بیانیه تحلیلی شبکهکانونهای تفکر ایران(ایتان) پیرامون موقعیت امروز کشور و ارائه پیشنهادات راهبردی برای شتاببخشی به پیشرفت جمهوری اسلامی ایران
بسمالله الرحمن الرحیم
۱ تغییر موازنه راهبردی در تقابل آمریکا و ایران
در دهههای گذشته، راهبرد غالب آمریکا با اتکا به جایگاه هژمونیک خود در نظام بینالملل، اعمال فشارهای غیرمستقیم، تدریجی و کمهزینه بودهاست. تحرکات فزاینده، پرهزینه و مستقیم آمریکا در محیط پیرامونی ایران، بیش از آنکه نشانه قدرتنمایی باشد، بیانگر کند شدن ابزارهای نرم و تغییر موازنهای عمیق در نسبت راهبردی دو طرف است. مهمترین تحولاتی که در تغییر موازنه قدرت به سود جمهوری اسلامی ایران نقشآفرین بودهاند در ۴ محور قابل بررسی هستند.
تغییر جایگاه نظمآفرین به برهمزننده نظم در منطقه و جهان
اقدامات اخیر آمریکا (مانند انفجار خط لوله نورداستریم، ربودن رئیسجمهور ونزوئلا، بیاعتبارکردن نهادهای بینالمللی و خروج از آنها) به جهانیان نشان داده که آمریکا خود عامل ناامنی و برهمزننده نظمی است که دیگر منافعش را تأمین نمیکند.
تنش در ائتلافهای راهبردی آمریکا در مقابل روند صعودی همکاریهای بینالمللی ایران
مهمترین ائتلافهای آمریکا با سرعت به سمت تنش و اختلاف میل کرده و همکاری با واشنگتن روزبهروز پرهزینهتر شده است. بیاعتنایی آمریکا به منافع اروپا در جنگ روسیه و اوکراین، تنش نمایان با اروپا در موضوع گرینلند، تنش جدی با کانادا بر سر الحاق این کشور به آمریکا و از سوی دیگر تلاش عملی کانادا برای شکلدهی به ائتلافهای جدید و فشار به هند برای عدم خرید نفت از روسیه، از جمله این اختلافات است.
کاهش وزن محاسباتی آمریکا و پررنگ شدن نقش ایران در تصمیمات چین و روسیه
در سالهای اخیر، چین و روسیه بهطور شفاف در مقابل طرحهای بینالمللی آمریکا – خصوصاً در مواجهه با ایران – ایستادهاند. شکاف بنیادین در شورای امنیت سازمان ملل در پروندههای مربوط به ایران و حمایت قاطع پکن و مسکو از مواضع تهران، گواه این تحول است. تغییر رفتار چین در خرید نفت از ایران و نادیده گرفتن تحریمهای یکجانبه آمریکا، پیام روشنی درباره بیاهمیتی تصمیمات آمریکا به جهان مخابره کرده است.
تضعیف پروژه اصلی آمریکا در منطقه
راهبرد مرکزی آمریکا در غرب آسیا طی سه دهه اخیر، عادیسازی روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای منطقه از طریق پیمانهایی مانند «صلح برای رفاه ۲۰۲۰» و «پیمان ابراهیم» بوده است. اما تحولات پس از طوفان الاقصی، ضعف و رفتارهای نامتعارف این رژیم را آشکار کرد و موجب فاصلهگیری کشورهای مهم منطقه (از جمله عربستان) از آن شد. شکست طرحهایی مانند خلع سلاح حزبالله و ناتوانی رژیم در توسعه سرزمینی، نمایانگر افول هیمنه راهبردی آن است.
۲ خاستگاه تقابل: الگوی مستقل ایران در برابر نظم سلطهگر آمریکایی
جمهوری اسلامی ایران با تلفیق «عقلانیت دینی» و «هویت ملی»، مسیر پیشرفت مستقل و توأمانِ رفاه، امنیت و استقلال را در پیش گرفت. این انتخاب با منطق حاکم بر نظم جهانی – که دنیا را به «سلطهگر» و «سلطهپذیر» تقسیم میکرد – در تعارض بود. از همین رو، تقابل همهجانبه جهان آمریکایی با ایران نه یک اختلاف گذرا، بلکه رویارویی دو الگوی متعارض از «نظم جهانی» و «سبک زندگی» است. ملّت ایران برای تحقق تصمیم خود و ایجاد الگوی متفاوتی از کشور پیشرفته، یک مسیر پیشروی خود داشت:مقاومت تا اضمحلال نظم آمریکایی جهان.
۳ طرح آمریکا در عصر گذار: عقبنشینی مدیریتشده
آمریکا با پذیرش افول تدریجی جایگاه ابرقدرتی خود، در حال بازتعریف مأموریتش بر اساس «دکترین مونرو» است: تمرکز بر تثبیت سلطه در نیمکره غربی، حفظ وابستگی متحدان سنتی، برونسپاری مدیریت برخی پهنههای ژئوپلیتیکی (مانند غرب آسیا به رژیم صهیونیستی) و تقویت ظرفیتهای دفاعی. اقدامات شتابزده و یکبارمصرف کنونی آمریکا (از جنگ تعرفهای با چین تا سازماندهی تهدیدهای امنیتی در ایران) در واقع تلاش برای مدیریت این عقبنشینی تاریخی و ممانعت از شکلگیری ائتلافهای راهبردی جدید است. این تحول، ایران را در آستانه «فرصتی بینظیر» قرار داده است: لحظهای که میتوان با «جهش تولید» و «توسعه همکاریهای نظمآفرین»، نه تنها پیشرفت داخلی را شتاب بخشید، بلکه الگوی مستقل ایرانی را به عنوان جایگزین واقعی در برابر نظم آمریکایی به جهان عرضه کرد.
۴ الزامات راهبردی و پیشنهادات سیاستی برای شتاببخشی به پیشرفت ایران
امروز که مناسبات جهانی در دوران گذار هستند و فهم تدریجی قوای فکری سیاسی کشور برای استفاده از ظرفیتهای درونی بارور شدهاست، نیاز است تا نخبگان با اعتمادبهنفس کافی، ادراکات فعالانه را جایگزین نگرشهای کلیشهای گذشته کنند.
در این راستا شبکه کانونهای تفکر ایران(ایتان)، پیشنهاداتی را به محضر مسئولان، نخبگان و عموم مردم دغدغهمند ایران عرضه مینماید. (پیشنهاد میشود نسخه کامل این پیشنهادات را در متن کامل بیانیه مطالعه فرمایید):
توسعه فعالانه همکاریهای راهبردی و نظمآفرین
بازتعریف جایگاه ایران در معادلات منطقهای نیازمند طرحهای همکاری بزرگ و مبتنی بر منفعت طرفین است. طرحهایی که بتواند با پیوند زدن منافع کشورهای منطقه با مزیتهای درونی ایران، بستر را برای فعالیت مستقل و فعال ایران در حوزه بینالملل فراهم سازد.
الف) طرح خزر استریم: به واسطه محدودیتهای صادراتی روسیه به کشورهای اروپایی، ایران میتواند میزبان بیش از 70 میلیارد متر مکعب گاز روسیه به قصد صادرات به بازارهای خارجی باشد.
ب) طرح آسیای نو: طرح «آسیای نو» بر پایه یک معادله راهبردی میان ایران و چین تعریف میشود؛ بهگونهای که آورده راهبردی چین، سرمایهگذاری مستقیم در میادین نفتی ایران و آورده راهبردی ایران نیز تقویت بینالمللی یوآن از طریق فروش یوآنی نفت است.
پ) پیمان نفتی اتحاد: طرح نفتی «اتحاد» بر پایه تبدیل رابطه ایران و عراق از رقابت در بازار نفت خام به همکاری در زنجیره ارزش انرژی استوار است. در این چارچوب، عراق نفت خود را برای فرآوری به پالایشگاههایی در خاک ایران منتقل میکند و محصول نهایی به بازارهای منطقهای و فرامنطقهای عرضه میشود.
ت) تبدیل شدن به هاب غذایی منطقه: حضور کشورهای روسیه و بلاروس در شمال کشور به عنوان تولیدکنندگان بزرگ غلات و کودهای کشاورزی، وجود یک ظرفیت بالقوهی 30 میلیون تنی ترانزیت و ظرفیت 16 میلیون تنی آسیابانی و فراوری غلات بلااستفادهی کشور، زمینه را برای تبدیل ایران به هاب غذایی منطقه فراهم کردهاست.
خارجکردن رشد ۸ درصدی از لوکسانگاری با سیاست رفاهی درونزا، توسعهمحور و غیرتورمی
وضعیت رفاهی خانوار ایرانی از ابتدای دهه 90 و پس از تجربهی رشد اقتصادی نزدیک به صفر در آن دوره، با افت قابل توجهی مواجه شد. اتخاذ سیاست رفاهیای که بدون تشدید کسری بودجه، به ارتقاء رفاه خانوار منجر شود، در شرایط کنونی کشور، فوریترین و ضروریترین اولویت سیاستی به شمار میرود.
بهبود در وضعیت دسترسی به مسکن که عملاً اصلیترین کالای مورد نیاز مردم است، میتواند هدف این سیاست رفاهی باشد. گلوگاه حل مشکل مسکن نیز ریشه در قیمت زمین دارد؛ زمین با سهم نزدیک به ۸۰ درصدی از قیمت مسکن در شهرهای بزرگ و با سهم متوسط ۶۵ درصدی در مراکز استان، ریشه اصلی گرانی مسکن بوده و دولت میتواند برای اتخاذ یک سیاست رفاهی موثر، با عرضه زمین، جهشی در رفاه خانوار ایجاد کند.
پشتیبانی زیرساختهای تولید، از رشد ۸ درصدی
الف- تامین انرژی پایدار
- کاهش و بهینهسازی مصرف انرژی در بخش گاز: به دلیل سرانه مصرف یکسان دهکهای مختلف جامعه، از جمله اقشار کم درآمد، فعال شدن شرکتهای بهینهساز برای کاهش مصرف گاز می تواند راهکار کمهزینهتر و موثرتری نسبت به آزادسازی قیمت انرژی برای مقابله با ناترازی گاز باشد.
- افزایش تولید انرژی در بخش برق:حل ناترازی برق تنها با صرفهجویی ممکن نیست، بلکه افزایش تولید پایدار باید در دستور کار قرار گیرد. توسعه نیروگاههای کوچک و متوسط با استفاده از «پنل های خورشیدی فتوولتائیک»، مقرون به صرفهترین راهکار موجود است. این طرح میتواند تا ۷۵ درصد از ناترازی برق در پیک مصرف را جبران نماید.
کاهش مخاطرات قیمتی تولید
- انضباطبخشی به شبکه بانکی: انضباط بخشی به شبکه بانکی نیازمند آن است که اختیارات نظارتی بانک مرکزی افزایش و امکان دسترسی لحظهای به داراییها و تعهدات بانکهای تحت نظارت فراهم شود.
- تحقق اهداف نظام چندنرخی ارز، بدون استقرار نظام چندنرخی: جهت اتخاذ سیاستهای ارزی پایدار بایستی از یک سو به سمت نظام تعرفهای شفاف، هوشمند و کارآمد در گمرکات حرکت کنیم. از سوی دیگر توسعهی ابزارهای مالی همچون اوراق ارزی،معاملات آتی و سلف و سپردههای ارزی می تواند پاسخ مناسبی به تقاضای سرمایهای و نامولد ارز بدهد.
کاهش مخاطرات حقوقی تولید
ارتقای ضمانت اجرای تعهدات قراردادی از طریق ابزارهایی همچون بیمه سلامت قراردادی و رفع موانع ایجاد و فعالیت نهادهای حقوقی به همراه صیانت از حقوق مالکیت قراردادی با تسهیل صدور اسناد رسمی و تحقق ابطال ناپذیری اسناد رسمی از الزامات این راهکار بهشمار میرود.
سیاستگذاری فعالانه بخشی و رفع موانع اختصاصی تولید در بخشهای مهم اقتصاد
الف- افزایش تولید کشاورزی و تأمین امنیت غذایی
ایران با برخورداری از حدود ۳۷ میلیون هکتار اراضی مستعد کشاورزی با محدودیت زمین مواجه نیست. علت اصلی بالقوه ماندن این ظرفیت، وجود یک مانع ذهنی است که آب را نهادهای محدودکننده و تعیینکننده میپندارد. برخلاف تصور عمومی، طی سه دهه گذشته و با وجود نوسان بارشهای سالانه، میانگین بلندمدت بارش کشور تنها حدود ۴ درصد کاهش یافته است؛ با این حال، منابع آب تجدیدپذیر بیش از ۲۰ درصد افت کردهاند. این شکاف، ناشی از تغییر رژیم بارشها و نیز افزایش دما و در نتیجه تبخیر و تعریق بیشتر در سراسر کشور است. در نتیجه نظام استحصال و بهرهبرداری از منابع آب نیازمند بازآرایی بر اساس شرایط اقلیمی جدید مبتنی بر افزایش استفاده از آب سبز (رطوبت موجود در خاک) و مدیریت سیلابها است.
ب- افزایش تولید و خدمات کالای سلامت
نظام سلامت ایران در شرایط کنونی، در تقاطع مجموعهای از تهدیدها و فرصتهای راهبردی قرار دارد. از یکسو، روند سالمندی جمعیت و خطر فرسودگی و استهلاک سرمایه و از سوی دیگر، برخورداری از نیروی انسانی جوان، متعهد و نخبه متقاضی خدمت، همراه با ظرفیت بالقوه ایجاد درآمد ارزی و گسترش مشارکت بخش خصوصی. در کنار این عوامل، موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز ایران در منطقه و قرابتهای فرهنگی و مذهبی با کشورهای پیرامونی، مجموعهای کمنظیر از فرصتها را پیشروی کشور قرار دادهاست. برآیند این مؤلفهها از امکان یک خیز راهبردی برای تبدیل ایران به قطب پزشکی و دارویی منطقه و جهان اسلام حکایت دارد. تحقق این امر نیازمند اتّخاذ تدابیر فعالانه است.
توسعه زیرساختهای درمانی با الگوی مشارکت عمومی-خصوصی: به منظور تأمین سرمایه مورد نیاز برای توسعه زیرساختهای درمانی، میبایست از الگوهای سنتیِ توسعه صرفاً دولتی یا خصوصی عبور کرد و به سوی توسعه با الگوهای مشارکت عمومی-خصوصی در احداث و مدیریت مراکز درمانی با محوریت بازیگران حقوقی و با تأکید بر حفظ مالکیت عمومی حرکت کرد.
توسعه سرمایه انسانی نظام سلامت: برای فعلیت یافتن مزیت راهبردی حوزه سلامت در تحقق اهداف توسعهای کشور، میبایست برنامهریزی لازم جهت افزایش تربیت پزشکان نخبه و متعهد برای تأمین این اهداف علاوه بر تأمین نیاز داخل صورت گیرد. در این راستا، تربیت پزشکان به صورت بومیگزینی و همراه با تعهد خدمت، نهتنها چالش کمبود نیروی انسانی را مرتفع میسازد، بلکه موجب اصلاح الگوی توزیع جغرافیایی خدمات میگردد. همچنین به منظور ارائه خدمات پایه دندانپزشکی، تربیت و به کارگیری نیروهای حدواسط دندانپزشکی در شبکه بهداشت با هزینه تمام شده کمتر، منجر به تأمین نیازهای درمانی پایه مردم شده و امکان تمرکز دندانپزشکان بر درمانهای تخصصی را فراهم میآورد.