همشهری آنلاین، شقایق عرفینژاد: فیلم ساخته ابراهیم امینی است که پیش از این فیلم چشم بادامیرا ساخته و فیلمنامههایی را برای محمدحسین مهدویان که از سالهای دهه هشتاد با هم کار کردهاند، نوشته است. از جمله «ایستاده در غبار» که در آن بازی هم کرد، «لاتاری»، «ماجرای نیمروز» و «مرد بازنده». او در این گفتوگو از تجربه ساخت این فیلم و همکاری اش با مهدویان گفته است:
شما را به عنوان فیلمنامهنویس و به خاطر همکاریهایتان با محمدحسین مهدویان میشناسیم. چطور شد که سراغ فیلمسازی رفتید و کارگردانی را تجربه کردید؟
واقعیت این است که من دو بخش را در همکاریهایم با مهدویان دنبال میکردم. یکی بازیگری و یکی فیلمنامهنویسی. اما چون در تئاتر کارگردانی کرده بودم، این علاقه به کارگردانی در من وجود داشت. ولی شرایط حاکم بر فیلمنامهنویسی من و خیلی از هم صنفهای من را ناگزیر از کارگردانی میکند. به دلیل این که فیلمنامهنویسی جایگاهی در سینمای ایران ندارد. شرایط از نظر مالی تا اعتباری و ساختار تولید طوری چیده شده که اگر سودای بیشتری برای پیشرفت داشته باشید، به نظر میرسد در فیلمنامهنویسی به آن نمیرسید. بنابراین باید مسیرتان را تغییر بدهید و به سمت کارگردانی بروید. به جای این که بگویم از اول به کارگردانی علاقه داشتم واقعیت را میگویم که به دلایلی که گفتم بعد از مدتی فیلمنامهنویسی خسته میشوید و به این فکر میکنید که چرا کارگردانی نکنم؟
فیلم اولتان چشم بادامی یک سوژه نوجوانانه دارد. چه شد که برای فیلم دوم سراغ سوژه متفاوت رفتید و در باره جنگ ۱۲ روزه فیلم ساختید؟
قبل از این جنگ طرحهای دیگری داشتم که دوست داشتم آنها را کار کنم. ولی وقتی جنگ پیش آمد احساس کردم باید در باره این دوران کار کنم. ضمن این که بعد از این اتفاق دیگر ساخت فیلم با موضوعاتی که من در نظر داشتم، از نظر تأمین سرمایه سخت بود. بنابراین تصمیم گرفتم این سوژه را کار کنم. به اضافه این که بین این فیلم و فیلم قبلیام شباهتهایی وجود دارد تا بین کارهایم خط و ربطی وجود داشته باشد. مثلا موضوع خانواده در هر دو فیلم مورد توجهم بوده است. در چشم بادومی قصه یک خانواده را داریم و هم اینجا داستان یک خانواده را داریم که سعی میکنیم به آنها نزدیک شویم. چیزی که در فیلمسازی مورد علاقه من است، این است که روی آدمها درنگ کنیم و سعی کنیم آنها را در موقعیتهای پیچیده و سخت بشناسیم.
فیلم را برای همین بخش از جشنواره و فیلمهای ویژه جنگ ۱۲ روزه ساختید؟
نه. بعدها البته فراخوانی از سمت فارابی شکل گرفت و فضا به این سمت رفت که حس میکردیم در جشنواره بخشی برای فیلمهایی در باره جنگ ۱۲ روزه خواهیم داشت. ولی برای من قبل از اینها شروع شد.
در باره داستان فیلم برایمان توضیح بیشتری میدهید؟
در باره خانوادهای است که در زمان جنگ ۱۲ روزه مجبور میشوند خانهشان را در تهران ترک کنند و مدتی را در کنار هم خارج از تهران و جایی که متعلق به خودشان نیست بگذرانند. این مسئلهای است که بسیاری از ما از سر گذراندهایم. من عادت دارم بعضی چیزها را به شکل روزانه مینویسم. این خاطرات را هم به شکل روزانه مینوشتم و زمانی که هنوز جنگ تمام نشده بود داستان کوتاهی با این موضوع نوشتم. بعدتر احساس کردم ظرفیت دراماتیک هم دارد و میتواند تبدیل به فیلم شود. ضمن این که تجربه مشترک خیلی از ما بود.
حسین مهدویان هم با فیلمی با همین موضوع در جشنواره حضور دارد که حتما همزمان با فیلم شما در حال ساخت بوده است. چقدر با هم در باره کارها تبادل فکری داشتید؟
در این مدت به دلیل این که مشغول کار بودیم چندان با هم در ارتباط نبودیم. بنابراین از احوال هم باخبریم، ولی از پروژههای هم خبر نداریم.
الان با آقای مهدویان در جشنواره رقیب هم هستید.
نه. آدم با استاد خودش که رقابت نمیکند. فقط فیلمهایمان با هم داوری میشوند. من از خیلی قدیم کارم را با مهدویان در دوران دانشجویی و کارهای غیرحرفهای شروع کردیم. این سیری که در این ۱۰ یا ۱۵ سال با هم طی کردیم، پر از لحظههای به یادماندنی بوده است و همینطور پر از آموزش. الان هم موقعیت پیچیدهای است به دلیل این که همیشه با هم در یک فیلم بودهایم، اما الان تکثیر شدهایم. من و مهدویان و سجاد پهلوانزاده و هادی حجازی فر با هم کار را شروع کردیم و هرکدام الان کارگردانی کردهایم. انگار یک گروه ما گسترش پیدا کرده و میتوانیم تجربههایمان را تکثیر کنیم.












