریخ؟
بله. در آنجا که برمیگردد، ضمن ادامه فعالیتهای پژوهشی، در دانشگاه هم استخدام میشود.

من میخواهم در این مقطع یک فلشبک بزنم به خدمت در کتابخانه مجلس و اوضاع کتابخانههای پارلمانی خودمان. ببینید، نمایندگان مجلس باید بهترین خدمات را بگیرند، باید پشتیبانی درستِ اطلاعاتی شوند، باید دستمایه پرباری از دانش و آگاهی داشته باشند تا در صحن علنی مجلس یا در کمیسیونهای تخصصی راجع به مباحث خاص مملکت و قوانین و لوایح تصمیمگیری درستی بکنند. و اگر این زمینه علمی و دانش از سوی کتابداران فراهم نباشد، طبیعتاً اثرش را در تصویب قوانین خواهد گذاشت، و چه بسا قوانین جامعالاطراف و سخته و پختهای نخواهد بود. وظیفه یک کتابخانه پارلمانی این است که به درستی و با کیفیت این پشتیبانی اطلاعاتی را به نمایندگان ارائه بدهد.
سؤالی که الان مطرح میشود این است که یک چهره در تراز زریاب خویی که استاد تراز اول مباحث مختلف علوم بوده، استاد ادبیات فارسی بوده، استاد ادبیات عرب بوده، استاد تاریخ بوده و و و، ما امروز در کتابخانه پارلمانمان چند نفر چهره با این ویژگیها داریم؟ و اگر هم داشته باشیم، به چه میزان به آنها اهمیت داده میشود و چه جایگاهی به آنها دادهایم؟
فرض بکنید کسی مثل آقای زریاب خویی را همه میشناسند و کسانی که خودشان حتی یکبار هم پای کلاس درس ایشان ننشستهاند، خودشان را شاگرد این مرد میدانند. کسانی که خودشان سمت استادی دارند، خودشان را شاگرد وی میدانند. مثلاً شادروان احمد تفضلی در جایی نوشته من همیشه خودم را شاگرد سه نفر میدانم؛ کسانی که هرگز در کلاس درسشان حاضر نبودهام: شادروان مجتبی مینوی، شادروان دکتر زریاب و شادروان محمدتقی دانشپژوه.
* ما چگونه عمل کردیم؟
امروز کتابخانه پارلمانی ما به نظر میرسد هیچ نسبتی با پارلمان ندارد، جز اینکه اسم آنجا یدک میکشد. در کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی هیچ ارتباط منطقی، معقول و شایستهای بین منابع فراهم شده و نمایندگان مجلس وجود ندارد. میزان مراجعه به کتابخانه بسیار کم و در حد هیچ است و میزان اهتمام کتابخانه به پشتیبانی اطلاعاتی از نمایندگان هم بسیار کم است. همین امروز من شنیدم که حالا تلاشی صورت میگیرد تا کاری را که چند سال پیش تعطیل شده بود احیا کنند، یعنی از سال ۱۳۸۳ تا سال ۱۳۹۴، ما آنجا یک دفتر نمایندگی داشتیم، کنار صحن به نام «پایگاه اطلاعرسانی نمایندگان» با نام ماختصاری «پان»که بعد از ۱۱ سال خدمات عالی متأسفانه تعطیل شد. در صورتی که نمایندگان مراجعه خوبی داشتند به آنجا، و یکی از باسوادترین همکارانمان بهنام آقای بیاتی آنجا به عنوان کتابدار مرجع حضور داشت. به هرحال، نماینده یا وقتش کم است یا حوصلهاش کم است یا هرچیز دیگر، آن صحن مجلس را ترک نمیکند و بیاید تا کتابخانه مجلس، یا خبر ندارد که چنین کتابخانهای در دسترس است؛ ولی طی آن یازده سال به آن «پایگاه» مدام مراجعه میکردند، یعنی میزان مراجعه نمایندگان برای به دست آوردن برخی اطلاعات طی آن ۱۱ سال مدام رو به فزونی بود.
البته من هم در راهاندازی آن پایگاه نقش داشتم؛ زمانی که مدیر روابط عمومی کتابخانه مجلس بودم. اما به هر حال این اتفاق تلخ افتاد که آنجا تعطیل شد. حالا شنیدهام که تلاشهایی برای راهاندازی دوباره آن صورت میگیرد، اما آیا مثل استاد زریاب خویی در کنار گنجینههای غنی خطی و چاپی وجود دارند که این مجموعه را کامل کنند و فرایند خدمات دهی را به یک کمال نسبی برسانند که بتواند یک نماینده مجلس را به سمت تصویب قوانین مؤثر و مطلوب سوق دهد؟ اگر یک کتابدار برجسته، فاخر، باسواد، دلسوز و علاقهمند مثل آقای زریاب خویی و امثال ایشان نباشد و زمینه ارتباط با نمایندگان فراهم نشود، خوب آن پشتیبانی اطلاعاتی که از آن صحبت میکنیم هیچگاه شکل نمیگیرد و خدمات یک کتابخانه پارلمانی ابتر میماند.
* چیزی که شما به آن اشاره میکنید، این است که یک کتابدار جامعالاطراف در سطح آقای زریاب خویی میتواند باعث ارتقای کیفی قوانین یک مملکت شود.
بله دقیقاً!
* برگردیم سر دوره فعالیت ایشان در مجلس سنا و بعد اینکه کتابهایی که ایشان جمع کردند، بعداً بعد از انقلاب سرنوشتش چه شد؟
دوران خدمت ایشان در کتابخانه مجلس شورای ملی شاید نسبتاً محدود بود، یعنی حدود دو سه سال بیشتر نبود؛ اما دوران خدمت ایشان در کتابخانه سنا به این دلیل خیلی اهمیت دارد که از بدو تشکیل سنا ایشان حضور داشتند.
* از بدو تشکیل؟
بله ایشان در فراهم آوردن منابع نقش داشتند. البته افراد برجستهای مثل آقای کیکاووس جهانداری و استاد شفیعی کدکنی هم به آن مجموعه اضافه شدند و بعد از ایشان کار را ادامه داد. حالا اینکه ایشان چه مدت با آقای جهانداری همکار بودند و بعد برای تحصیل رفتند و آقای جهانداری کار را ادامه داد، یا استاد شفیعی چند سال در کتابخانه سنا خدمت کردند این را دقیق من نمیدانم؛ اما این را میدانم که آقای جهانداری هم بسیار آدم باسوادی در کار خودش بود و اهل و پیگیری بود در فراهمآوری منابع ایرانشناسی، مخصوصاً منابع لاتین و بهویژه منابع به زبان آلمانی.

رییس نخست آن کتابخانه، سید حسن تقیزاده هم که معروف است، برجستهترین ایرانشناس زمان خودش بود. اینها تلاش کردند که هرچه در مورد ایران تولید میشود، اعم از مباحث ایرانشناسی و اسلامشناسی، در قالب پیایندها و کتابها و نسخ خطی را فراهم کنند. تا آنجا که منابع ایرانشناسی کتابخانه سنا تبدیل شد به غنیترین منابع ایرانشناسی کشور.
حتی بعد از انقلاب که بنیاد ایرانشناسی شکل میگیرد و دستاندکاران آنجا تلاش میکنند که مجموعهسازی درخوری داشته باشند، خیلی سعیکردند که همه آن منابعی که اینجا هست را از اینور و آنور عالم پیدا کنند؛ دیدند نه، موجود نیست. بسیاری از آنها تمام شده بود و نسخههای بسیاری از آن هیچ جا موجود نبود. مرحوم آقای دکتر حسن حبیبی با رؤسای وقت کتابخانه مجلس تفاهم کردند و آمدند و تقریباً همه آنچه که در این کتابخانه موجود بود را کپی کردند و صحافی کردند. و الان این منابع به صورت کپی شده شده در بنیاد ایرانشناسی نگهداری میشود.
حتی در یک مقطعی هم که آقای دکتر حداد عادل ریاست مجلس را به عهده داشتند، آقای حبیبی از ایشان خواسته بودند که خب، شما که یک گنجینه خیلی غنی دارید، همان کتابخانه شورای ملی، این منابع سنا برایتان تکراری است؛ اینها را همه بدهید به ما. آقای دکتر حداد عادل هم متمایل به این کار شده بودند، منتها حقیقتش همکاران ایشان را منصرف کردند و مانع شدند. و در واقع این مجموعه الان با همه غنا و کمالش در کنار مجموعه کتابخانه مجلس شورای ملی سابق باقی مانده است. در مقطعی به مجموعه اینجا میگفتیم کتابخانه شماره یک و به آنطرف میگفتیم کتابخانه شماره ۲؛ الان منابع کتابخانه ملی را میگوییم مجموعه کتابخانه مجلس شورای اسلامی و آنور را میگوییم مجموعه ایرانشناسی.
باید در اینجا یک اشاره هم بکنیم به نام آقای حسن محجوب که نقش مهمی داشت در حفظ کار بزرگانی مثل استاد زریاب خویی و کیکاووس جهانداری؛ ایشان این مجموعه را حفظ و نگهداری کردند، تا دوران انقلاب و در آن مقطع خاص انقلاب هم که خوب هر حادثهای ممکن بود برای این دو مجموعه پیش بیاید، استاد حائری نقش درخشانی ایفا کردند و این گنجینه درخشان فراهم شده توسط استاد زریاب خویی و دیگران را حفظ کردند که امروز به عنوان غنیترین مجموعه منابع ایرانشناسی در کشور ما به آن میبالیم.












